چـکـامـهـ زار 🌘📜
Open in Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Show more434
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-330 days
Posts Archive
یک جمله شنیدم خیلی برم جالب تمام 😅..
درون هر انسانی که میشناسی
انسانی است که نمیشناسی 🪐..
_چی خوشحالت میکند ؟
+نمیدانم 🙃شاید یک شاخه گل🌚
#_صهراوی🕊
«صبح به زیبای گل تان بخیر🌸🌚✨»
#حرف_های_خودمانی
قبلاً ها که بود استادان بالای شاگردان زور میگفتند
اما حالا شاگردان بالای استادان زور میگن!
به گفته یک بنده محترم الله
کاملاً معکوس شده این موضوع!
زمانه دگه هعییی در حال تغییر است.
باشیم و دیگر چی ها بنگریم!
ولی از یک لحاظ خیلی خوب است.
همینطوری بماند انشاءالله.+2
(خلوتی باخود🔥💌)
کوچههای مزار همیشه برای من مثل کتابی باز است که هر صفحهاش پر از خاطرات شیرین کودکی است. روزهایی که دنیای من ساده و پر از شادی بود، وقتی با دوستانم در کوچهها بازی میکردیم و صدای خندههایمان کوچه را پر میکرد.
کوچههای مزار با دیوارهای رنگپریده و درختان بلند، جایی بودند که قصههای بیپایان ما شکل میگرفتند. بازیهای کودکانه، دویدنهای بیوقفه و نقاشی با ذغال روی زمین، همه و همه در همین کوچهها اتفاق میافتاد. آنجا بود که دوستیها شروع میشد و عشق به زندگی در دل ما رشد میکرد.
هر بوی خاک، هر صدای باد و هر نوری که از پنجرهها میتابید، مرا به آن روزهای خوش کودکی میبرد. کوچههای مزار نه تنها مسیر رفتوآمد ما بودند، بلکه خانهی خاطرات و امیدهای ما نیز بودند.
حالا که بزرگ شدهام، هر بار به آن کوچهها فکر میکنم، دلم پر از حسرت و محبت میشود. آن روزهای ساده و زیبا، همیشه در قلب من زنده خواهند ماند و کوچههای مزار برای من جواهری بیقیمتاند.
#_صهراوی
سخن حقتسقط رجولتك .. عندما تندم انثى انها أحبتك مردانگي ات زير سوال ميرود وقتي زني از دوست داشتن ات پشيمان ميشود.
