𝗂𝗇𝗍𝗈 𝗍𝗁𝖾 𝗌𝗎𝗇⋆𓍼 | New
Open in Telegram
336
Subscribers
+124 hours
+127 days
+5830 days
Posts Archive
تو نباید اینکارو کنی ک من اینو باید بگم که همش هرکاری میکنم نمیشه 🙂 همش کم کم میشم آخرشم هیچی 💔حس میکنم واقعا یه چیزی شده ک همش کم میشم تو نیاید اینو بگی اصلا نشونم
جدی پستو پاک میکنم با این وضع بره جلو
بوست گرفتم برا چنل ، نشد
پست گذاشتم ، نشد
هرکاری بکنم نمیشه
نمیخوایید بگید اینجارو کلوزد بزنم هممون بریم تموم بشه
Repost from N/a
0:41 Where have you been? Do you know when you're coming back? 'Cause since you've been gone I've got along but I've been sad
Repost from N/a
+4
Repost from N/a
Письмо без адреса | نامهی بیمقصدفور کنید یک کلمه دلخواه بگین؛ باهاش یک نامهی خیلی کوتاه مینویسم بدون اینکه معلوم باشه خطاب به کیه. اسپانسر جوین باشید چک میشه
limit: چنل اسپانسر برسه 585
Repost from N/a
این پیام + این پست رو فور کنید
یک شماره انتخاب کنید
تا من براش یک پروندهی کوتاه با وایب روسیه بسازم.
limit:325 | جوین باشید چک میشه
Repost from N/a
⨾ وقتى او بميرد؛ او را از ميان غبار جهان برداريد؛ چنان كه نسيم برگ آخر پاييز را از زمين بر مىچيند. بگذاريد روحش در باد حل شود و در نور ذوب گردد. و او را به ستارههاى كوچک تبديل كنيد؛ ستارگانى كه هر یک، نفس جاودان مهربانى و حضور اويند. بگذاريد در قامت نور بر آسمان بتابد و چهرهی شب را بيارايد؛ آنگاه آسمان ديگر تنها آسمان نخواهد بود؛ بلكه لبخند اوست كه در تاريكى میدرخشد. و جهانيان سر در گريبان حيرت، عاشق شب خواهند شد؛ شبى كه به جاى سردى، گرماى لبخند پر مهرش را در خود دارد. آن زمان خورشيد با همهى سوز و شكوهش رنگ مىبازد؛ چرا كه درخشش او در تاريكى از هزار طلوع دروغين روز زيباتر است. و آدميان خواهند فهميد كه جاودانگى در نور خالص عشق است؛ نه در گرماى خستهی خورشيد. وقتى او بميرد پايان نخواهد بود؛ تنها شكلى ديگر از حضور آغاز مىشود؛ حضورى درخشان در دل بینهايت شب؛ جايى كه مرگ نيز در برابر نورش سر تعظيم فرود میآورد.
