Ami Corner 💜
Ir al canal en Telegram
ناشناس https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-cQjT1EF29X
Mostrar másIrán108 854La categoría no está especificada
1 444
Suscriptores
Sin datos24 horas
+67 días
+23530 días
Archivo de publicaciones
1 444
بوی مه و رطوبت و سوختن چوب میاد و من از زمان و مکان کنده میشم. جسمم اینجا قدم میزنه و روحم جاهایی دلنشین و با آدمای دوست داشتنیم سِیر میکنه.
جلوشو نمیگیرم میذارم ساعتها برای خودش پرسه بزنه تا دلتنگیش رفع شه.
پاییز آدم دلتنگتری هستم و این رقیق بودن رو دوست دارم🍂
1 444
بعد با خودم فکر کردم احتمالا خواب نبود.ازین مدل رویاهایی بود که خودم داشتم میساختمش. فکر کنم اسمش Lucid Dream هست.
هرچی بود خیلی رو مخ بود….
1 444
خواب دیدم خونه مادربزرگمم با همون بافت و شکل قدیمی که زمان بچگیهام داشت.
(نمیدونم علتش چیه، اکثر خوابهایی که میبینم اونجا اتفاق میفته.و جالبه نسخه قدیمی خونه م همیشه میبینم نه چیزی که الان بازسازی شده)
خلاصه خواهرام و مامانم و…همه اونجا بودن.
من دونه دونه همه رو بغل کردم، رسیدم به مامانم دستامو باز کردم که بغلش کنم گوشیم زنگ خورد و بیدار شدم.😐😐
1 444
من زیاد خواب نمیبینم مگه اینکه خیلی دلتنگ باشم.
دیدین آدما خواب میبینن بعد میان تعریف میکنن میگن تو حساس ترین نقطه ساعتشون زنگ خورد یا یکی بیدارشون کرد؟
دقیقا چند روز پیش برای من اتفاق افتاد. وقتی بیدار شدم هم خنده م گرفته بود و هم عصبی شدم😬
1 444
یادتونه میگفتم نمیتونم کتاب بخونم؟!
اشتراک بینهایت طاقچه خریدم و با دریایی از کتابهای جذاب روبهرو شدم.
از اول پاییز کتاب بندها رو خوندم که عالیییی بود.خیلییی دوست دارم درموردش صحبت کنم.هنوزم گاهی به آدمای کتاب فکر میکنم.
کتاب بعدی آنته کریستا بود که جالب بود.ازین کتابهایی هست که به نفس میتونین بخونین و تموم کنین. شخصیت خودشیفته رو خیلی خوب تو این کتاب به تصویر کشیده بود.
الانم دارم دوست نابغهی من رو میخونم. قبلا سریالشو دیدم و فقط میتونم بگم بینظیررر بود سریالش.
یادمه دو قسمت آخرش رو تو فرودگاه وقتی داشتم میومدم ایران دیدهبودم.🥲🥲
و مطمئنم کتابشم قراره همونقدر عالی و شگفتآور باشه.
1 444
امروز در حالی که دوچرخه مو سفت چسبیده بودم که از زمین کنده نشه این آهنگ تو ذهنم تکرار میشد که
بااااد ما را با خود خوااااهد برررد
یااااد مااا را در خود خواااهد داااشت
آخرین باری که این آهنگ رو گوش داده بودم دقیق یادم نمیاد.
احتمالااا یه پاییز از پاییزهایی که همدان بودم. چون سوز بادی که امروز رو صورتم حس میکردم مثل سوزی بود که هوای همدان داشت و فکر میکنم همین باعث شد که این آهنگ یهو یادم بیاد.
به هر حال امروز قراره رو دور تکرار باشه.
1 444
از اول هفته هر روز به خودم میگم از فردا برنامه میچینم کارامو انجام میدم ولی بعد کار دوست دارم هررر فعالیتی کنم جز باز کردن دفتر و کتابام🥲
الان دیگه با کلی ناسزا خودمو نشوندم پشت میز. ببینم تا آخر شب چند تا پارت میتونم کار کنم.📚📖📗
18:15-18:45
