en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

چـکـامـهـ زار 🌘📜

چـکـامـهـ زار 🌘📜

Open in Telegram

سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2

Show more
434
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-330 days
Posts Archive
این‌ها خیلی ناز اند❤️🤭 سخت مشتاق آمدنش هستم🥲🥹🫀 ان‌شاءالله 🫠 #نینو 🤭
این‌ها خیلی ناز اند❤️🤭 سخت مشتاق آمدنش هستم🥲🥹🫀 ان‌شاءالله 🫠 #نینو 🤭

یک جمله شنیدم خیلی برم جالب تمام 😅.. درون هر انسانی که میشناسی انسانی است که نمیشناسی 🪐..

صبح بی نماز، لذت ندارد....

_چی خوشحالت میکند ؟ +نمیدانم 🙃شاید یک شاخه گل🌚 #_صهراوی🕊 «صبح به زیبای گل تان بخیر🌸🌚✨»

تو خواهی خندید در جایی که قبلا گریسته ای✨🕊

سلام بر خنده رویانی که در دل هایشان هزارن غم نهفته است🕊❤️‍🔥 #_صهرای

الحمدلله علی کل حال 🤍

زندگی چه هست؟ «درک گذشته و ادامه به سوی آینده»

#حرف_های_خودمانی قبلاً ها که بود استادان بالای شاگردان زور می‌گفتند اما حالا شاگردان بالای استادان زور میگن! به گفته یک بنده محترم الله کاملاً معکوس شده این موضوع! زمانه دگه هعییی در حال تغییر است. باشیم و دیگر چی ها بنگریم! ولی از یک لحاظ خیلی خوب است. همینطوری بماند ان‌شاءالله.

قلبت را به خدا گره بزن او هیچکس را نمی ازارد!🌱
قلبت را به خدا گره بزن او هیچکس را نمی ازارد!🌱

پیشی🥲🫠

sticker.webp0.10 KB

قشنگی🫠🤍
+2
قشنگی🫠🤍

تکه ای از حزن نامه 🖋💌 #_صهراوی🕊
+4
تکه ای از حزن نامه 🖋💌 #_صهراوی🕊

(خلوتی باخود🔥💌) کوچه‌های مزار همیشه برای من مثل کتابی باز است که هر صفحه‌اش پر از خاطرات شیرین کودکی است. روزهایی که دنیای
+2
(خلوتی باخود🔥💌) کوچه‌های مزار همیشه برای من مثل کتابی باز است که هر صفحه‌اش پر از خاطرات شیرین کودکی است. روزهایی که دنیای من ساده و پر از شادی بود، وقتی با دوستانم در کوچه‌ها بازی می‌کردیم و صدای خنده‌هایمان کوچه را پر می‌کرد. کوچه‌های مزار با دیوارهای رنگ‌پریده و درختان بلند، جایی بودند که قصه‌های بی‌پایان ما شکل می‌گرفتند. بازی‌های کودکانه، دویدن‌های بی‌وقفه و نقاشی با ذغال روی زمین، همه و همه در همین کوچه‌ها اتفاق می‌افتاد. آنجا بود که دوستی‌ها شروع می‌شد و عشق به زندگی در دل ما رشد می‌کرد. هر بوی خاک، هر صدای باد و هر نوری که از پنجره‌ها می‌تابید، مرا به آن روزهای خوش کودکی می‌برد. کوچه‌های مزار نه تنها مسیر رفت‌وآمد ما بودند، بلکه خانه‌ی خاطرات و امیدهای ما نیز بودند. حالا که بزرگ شده‌ام، هر بار به آن کوچه‌ها فکر می‌کنم، دلم پر از حسرت و محبت می‌شود. آن روزهای ساده و زیبا، همیشه در قلب من زنده خواهند ماند و کوچه‌های مزار برای من جواهری بی‌قیمت‌اند. #_صهراوی

و شاید عشق!واقعی در همان دوران قدیم باقی مانده یا راهش .. غایب نویس🖋

سخن حق
تسقط رجولتك .. عندما تندم انثى انها أحبتك مردانگي ات زير سوال ميرود وقتي زني از دوست داشتن ات پشيمان ميشود.