[مَـحْفــٰآ ]
Open in Telegram
واژهباز. نه شاعر، نه نویسنده، و نه شاید هم نقاش.. "مکتوبِ انتظارم، شاید مرا بخوانی..."🌱 کپی؟ راضی نیستم.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
420
Subscribers
No data24 hours
+67 days
+1730 days
Posts Archive
حسین همیشه پیش روی بقیه بود نه پشت سرشان، همیشه پناهگاه دیگران بود نه در پناهشان، همانطور که شایسته امام است. در کربلا هر کدام از یارانش که می افتادند و هنوز صدایشان در می آمد، حسین را صدا می زدند و دوست داشتند سرشان را بگذراند روی پای کسی که همیشه در همه چیز ازشان جلو بوده. خودش اما چه کسی را باید صدا می زد وقتی روی زمین افتاده بود : خدایا راضیام به رضایت و تسلیمم به قضایت، معبودی جز تو نیست.. و شاید حضرت حق در جواب زمزمههای حسین جواب می داده : وَ اصطَنَعتُکَ لِنَفسی. یا می گفته بیا... اِرجِعِی إلَی رَبَّکِ راضِیَهً مَرضِیَّههً.
- برشی از کتاب دلنشینِ قصهی کربلا :)
یک به یک گشتم تمام کافههای شهر را
قهوهی چشمان تو در هیچ فنجانی نبود.
-عمران بهروج
