en
Feedback
هِیچْ مَن

هِیچْ مَن

Open in Telegram

مسیـرِ نیـل بــه آنـچـه در تــمنّای ماســت...... Fri, Oct 10

Show more
248
Subscribers
No data24 hours
+107 days
+2930 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+14
in 4 channels
August '26
+32
in 11 channels
Get PRO
July '26
+37
in 4 channels
Get PRO
June '26
+23
in 7 channels
Get PRO
May '26
+10
in 3 channels
Get PRO
April '260
in 5 channels
Get PRO
March '26
+12
in 5 channels
Get PRO
February '26
+3
in 2 channels
Get PRO
January '26
+26
in 1 channels
Get PRO
December '25
+15
in 0 channels
Get PRO
November '25
+237
in 3 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
10 September0
09 September0
08 September0
07 September+3
06 September+7
05 September0
04 September0
03 September+1
02 September+3
01 September0
Channel Posts
موضوعی دیگر تازه از جانب یکی از اعلاحضرتان در لینک ناشناس پیغامی رسیده که فرموده‌اند ما در پخش کامنت مسج کرده نمی‌توانیم، مبادا آیدی ما هویدا شود فی‌الفور پیغام می‌آید که جاین شوید.... این‌جا نیز مگر زندان است که چنین احتیاط‌ها می‌فرمایید؟ گفتم حال که چند دقیقه‌ای بابِ کانال را گشودیم رعایا را مجال سخن گفتن دهیم لیکن دریغا که در همان دم گفته‌اید: نمی‌شود! از ما و شما نشد که نشد!

2
یک ممبر تکانی نکنیم امشب؟ هرچه چشم انداختیم، این ۴۹ ما ۵۰ نشد حتی با آخرین پُست هم از ۴۹ پایین آمد! گویی دنیا دیگر یک‌سره دنیای منفعت شده ممبر هم تا سودی در کار نباشد، قدمی برنمی‌دارد حالا از نیمِ کانال‌ها لیف بای.......ما ماندیم و همین چند نفر وفادار و یک عالمه امید به ۵۰ شدن!...
32
3
ما هم دهه‌ی هشتاد رفتیم، دیدیم گپ خاصی نبود...دوباره برگشتیم.💔
38
4
ما خرقۀ رسم از سر انداخته‌ایم سر را بَدَل خرقه درانداخته‌ایم هر چیز که سدّ راه ما خواهد بود ـ گر خود همه جان است ـ برانداخته‌ایم عطار نیشابوری، رباعیات، باب چهل و چهارم، در قلندریات و خمریات
61
5
در ژرفای خیال و تفکرات مبهمم همانجا که فشار فزونی کرده و تمام جسم و روح را می‌فشارد همانجایی که نفس تنگ میشود از برای سینه. تو درست... همانجا میتپی! الماس‌گون! زیرا که گهر وجود تو را غير از حرارت آتشفشان قلبم هیچ کجای دنیا تاب تحمل ندارد و تو بسیار در ذهنم پایدار و محکم گشته ای بدان‌سان که فقط... سختی الماس را از آن نشان است!
48
6
میدانی... من تو را خیلی دوست داشتم! خیلی زیاد... آنقدر که... عقل از سرم ربوده بودی و به ربوبیت نداشته ات ایمان آورده بودم! صلاة صبحم به افق چشم گشودنت، و مغرب و عشا نیز همزمان با غروبِ چشمانت، واجب میشد بر منی که، گمان میکردم فُرادىٰ ٰنماز می‌خوانم در مسجد دلت! یادم رفته بود... نماز جماعت همیشه ثواب بیشتری دارد... #روز_نوشت
44
7
ماهِ من‌ تو را به خورشید قسم درخشان بمان! در ظلمت همواره ای که وصله‌ی تن من است...
ماهِ من‌ تو را به خورشید قسم درخشان بمان! در ظلمت همواره ای که وصله‌ی تن من است...
41
8
همچون کودکی که به زخم در زانوانش اشاره میکند ، به قلبم اشاره میکنم و می گریم.
40
9
وقتی کسی برایم عزیز است، تمام زندگی‌اش برایم عزیز است؛ روزمره‌ی نگون‌بختش برایم گران‌بهاست!
40
10
این‌که انسان می‌تواند تمام حقیقتِ درونش را اعتراف کند اما هیچ‌کس نمی‌تواند دقیقاً به همان نقطه‌ای از وجود او قدم بگذارد که درد، بی‌واسطه و بی‌نام، در آن رخ داده است!
49
11
تو می‌توانی شرحِ جهنم را بشنوی، شدتِ آتش را تصور کنی و حتی از وحشتِ سوختن بلرزی اما تا زمانی که آتش در استخوان‌هایت زبانه نکشیده باشد، «سوختن» برایت مفهومی بیش نیست نه حقیقتی زیسته.
50
12
No text...
50
13
آوایی....❤️
1
14
چون وعده خلاف میشوم و وقتش نزدیک شده.....💔
1
15
ها .... خوش نیستم چندان...
1
16
و ممبران گرانقدر، یخ زده‌ام.... لایک کردن که برای شما زحمتی ندارد، راحت باشید.
21
17
فکر میکنم بی لایک پست ها زیباترند...
24
18
حضرتِ پدر..❤️
25
19
‌ وای بانوی ما چطور چکری بودن 😍 با کی رفته بودین چکر
25
20
مرا کاشته بودند کاشته بودندم تا با خورشیدهای عجول احاطه‌ام کنند تو آمدی چنان نرم مرا چیدی که رفتار نسیم را در دست تو حس کردم… بیژن الهی
59