CiHal ~ 🪷
Open in Telegram
جیهال، روایتی از یک عشق ناممکن. تو این روایت همراه ما باشید. پیامرسان. ~ @PBMessenger_bot
Show more780
Subscribers
-424 hours
-317 days
-17530 days
Data loading in progress...
Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+8
in 2 channels
August '26
+39
in 6 channels
Get PRO
July '26
+22
in 2 channels
Get PRO
June '26
+1 067
in 3 channels
Get PRO
May '26
+40
in 0 channels
Get PRO
April '26
+5
in 0 channels
Get PRO
March '26
+6
in 0 channels
Get PRO
February '26
+74
in 1 channels
Get PRO
January '26
+76
in 0 channels
Get PRO
December '25
+164
in 2 channels
Get PRO
November '25
+103
in 1 channels
Get PRO
October '25
+287
in 1 channels
Get PRO
September '250
in 3 channels
Get PRO
August '250
in 1 channels
Get PRO
July '25
+43
in 1 channels
Get PRO
June '250
in 0 channels
Get PRO
May '25
+29
in 1 channels
Get PRO
April '250
in 0 channels
Get PRO
March '250
in 0 channels
Get PRO
February '250
in 0 channels
Get PRO
January '250
in 0 channels
Get PRO
December '24
+10
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 06 September | 0 | |||
| 05 September | 0 | |||
| 04 September | +2 | |||
| 03 September | +4 | |||
| 02 September | 0 | |||
| 01 September | +2 |
Channel Posts
— شب بخیر، مخصوصِ تمام عشقهایی که یه جایی از مسیر، از هم دور افتادن… 🌙
برای اون دلهایی که هنوز با فاصله هم، ضربانِ همدیگه رو میشناسن.
برای عشقهایی که شاید امروز بینشون هزار کیلومتر و هزار سکوت باشه.
اما تهِ قصهشون هنوز به با هم بودن ختم میشه. ✨
بعضی آدمها قرار نیست برای همیشه از هم دور بمونن.
گاهی زندگی فقط یه مکثِ طولانی میذاره وسطِ قصه.
تا وقتی دوباره روبهروی هم ایستادن، بفهمن چقدر دلتنگِ هم بودن. 🫂
شبتون آروم.
به امیدِ تمام آغوشهایی که هنوز نرسیدن.
تمام دیدارهایی که هنوز اتفاق نیفتادن.
و عشقهایی که مطمئنم، یه روز دوباره راهشون رو به سمتِ هم پیدا میکنن. 💙
𖣔 @Uzaksehircafe / #Edit 𖣔
| 2 | — ❤️🔥. | 228 |
| 3 | — 🎬 چراغهای صحنه هنوز روشنه.
𖣔 @Uzaksehircafe / #OnSet 𖣔 | 229 |
| 4 | — CIHAl x AURA ~ ❤️🔥
𖣔 @Uzaksehircafe / #Edit 𖣔 | 245 |
| 5 | — برگشتن پدر آلیا فقط برگشتنِ مردی نیست که تمام بچگیش جای خالیش رو کشیده.
این بار، گذشته قراره درست وسطِ زخمیترین روزای زندگیش برگرده.
آلیا یه بار فروپاشیِ برگشتن مادرش رو تجربه کرد، عصبانی شد، پسش زد، شکست… اما جیهان بود.
بود تا وقتی اشکاش آروم بگیره، تا دل شکستهش یه کم نفس بکشه، تا یاد بگیره ببخشه… حتی وقتی مادرش رو از دست داد، باز هم جیهان کنارش بود.
اما این بار… جیهان نیست.
پدرش که برگرده، فقط یه زخم قدیمی باز نمیشه، تمام بچگیِ نزیستهش، تمام سوالای بیجوابش، حسِ رهاشدن و همهی دردایی که سالها یه گوشهی قلبش دفن کرده بود، با هم سر باز میکنن.
و دردناکترین قسمت؟
اینکه آلیا حتی قبل از اینکه خودش بفهمه، دنبال جیهان میگرده… چون قلبش یاد گرفته وقتی دنیاش میریزه، خودش رو به جیهان برسونه.
اما این بار، هر طرف که برگرده… جیهانی نیست که آغوشش پناهش باشه.
شاید چیزی که این بار آلیا رو میشکنه، فقط برگشتن پدرش نباشه. شاید چیزی که واقعا خردش میکنه این باشه که درست همون لحظهای که بیشتر از همیشه به امنترین آدم زندگیش احتیاج داره، دیگه نمیتونه بهش پناه ببره. 💔
𖣔 @Uzaksehircafe / #Analysis 𖣔 | 262 |
| 6 | — فصل سوم، همچنان روی دورِ فیلمبرداری… 🎬
عوامل شهر دور با قدرت در حال ساختن قصهای تازهان. ❤️🔥
𖣔 @Uzaksehircafe / #OnSet 𖣔 | 258 |
| 7 | — ❤️🔥. | 250 |
| 8 | — نوشته: یه صحنه توی ذهنم برای جیهال دارم، دو فصله که منتظرشم. نمیدونم قراره ببینیمش یا نه، ولی من همچنان منتظرش میمونم. 🫡
بعد از اون دعوای بزرگ و سنگینی که سر هم داد میزنن، همدیگه رو میشکنن و دل همو حسابی میشکنن، یهدفعه هر دوتاشون ساکت میشن و شروع میکنن به گریه کردن… در حالی که اشک میریزن، ذرهذره صورت و چشمها و موهای همدیگه رو میبوسن و آخرش هم، غرق اشک، همدیگه رو میبوسن… یه جیهالی که اینطوری باشه… یه صحنه از اون صحنهها که هم خشمشون و هم عشقشون، همزمان سرریز بشه. وقتی از هم فرار میکنن، باز هم پناهشون خودِ همدیگه باشه.
𖣔 @Uzaksehircafe / #Twitter 𖣔 | 279 |
| 9 | — ایدهی اینکه جیهان حتی با آلیا هم سرد و بیرحم باشه، و وقتی میفهمه این رفتارش داره آلیا رو اذیت میکنه، عذاب وجدان بگیره، ولی تا یه مدت به روی خودش نیاره و اعتراف نکنه… تا اینکه یه شب آلیا بالاخره از پا درمیاد - بعد از یه کابوس میشکنه و تنها کسی که میخواد ازش آرامش بگیره، جیهانه، و جیهان هم اینطوری میگیرهش توی آغوشش. :) 🫠
𖣔 @Uzaksehircafe / #Twitter 𖣔 | 265 |
| 10 | — فقط نه روز دیگه…⏳
نه روز تا دوباره آلبورا نفس بکشه، تا قصه از همونجایی که رهاش کردیم دوباره جون بگیره. ✨
فصل سوم شهر دور داره از راه میرسه.
𖣔 @Uzaksehircafe / #Edit 𖣔 | 286 |
| 11 | — نوشته: یه عکس ریپلای کن که فقط فندومتون بفهمه منظور چیه.
عکسی که ریپلای کردن: 😂
𖣔 @Uzaksehircafe / #Twitter 𖣔 | 287 |
| 12 | — بعد از همه چیزهایی که از سر گذروندن… کی میدونه چند شب با کابوس از خواب پریدن، با قلبی فشرده، نفسهایی بریده و چشمهایی خیس از گریه… اما کسی نبود که بغلشون کنه، آرومشون کنه و بهشون اطمینان بده همهچیز میگذره… خودشون مجبور بودن خودشون رو آروم کنن و احتمالا تا صبح دیگه خواب به چشمشون نیومده.
𖣔 @Uzaksehircafe / #Twitter 𖣔 | 301 |
| 13 | — ❤️🔥. | 294 |
| 14 | — مثل اینکه حتی ماشین جهان آلبورا هم با فصل جدید تغییر کرده. ❤️🔥
انگار قراره این بار همهچی یه رنگوبوی تازه داشته باشه. 👀
𖣔 @Uzaksehircafe / #News 𖣔 | 300 |
| 15 | — نوشته: از شدت کنجکاوی دارم میمیرم ببینم توی اتاقِ عمارت قراره چه اتفاقایی بیفته، خیلی هیجانزدهام. از بارِ سنگین گذشته خلاص شدیم، فقط خودشونن و خودشون. آره، هرچند اولش ناراحتم که قراره یه مدت درد بکشن، ولی یه حسی بهم میگه قراره خیلی قشنگ بشه. 🥹 جیهالِ قهر و دلخور، ولی عاشق، دوتایی که بعد از این همه دلتنگی قراره دوباره به سمت هم کشیده بشن... فقط بهش فکر میکنم، از هیجان توی پوستم نمیگنجم. ❤️🔥
𖣔 @Uzaksehircafe / #Twitter 𖣔 | 301 |
| 16 | — چطور قراره بعد از اینکه اینجوری به هم نگاه کردن، تحمل کنیم که از هم دلخور و عصبانی باشن؟
انگار همین دیروز بود... 🙂
𖣔 @Uzaksehircafe / #Twitter 𖣔 | 293 |
| 17 | — برگشتیم خونهمون، به آشیونهمون… ❤️🩹
دویدنهای دنیز، دنبال آلیا دویدن و جهان که بیصدا تماشاشون میکنه.
این عمارت گرفته و دلگیر، با اومدن آلیا و دنیز انگار تبدیل به رنگینکمان شد.
نه فقط جهان، خودِ عمارت آلبورا هم انگار بعد از قرنها، برای اولین بار دوباره شروع کرده به نفس کشیدن.
𖣔 @Uzaksehircafe / #Twitter 𖣔 | 290 |
| 18 | — ولی اون علاقه و ضعفِ جهان نسبت به گردنِ آلیا از قسمت ۴۲ به بعد چی؟! توی هر بار رابطهشون، مخصوصا اولش، مستقیم میره سراغ گردنش! قضیه چیه؟ چی بینتون گذشته؟ بگو ببینم چی شده، این علاقهی یهویی از کجا سر و کلهش پیدا شد؟! 🫠 (خیلی خوشم میاد که اینجور جزئیات روتین و تکرارشوندهای بینشون وجود داره، واقعا دوستش دارم.)
𖣔 @Uzaksehircafe / #Twitter 𖣔 | 291 |
| 19 | — 🎬 ویدیوهای تازه منتشرشده از ست فیلمبرداری فصل سوم شهر دور. 🤍
فصل جدید از ۲۳ شهریور، ساعت ۲۱:۳۰ به وقت ایران از کانالد.
𖣔 @Uzaksehircafe / #OnSet 𖣔 | 298 |
| 20 | — صبحتون بخیر. 🤍
امروز رو با یه دلِ آروم و یه مشت امیدِ تازه شروع کنید.
شاید همین روزِ معمولی، یه گوشهش قراره اتفاقی بیفته که حالِ دلتون رو عوض کنه. ✨
آروم پیش برید و به فردا اعتماد کنید.
هنوز کلی قشنگی هست که زندگی برای شما کنار گذاشته.
روزتون پر از لبخند، خبرهای خوب و اتفاقایی که آخر شب با خودتون بگید:
امروز، ارزشِ بیدار شدن داشت. 🫶🏻
𖣔 @Uzaksehircafe / #Edit 𖣔 | 302 |
