motif
Ir al canal en Telegram
جایی میان دو پهلوی زندگی؛ در حوالی استخوانهای دنده و کمی نزدیک به مغز صحبت؟🌚🤍 t.me/HidenChat_Bot?start=7097034315
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
272
Suscriptores
-224 horas
+187 días
+3730 días
Archivo de publicaciones
269
بعضی دوستیهای قشنگ چقدر زود تموم میشن؛ چقدر زود بیصدا میشن، میرن یه کنج و دیگه در نمیان؛ چقدر زوده برای از بین رفتن بعضی دوستیها.
269
Repost from مَهدیس.
‹ مجموعه فولدرای پاییزی 🍂☕️›
1 یکی رو برای روزای بارونی نگه دار..
2 یکی برای شبهای طولانی،
3 یکی برای وقتایی که دنبال یه چیز تازهای،
4 یکی برای اینکه پاییزت کامل تر بشه .
( چهار تا فولدر مختلف ، انتخاب با تو. )
269
او تنها بود. کی تنها نیست؟ میخواهم بدانم و این شامل حال آنهایی هم میشود که کسی را دارند اما متوجه تنهاییشان نیستند.
ـ ماگدا سابو
269
Repost from ازقیطریهتااورنجکانتی
فور کنید ؛ اسپانسر جوین باشید
ازتون یک پست فور کنم ویو و جذب داشته باشید .🤩🤩🤩
اسپانسر حتما جوین باشید 👚
اینحاهم دوست داشتید جوین باشید قشنگتره 👟
269
بالاترین رهایی،
آزاد شدن از نظرات دیگران است؛
روزی که بتوانی بدون وابستگی و اهمیت دادن به نظرات دیگران، از خودت و فردیتت لذت ببری،
آن روز، روز رهایی توست!
269
Repost from مَهدیس.
📮‹ فور کنید بزارمتون فولدر جذب بگیرید! ›
یه چنل پر از نوشتههای قشنگ ، برای هر حال و هر روز، داشته باشیدش.💌
269
مثل قفل شدم؛ قفلی که کلید نداره.
قفلی که زدن به در خونه و الان همه منتظرن در باز بشه، ولی کلید نیست؛ در واقع هیچ کلیدی ساخته نشده.
ـ سبز
269
«اما هنوز چیزهایی هستند
که لحظهای کوتاه
به من بگویند که زندهام؛
چیزهایی که اندک هستند
ولی هنوز هستند و باعث میشوند
فکر کنم گاهی میشود
بیخیال این شد که دنیا
بسیار ظالمانه،
بیهوده و ناعادلانه است.»
ـ کیمیا رجبی
269
و این کلمات برای ادای احترام به روزهای ساکت و پر انرژی به رقص آمدهاند.
روزی که ساعت درس به خنده و شوخی گذشت. به غرغر و صحبتهای مشاور، به نافرجامی مدرسه و دبیر و سرنوشت ما...
روزی که دغدغهها سرریز میشدند، همه یکسو بودند و هیچ راه گریزی نبود و گرچه جان اسیر دست ولوله بود، خنده و شوخی، محبت و آرامش در کلاس جاری بود.
دوستها مهربان و در جوش و خروش روزگار نبودند.
معلمها دغدغهها را میشنیدند و زیر بار امتحانات کمر میشکستند.
امروز را برای آغوش و ذوق نازنین، خندههای ساجده، دغدغههای همیشگی سلیمان، دماغ فراری زهرا، محبت و حمایت آیدا، خال کنار لب ریحانه و قند خندههای او، سکوت همیشگی هستی، پروفسور خاص کلاس، بوی عطر آیدا و سحر و آتنا، موهای بیتا، آسودگی هانیه، سلیطگی غزاله، خاطرات نادری راجب مژههای من، نگرانیهای شهبازی، لپهای گلمنگولی کیمیا و شیرینی صحبت او، خندههای دبیر ادبیات، آرامش مشاور، خیاطی بهار، خاطرات مامان، عجله علی و محمد برای باشگاه، صحبت با ثنا و معصومه، خواب آسوده و خیال راحت دوست دارم.
#روزینه
