برای فردا.🌱
Ir al canal en Telegram
من اینجام: t.me/BluChtBot?start=61a7af00b8dda38d8e
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
234
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
234
تو اکسپلورم توتفرنگی به انگور خیانت کرد و رفت با رومیجان ازدواج کرد، چون رومیجان خیلی مقبول شده بود.🙏🏻✨
234
قهوه میخورم که آروم بشم،
چون کشتن رانندهای که سر تایم حرکت نمیکنه، کار جالبی به نظر نمیاد!🦦☕️✨
234
مثلاً اینجا خیلی جدی داشتن راجع به اینکه کی جلو بشینه سنگ کاغذ قیچی میکردن و مسابقه میدادن! =)))🫠💕
234
در کل عاشق آدمهاییم که حسِ زنده بودن و زندگی کردن بهم میدن و ترکیبِ سارا و زهرا و حورا حس زندگی رو بهم برمیگردونن >>>
234
تو کتابخونه داشتم به بچهها میگفتم به نظرم ویدیو مسیج یه نوع لاو لنگوئیجه و من خیلی دوست دارم درباره اتفاقات مهم و غیر مهم به بقیه ویدیو مسیج بدم و ویدیو مسیجهای بقیه رو ببینم.
اومدم دیدم زهرا کلی بهم ویدیو مسیج داده و از اتفاقات امروز حرف زده و ذوق مرگ شدمم از دیدنشون؛ منم عملاً میتونم به همشون هی ویدیو مسیجهای غیر مهم بدم و از این بابت خوشحالم!🦦✨
234
البته راستش مصاحبه که بهانه است، از فردا به مدت یک هفته کنار انسانهایی حضور دارم که زیست انسانی رو برام قابل تحملتر میکنند!🫂✨
234
+1
خب من از کجا بدونم دنیا برام چه خوابی دیده!🧚🏻♀️
در حالی که دارم چندمین بلیط متوالی خودم رو به مقصد شهرهای مختلف میگیرم به این فکر میکنم که چقدر برخلاف چند سالِ گذشتهی خودم، دوست دارم همینجا بمونم؛ دوست دارم تمام مصاحبههای دانشگاههای مختلف رو شرکت کنم و در نهایت، ولکام بک تو تبریز.🎟️📍
حتی نمیتونم حدس بزنم که از این لیست بلندبالای رشتههای مختلف آیا یکیش سهم من هست یا نه، هرچی که باشه ادامه میدیم دیگه، ادامه ندیم چیکار کنیم.
احتمالاً هم همین غیرقابل پیشبینی بودنه که جذابیت زندگی رو دو چندان کرده!✨
234
+3
الان یه ایدهی بهتر دارم، تا ابد به نوشتن چیزها ادامه بدین، به نوشتنِ حرفهایی که احتمالاً هیچ وقت نشه بیانش کرد، به نوشتنِ غمهاتون و حتی خوشحالیهاتون، اینجوری هیچ حرفِ نگفتهای باقی نمیمونه، تازه یهو به خودتون میایید میبینید هم بارون داره میباره، هم صدای رعد و برق میاد، البته احتمال اینکه لحظه اولی که صدای رعد و برقو میشنوید فکر کنید جنگ شد و بترسید بالاست، اما خب بعدش که متوجه بارون شدین از زیباییهای آسمون لذت میبرید و به زندگی برمیگردین.⛈️✨
234
شما غمهاتون رو چجوری میخورین؟
من میخوابم که هضم بشن!
مثلاً از عصر دیروز تا الان فقط ۳ ساعتش رو بیدار بودم!
234
استرس کارهای عقبافتاده داره منو میخوره، اما توی تاریکترین قسمت خونه با قهوم نشستم و به هیچ کاری نکردن ادامه میدم!
234
درسته همچنان دلم میخواد خودمو از طبقه ششم یه ساختمون پنج طبقه پرت کنم پایین، ولی خب مجبورم به جاش مشقامو بنویسم.🙏🏻✨
234
اگه بپرسین منظورم از صفر چهار پنج چی بوده؟! میگم آفرین درسته خوابم میاد.
[من همیشه یا خوابم، یا خوابم میاد]
234
+1
من رفتم ادامه تحصیل بدم، دیدم بچهی آقای راننده روی در پشتی یک نقاشی با این مضمون کشیده که اگه درس نخونی فقیر میشی بدبخت! (دوست دارم به بچهی آقای راننده بگم من درس میخونم و بازم فقیرم!🙏🏻✨)
به هر حال یه پلن B هم ارائه داده بود که من در رنج سنی اعضای کانال نمیبینم بخوام توضیحش بدم!
234
+1
امروز اکیپ رو منسجم کنار هم نداشتیم!
بچهها نوبتی میرفتن سرکار و ما هم نوبتی بین سانسهای دیدارمون شیفت عوض میکردیم.
هانیه که چندصد کیلومتر ازمون دورتر بود، ثمینم میگفت انگار جزئیات این اکیپ کنار هم معنی پیدا میکنه (راست میگفت)، به هر حال که اول ثمین رو فرستادیم سر کار و با آتیه و نگین غیبت کردیم و فرض کردیم که روزهای اول ارشده و ما بازم اکیپ اولیهمون رو کنار هم داریم!
