uz
Feedback
• رایمون

• رایمون

Kanalga Telegram’da o‘tish

«از حیّز انتفاع ساقط شده» @raymonizm [مطالبی که بدون نام هستند را خودم نوشته‌ام. کپی نکنید. فوروارد یا با نام چنل منتشر کنید.] < تبلیغ نداریم. >

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali • رایمون analitikasi

• رایمون (@raymonism) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 11 619 obunachidan iborat bo'lib, Kino toifasida 23 243-o'rinni va Eron mintaqasida 27 629-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 11 619 obunachiga ega bo‘ldi.

26 Iyul, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni -93 ga, so‘nggi 24 soatda esa -1 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 26.59% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 13.89% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 3 090 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 1 614 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 0 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent آدم, چیز, وقت, روز, کس kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
«از حیّز انتفاع ساقط شده» @raymonizm [مطالبی که بدون نام هستند را خودم نوشته‌ام. کپی نکنید. فوروارد یا با نام چنل منتشر کنید.] < تبلیغ نداریم. >

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 27 Iyul, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Kino toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

11 619
Obunachilar
-124 soatlar
-347 kunlar
-9330 kunlar
Postlar arxiv
شجاعت پیوند عمیق‌تری با ناامیدی دارد. انسان هر چه‌قدر ناامیدتر باشد، بیش‌تر قدرت انجام کارهای خطرناک را دارد. • هیچ دوستی به‌جز کوهستان • بهروز بوچانی

sticker.webp0.03 KB

sticker.webp0.03 KB

هر کی بیداره یه استیکر بفرسته. @raymonizm

یهو خیلی بی‌دلیل یاد اون توییته افتادم که می‌گفت از آدما خیلی بدم می‌آد، کصکشا چقدرم زیادن.

Dariush-Chakavak-256.mp38.80 MB

تنها پلنی که برای 05/05/05 می تونم داشته باشم، مُردنه.

وقتی حمید مهدوی رو کُشتن، شما خفه‌خون گرفته بودید و صداتون در نمی‌اومد، حالا بعد از گذشت ماه‌ها از اون جریان، دارید تلاش می‌ک
+1
وقتی حمید مهدوی رو کُشتن، شما خفه‌خون گرفته بودید و صداتون در نمی‌اومد، حالا بعد از گذشت ماه‌ها از اون جریان، دارید تلاش می‌کنید تا این نماد رو مثل لفظ «جاویدنام» و خیلی چیزهای دیگه، به نفع خودتون و ارباب‌هاتون مصادره کنید. عجب مادرقحبه‌هایی هستید!

این کانال عمومی نیست. هر چیزی هم قرار نیست عمومی باشه. https://t.me/+uYKtNSqjdBkwZWE8

اگر تو هم تونستی امروز رو زنده بمونی، یه لایک گنده برام بفرست. :))) @raymonizm

سعی کرده‌ام که از آدم‌ها توقع نداشته باشم. توقع، برای کسی است که هنوز خیال می‌کند این دنیا قراردادی نانوشته با او دارد. من مدت‌هاست فهمیده‌ام دنیا هیچ قولی به هیچ‌کس نداده. این‌ها را وقتی فهمیدم که تو بدون هیچ دلیلی وسایلت را جمع کردی و رفتی. احمق بودم که عشق را باور کرده بودم. تو زودتر از من بازیِ این زندگی را فهمیده بودی. و سعی کردی پیش از اینکه ببازی، از بازی خارج شوی. هم‌بازی‌هایت هم اهمیتی نداشتند دیگر. هر کس که از من عبور کرده، چیزی برده است. خواب، اعتماد، امید. سهم تو عجیب‌تر بود. تو آرامش را از من گرفتی. شبیه کسی شده‌ام که شب‌ها چراغ یک خانه‌ی متروکه را روشن می‌کند و در سکوت، به دیوار خالی آن خانه خیره می‌شود تا خوابش ببرد. من هیچ‌وقت آدم خشمگینی نبودم. خشم را مثل سگ ولگردی پشت در نگه می‌داشتم، گرسنه، زخمی و با زنجیری که هر روز پوسیده‌تر می‌شد. بقیه آرامش‌م را می‌دیدند و خیال می‌کردند همه‌اش همین است؛ اما نمی‌دانستند که این سگ آرام، تمام شب زنجیر را با دندان می‌جود. عجیب است. آدم می‌تواند سال‌ها خودش را مصرف کند برای خوشحال کردن دیگران، برای مورد قبولِ دیگران بودن، حتی برای نجات دیگران، و آخر سر بفهمد هیچ‌وقت حتی چیزی برای خودش صرف نکرده، خودش را خوشحال نکرده، مورد قبول خودش نبوده. حال رسیده‌ام به این مرحله از زندگی که دیگر علاقه‌ای به اثبات خودم ندارم. جایی شنیده بودم که توضیح دادن شغل آدم‌های مُرده است. کار آن‌هایی‌ست که دیگر فرصتی برای درست کردنِ روایت زندگی‌شان ندارند. و خب من هنوز نمُرده‌ام. بعضی وقت‌ها حس می‌کنم در سینه‌ام خانه‌ای قدیمی وجود دارد. خانه‌ای که سال‌هاست دارد می‌سوزد و سال‌هاست دود از پنجره‌هایش بیرون می‌آید. هیچ‌کس آتشش را نمی‌بیند، فقط بوی دود و چوبِ سوخته است که با هر بار نفس کشدن بیرون می‌زند. من از تنهایی نمی‌ترسم. از آن لحظه‌ای می‌ترسم که دیگر حتی نتوانم تنهایی را هم تحمل کنم. باید به کجا پناه برد؟ احتمالن این دیگر نیاز به پناه بردن ندارد، نیاز به محو شدن دارد، محو شدن شبیه به نوشته‌های روی سنگی که سال‌هاست باران خورده. اگر روزی از من چیزی به جا بماند (که البته امیدوارم هیچ‌چی از من به جا نمانَد)، احتمالن آدمی نیست که زیاد خندید یا زیاد رفیق داشت یا امیدوار بود. احتمالن تنها چیزی که می‌ماند، سکوت است. سکوتی نه بلندتر از فریاد! سکوتی دقیقن شبیه به همه‌ی سکوت‌ها. سکوتی که نه شاعرانه‌است و نه استعاری. سکوتی که مرا از شماها خیلی بهتر می‌شناخت.

آنچه سهم توست، تو را پیدا خواهد کرد؟

سکرت چت را فعال کنید. و بفرستید چیزهایی.🍓🔥 @raymonizm

من توی این چنل می‌چرخم. https://t.me/+uYKtNSqjdBkwZWE8

photo content

کم حرف شدینا

چیزی بفرست پس تو هم: @raymonizm

سال‌ها پیش این وویس رو برای من فرستاد. نمی‌دونم کی هست و چه شکلیه و اصلن اسمش چیه. ناشناسِ ناشناس. خیلی کیف کردم از شنیدنش. و امشب دوباره رسیدم به این وویس و خواستم شما هم دوباره بشنویدش. جبرانِ کم نوشتن‌ها.

Ovozli xabar01:01