Ami Corner 💜
前往频道在 Telegram
1 191
订阅者
+124 小时
+57 天
+830 天
帖子存档
1 191
+1
وقتی ذهنت شلوغه، دستهات رو مشغول کن:
بنویس، نقاشی کن، آشپزی کن، ورزش کن یا چیزی بساز
1 191
میدونم قبول کردنش سخته، ولی غصه خوردن و همیشه توی نقش آدمِ غمگین و قربانی موندن، خودش میتونه کمکم تبدیل به یه عادت بشه.
کمکم باعث میشه از عمد چشمت رو روی اتفاقهای خوب ببندی. هر بار هم که کاری رو شروع نمیکنی یا برای بهتر شدن اوضاعت قدمی برنمیداری، با خودت میگی: «خب من حالم بده، من غمگینم، از من چه انتظاری دارین؟»
درحالیکه خیلی وقتها یه بخش بزرگ از همین حال بد، به خاطر همون حرکت نکردنه.
همه حرفم و سوالم ازت اینه, واقعاً میخوای این اجازه رو بهش بدی که وزن سنگینشو رو کل زندگیت بذاره و بهت اجازه تکون خوردن هم نده؟ میخوای بذاری غم و غصه همین کنترل کمی رو هم که روی زندگی و شرایطت داری، ازت بگیره؟
1 191
بعد میدونی چیه!
وقتی تو بزرگسالی نتونی رو احساساتت اسم بذاری خیلی بده…
من میدونم یه چیم هست ولی وقتی کسی ازم میپرسه چمه !؟ میگم نمیدونم.
برای حسی که دارم کلمه ای پیدا نمیکنم.
1 191
Repost from چیزای مفید
یه مقالهای میخوندم هفته پیش که داشت توضیح میداد بعضی از آدما با یه پیام،یا نگاه سرد مثلا یا کوچکترین تغییر لحن و واکنشی، بشددت میرنجن و وارد یه چرخه بی پایان از نشخوار فکری میشن!
که چرا اینجوری شد؟ چی کردم من؟ ناراحت شدن ازم؟ اشتباه کردم؟ چیکار کنم حالا؟ تنها موندم انگار! و...
میگفت این آدما زودرنج یا حساس و اینا نیستن،بلکه دلیلش میتونه این باشه که توی بچگی بی قید و شرط محبت نگرفتن!
همیشه یه باید و نبایدی بوده!
مثلا اگه دختر خوبی باشی فلان کارو برات میکنم!
یا عع عع فلان کارو کردی؟ پس پارک کنسل!
یا...
مغز بچه یاد میگیره نسبت به نشونههای اینکه یکی داره ناراحت میشه ازش،یا رفتارشو تغییر میده باهاش خیلییی حساس باشه
و سرریع نشونههای طرد شدنو شناسایی و درست کنه که مثلا تنبیه نشه
یا اون تشویق ازش گرفته نشه!
در واقع یه جور «آلرژی هیجانی» پیدا میکنن..
مغزشون فکر میکنه برای بقا و مراقبت ازشون و رسیدن به محبت و دوست داشته شدن همش باید حواسش جمع باشه که بقیه نکنه دارن از دست من ناراحت میشن؟ یا با من خوب نیستن؟
میفهمی چی میگم؟:)))
