باگ نویس فعلی، کشاورز آینده
Open in Telegram
OLD: SomeRegularBPDguy Everybody is welcomed to join 🦖 -Do you think God stays in heaven because he too lives in fear of what he's created? برای درخواست جوین شدن به چنلتون پیام ندین🙏🏻 http://t.me/BluChtBot?start=61a5a807bcd5aa8a8949
Show more109
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+130 days
Posts Archive
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
رضایت پایدار معمولاً وقتی شکل میگیره که زندگی برای فرد قابلیت «پیشبینیِ نسبی» داشته باشه. یعنی فرد با یک دید تقریبیِ کُلی، بدونه که قراره با زندگیش چیکار کنه و به کجا برسونه خودش رو. اگر این قابلیت پیشبینیِ نسبی، از دست بره یا مخدوش بشه، اضطراب و خشم جاش رو پر میکنه.
صبح که بیدار میشیم ، از دیشب فقیرتریم
نه قمار کردیم ، نه شب دزد به ما زده
نه حتی فعالیت اقتصادی انجام دادیم
ما فقط خواب بودیم...
Repost from N/a
بارها شاهد این اتفاق بودم ، هر هنرمندی که از دنیا میره کل فضای مجازی پر میشه از آثارش و یادش،
درحالی که وقتی در قید حیات بود همچین توجهی بهش نمیشد .
به کجا رسیدی؟
من هیچجا نرسیدم...
تو چی رو قبول داری؟
منکه دیگه هیچی قبول ندارمو
Repost from Mohammad Discovery
دائم حس بی قراری درونمون هست، به خصوص که هی در دنیای مقایسه با دیگران خودمون رو قرار می دیم، وضعیت و شرایط موجودمون اون چیزی نبوده که از خودمون وقتی که بزرگ شدیم تصور داشتیم، یهو می بینیم در دنیایی از فشار، تنش، نرسیدن و فرسوده شدن داریم گم میشیم،
توی چنین شرایطی حس می کنیم که کم کاری کردیم و می خوای روی توسعه مهارت هامون کار کنیم، دوره جدید، کتاب جدید، کارگاه جدید و پرونده ی جدیدتری رو هم باز می کنیم، اما چون از لحاظ سیستم بدنی بهره وری خوبی رو نداریم، این پرونده جدید هم نصفه کاره رها میشه و ماییم تحت تنش بیشتر و فشار بیشتر،
انگار سایه بی قراری هم توی تاریکی مطلق جلوی چشممون هست و رهامون نمی کنه، این فشار و تنش و عدم رضایت از وضعیت موجود کم نمیشه، مگه اینکه ما حذف کردن رو اول خوب بلد باشیم، حذف کردن سوشال نتورک ها، حذف کردن محرک ها، حذف کردن ایده های جدید، حذف کردن کارای ناتمام، حذف کردن آدمایی که به ما آسیب می زنن، حذف کردن هر چیزی که کمی ذهن بتونه خودش رو رها کنه، کمی فشار تصمیم گیری و انتخاب کردن کمتر بشه، بدن بتونه از این تنش دائمی بودن در حالت بقا خارج بشه، بتونه کمی رها بشه،
کلیدواژه به دست آوردن این مالکیت خود حذف کردنه، توی یه بازه خوب و معنا دار.
Repost from Mohammad Discovery
ما این کلمه دیسیپلین رو زیاد می شنویم، نمی دونم ترجمه ی چی براش خوبه، شاید بگن نظم شخصی، ولی به نظر میاد همون دیسپیلین جا افتاده،
از این بگذریم که این باشگاه پنج صبحی ها، سخنرانان انگیزشی و موفقیت زیاد ازش گفتن، درست گفتن ولی چون نا به جا ازش گفتن و سعی کردن نسخه پیچی کنن آدما بدفاز شدن باهاش.
ولی از این بگذریم که کی گفته و کلا چی گفتن،
بیام سوال اصلی رو از خودمون بپرسیم، چرا به دیسیپلین نیاز داریم؟
برای اینکه بفهمیم چرا بهش نیاز داریم، بیایم یه تشریح وضعیت کنیم، اصلا وضعیت ما چی هست که دیسپیلین قراره به ما کمک کنه.
پراکندگی ذهن
ذهن پر آشوب و پرفشار
تصمیم گیری زیاد
ایده پردازی بدون خروجی
بهره وری پایین
عدم رضایت از خود
عدم توسعه مهارت ها
حس نداشتن دستاورد
نصفه رها کردن کارها و ایده ها
وضعیت بدتر شدن در گذر زمان
عدم پایبندی به قول ها و قرارهای شخصی
عدم مدیریت انرژی
بی نظمی در خواب و خوراک
استرس دائمی و نامشخص
بی نظمی در خواب و خوراک
نداشتن زمان با کیفیت برای خود
حس خالق نبودن و چیزی را منظم خلق نکردن
میشه به این لیست کلی آیتم اضافه کرد،
همه این ها یه مفهوم رو برای ما دارن عدم رشد، یه حس سکون و درجا زدن و بعضن شرایط نسبت به گذشته بدتر شدن،
عموما چنین وضعیتی رو هممون تجربه کردیم، درونش بودیم و هستیم و خواهیم بود،
اما چرا این اتفاق افتاده؟
چون ما خودمون رو از دست دادیم، مدیریت خودمون و مالکیتون خودمون رو از دست دادیم، دائم داریم در تنش ها، آشفتگی ها، بی قراری ها، اضطراب ها و استرس های مختلف پاسکاری میشیم، بهتر می دونین خودتون که اتفافا توی چنین شرایط هایی چیکار می کنیم
خودآزاری بیشتر، رفتارهای اعتیادی بیشتر
سیگار
مشروب
خشم
پرسه زنی در فضای سوشال
و رفتارهای معمول دیگه.
پس قدم اول اینه که باید مالکیت خودمون رو پس بگیریم،
مالکیت زمانمون، تمرکزمون، انرژی مون
روش باز پس گیری این مالکیت، همون ابزار دیسپیلین هست، کمک می کنه که رها نشیم،
دیسپیلین یه نوع سخت و اگرسیو از رفتار نیست لزوما، یه نوع متفاوت از بودن هست برای بازپس گیری خودمون و تمرکزمون
اصلا چه طور کار می کنه؟
دیسپیلین قراره که تصمیم گیری های اتوماتیک رو بیشتر کنه که فضای ذهنی باز تر بشه، استرس ها و تنش های اضافی کنار زده بشن و مسیر رشد هموارتر بشه و بتونیم نمودش رو در گذر زمان در خودمون ببینییم.
و چه طور شروع میشه؟
عموما با کارهایی که به فیزیک بدن مربوط هست، چون فیزیک بدن خیلی سریع اثر می کنه، در تمام ابعاد وجود خودش رو نشون میده
یه تایم مشخصی خوابیدن و بیدار شدن
یه تایم های مشخصی ورزش کردن
یه تایم های مشخصی مطالعه کردن
یه تایم های مشخصی یه کاری کردن
در واقع بدن عادت می کنه یه تایم های مشخصی یه کاری رو انجام بده
فکر اضافه و پیچیده نمی کنه، یه اقدامی رو منظم انجام میده و چون منظم انجام میشه، اثرش رو می تونه ببینه، چون اثرش رو می تونه ببینه حال و روانش بهتره و چون حال و روانش بهتره، تصمیم هاش بهتره و همین طور مثل یه حلقه مثبت هی بخش های مختلف رو تقویت می کنه و چون منظم در یک بازه ای مرتب تکرار میشه، به مرور مالکیت خودمون، زمانمون و انرژی مون رو می تونیم به عهده بگیریم.
دیسیپلین حتما تفریح توش هست، حتما ملال توش هست.
به همین دلیل همیشه دوس داشتم از کلمه روتین استفاده کنم.
حس مثبتی داره و بار معنای ملموس تری هم داره.
Repost from Mindtale
من میدونستم اسکرول کردن چیز بدیه، همچنین میدونستم با ترشح دوپامین باعث میشه علاقهام به چیزهای دیگه کم بشه. ولی الان دوتا چیز جدید دربارهاش یاد گرفته.
۱. اسکرول کردن به اندازه قمار کردن اعتیادآوره.
۲. کسایی که در روز بیشتر از دو ساعت اسکرول میکنن سی و پنج درصد کنترل کمتری روی ایمپالسهای قشر پیشپیشانیشون دارن.
قشر پیشپیشانی نقش مهمی در تصمیمگیری داره و وقتی کنترلتون رو روی این بخش از دست بگیرین در تصمیمگیری به مشکل میخورین.
به نظر میاد اسکرول کردن یکی از چیزهای ترسناک در دنیاست.
کنجکاوی تنها چیزی بود که او را به تاریکی، همان که زندگی میخواندنش
متصل نگه داشته بود...
دوست دارم با آدمای نرد کانکشن سازی کنم
باهم کلی ایده بریزیم
کلی تبادل دانش کنیم
ولی حس میکنم یه مانعی توسط خودم این جلو هست
دلم نرد و گیک بازی میخواد :(
Repost from N/a
این پیام رو فروارد کنید توی چنلتون تا امشب بر اساس وایب چنلتون یه متن ادبی کوچیک راجع بهتون بنویسم.🖤
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
وقتی فشار روانی طولانی و فرسایشی میشه، ذهن شروع میکنه به ساده سازی افراطی. دیدگاههای سیاه و سفید یا صفر و صدی، اغلب در همین موارد بوجود میان. برای خاکستری دیدن، باید روان رو آسوده کنی عزیزم.
