𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐
Закритий канал
𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦 ` @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .
Показати більше2 954
Підписники
Немає даних24 години
-77 днів
-2830 днів
Архів дописів
تاپ آیدل مشهور با قدرت آتش به خاطر اجراهای پرشور و انرژی بالاش لقب شاهین شعله رو داره
و باتم ، آیدلی آرام اما کاریزماتیک با قدرت یخ و رقص های خونسرد و دقیق لقب شاهزاده برف رو داشت
اونا از یک آژانس سرگرمی ان ولی رقیب هم بودن
مدیریت تصمیم میگیره این دونفر رو در یک فستیوال مشترک ، روی صحنه قرار بده اما رقابت شدید بین طرفدار هاشون کارو سخت میکرد
روی صحنه حرکت یکی ، با حرکت دیگری جواب داده میشد آتش و یخ در رقص ، در نگاه و حتی در تبلیغات رسانه ای همیشه روبه روی هم بودن
توی تمرین های مشترکشون مجبورن بار ها کنار هم برقصن ، صداهاشون هماهنگ بشه و حتی نفس هاشون یکی بشه
یک شب بعد از تمرین طولانی باتم ، خسته روی استیج میشینه و دستاش به خاطر یخسازی زیاد میلرزید
تاپ کنارش میشه و دستاشو میگیره و سعی میکنه با گرمای درونی باتم ، اونو آروم کنه
شب اجرا تاپ و باتم یه دوئت مشترک دارن ، آتش و یخ ، تماشاچی ها فریاد میزنن ، صحنه پر از یخ و شعله های مصنوعی بود ، درپایان وقتی چراغ ها خاموش میشه و هیچ صدایی جز نفس هاشون شنیده نمیشه تاپ زمزمه میکنه
- ما قرار بود دشمن باشیم ، ولی من بدون تو دیگه نمیتونم t.me/PixieeHallow 〞#Gay
፥ ❄️ ˖ #Musical ,#Fantasy
جفتش گی عه .
دوتا ایدل که یکی قدرت اتش داره یکی قدرت یخ. 💯
یا دوتا فرند که از اول عاشق همن ولی طول میکشه اعتراف کنن 🍓
باتم دختری بود که همیشه به خاطر جایگاهش بین آلفا ها و بتاها تحقیر میشد ، اون توی شهری زندگی میکرد که پر از قانون های سنگین بود و امگا ها بیشتر شبیه ابزار بودن تا انسان
تاپ یه آلفا سرد و مغرور ، پسر یکی از فرماندهان شهر ، به خاطر قدرتش همیشه همه رو زیر سایه خودش نگه میداشت
یه شب تو بازار سیاه بانم توسط چند نفر دزدیده میشه و میخواستن تو حراجی بفروشنش ، درست زمانی که همه چی داشت نابود میشد تاپ سر میرسه ، نه برای نجات باتم ، بلکه ماموریت داشت اون باند رو دستگیر کنه
باتم رایحه شکوفه پرتقال و عسل وحشی داشت ولی وقتی میترسید تون رایحهاش کمی تند تر میشد یچیزی شبیه نم بارون روی خاک و این همون رایحه ای بود که تاپ رو جذب کرد
تاپ وقتی چشمش به امگا افتاد یچیزی توی وجودش شکست ، غریزه آلفا. بوی امگا و نگاه پر ترس باتم ، همه چی به همگره خورده بود
تاپ بعد از یک درگیری شدید که نزدیک بود کشته بشه جون سالم به در میبره و باتم رو نجات میده ولی باتم دچار اسیب روحی شدید و کابوس شده بود
تاپ برخلاف چیزی که همیشه از خودش نشون میداد تصمیم گرفت مراقب باتم باشه
تاپ رایحه آتش و چوب سوخته داشت چیزی که اقتدار و قدرتشو به رخ میکشه ولی وقتی کنار باتم بود ، پرده ای از روی رایحه اش کنار میرفت و بخش مخفیش یعنی بوی عسل و کمی مشک به مشام میرسید
باتم که تا به امروز از آلفا ها متنفر بود متوجه میشه تاپ با بقیشون فرق داره و کنار هم زخمای همو التیام دادن
t.me/PixieeHallow 〞#Straight
፥ 🫐 ˖ #Romance ,#Omegaverse
