en
Feedback
‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

Closed channel

  ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦  ` ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .

Show more
2 954
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-2830 days
Posts Archive
امروز سه تا سناریو گزاشته شده

تناسخ ناژا و آئوبینگ رو اوردیم تو دوتا آیدل

تاپ آیدل مشهور با قدرت آتش به خاطر اجراهای پرشور و انرژی بالاش لقب شاهین شعله رو داره و باتم ، آیدلی آرام اما کاریزماتیک با قدرت یخ و رقص های خونسرد و دقیق لقب شاهزاده برف رو داشت اونا از یک آژانس سرگرمی ان ولی رقیب هم بودن مدیریت تصمیم میگیره این دونفر رو در یک فستیوال مشترک ، روی صحنه قرار بده اما رقابت شدید بین طرفدار هاشون کارو سخت میکرد روی صحنه حرکت یکی ، با حرکت دیگری جواب داده میشد آتش و یخ در رقص ، در نگاه و حتی در تبلیغات رسانه ای همیشه روبه روی هم بودن توی تمرین های مشترکشون مجبورن بار ها کنار هم برقصن ، صداهاشون هماهنگ بشه و حتی نفس هاشون یکی بشه یک شب بعد از تمرین طولانی باتم ، خسته روی استیج میشینه و دستاش به خاطر یخ‌سازی زیاد میلرزید تاپ کنارش میشه و دستاشو میگیره و سعی میکنه با گرمای درونی باتم ، اونو آروم کنه شب اجرا تاپ و باتم یه دوئت مشترک دارن ، آتش و یخ ، تماشاچی ها فریاد میزنن ، صحنه پر از یخ و شعله های مصنوعی بود ، درپایان وقتی چراغ ها خاموش میشه و هیچ صدایی جز نفس هاشون شنیده نمیشه تاپ زمزمه میکنه
- ما قرار بود دشمن باشیم ، ولی من بدون تو دیگه نمیتونم‌
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ t.me/PixieeHallow 〞#Gay
‌፥ ❄️ ˖ #Musical ,#Fantasy

‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ
+1
‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ

ریکت این از 30 رد بشه لطفا؟

بعد از ساعت ۱۲ شب ، دوتا فرند رو

خب اول ایدل هارو میزارم

جفتش گی عه . دوتا ایدل که یکی قدرت اتش داره یکی قدرت یخ. 💯 یا دوتا فرند که از اول عاشق همن ولی طول میکشه اعتراف کنن 🍓

بچه دوتا سناریو دارم ، کدومو بزارم

سبد توت فرنگی میدید بهش؟

باتم دختری بود که همیشه به خاطر جایگاهش بین آلفا ها و بتاها تحقیر میشد ، اون توی شهری زندگی میکرد که پر از قانون های سنگین بود و امگا ها بیشتر شبیه ابزار بودن تا انسان تاپ یه آلفا سرد و مغرور ، پسر یکی از فرماندهان شهر ، به خاطر قدرتش همیشه همه رو زیر سایه خودش نگه میداشت یه شب تو بازار سیاه بانم توسط چند نفر دزدیده میشه و میخواستن تو حراجی بفروشنش ، درست زمانی که همه چی داشت نابود میشد تاپ سر میرسه ، نه برای نجات باتم ، بلکه ماموریت داشت اون باند رو دستگیر کنه باتم رایحه شکوفه پرتقال و عسل وحشی داشت ولی وقتی میترسید تون رایحه‌اش کمی تند تر میشد یچیزی شبیه نم بارون روی خاک و این همون رایحه ای بود که تاپ رو جذب کرد تاپ وقتی چشمش به امگا افتاد یچیزی توی وجودش شکست ، غریزه آلفا. بوی امگا و نگاه پر ترس باتم ، همه چی به هم‌گره خورده بود تاپ بعد از یک درگیری شدید که نزدیک بود کشته بشه جون سالم به در میبره و باتم رو نجات میده ولی باتم دچار اسیب روحی شدید و کابوس شده بود تاپ برخلاف چیزی که همیشه از خودش نشون میداد تصمیم گرفت مراقب باتم باشه تاپ رایحه آتش و چوب سوخته داشت چیزی که اقتدار و قدرتشو به رخ میکشه ولی وقتی کنار باتم بود ، پرده ای از روی رایحه اش کنار میرفت و بخش مخفیش یعنی بوی عسل و کمی مشک به مشام میرسید باتم که تا به امروز از آلفا ها متنفر بود متوجه میشه تاپ با بقیشون فرق داره و کنار هم زخمای همو التیام دادن ‌ ‌ ‌ t.me/PixieeHallow 〞#Straight
‌፥ 🫐 ˖ #Romance ,#Omegaverse

‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ
+1
‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ