en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

1 539
Subscribers
+924 hours
+397 days
+13530 days
Posts Archive
آره مشخص بود بهم حسادت می‌کنن ولس نه اینقدر شدید. مثلا یه نمونه ش اون داستان فرار از مدرسه، متوجه نشده بودم لی‌لا با قصد اینکه لنو رو به دردسر بندازه اینکارو کرده…

بازیگر نقش لی‌لا هم خیلی مورد پسندمه.
بازیگر نقش لی‌لا هم خیلی مورد پسندمه.

و به نظرم چون داستان از زبون لنو هست و ما احساسات لی‌لا رو هم داریم از زبون لنو می‌خونیم یکم یه جاهاییش مغرضانه ست. با اینکه هردوشون گناه دارن ولی من دلم برای لی‌لا بیشتر میسوزه🥲

هر کدومشونم جنس حسادتشون متفاوته، لنو به استعداد طبیعی لی‌لا حسادت می‌کنه. چون لی‌لا بدون تلاش زیادی می‌درخشه و هوش و استعدادش همه رو مخصوصا لنو رو متعجب کرده ولی لنو باید سخت تلاش کنه و درس بخونه برای اینکه بتونه مثل لی‌لا باهوش به نظر بیاد. لی‌لا به فرصت‌های لنو حسادت می‌کنه. چون لنو می‌تونه تحصیلش رو ادامه بده و از دنیای محدود و خشن محله فاصله بگیره، اما لی‌لا با وجود استعدادش از این امکان محرومه.

این روزها دارم کتاب دوست نابغه من رو می‌خونم و برام جالبه که وقتی سریالشو می‌دیدم به خصوص فصل یک تا این حد متوجه حسادت بین لی‌لا و لنو نشده بودم. تو سریال رابطه‌ی لیلا و النا بیشتر شبیه یک دوستی پیچیده همراه با رقابت به نظر می‌رسید، اما توی کتابش بیشتر اینو رو میشه دریافت کرد که حسادت چقدر تو شکل‌گیری رابطه شون نقش داشته.

باقی مونده های اکتبر 🍂
+9
باقی مونده های اکتبر 🍂

سلام‌ بچه ها، این پرسشنامه برای پایان نامه یکی از شماهاست❤️ اگه میتونین و فرصتش رو دارین کمی وقت بذارین به تحقیقش کمک کنین🫶

سلام وقتتون بخیر. ❤️🙏🏻✨ خیلی ممنونم که پاسخ دادید 🥲🙏🏻🙏🏻 این لینک پرسشنامه است. بی نهایت ممنونم از لطفتون. 🙏🏻🙏🏻 https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLScuyM-ntfbzAqX5c0oYxTyvRzawFv1WDctHPuSPP-Yqbt3BcQ/viewform?usp=header

Bavar.mp38.28 MB

باید خودمو تو یکی از پنجشنبه های سرد و ابری که ظهر از مدرسه برمی‌گشتم‌ خونه و بابت تعطیلی فردا خیالم راحت بود جا میذاشتم…
باید خودمو تو یکی از پنجشنبه های سرد و ابری که ظهر از مدرسه برمی‌گشتم‌ خونه و بابت تعطیلی فردا خیالم راحت بود جا میذاشتم…

با این حال زبان فارسی جز زبان های نسبتا کامل از لحاظ آوایی محسوب میشه و تعداد صداهایی که تلفظش ناآشناست اونقدری زیاد نیست. من‌ تو کلاس سوئدی میتونم‌ متوجه شم‌ که یسری از صداها که برای من خیلی راحته و‌ در واقع در زبان فارسی اونا رو‌ داریم برای خیلی از ملیت ها تلفظش اصلا آسون‌ نیست.

مثلا Sju میشه عدد هفت Sjö میشه دریاچه و تلفظهاشون متفاوته. و تو فارسی صدای ö نداریم. صدای u هم‌متفاوت تلفظ میشه🫠

مثلا من‌ از عرب هایی که حتی اینجا بزرگ شدن هم‌ میشنوم که این‌ خ خیلی خشن‌ و غلیظ تلفظ میکنن.

اگه انجام بدین میبیین یه صدای نرمی که نه خ هست نه ف ولی شبیه بهش هست ازش بیرون میاد.

برای اینکه صدای دقیقا مثل صدای Sj بتونیم ایجاد کنیم باید اول حالت لبمون‌ رو به شکلی کنیم که انگار داریم سوت می زنیم. قسمت عقبی زبان رو داخل دهان باید کمی بالا ببریم(خیلی عجیبه میدونم🤣) و تو همین حالت لب و زبون باید سعی کنیم هوا رو به سمت بیرون هدایت کنیم .

موقع یادگیری زبان، مغز ما وقتی یسری آوای ناآشنا میشنوه شروع میکنه به پیدا کردن الگوی آشنا و وصلش میکنه به یه صدای آشنا که تو‌ زبان‌مادری هست. مثلا صدای Sj تو زبان فارسی وجود نداره. وقتی یه سوئدی اینو تلفظ میکنه گاهی خ میشنوم و گاهی ف. ولی هیچکدوم از اینا نیست

ماچ🫶😘🫠

وقتی آسیب دیدیم لازم نیست اول اون چیزی که بهمون آسیب زده رو ببخشیم بلکه اولین کاری که باید بکنیم اینه که از زخممون مراقبت کنیم تا خوب بشه. زخم ها و آسیب های احساسی هم همینطوره. لازم نیست اون آدمی که بهمون آسیب زده رو ببخشیم اصلا این وظیفه ی ما نیست بلکه باید رنج خودمون رو جدی بگیریم و حد و‌ مرز خودمون رو‌ روشن تر کنیم. به رنجی که می‌کشیم عذاب وجدان نبخشیدن‌ رو هم اضافه نکنیم.

یه جایی کتاب در مورد بخشش هم حرف جالبی میزنه.

مثلا یک اتفاق تموم شده، اما توی ذهن ما هنوز ادامه داره. هی درموردش نشخوار ذهنی می‌کنیم. توی این لحظه‌ها، شاید بشه برای چند لحظه بجای هی فکر کردن به اون اتفاقی که تموم شده برگردیم به بدنمون و از خودمون بپرسیم الان این ناراحتی رو کجای بدنم حس می‌کنم؟ گلوم گرفته؟ فکم سفت شده؟ شکمم منقبضه؟ با این کار، توجه‌مون از مرور اتفاق و حدس‌زدنِ منظور دیگران، به تجربهٔ همین لحظه برمی‌گرده و دیگه تمام توجه‌مون درگیر اتفاق نیست. این کار اون ناراحتی یا خشممون رو از بین ‌نمیبره فقط کمی فضا ایجاد کنه تا قبل از واکنش، بفهمیم داریم چه چیزی رو تجربه می‌کنیم.