motif
Ir al canal en Telegram
جایی میان دو پهلوی زندگی؛ در حوالی استخوانهای دنده و کمی نزدیک به مغز صحبت؟🌚🤍 t.me/HidenChat_Bot?start=7097034315
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
300
Suscriptores
-724 horas
+507 días
+6230 días
Cargando datos
Canales Similares
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
noviembre '26nov '26
noviembre '26
+29
en 9 canales
octubre '26
+336
en 13 canales
Get PRO
septiembre '260
en 11 canales
Get PRO
agosto '26
+100
en 7 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 03 noviembre | +7 | |||
| 02 noviembre | +6 | |||
| 01 noviembre | +16 |
Publicaciones del Canal
| 2 | ☁️🫠 | 1 |
| 3 | من از زندگی چیزهای زیادی خواستم،
ولی هیچوقت بیشتر از داشتن بابام نه 🤍 | 8 |
| 4 | من پرندگان غمیگین زیادی را دیدم که هنوز پرواز میکنند؛)) | 1 |
| 5 | گاهی من اینقدر برای درلحظهبودن و لذتبردن از لحظهها تلاش میکنم، که یادم میره درلحظه باشم و از لحظهها لذت ببرم. | 1 |
| 6 | Sin texto... | 9 |
| 7 | قربان بوسه های پیش از رفتنت
که تا دیدار دوباره مرا زنده نگه می دارند... ❤️🩹 | 1 |
| 8 | ابر را می دانی چه شد؟ | 1 |
| 9 | خودت داری با زندگیات چه کار میکنی؟ کسی که توی قفس گیر افتاده من نیستم، خودت هستی. من توی شهری زندگی نمیکنم که ازش بیزارم. من آن کسی نیستم که تواناییهایش را نادیده میگیرد. سرنوشت خودت چی میشود؟ مأموریت خودت در زندگی چیست؟ تو به آن شهر تعلق نداری. نمیتوانی برای همیشه آنجا پلاس باشی. نمیتوانی حامی مامان در برابر مرگ باشی. مجبوری از همهی آنها دل بکنی. مجبوری از آنجا بیرونی بزنی و زندگی خودت را بکنی. زندگی من چیز مبهمی ندارد. اما تو فقط یک جا نشستهای و دست روی دست گذاشتهای.
- جزء از کل | استیو تولتز | 10 |
| 10 | یک فنجان قهوه داغ، عطر کوکیهای تازه و پنجرهای رو به دنیایی از رنگهای پاییزی... ☕️🍂
صبح قشنگتون بخیر! امیدوارم امروزتون پر از اتفاقهای خوب، لحظههای شیرین و لبخندهای ماندگار باشه. 🧡✨ | 13 |
| 11 | هرچه دیدم مدعی، خالی، شبیه طبل بود
آن که پُر باشد سکوتش غالباً غالبتر است. | 1 |
| 12 | خنده بر لب میزنم
تا کس نداند راز من
ورنه این دنیا که ما دیدیم،
خندیدن نداشت.
صائب| | 11 |
| 13 | Sin texto... | 11 |
| 14 | ~از پاییز🍁 | ۱۲ آبان ۱۴۰۵ | 11 |
| 15 | مشکل پیامهای یکطرفه از یه جایی به بعد، اینه که احساس میکنی واقعاً داری مزاحم میشی.. چون خب منم واقعاً استرس دارم، ولی تو انقدر برام ارزشمندی که دارم با اون افکار، مبارزه میکنم! بهترین و زیباترین جواب، اینه که ببینم تو هم به اندازهی من داری برای این رابطه، تلاش میکنی⭐ | 1 |
| 16 | رهاش کن! وقتی فقط داره انرژیتو میگیره، وقتی تو تنها کسی هستی که داره برای اون رابطه تلاش میکنه، وقتی از ثانیه ثانیهی اون رابطه داری زجر میکشی، رهاش کن! بخاطر یکی دوتا خاطرهی خوب قدیمی، خودت رو به یه رابطهی فاسد شده گره نزن.. اینجوری فقط تویی که آسیب میبینی و از بین میری- | 12 |
| 17 | نیم ساعت دیگه خط میزنم و امشب فور میکنم | 31 |
| 18 | اگر اینجا رو چک میکنید، این پیام رو فور کنید تا بیام کانالهاتون رو بگردم و پستی که دوست داشتم رو فور کنم اینجا.
و چنلهایی که عضو نیستم هم جوین میشم | 145 |
| 19 | از آدمهایی که قدردانن و کوچکترین چیزها هم به چشمشون میاد خوشم میاد. | 22 |
| 20 | و من هر بار که زخم خوردم، بلندتر خندیدم. | 42 |
