[مَـحْفــٰآ ]
Open in Telegram
واژهباز. نه شاعر، نه نویسنده، و نه شاید هم نقاش.. "مکتوبِ انتظارم، شاید مرا بخوانی..."🌱 کپی؟ راضی نیستم.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
420
Subscribers
No data24 hours
+67 days
+1730 days
Posts Archive
یجوری اینچندوقته مداحی دم گوشم پلی شده بود که الانم در سکوت خونه بازم صدای مداحی میشنوم.🫡
Repost from N/a
چه غمگین میگه احمد شاملو:
آنان که عکس هارا نبوسیدند، هرگز عاشق نشدند.))
یه مرحلهای هست به اسم خماری بعد از وداع؛ وقتی قلبت هنوز در آغوش معشوق است، اما خودت آنجا نیستی.
آن شبی که به خانه میرسی، جسمت در اتاق است، اما دلت هنوز میان ستونهای حرم جا مانده. با کسی میل سخنت نیست. در سکوت اتاقت، مداحی را آرام پخش میکنی. روبهروی تمثال اتاقت مینشینی و گالری را بارها و بارها بالا و پایین میکنی. هر عکس، دریست رو به خاطره. خاطرهی قدمهایی که در مشایه جا ماند، سلامهایی که در نجفِ بابا زمزمه شد، اشکهایی که کنار ضریح کربلا ریخت، و دل بیقرار کاظمین و سامرا.
انگار هنوز بوی حرم از لابهلای عکس و ویدیوها به جانت میرسد. آنقدر قابها را مرور میکنی تا مرز میان خاطره و واقعیت از هم بپاشد. تا گمان کنی هنوز صدای لبیک یا حسین از دور میآید و هنوز نسیم بینالحرمین از کنار صورتت میگذرد.
بیهوا این فکر مثل موریانه به قلبت میافتد: آیا سال دیگر هم زنده خواهم بود؟ آیا مولا دوباره لایق وصالم میداند، یا این بار سهمم هجران است؟!
و از همینجا، بغض راه گلویت را میبندد. دیگر نه کلمهای میماند، نه توان گفتن و یا حتی نوشتن.
فقط اشک است
اشک
و اشک...
بلاشک اگر به غیر خدا امیدوار باشید
آرزو و امیدتان نا امید خواهد شد.
- امیرالمومنین علی (ع)
