es
Feedback
• رایمون

• رایمون

Ir al canal en Telegram

«از حیّز انتفاع ساقط شده» [مطالبی که بدون نام هستند را خودم نوشته‌ام. کپی نکنید. فوروارد یا با نام چنل منتشر کنید.] < تبلیغ نداریم. >

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram • رایمون

El canal • رایمون (@raymonism) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 11 714 suscriptores, ocupando la posición 23 411 en la categoría Películas y el puesto 27 132 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 11 714 suscriptores.

Según los últimos datos del 30 junio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -126, y en las últimas 24 horas de -3, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 17.61%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 13.11% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 2 063 visualizaciones. En el primer día suele acumular 1 535 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 0.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como آدم, چیز, وقت, روز, کس.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
«از حیّز انتفاع ساقط شده» [مطالبی که بدون نام هستند را خودم نوشته‌ام. کپی نکنید. فوروارد یا با نام چنل منتشر کنید.] < تبلیغ نداریم. >

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 01 julio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Películas.

11 714
Suscriptores
-324 horas
-297 días
-12630 días
Archivo de publicaciones
دوست دارم تنها باشم. اما عذاب وجدان دارم. اگر ما بخواهیم تنها باشیم، یعنی داریم به خانوده‌مان خیانت می‌کنیم؟

من چند روزه توی صراف حساب باز کردم. حرکت جالبی که زدن اینه؛ با پیش‌بینی بازی‌های جام‌جهانی امتیاز می‌گیری و مجموع امتیازها، تو رو توی یه زیرگروهی قرار می‌ده که توی اون زیرگروه مقدار مشخصی بیت‌کوین هست. هرچقدر این گروه به امتیازهای بالاتری برسه مبلغ بیت کوین بیشتر می‌شه. و در انتهای جام جهانی اون مبلغ بین تمام کسایی که توی اون زیرگروه هستن تقسیم می‌شه. به فرض تو توی گروه سوم قرار داری که چهار میلیارد پول توش هست و دو هزارنفر هم عضو داره اون گروه. بعد از پایان بازی‌ها و بدون قرعه‌کشی و هیچی، به همه دو میلیون می‌رسه. به صورت بیت‌کوین توی حساب کاربری. من دارم پیش‌بینی می‌کنم. گفتم به شما هم معرفی کنم. و اگر با کد معرف برید به هر دو طرف مقداری جایزه می‌ده. کد دعوت من: R359X https://saraf.app/

چیزی بگو🍑

شبیه به کانسپت عکس مکس چی دارین بفرستین؟ @raymonizm

شاید هم پیری آب‌زیرِکاه باشد که می‌آید و تهدیدمان می‌کند. دیگر آن‌قدر ساز نداری که زندگی را با آن برقصانی، موضوع این است. همه‌ی جوانی‌ات به انتهای عالم کوچیده تا در سکوت واقعیت بمیرد. حالا از شما می‌پرسم، وقتی که دیگر به قدر کافی دیوانه نیستی، کجا باید بروی؟ واقعیت احتضاری است که تمامی ندارد. واقعیت این دنیا مرگ است. باید بین مرگ و دروغ یکی را انتخاب کرد. من هرگز نتوانسته‌ام خودکشی کنم. • سفر به انتهای شب • سلین

ارلینگ کاگه توی کتاب «سکوت در زمانه‌ی هیاهو» می‌نویسه «در رابطه‌ی موفق همیشه کمی هم شک وجود دارد». دوست داشتم باهاش مخالفت کنم و بگم این حرف یکجورهایی بهانه‌آوردن برای شکاک بودنه. اما دوباره بهش فکر کردم و دیدم شاید راست می‌گه! نمی‌دونم. ولی این رو می‌دونم که انسان‌ها اگر می‌تونستن‌ شخصیت عریان و بدون هیچ‌گونه سانسوری رو از خودشون نشون بدن، هیچوقت اجتماعی این چنینی شکل نمی‌گرفت. خودِ کاگه در ادامه عنوان می‌کنه که «بی‌رحمانه به نظر می‌آید، اما زندگی بی‌رحم است.»

photo content

آدم فکر می‌کند اگر «این» نشود، بدبخت می‌شود و دیگر نمی‌تواند کمر راست کند و روزهاش سیاه می‌‌شوند و به‌گا می‌رود. بعد «این» نمی‌شود. بعد می‌بیند که بدبخت نشده و کمرش نشکسته و روزگارش سیاه نشده و به‌گا نرفته. آدم خیلی وقت‌ها اشتباه فکر می‌کند. حواسش نیست که چقدر زیادی می‌تواند تحمل کند. حواسش نیست که هیچکس هیچ‌وقت همیشه با او نخواهد ماند. به خاطر همین است که وقتی ترکش می‌کنند اولش فکر می‌کند که بدون کسی که ترکش کرده خواهد مُرد؛ ولی نمی‌میرد و حتی بعضی وقت‌ها به خودش می‌گوید به تخمم که رفت. برود به درک. فقط مشکل این است که بعضی آدم‌ها خیلی دیر این را می‌فهمند. وقتی که دستی دستی خودشان را بدبخت کرده‌اند و به‌گا فرستاده‌اند.

عروسیش بود. درست همان شبی که قرار بود پانسمان پام را عوض کنم. سوراخ‌های ریز باند لای گوشتم فرو رفته بود و کنده نمی‌شد. آب داغ می‌خورد به زخم خشک‌نشده‌ام و بیشتر درد می‌گرفت. صدای درد پیچیده بود توی گوشم. توی گوش او؟ لابد صدای آهنگ‌های قری می‌آمد. راستی کدام آهنگ را بیشتر از همه دوست داشت؟ سعی کردم آهنگ مورد علاقه‌اش را یادم بیاورم. حرف‌هاش یادم آمد:«صبر می‌کنم. یه سال، دو سال، پنجاه سال» همیشه فکر می‌کردم اینطوری که نمی‌شود. او که نباید پاسوز من و درس و کارم بشود. راستی گفتم پاسوز؟ پام داشت می‌سوخت. یک روز و دو روز هم نبود. شاید پنجاه روز بود که می‌سوخت. دست‌هام را انقدر روی مچ پام فشار داده بودم که دیگر حسشان نمی‌کردم. دست‌های او؟ لابد انقدر توی هوا چرخانده بود که حسشان نمی‌کرد. شاید هم می‌کرد. چه می‌دانم. آدم شب عروسیش دست‌هاش را حس می‌کند دیگر. نه؟ قوطی بتادین را خالی کردم توی آب داغ و چشم‌هام را فشار دادم روی زانوهام. همیشه زانوهای آدم بهترین جا برای پاک‌کردن اشک‌اند، حالا گیرم که او همان شب بخواهد اشک شوقش را روی شانه‌ی فلانی پاک کند! یک دقیقه، دو دقیقه، پنجاه دقیقه نشسته بودم توی آب داغ و باز هم باندها باز نشدند. بعضی زخم‌ها عمیقند. عین چی می‌چسبند به گوشت آدم. راهی نیست جز کندنشان. به اندازه‌ی کافی صبر کرده بودم. او یک سال صبر کرده بود که من یک ساعت صبر بکنم؟ اصلا کی گفته بود صبر خوب است؟ چشم‌هام را بستم و یک، دو... تا پنجاه شمردم و باند را از ته کندم! خون پاشید بیرون و همه‌ی تشت را پر کرد. مثل گلبرگ‌های سرخی که می‌ریزند سر عروس و داماد. راستی عروسیش بود همان شب. گفته بودم؟ • نیلوفر نیک‌بنیاد

چنل رو به دوستاتون و کسایی که به نودآرت علاقه‌دارن معرفی کنید. توی گروه‌ها یا چنل‌های خودتون بذارید اگر دوست دارید. کمک بزرگیه. لینک چنل: https://t.me/+uYKtNSqjdBkwZWE8

به نظرم فیفا باید مداخله کنه و نذاره دیگه برزیل با اسکاتلند توی هیچ مرحله‌ای از جام‌جهانی با هم بازی کنن. ٣۶ سال پیش که اینا بازی کردن زلزله رودبار و منجیل اومد؛ امسال هم باز همزمان با بازی این دو تیم زلزله‌ی هفت ریشتری توی ونزوئلا اومده.

sticker.webp0.03 KB

همه می‌پرسند چه کاری؟ یه جوان ایرانی باید خودش ایده بده. هزاران نوع کار هست.

یه کاری کنه. :)))

کی بیداره؟

چنل رو به دوستاتون و کسایی که به نودآرت علاقه‌دارن معرفی کنید. توی گروه‌ها یا چنل‌های خودتون بذارید اگر دوست دارید. کمک بزرگیه. لینک چنل: https://t.me/+uYKtNSqjdBkwZWE8