es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

motif

motif

Ir al canal en Telegram

جایی میان دو پهلوی زندگی؛ در حوالی استخوان‌های دنده و کمی نزدیک به مغز صحبت؟🌚🤍 t.me/HidenChat_Bot?start=7097034315

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
272
Suscriptores
-224 horas
+187 días
+3730 días
Archivo de publicaciones
بعضی دوستی‌های قشنگ چقدر زود تموم میشن؛ چقدر زود بی‌صدا میشن، میرن یه کنج و دیگه در نمیان؛ چقدر زوده برای از بین رفتن بعضی دوستی‌ها.

Repost from sad but true
این پیام رو فور‌ کنید تا به ده‌تا چنل استارز بدم.

حال من بدتر از کنکوری‌هاست. امیدوارم همشون موفق باشن وای(:

او تنها بود. کی تنها نیست؟ می‌خواهم بدانم و این شامل حال آن‌هایی هم می‌شود که کسی را دارند اما متوجه تنهایی‌شان نیستند. ـ ماگدا سابو

لف ندید خب بچه‌م داره کلی زحمت می‌کشه

فور کنید ؛ اسپانسر جوین باشید ازتون یک پست فور کنم ویو و جذب داشته باشید .🤩🤩🤩
اسپانسر حتما جوین باشید 👚
اینحاهم دوست داشتید جوین باشید قشنگتره 👟

امروز یه جوجه آبی، به اسم ابرا از زمین پر کشید و رفت آسمون. بچه قشنگم(:

من ندانم ز نگاه تو چه خواندم اما دانم این چشم همان قاتل دلخواه من است ـ حسین فروتن

بالاترین رهایی، آزاد شدن از نظرات دیگران است؛ روزی که بتوانی بدون وابستگی و اهمیت دادن به نظرات دیگران، از خودت و فردیتت لذت ببری، آن روز، روز رهایی توست!

Repost from مَه‍دیس.

مثل قفل شدم؛ قفلی که کلید نداره. قفلی که زدن به در خونه و الان همه منتظرن در باز بشه، ولی کلید نیست؛ در واقع هیچ کلیدی ساخته نشده. ـ سبز

Repost from آذر
اگر خودتون می‌نویسید و علائم نگارشی رو رعایت می‌کنید و چنل شلوغی ندارید این پست رو فوروارد کنید که به مدت چند شب یه متن ازتون فور کنم اینجا.

«اما هنوز چیزهایی هستند که لحظه‌ای کوتاه به من بگویند که زنده‌ام؛ چیزهایی که اندک هستند ولی هنوز هستند و باعث می‌شوند فکر کنم گاهی می‌شود بیخیال این شد که دنیا بسیار ظالمانه، بیهوده و ناعادلانه است.» ـ کیمیا رجبی

‌ اگر با ما نمی آیی، شبی با خود ببر ما را... ـ لا ادری

و این کلمات برای ادای احترام به روزهای ساکت و پر انرژی به رقص آمده‌اند. روزی که ساعت درس به خنده و شوخی گذشت. به غرغر و صحبت‌های مشاور، به نافرجامی مدرسه و دبیر و سرنوشت ما... روزی که دغدغه‌ها سرریز می‌شدند، همه یک‌سو بودند و هیچ راه گریزی نبود و گرچه جان اسیر دست ولوله بود، خنده و شوخی، محبت و آرامش در کلاس جاری بود. دوست‌ها مهربان و در جوش و خروش روزگار نبودند. معلم‌ها دغدغه‌ها را می‌شنیدند و زیر بار امتحانات کمر می‌شکستند. امروز را برای آغوش و ذوق نازنین، خنده‌های ساجده، دغدغه‌های همیشگی سلیمان، دماغ فراری زهرا، محبت و حمایت آیدا، خال کنار لب ریحانه و قند خنده‌های او، سکوت همیشگی هستی، پروفسور خاص کلاس، بوی عطر آیدا و سحر و آتنا، موهای بیتا، آسودگی هانیه، سلیطگی غزاله، خاطرات نادری راجب مژه‌های من، نگرانی‌های شهبازی، لپ‌های گل‌منگولی کیمیا و شیرینی صحبت او، خنده‌های دبیر ادبیات، آرامش مشاور، خیاطی بهار، خاطرات مامان، عجله علی و محمد برای باشگاه، صحبت با ثنا و معصومه، خواب آسوده و خیال راحت دوست دارم. #روزینه

عشق ما را پی کاری به جهان آورده است ادب آن است که مشغول تماشا نشویم... ـ صائب تبریزی

طرز رفتارت مثل برچسب‌ قیمته،نشون میده چقدر ارزش داری!! ‌‌

photo content

‏لمَن هذا القلب الذي يخفقُ في قلبي؟ این قلبِ کیست که درون قلبم می‌تپد؟ ‏ ـ آدونیس