چـکـامـهـ زار 🌘📜
Open in Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Show more434
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-330 days
Posts Archive
Repost from ♫ ߊ߬ܢܚ݅ࡅ࡙ߊࡅ߭ܘ ߊܨ ܩܣࡅ߳ߊܢ̣ߺ♫
یعنی نمیفهمم چی گپ اس؟🙄
با هر جمع میرم قد دار مردم فک میکنن مثل بادیگارد استم یا هم بابه لینگ دراز!🫤
ولی تا با رفیقای صمیمی یکجا میشم، یگاندفه حس میکنم در صنف اول شامل شدیم!😵💫😵💫😵💫
قد اونا رفته بالا یا من شدم یک عدد آدم کوچولو و قدو؟🫤😔
یگان عکس میگیریم، خوده گُم میکنم – فقط کلهام پیدا میشه مثل پیاز در شوربا😩
نمیفهمم یا مه قد کوتاه استم و یا این رفیق های صمیمی مه خیلی بلند استند.😔
و شاید یک دلیل دیگر هم داشته باشد که اینجانب کوچک تمام شأن است 😑😑
چی بگم والا😒
مردی از همسرش پرسید چه چیزی
از صرف و نحو میدانی ؟
جواب داد اینکه حقوقت را به نحوی
که مرا راضی کند صرف کنی.😁
کاپی
كالشمس أنتِ!
فقالت وهْي ضاحكة:
وأنتَ كالقمر الصافي لمن نظرا
متى اللقاء؟! فقالت وهْي باكية:
الشمسُ لا ينبغي أن تدركَ القمرا...
گفتم تو همچون خورشیدی!
با لبی خندان گفت:
و تو هَمچون ماه پاکی برای هر دیدهای..
گفتم وعدهی ملاقات چه زمانیست؟!
در حالیکه میگریست گفت:
خورشید هرگز نباید به ماه برسد..
از اینکه زنی دیوانه وار با تو بحث میکند خوشحال باش، دنیای زن ها متفاوت و مرموز است؛ زن اگر سکوت کرد بدان سکوتش پایان توست.
ابتهاج
برای کشتن که حتما لازم نیست انسان هفتتیر بردارد و تقتق، شلیک کند ! من به این طرز کشتن، معتقد نیستم.
انسان میتواند کسی را در قلبش بکشد. اگر انسان از دوست داشتن کسی دست بردارد، او را در قلب خود کشته است.
فقط وقتی من بچه بودم و میرفتم تو یجایی خلوت گریه میکردم منتظر بودم یکی بیاد و منو بغل کنه!
اما هیچکس نیومد که اینکارو بکنه من ساعتها به امید اینکه کسی متوجه غم و اندوه و تنهاییم بشه در سکوت و تاریکی اتاق منتظر بودم حتی گاهی دعا میکردم مریض بشم چون فکر میکردم حداقل اینجوری شاید در نهایت کسی منو ببینه بیاد اتاق و بغلم کنهو ازم مراقبت کنه، بلکه بتونم اون محبت رو ازشون دریافت کنم!
من فقط میخواستم احساس کنم که برای کسی مهم هستم
حتی فقط برای یک لحظهی کوتاه
اما هیچکس نیومد!!🖤#حسنا_سادات
در آن زمان که به شدت
احساس تنهایی می کنی،
مطمئن باش که یکی
برای دیدنت لحظه شماری می کند.
ویران شدن، تنها برای خانه اتفاق نمیافتد؛
من فروریختن یک نفر، آن هم با یک جمله را به چشم دیدهام.
Repost from ♫ ߊ߬ܢܚ݅ࡅ࡙ߊࡅ߭ܘ ߊܨ ܩܣࡅ߳ߊܢ̣ߺ♫
+7
#photo_graphy
#today
#Kabul
کابل زیبایم🫠
#آسا
@Dark_vibes7
Repost from ♫ ߊ߬ܢܚ݅ࡅ࡙ߊࡅ߭ܘ ߊܨ ܩܣࡅ߳ߊܢ̣ߺ♫
درياب كه از روح جدا خواهى رفت در پرده اسرار فنا خواهى رفت
مى نوش ندانى ازكجا آمده اى خوش باش ندانى به كجا
خواهى رفت
..
@dark_vibes7
«صدقني .. نحن لا ننسى أبداً .. ولكن نغمض أعيننا قليلاً لكي نستطيع أن نعيش.»
باورم کن .. ما هرگز فراموش نمیکنیم .. ولیکن چشمانمان را کمی میبندیم تا بتوانیم زندگی کنیم.
— واسيني الاعرج
نوشتن
واژه خوبی است
میگن وقتی زیادی فکر میکنید نوشته کنید
ولی از چی نوشته کنم؟
از کجا شروع کنم به کجا ختمش کنم؟
مگر چقدر واژه میتوانند احساس پوچ که در درونم دارم را بیان کند؟
آیا امکانش است؟
حرف های ناگفته بغض های حبس شده احساس های که درک نشدن
آیا میتوان با نوشتن بیان شان کرد؟
امکانش است که با نوشتن درد انسان کمتر شود؟
اگر هست
پس چقدر باید بنویسم صفحه ها؟ کتاب ها؟
یا اصلا باید قرن ها بنشینم و بیان کنم؟
#saber
