en
Feedback
حوالی‌غرب'

حوالی‌غرب'

Open in Telegram

«در پی راهی برای زنده ماندن.» -متن های که اسم نویسنده آخرش نیست رو خودم مینویسم. پس خواهشا،کپی نکنید و اگر‌ که دوست داشتید فور بزنید.

Show more
519
Subscribers
-324 hours
-277 days
-14230 days
Posts Archive
نه اونم یجا مست پشیمونه..!

بدترین تولد عمرم بود.ممنون از 18 سالگی.

آريانفر توی یکی از پادکست‌ هاش میگه:«چقدر اذیتش شدم واسه چیزی که تقصیر من نبود.» همین آقا همین.

یک سال گذشت. توی این یک سال بازم زندگی چیزهایی مختلفی رو سر راهم قرار داد. دوباره امیدوار شدم،امیدم از بین رفت،دوست داشتن و دوست داشته شدن رو تجربه کردم،یه قدم بیشتر به آرزوهای بچگیم نزدیک شدم و مجبور شدم بیخیال نصف رویاهامم بشم. نمیدونم قراره با چه تجربه های امسال رو تموم کنم؛اما آرزوی امسالم اینه هر اتفاقی هم که افتاد حالم خوب باشه و خوب بمونه.همین.✨

خب تولدم مبارک.✨

یه دفتر دارم که گاهی اتفاقات و خاطره‌های زندگیم رو داخلش می‌نویسم. همین‌طوری داشتم می‌خوندمش، رسیدم به یه برگه که برای 1403/11/25 بود. نوشته بودم: «امروز دلار به 93 هزار تومن رسید.» چیزی که اون موقع برام عجیب بوده، الان واسم مثل یه شوخی می‌مونه. از مزایای زندگیِ جوان ایرانی.

ابراهیم! چه کسی فکر کرد قلب ما بت است‌ و آنرا‌ شکست؟
-آصاف خالد چَلبی

من دیگه حوصله ندارم بابت این زندگی غصه بخورم.هرکی، هرکاری دلش میخواد رو انجام بده.

و منی که دو روز دیگه تولدمه:)✨

«می‌بوسمت؛ چنان‌که گویی آخرین وصلهٔ تنِ من به جهانی.🩶»
«می‌بوسمت؛ چنان‌که گویی آخرین وصلهٔ تنِ من به جهانی.🩶»

«می‌بوسمت؛ چنان‌که گویی آخرین وصلهٔ تنِ من به جهانی؛ 🩶»
«می‌بوسمت؛ چنان‌که گویی آخرین وصلهٔ تنِ من به جهانی؛ 🩶»

«میبوسمت؛چنان‌که‌گویی‌آخرین‌وصله‌تن‌من‌به‌جهانی؛🩶»
«میبوسمت؛چنان‌که‌گویی‌آخرین‌وصله‌تن‌من‌به‌جهانی؛🩶»

شرایط همینطوریشم سخته،حالا فکر کن از اونی که دوستش داری دور باشی و بیخبر:)!

کل روز رو از گوشیت دوری آخر شب میایی دوتا خبر بخونی ببینی دنیا دست کیه، دلار شده خدا تومن و ده قدم دیگه از آرزوهات فاصله گرفتی، یه جوون وسط شهر خودش رو آتیش زده، یه تصادف شده 11 نفر فوت کردن، احتمال داره جنگ بشه و همه چی دوباره به بدترین شکل ممکنش برگرده.آدم نمیدونه بیخبر بمونه و خودش رو بزنه به بیخیالی یا انقدر خبرهارو دنبال کنه که افسردگی بگیره.

آن‌ها از پرچم‌ها بسیار سخن می‌گویند، اما از مردمی که زیر آن زندگی می‌کنند کمتر؛ وطن برای آنان یک شعار است، اما برای مردم یادآور خانه، بوی کوچه و خونِ عزیزانشان.
ـ‌حامی

این روزها در جواب چطوری باید بگم که، دلتنگم و منتظر‌.اما با گفتن "خوبم" چیز دیگه‌ای نمیگم و میگذرم.

«که تو در قلب من جا داری؛♥️»
+1
«که تو در قلب من جا داری؛♥️»

نظریهٔ نامحبوب؟ شرایط سخت میشه که به دو نفر ثابت کنه چقدر همدیگه رو می‌خوان.

هیچ‌وقت نمی‌تونم درک کنم که یک‌سری از افراد، به معنی واقعی کلمه، چطور می‌تونن انقدر بی‌فرهنگ و بی‌نزاکت باشن. پرسیدن سؤال‌های شخصی از کسی که صرفاً توی یک مکان عمومی بهش برخوردین، توی این دوره دیگه باید قفل باشه، نه بعضی‌ها با لبخند انجامش بدن..!

من لازمت نداشتم، دوست داشتم.