Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈
ماهیتِگمشده.
Open in Telegram
« انسان همیشه در تلاش است تا از تاریکی فرار کند، غافل از اینکه آنجا جایی است که ماهیت نه چندان واقعیاش را درک میکند » « ناشناسمون، شنوای حرفاتون هستم » http://t.me/HidennChat_bot?start=5944859664
Show more1 324
Subscribers
+224 hours
-157 days
-7530 days
345
Post views
~ 8224 hours
~ 18748 hours
26.04%
Engagement rate
No data
Posts per day
Data loading in progress...
Attracting Subscribers
September '26Sep '26
September '26
+29
in 0 channels
August '26
+77
in 52 channels
Get PRO
July '26
+362
in 41 channels
Get PRO
June '26
+324
in 1 channels
Get PRO
May '26
+11
in 0 channels
Get PRO
April '26
+1
in 0 channels
Get PRO
March '26
+128
in 0 channels
Get PRO
February '26
+699
in 0 channels
Get PRO
January '26
+7
in 0 channels
Get PRO
December '25
+17
in 1 channels
Get PRO
November '25
+17
in 0 channels
Get PRO
October '25
+102
in 1 channels
Get PRO
September '25
+324
in 0 channels
Get PRO
August '25
+749
in 0 channels
Get PRO
July '25
+921
in 3 channels
Get PRO
June '25
+185
in 11 channels
Get PRO
May '25
+304
in 10 channels
Get PRO
April '25
+256
in 3 channels
Get PRO
March '25
+303
in 5 channels
Get PRO
February '25
+686
in 4 channels
Get PRO
January '25
+294
in 1 channels
Get PRO
December '24
+5
in 0 channels
Get PRO
November '24
+305
in 2 channels
Get PRO
October '24
+166
in 4 channels
Get PRO
September '24
+1 006
in 9 channels
Get PRO
August '24
+182
in 11 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 25 September | +1 | |||
| 24 September | +2 | |||
| 23 September | 0 | |||
| 22 September | +1 | |||
| 21 September | +2 | |||
| 20 September | +1 | |||
| 19 September | +1 | |||
| 18 September | 0 | |||
| 17 September | +3 | |||
| 16 September | +1 | |||
| 15 September | +1 | |||
| 14 September | +2 | |||
| 13 September | 0 | |||
| 12 September | +2 | |||
| 11 September | 0 | |||
| 10 September | +2 | |||
| 09 September | +3 | |||
| 08 September | 0 | |||
| 07 September | +1 | |||
| 06 September | +1 | |||
| 05 September | 0 | |||
| 04 September | +3 | |||
| 03 September | +1 | |||
| 02 September | +1 | |||
| 01 September | 0 |
Channel Posts
احساس میکنم مُردهام، اما از بین نرفتهام. زندگی را تماشا میکنم که خروشان به سمتم میآید و من هیچ قدرتی ندارم که در آن دخالت کنم.
ای جی فین.
| 2 | میان هیاهوی دنیای پرخروش ذهن و دنیایی که رنگ واقعیت به خود گرفته است، میان آوار خاطراتی که بوی خاکستر گرفتهاند، میان واقعیتهایِ پوچ که بدل به نقاب بر چهرهٔ انسانها شدهاند؛ تنها به جنگل پناه میبرم. مکانی که مُهر سکوت بر لبان سایههای وجودم میزند، جایی که حقِ سکوت نه یک انتخاب، بلکه یک اجبار است برای غرق شدن در آغوش طبیعت. در اینجا شکستگیها نه ضعف، که نمادهایی از اقتدار و نقطهقوتی برای جان بخشیدن به منِ حقیقی هستند. جایی که فرصتی مقدس در اختیارم میگذارد تا بتوانم نسخهای کاملتر از منی که دیروز بودم را در آینهها ببینم. | 178 |
| 3 | No text... | 181 |
| 4 | از آنجایی که مردم خودکشی میکنند یعنی چیزی بدتر از مرگ وجود دارد. به همین دلیل است که وقتی در مورد خودکشی میخوانید،
شما را تا مغز استخوان میسوزاند: این جسدِ لاغرِ آویزان روی لبه پنجره نیست که وحشتناک است؛ بلکه آن چیزی هراس انگیز است که لحظهای قبل از آن، در قلب اتفاق افتاده است.
سیمون دوبووار | 185 |
| 5 | گاهی حس میکنم همانطور که بقیه مردم اتاقهای هتلشان را تحویل میدهند، من هم باید زندگی را تحویل بدهم. هرچه لازم است امضا کنم، کلید زندگیام را تحویل بدهم و یک جای جدید پیدا کنم؛ یک جای امن. شاید هنوز چیزی ارزش ماندن داشته باشد.
سنگ کاغذ قیچی. | 166 |
| 6 | آنان که در کودکی بیشتر اذیت شدهاند، در بزرگسالی بیشتر به خود آسیب میزنند.
ملانی کلاین. | 168 |
| 7 | برای من، او همچنان یک انسان بود؛ یک آدم مثل همهی افرادی که تا به حال ملاقات کردم؛ اما چیزی ماورایی با خود حمل میکرد. در چشمهایش سردی و تاریکی عجیبی دمیده بود، طوری که انگار روحش تکهای گمشده از شب بود. صورتش، صورتش همچون خورشید، هرچه را در ذهن داشتم ذوب میکرد؛ فراموشیای گیجکننده اما موقت که خاطرات و چهرههای افراد دیگر را به نیستی میسپرد.
وجود او زادهی تاریکی بود؛ اشکهایش همچون مرواریدهایی تیره، چشمهایش چون دو سیاهچالهی درخشان و بدنش همانند تکهیخی زیبا که با تیغ طبیعت صیقل خورده بود، زیر نور میدرخشید.
در کنارش، مفهوم بودن رنگ میباخت و من، میانِ حضورِ سرد و نگاهِ گرمش معلق میماندم؛ در حضور او نه در زمین ریشه داشتم و نه در آسمان؛ جایی در میانِ ابدیت و لحظه، جایی که زمان به افتخار این حضور رنگ میباخت. | 199 |
| 8 | No text... | 188 |
| 9 | «آدمهای مبتلا به رنجی عمیق، وقتی که شاد هستند رنجشان فاش میشود: طوری به شادی میچسبند که انگار از سر حسد میخواهند بغلش کنند و خفهاش کنند.
آلبرکامو | 199 |
| 10 | احساس میکنم پشتِ دری بسته هستم که طرفِ دیگرش تو زندگی میکنی و هیچگاه باز نخواهد شد.
فرانتس کافکا. | 226 |
| 11 | روحم از خشم و اضطراب آنچه کردهام آشفته است و باز نمیدانم چرا میخواهم تا آخرین نقطه، آخرین پیچ و خمش را کاوش کنم.
افسانه دنیا، انور. | 266 |
| 12 | هیچ رابطه ای قادر به از میان بردن تنهایی نیست. هر یک از ما در هستی تنهاییم ولی میتوانیم در تنهایی یک دیگر شریک شویم همانطور که عشق، درد تنهایی را جبران میکند.
اروین د یالوم. | 289 |
| 13 | درد میچکد از هر قدم پا گذاشتن در این خیابانها؛ مکانهایی که هیچگاه بعد از هر بار باریدن ابرها، نه تنها بوی نم به خود نمیگیرند، بلکه پیشزمینهای هستند برای زبانه کشیدنِ بوی خونهای ازیادرفته؛ ترکیبی از هزاران آرزوی مرده و چشمهایی که میدرخشیدند برای فردایی بهتر. هر قطرهای که بر زمین برخورد میکند، نجوایی است برای بیداری روحهایی که خون پاکشان بر گوشهوکنار این خیابانها ریخته شده است. | 418 |
| 14 | No text... | 568 |
| 15 | اگر کسی خصوصیتی را در حد کمال داشته باشد به فکرش خطور نمیکند که آن را به معرض نمایش بگذارد. نعلی که صدا میکند حتما یک میخ کم دارد.
در باب حکمت زندگی | 583 |
| 16 | هر روز، جنازهی جامانده از افکار دیروز را به امروز میکشانم؛ خستم از چرخهی بیپایان درد. گاهی آرزو میکنم نقاشی مسلط به رنگهای زندگی بودم و فقط لحظهای دنیایی خاکستری برای خود میساختم؛ لحظاتی خنثی، بیتفاوت و محو در خلاء جهان که در خاکسترِ وجود جان میگیرند. | 718 |
| 17 | No text... | 749 |
| 18 | تقدیر به آن معنا نیست که مسیر زندگیمان از پیش تعیین شده. به همین سبب اینکه انسان گردن خم کند و بگوید چه کنم! تقدیرم این بوده، نشانهٔ جهالت است. تقدیر همهٔ راه نیست، فقط تا سر دو راهی هاست.
گذرگاه مشخص است اما انتخاب در دست مسافر است. پس نه بر زندگی ات حاکمی و نه محکوم آنی.
ملت عشق | 722 |
| 19 | وقتی چیزی مرا رنج میداد، درمورد آن با هیچکس حرفی نمیزدم و به تنهایی مشکل را حل میکردم، نه اینکه واقعاً احساس تنهایی کنم، بلکه فکر میکردم انسانها خودشان باید خودشان را نجات دهند.
هاروکی موراکامی. | 615 |
| 20 | ساکنان قلبت را به دقت انتخاب کن، زیرا هیچکس به غیر از تو، بهای سکونتشان را نخواهد پرداخت.
جبران. | 512 |
Content available for users 18+
By signing in to the service, you confirm that you are 18 years of age or older.
