شازدهکوچولو
Ir al canal en Telegram
نیاز به جایی داشت که وقایع روزش را تعریف کند و مطمئن شود آنچه بر او گذشته بیحاصل نبوده و دنیا پشت سرش پاک نمیشود. میشنوم: @B612massage_bot
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
259
Suscriptores
+224 horas
+87 días
+830 días
Archivo de publicaciones
260
Repost from Bookmark
و نمیفهمم اون کسی که همین دو سه ماه پیش داشت خوشحالی میکرد از بمباران تهران، الان داره میگه جنوب ایران. منطقی نیست برای من. برای شما منطقیه؟!
260
Repost from شهرزاد
روزم را با خواندن مصاحبهی ترامپ آغاز میکنم. بعد میرسم به پیامهای مردم از جزئیات انفجارها؛ بندرعباس ۱۲:۳۳، کیش ۱۲:۳۸، شهرستان جم ۱۲:۴۰، کنارک ۱۲:۵۸، کیش ۱:۰۲، چابهار ۱:۳۰، امیدیهی خوزستان ۲:۰۹، سراوان ۲:۳۰، بوشهر ۳:۰۶، بندر ماهشهر ۳:۲۳، بوشهر: ۳:۳۰، باز بوشهر ۵:۱۲، چابهار ۵:۳۹ و همچنان بوشهر ۶:۱۴. روزهای ناآرام تهران هم عادتم شدهبود تکتک انفجارها را در سررسیدم ثبت کنم. حالا که مقطع نخوابیدهام، نیمههای شب با قلبی که در سینه بکوبد بیدار نشدهام احساس شرم میکنم. بالاتر از آن برای زندگیکردن شرم دارم وقتی جنوب چیزی را از سر میگذراند که تا همین چند وقت پیش بر همهمان میگذشت، نمیتوانم آسودهخاطر کتاب ادبیات ژاپن بعدیام را ورق بزنم و اینجا برای قلم ایشیگورو بهبه و چهچه کنم. این بمبارانها شاید هنوز به تهران نرسیدهباشند، اما زندگیمان را دقیق نشانه گرفتهاند. اگر سایهی جنگ یک هیولای بزرگ سیاه باشد؛ دهانش جنوب را میبلعد، دستها و پاهای درازش با پنجههای تیز هم به باقی جاها سیلی میزند و لگد میپراند. نمیدانم این متن را چهطور تمام کنم؛ بگویم امیدوارم اینروزها تمام شود؟ بر باعث و بانیانش لعنت بفرستم و نقطه بگذارم؟ نمیدانم. فقط میدانم دلم برای جنوب خون است و نگرانم. همین.
260
امتحان امروز هم تموم شد ولي واقعاً از اساتیدی که بُعد علمي مطلب رو رها میکنند و از مسخرهترین و بیمحتواترین مباحث براي مچگيري و قدرتنمایی و اثبات عقده، سؤال طرح میکنند متنفرم.
درس امروز با دو استاد ارائه میشد و نصف سوالات مربوط به یه استاد و باقي سؤالات مربوط به استاد ديگري بود. و دقیقاً سؤالات اون استادي که در طول ترم بدتر تدريس کرده بود و صرفاً از خودش تعریف میکرد و سعي میکرد دانشجو رو تخریب کنه و بگه من میدونم و شما نمیدونید، عجیب و غریب بود و غیر قابل پاسخگويي! و ای کاش یه نکته علمي داشت!
و فقط نظر من این نیست. نظر همه بچهها همین بود.
واقعاً متأسفم.
260
۲۰ دقیقهای که بین دو تا پارت درس خوندن چرت میزنی، بهترین ۲ ساعت دنیاست. اون ۴ ساعت رو از خودت دریغ نکن.
260
به محض تموم شدن امتحانات، به خودم بابت دووم آوردنم هدیه میدم چون فقط خودم میدونم با چه وضعي دارم ادامه میدم. یه جشن دونفره میگیرم و از این پسر بابت همهچیز تشکر میکنم چون واقعاً همهجوره هوامو داره، موقع امتحانات صدبرابر بیشتر. یه summer plan مینویسم. کتابخونهام رو مرتب میکنم و خوندن مجموعه آنيشرلی رو شروع میکنم.
دوباره شربت زعفرونی درست میکنم. مناسبتهاي کوچیک رو جشن میگیرم. دوباره روتین پوستيم رو مرتب انجام میدم. دوباره باهم خونهتکونی میکنیم چون تمیزکاري و تمیز بودن خونه برام مثل تراپیه. پادکست و کتاب صوتي گوش میکنم. شبها تا دیروقت بیدار میمونم و سریال میبینم. احتمالاً یه مدتي میرم مشهد چون دلم براي مامان اینا یهذره شده. آسمون رو بیشتر نگاه میکنم. از اون ولاگها که صدساله درست نکردم درست میکنم. موزیک گوش میکنم و گریه میکنم و گریه میکنم و گریه میکنم؛ چون احساسات حتماً باید تخلیه بشن. ورزش میکنم. احتمالاً یسری وسیله براي خونه میخرم. میخندم و غصه میخورم. مینویسم، مینویسم، مینویسم.
یه روزهايي هم هیچکاري نمیکنم و از اینکه مجبور نیستم کاري انجام بدم لذت میبرم.
الان فقط دووم میارم. بعداً مینشینم به این فکر میکنم که چمه و چیه که داره اینقدر اذیتم میکنه.
260
ارتباطات انساني چرا اینقدر پیچیدهست؟
کاش یه گاو بودم. به هرکی دوسش داشتم ميگفتم مآ و در باقي موارد سکوت میکردم. والا بخدا!
بشر دو روز قراره توي این دنیا زندگي کنه، همونم زندگي نمیکنه! فقط همهچیز رو پیچیده و سخت میکنه و میره.
اَه.
260
نمیتونم سمت هیچ کاري برم چون عذاب وجدان درس و امتحان سختي که در پیش دارم نمیذاره.
و درس هم نمیخونم!(=
همینطوری بیکار میچرخم، وقتم رو هدر میدم و افسرده میشم.
