es
Feedback
یاس بنفش

یاس بنفش

Ir al canal en Telegram

گذشتن و رفتن پیوسته به سمت ِ امید، آرزو، شور و شوق، ذوق و کمی زندگی.

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
263
Suscriptores
+124 horas
-17 días
+3330 días
Archivo de publicaciones
اگر کسی به اندازه‌ی «خودت» بهت سخت می‌گرفت، حاضر بودی توی زندگیت نگه‌ش داری؟!

یک‌جوری بی‌قرارم که دلم می‌خواست می‌تونستم خودم رو بذارم روی پام، براش لالایی بخونم و خوابش کنم.

Repost from دو در یک
‏کاش به جای دلار من می‌رفتم بالا، همین‌طور مستقیم به سمت آسمون و اون دنیا. : سفید برفی

شاید اگر متوجه می‌شدیم، کلمات چقدر بار معنایی زیادی دارن و چه احساسی به آدمی که داره اونا رو می‌شنوه، منتقل ميکنن، الان کمتر غمگین بودیم و به این زندگی مزخرفی که داریم تجربه می‌کنیم، چهار تا احساس بد و غیرقابل تحملِ دیگه اضافه نمی‌کردیم.

آخه اصلا شما وضعیت زندگی‌مونو نگاه کن، یک غره که اون وسطا یکمم زندگی توشه.

غر نیست اینا، تعریف اتفاقات روزمره‌اس. اصلا این‌که آدما فکر میکنن غر میزنی هم مشکل آدماست.

برای همینه که همیشه فقط با دو سه تا آدم مورد علاقه که فکر نمی‌کنن هر چی میگم، غره حرف میزنم.

من فقط یه بلیت یک‌طرفه به یه سیاره‌ی دور می‌خوام؛ جایی که لازم نباشه برای ساده‌ترین چیزها بجنگم.

درسته این روزها زیاد دوست داشتنی نیستم، اما می‌شه یه کوچولو کمک بدید از این ۳۸ ،۳۹ رد بشیم؟

چرا آدمایی که اینقدر دوست داشتنی‌ان راجب خودشون اینطوری فکر میکنن جدی؟

Repost from FOu!
- عجب شهریوری بود. + هنوز ۳۰ روز دیگه مونده کاپیتان.

من الان فهمیدم ۴ پیش‌بینی قبلی این دانشمند درست از آب در اومده. لطفا این یکی هم درست دربیاد. ما واقعا نیاز داریم ۸۴ روز دیگه دنیا تموم شه.

یه دانشمندی پیش‌بینی کرده تا ۸۴ روز آینده دنیا به پایان می‌رسه. خدایا شکرت بالاخره یه خبر خوب.

بقیه‌ی دنیا اینجور روز‌ها رو به‌هم تبریک میگن، ما هم به یاد آیدا و دانشجو‌ها و تمام پزشک‌هایی که به خاطر انجام دادن وظیفه‌شون، کشته شدند، روز رو می‌گذرونیم و گریه می‌کنیم.

روز پزشکه. آیداجان کاش بودی.

Repost from هُبوط
حرف بزنیم باهم، حتی اگه چیزی حل نشه هم دردی گفته شده و گوش‌هایی شنیدنش.

امروز صبح، به یک گربه‌ای که خودش طوسی بود و چشماش رنگ سبز خاص و قشنگی داشت، صبح بخیر گفتیم و اونم با اون چشم‌های خوشگل و براقش خیره شد بهمون.

احساس میکنم اصلا دوست خوبی نیستم، در حالی که یکی از بهترین و ارزشمندترین چیزهایی که توی زندگیم دارم دوستام‌ هستن. خیلی ناراحتم درباره‌اش.

یکشنبه‌ها یکی از خسته کننده ترین روزهای هفته‌اس، خیلی وحشتناکه، دقیقا مثل ۶ روز دیگه‌ی هفته.

کاش لازم نبود فردا هم برم اونجا. یعنی چی هر روز هر روز بریم بیرون و کلی سروصدا تحمل کنیم، در حالی که دیگه توانایی تحمل کردن سروصدا های توی مغزمم ندارم.