باگ نویس فعلی، کشاورز آینده
Open in Telegram
OLD: SomeRegularBPDguy Everybody is welcomed to join 🦖 -Do you think God stays in heaven because he too lives in fear of what he's created? برای درخواست جوین شدن به چنلتون پیام ندین🙏🏻 http://t.me/BluChtBot?start=61a5a807bcd5aa8a8949
Show more108
Subscribers
+124 hours
+17 days
+130 days
Posts Archive
Repost from آبیِ سنگین
از نظر اجتماعی، بیستسالگی پر از انتظارهای متناقضه؛ مستقل باش، اما از خانواده فاصله نگیر. دنبال علاقهات برو، اما درآمدت رو فراموش نکن. ازدواج کن، اما عجله نکن. جوون بمون، اما برای آینده دیر نکن. بعد وسط این همه صدای مختلف باید بفهمی کدوم خواسته واقعاً مال خودته و کدوم رو فقط از ترس قضاوت شدن پذیرفتی. گاهی سختترین بخش بزرگ شدن، تصمیم گرفتن نیست؛ پس گرفتن حق تصمیم گرفتن برای خودته.
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
اون اتفاق کوچیک فقط یه جرقهست، نه دلیل اصلی. زیرش معمولاً یه انباشتِ هیجانی چندروزه یا چندهفتهایه، که منتظر یه بهونهی کوچیک بوده تا بالاخره بزنه بیرون. گیر کردن آستین لباست به دستگیرهی در، گاهی بهترین بهونه واسه گریه کردنه.
Don't you leave me out We were only trying to find out why Love was passing by In an echo's pressing sound Doesn't matter now Stop the tears welling in your eyes You're breaking up the sky Like a widow's broken vow Here goes everything You're my dearest friend and enemy You belong with me Like young love belongs to spring Now don't tell me that I'm wrong again I dream of living a life Where neither of us fears looking behind Is your faith restored? Now that every heaven's out of reach Thunder on the beach Where you once would ask for more Will it be the same? When you build your family With your next enemy Tell me who'll be next to blame Or could it be the start Of something beautiful for you Where you can see it too Either way we'd be apart Either way it would break my heart I dream of living a life Where neither of us fears looking behind Don't just look away Let me know for once what's on your mind Leave some truth behind If we go our separate ways Before I step into darker days
ویل، کسی به باری که گردنو پایین آورده نگاهم میکنه یا فقط چشمش به آسمونه و پایینو نمیبینه؟
آدمها کارها رو عقب نمیاندازن چون «بیاراده»ان. اگه فکر میکنی با زور و برنامهریزی میتونی اهمالکاری رو شکست بدی، اشتباه میکنی. چیزی که ازش فرار میکنی صرفا انجام یک تمرین نیست.
Repost from N/a
اینکه چه احساسی داریم لزوما به ما نمیگه که چه چیزی رو میخواییم. اگه دوستش داری اما همچنان یه ابهامی سایه انداخته روی احساساتت، راهش این نیست که احساستو زیر سوال ببری، راه دقیقترش اینه که بری و خواستن و توانایی انتخاب کردن و مسئولیتپذیری رو یاد بگیری.
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
بعضی وقتها فکر میکنی داری به خودت فرصت میدی، ولی در واقع داری تصمیم سخت رو عقب میندازی.
Repost from فروید و روانکاوی
اکثر رنجهای ما ناشی از این است که با خواستهها و تمایلات برانگیخته میشویم و بعد وقتی خواسته برآورده میشود از لحظه ارضای آن لذت میبریم. لحظهای که خیلی زود تبدیل به دلزدگی و کسالت میشود و سپس این دلزدگی با بروز و سر برآوردن خواستهای دیگر متوقف میشود. این چرخه خواستن مداوم، ارضای لحظهای، دلزدگی و خواستهی بعدی بیماری بشر در این جهان است.
اروین یالوم، درمان شوپنهاور
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
گاهی اونقدر مشغول پیدا کردن آدم مناسبیم که فراموش میکنیم خودمون هم باید تبدیل به آدمی بشیم که بتونه یک رابطهی سالم رو حفظ کنه. رابطه فقط انتخاب کردن نیست؛ ایجاد ظرفیت هم هست. ظرفیت گفتوگو، ظرفیت شنیدن، ظرفیت پذیرش تفاوتها، و مهمتر از همه، ظرفیت روبهرو شدن با بخشهایی از خودمون که در رابطه فعال میشن.
Repost from امید در لب مرز
بعضی چیزها اصلا مسئله نیستن که حل بشن! جواب یک راه جدید نیست، پذیرفتن چیزیه که نمیتونی تغییرش بدی. پذیرش یعنی دست از تلاش برای تغییر واقعیت برداری، نه اینکه دوستش داشته باشی، نه اینکه باهاش موافق باشی، فقط قبول کنی که این واقعیت منه حالا باید ببینم با این واقعیت چطور زندگی کنم.
+1
خب خوشبختانه کار جمع شد
برا شارژ گوشی 5v 3a میده
ولی برای شارژ شدن با ماسفت ویپ، تونستم یجوری 2 آمپرو بخورونم بهش
یک پروژه دیگه که هیچکس نپرسیده بود راجبش تموم شد و رفت🥰
اون سیاهیام چسب قطره ایه و نمیشد ازین تمیز ترش کنم، اثرات کمخوابی دیشبه که اون ترکیب سرطانو با چسب رو برد پیوند زده بودم💀
