746
Subscribers
No data24 hours
-117 days
-3330 days
Posts Archive
Repost from مخفیگاهِ ارواحِ مونمارتر
یه بغل میخواستم، یه بوی آشنا، که یادش باشه منی که یادم نیست رو.
Repost from SUT Twitter
من یازده سال گارسون بودم.
بین همه چیزهایی که تو این مدت یاد گرفتم، یکیش این بود: دنیا دو دسته آدم داره. اونایی که بشقابشونو به گارسون میدن، و اونایی که نمیدن.
اونایی که بشقابو میدن، کساییان که میبیننت، میفهمن داری زحمت میکشی. وقتی غذاشونو تموم کردن و تو جلوشون ظاهر میشی تا بشقاب کثیفو برداری، اونو بلند میکنن، میدن دستت، تا مجبور نباشی هی خم بشی و خطر کنی قاشق و چنگال از بشقابای دستت بیفته. معمولاً هم یه “مرسی” میگن، انگار نه انگار که اونا بهت لطف کردن. بعضی وقتا واقعاً دلم میخواست بغلشون کنم.
یه حرکت خیلی سادهست، هیچ زحمتی نداره. ولی همهچیو نشون میده.
من همیشه عاشق اونایی بودم که بشقابو میدن، چون تقریباً همیشه آدمای متواضعی هستن. اونا شأن تو رو میبینن، گارسونو مثل نوکر نمیبینن. میدونن شانس چقدر دخیل بوده تو اینکه اونام پشت میز نشستن و تو داری وایمیسی و کار میکنی.
اینارو میگم چون تو زندگیم با کلی آدم سر میز نشستم: نویسندهها، سیاستمدارا، حتی بعضی وقتا آدمای تلویزیونی. بیشترشون، با اینکه قدرتمند و مهم بودن، بعضیاشون حتی خوشبرخورد، ولی اغلب اونایی بودن که بشقابو به گارسون نمیدادن. بعضیاشون حتی خیلی بدرفتاری هم میکردن.
ولی دیروز، دیروز سر ناهار با کلارا سانچس بودم. نمیدونم میشناسینش یا نه، نویسندهایه که میلیونها نسخه کتاباش تو دنیا فروش میره. یکی که واقعاً میتونه احساس کنه به اوج رسیده، میتونه خودش رو خیلی مهم بدونه.
اما… کلارا سانچس بشقابشو به گارسون داد.
رسیدن یعنی این.
رسیدن این نیست که جمعیتهای عظیم برات دست بزنن یا توی بانک پول میلیاردی داشته باشی.
رسیدن اینه که هر جا که باشی، هنوزم همون آدمی باشی که بشقابشو میده دست گارسون.
انریکو گالیانو
-آرش-
@sut_tw
📎 پیوست
Repost from من یافارم|
تو هر سنی یه سری آدمها تو دایرهی زندگیت وجود دارن که یه عدهشون میتونن تو رو بکشن بالا، یه عدهشون دلیل درجا زدنت بشن و یه عدهشون هم روح و روان و شخصیتت رو تخریب کنن. حالا اینکه تو با کدوم دسته دوستی و تعامل کنی، کاملا بستگی به شخص خودت داره.
Repost from گوجه!
🍅 کشف بهترین کافه و رستورانها، فقط با یک اپ!
دیگه لازم نیست جایی رو با شک بری!
با اپلیکیشن گوجه، سریعترین راه برای پیدا کردن مکانهای باحال اطرافته.
🔍 جستجو با فیلترهای حرفهای (لاکچری، پاتوق، رمانتیک و...)
📸 عکس واقعی از محیط و فضا
📖 منو کامل با قیمت
💬 نظرات واقعی کاربران
📍 همه جای ایران — با یک کلیک!
👇 همین حالا امتحانش کن:
- https://gooje.app?r=SAov
📱 سوال داشتی؟ مستقیم بپرس:
ـ @gooje_group
Repost from هذیان
هرانسانی حق داره تا بتونه به فضای مجازی و ارتباطات و اطلاعات دسترسی داشته باشه. با توجه به شرایط سخت و جنگیای که درحال گذرانشیم، تصمیم گرفتم از جیب خودم سرور بسازم و کانفیگ v2ray رایگان در اختیار مردم قرار بدم تا شاید سهمی در بهبود شرایط داشته باشم.
چنل کانفیگ v2ray «رایگان»
گروه پروکسی
با توجه به اینکه جیب من محدودیتهایی داره، اگر قادرید و دوستدارید به سر پا نگهداشتن این کانفیگ v2rayهای رایگان در دسترس عموم کمکی برسونید، میتونید اینجا هرچقدر کرَمتونه دونیت کنید.
لینک دونیت «حمایت مالی»
با امید آزادی و آزادگی ایران و ایرانی
Repost from هذیان
الکی پول فیلترشکن ندید
از دیروز شروع کردم کانفیگ v2ray ساختن با سرعت بالا
به صورت رایگان میذارم تو چنل، هر چند ساعت آپدیت میکنم.
@xixv2ray
گروه پروکسی هم اینجا
https://t.me/proxyxix
Repost from هذیان
پست های مهمی که باید بخونید:
• لوازم مورد نیاز کیف اضطراری
• بروشور جنگ
• چک لیست شرایط اضطراری
• کتاب کمک های اولیه
• لیست پناهگاه های شهر های ایران
• اصول و نکات ضروری برای شرایط اضطراری و جنگی
• گروه پروکسی
• کمک های اولیه حیاتی
• جلوگیری از خونریزی شدید
• فیلتر شکن (vpn) برای گوشی های اندروید و ایاواس
• پیام رسان افلاین
• چک لیست اضطراری خانواده در بحران
• حفظ آرامش
• شماره های اضطراری
• لوازم ضروری بچهی کوچیک
• لوازم ضروری حیوان خانگی
📌 نکات مهم: لطفاً با دقت بخوانید
۱. آماده بودن یعنی زنده ماندن. همهی این لینکها و مطالب برای اینه که تو و عزیزانت بتونید توی شرایط بحرانی زنده بمونید و کمتر آسیب ببینید.
۲. لطفاً لینکها رو ذخیره کنید. ممکنه اینترنت قطع بشه یا دسترسی سخت باشه. همهی مطالب رو توی گوشی، لپتاپ یا بهصورت پرینتشده نگه دارید.
کیف اضطراری رو همین امروز آماده کنید. نذارید فردا یا هفتهی بعد. بحران خبر نمیکنه.
۴. برای خانواده و دوستانتون هم بفرستید. اگر فقط خودتون آماده باشید، توی بحران بار بقیه هم روی دوش شما میفته. کمک کنید همه بدونن باید چیکار کنن.
۵. آرامش خودتون رو حفظ کنید. وحشت نکنید. آدمهایی که سردرگم میشن بیشتر آسیب میبینن. تمرین کنید که در شرایط سخت هم بتونید منطقی فکر کنید.
۶. از همین حالا مکان پناهگیری رو مشخص کنید. توی خونه، محل کار، مسیرهای رفتوآمدتون.
۷. اگه حیوان خونگی یا بچهی کوچیک دارید، مخصوصاً برای اونها برنامهریزی کنید.
۸. این لیست آپدیت میشه.
🖤 زنده بمونیم، کنار هم.
Repost from بیگانه
پیشینه و قوانین گروه زنان برای زنان
این گروه پس از اینکه من مستند WITCHES رو دیدم ایدهاش به سرم افتاد و احساس کردم میشه فضای امنی داشت برای اینکه زنان برای زنان از مشکلات زنانه صحبت کنن اما این گروه فقط مختص زنان نخواهد بود (کمی جلوتر دربارش صحبت میکنم). از این رو این گروه وابسته به هیچ سازمان و خط فکریای نیست و صرفا فضایی برای به اشتراک گذاری تجارب مربوط به بیماریهای زنانهست. این گروه قراره مختص و صرفا دربارهی "بیماریهای زنان" باشه. یعنی بیماریهایی که صرفا زنان دچارش میشن. فضاییه برای به اشتراک گذاشتن تجارب و دانشها به هدف اینکه از آنچه که حرف زده نمیشه، حرف زده بشه بدون ترس اینکه زن بد، مادر بد یا دختر خرابی دونسته بشیم و بتونیم با شیر کردن تجارب، کمتر احساس بیگانگی بکنیم و از هم کمک و حمایت دریافت کنیم. روش ورود به گروه بعد از مطالعه قوانین ذکر میشه.
📣قوانین:
۱. این گروه در تاپیکبندیهایی گذاشته شده که به بیماریهای زنان مربوط میشه. در هر تاپیک میتونید سوالاتی که دارید رو مطرح کنید. تجاربتون رو بنویسید. از حالتون بگید. اما مطالب باید منسجم باشن، پیامها تیکه تیکه نباشن و از بحث اصلی خارج نشن. یادمون باشه قراره فضای امنی باشه برای به اشتراک گذاری تجارب و کمک برای دووم آوردن در شرایط سخت و یادگرفتن. در واقع جهت اثر گذاری عمیقتر و بهتر لحن مراودات و دیالوگهای این فضا تجربه محور و رسمی باقی میمونه و به سمت مسائل حاشیهای و غرهای رایج کشیده نمیشه و این همراهی و همکاری شما رو میطلبه.
۲. نظم این گروه توسط شما تامین میشه. اگر کسی بحث رو خارج از مسائل برد یا تلاش کرد فضا رو ناامن کنه با تگ کردن من فرد از گروه اخراج میشه. آرامش و امنیت دو رکن اصلی این گروه هستن.
۳. برای ورود به این گروه:
- لازمه سه چیز رو انجام بدید: پروفایلتون خودتون باشید. اسم مشخص داشته باشید. و در پیوی برای من در حد یک پاراگراف بگید با چی دارید دست و پنجه نرم میکنید یا انگیزتون از ورود به گروه چیه. نباید حتما بیماری خاصی رو داشته باشید. میتونید تجربه درمانیش رو داشته باشید. کسانی وارد خواهند شد که به نوعی به اون مسئله ارتباط دارن. چه بر حسب تجربه گذشته و چه تجربه کنونی.
۴. ورود مردان آزاده به این شرط که سه مورد بالا رو رعایت کنید و انجام بدید و در اطرافتون زنی رو داشته باشید که با دست کم یکی از مسائل مربوط به زنان دست و پنجه نرم میکنه.
🔻 با توجه به تفاوت سنین و مسائل مختلف، برای ورود به این گروه باید +۲۰ سال داشته باشید.
۵. من وقت بررسی تمامی مسائل رو ندارم. پیشنهادها، کمکها و تجارب رو من بررسی نکردم. من متخصص نیستم. و من چیزی رو تائید نمیکنم. همگی عقل سلیم داریم و هر گفته و شنیده و کمکی رو میتونیم با کمک متخصص صحت سنجی کنیم. اینجا صرفا قراره فضای اشتراکگذاری باشه.
۶. ورود متخصصین به اینگروه مورد استقبال ما واقع میشه اما اگر ادعای تخصص وجود داره این تخصص باید با کارت دانشجویی یا شماره نظام مشخص شه و در دسترس همه افراد گروه قرار بگیره و هرکسی بتونه این ادعارو صحتسنجی کنه.
۷. کیفیت و عملکرد گروه کاملا به فعالیت اعضا برمیگرده. امیدوارم بتونیم بهم کمک کنیم و فضای سالمی رو ایجاد کنیم.
♦️ پینوشت مهم: پیشنهاد میشه برای رسیدن به درک متقابل و فهم عمیق چرایی حضور در اینجا مستند معرفی شده رو تماشا کنید
✅ روش ورود به گروه:
برای ورود به گروه، باید به این آیدی @Info_nikally پیام بدید و پیامتون باید شامل اسمتون، سنتون و دلیل ورودتون باشه. یادآوری میکنیم که دلیل ورود باید ارتباط شما به بیماریهای زنان باشه. حالا یا شخصتون، یا گذشتتون و یا اطرافیانتون. پس از اینکه پیشزمینهها چک شد، لینک ورود براتون ارسال میشه. متشکرم از همراهی شما.
Repost from Maso Daily
موضوع مهم همینه. نسل جدید هم نمیتونه درباره سکس راحت صحبت کنه!
قشنگ یادمه اوایل وقتایی که تو شبکههای ماهوارهای "بزرگ کننده اندام جنسی آقایان" تبلیغ میشد مامانم به ماهایی که داریم شبکهرو عوض نمیکنیم چپچپ نگاه میکرد که یعنی عوض کن کانالو !!! بعدها باهاش حرف میزدم و یه جاهایی از کلمه سکس استفاده میکردم متوجه میشدم راحت نیست بهش گفتم مامان سکس یه چیز خیلی طبیعیه، سکس تو روزمره آدمیزاد هست ولی چرا نمیتونی بصورت روزمره دربارهش بشنوی؟ چرا وقتی اسمش میاد خجالت میکشی؟! گفتم ما قصد داریم راحتر راجبش صحبت کنیم و این میطلبه که توهم اگه دوست داری جا نمونی شنونده خوبی باشی و همراهیمون کنی.
حتی این مسئله باعث شده ما اسمها و خطابهای عادی و راحتی از آلتهای تناسلی به طور روزمره نداشته باشیم و حس کنیم اسماشون حامل پیامهای شرمناکی هستن. شما یه بار به یه مکالمه خیلی عادی در مورد سکس و اندام جنسی دقت کن؛ آدما به اسم اندام جنسی که میرسن میگن "اونجای دختره/پسره"!
این حجم از فرار و پنهانسازی اثرات مخرب داره. حتی یه وقتایی آدمها صحبت نکردن و نداشتن اطلاعات تو این زمینهرو یه جور خجالتِ و شرم و حیای خوب میدونن انگار که دارن میگن "من یه چشم و گوش بستهی مودب و نایسم". که اتفاقا حداقل برا من پیام دیگهای داره.
صحبت از سکس بطور عادی و بدون دادن احساس شرم و قضاوت، مثل هر کار اینگونهی دیگری نیاز به شروعکنندههایی در هر گروه داره که خلاف عرف همیشگی حرکت کنه و تعاریف اشتباه رو از بین ببره.
Repost from بیگانه
دربارهی این، چیزی که من اینجا دیدم و کم کم بهش عادت کردم این بود که وقتی میخوای دستی بدی رفتار طرف مقابل رو نگاه میکنی و اگر قراره بغلی کنی خیلی راحت در حین مکالمه میگی میتونم؟ و اگر طرف رضایت داشت هم رو خیلی رسمی بغل میکنید. این "میتونم؟" با زبان بدن بغل کردن همراهه که طرف متوجه شه. اگر طرف فاصله بگیره یا بگه راستش راحت نیستم بدونکش دادن، اصرار و هرچیزی فقط پذیرفته میشه و بحث سریعا عوض میشه. این یکی از فرمهای کسب اجازست برای مثال.
Repost from بیگانه
تفاوت بین دریافت فرهنگی و انتخاب فرهنگی دقیقا جایی قابل درک و تغییر میشه که بشه دربارش صحبت کرد. یعنی آدمها امنیت صحبت کردن داشته باشن. این امنیت میتونه به شیوههای متفاوتی ازشون گرفته بشه و باید بگم نسل ما در گرفتن امنیت واقعا خوب عمل میکنه. اغلب کسایی که مینویسن در یک ترس درونی زندگی میکنن چون میدونن چقدر همدستهاشون در گرفتن امنیتشون ماهرن. وقتی این امنیت نیست که دربارهی مسائل صحبت شه و رواداری از بین میره، این گفتمانها کم میشن و درنتیجه فهم اینکه چی انتخابه، چی دریافته کم میشه. ما فقط زمانی میتونیم متوجه شیم چی انتخابه و چی دریافته که نظرات متضاد هم همزمان وجود داشته باشن. دقیقا با contrast داشتنه که میشه محک زد و میشه لولآپ کرد. اگر تلاش کنیم این تفاوتهارو به حداقل برسونیم (منظورم ایدههای مخرب متفاوت نیست. منظورم ایدههای غیر مخرب متفاوته)، تضاد کم میشه و وقتی تضاد نباشه، امکان محک نیست و اینجاست که دیگه معلوم نیست این تفکر خودته یا تفکر دریافتی. و مرسی بابت این اشارهی جالبت به بحث انتخاب و دریافت.
Repost from هذیان
باهات موافقم که مارکت و سود توی بعضی جاها نقش پررنگی دارن، مخصوصاً توی جوامعی که بازار آزادتر و رقابت توش جدیتره. و نکتهی خیلی مهمی گفتی در مورد نقش فعال نسل جدید؛ این که دیگه فقط بحث به ارث رسیدن نیست، بلکه بعضیها خودشون هم دارن آگاهانه یا ناخودآگاه این فضا رو بازتولید میکنن.
منم فکر میکنم دقیقا همین بخش موضوع رو پیچیدهتر و حساستر میکنه. چون وقتی صرفاً از سنت به ما منتقل شده، شاید راحتتر بشه در موردش حرف زد یا تغییرش داد. ولی وقتی میبینی یه بخشی از همنسلیهای خودت، با همهی دسترسی به اطلاعات و فضای بازتری که وجود داره، باز هم تصمیم میگیرن که همون نگاه محدودکننده رو حفظ کنن یا حتی تقویتش کنن، آدم یه جور دیگهای دلچرکین میشه.
بهنظرم اینجا اون فاصلهی بین "دریافت فرهنگی" و "انتخاب فرهنگی" پررنگ میشه؛ اینکه یه جاهایی واقعاً داریم انتخاب میکنیم که چی رو حفظ کنیم و چی رو رها کنیم. و خب همونطور که گفتی، اون انتخاب همیشه قربانیانه یا منفعل نیست.
در نهایت، شاید بخش مهم ماجرا این باشه که بتونیم شرایطی بسازیم که آدمها بیشتر بفهمن کجای کار دارن خودشون رو سانسور میکنن یا دارن یه چیز غلط رو تقویت میکنن، و بتونن با خیال راحتتر فکر کنن، سوال بپرسن و حرف بزنن.
Repost from بیگانه
به نظر من بخشیش به روند مارکت و سود هم مربوطه ولی این بیشتر توی خارج از کشور احتمالا صدق میکنه. یا دست کم وقتی به صورت مستقیم بخوایم بررسیش کنیم اینطورن. در عین حال من این رو صرفا "به ارث رسیده" از نسل قبل نمیدونم بلکه میبینم نسل جدید هم به صورت "فعال و active" در مواردی توش دست داره. یعنی صرفا کسی نیست که به صورت قربانی و passive یه سری ایدهی اشتباه و بسته بهش رسیده باشن و پذیرفته باشه بلکه به صورت فعالی به بازتولیدش، پذیرشش و انتخابش دامن میزنه.
Repost from هذیان
اما واقعاً این طرز فکر فقط از دل سنت میاد؟ یا عوامل دیگهای هم توش دخیلن؟ من هیچوقت دقیق نفهمیدم این ذهنیتا فقط به نسلهای قدیمی ربط دارن یا مثل یه ویروس میتونن از آدمای اطراف منتقل بشن به نسلهای جدید.
هر بار که کلمهی "سکس" رو جایی مینویسم، واکنش یه عده اینطوریه که انگار دارم جنایت میکنم؛ طوری برخورد میکنن که انگار رابطه جنسی فقط برای «گناهکارها»ست و یه آدم درستوحسابی اصلاً نباید دربارهش حرف بزنه، چه برسه به تجربهش.
این حجم از سکوت و سانسور باعث شده ما یه نسل داشته باشیم که خیلی چیزا رو دربارهی مواد، داروهای روانگردان، یا حتی نحوهی مصرفشون بلده، ولی از سکس، چیزی نمیدونه. نمیدونه رابطهی جنسی، اگه درست نباشه، میتونه بیماری منتقل کنه، نمیدونه چطوری میتونه امن و لذتبخش باشه... چون هیچکس باهاش حرف نزده.
Repost from Maso Daily
چیزی داریم تحت عنوان Slut shaming یا Sex shaming که یعنی تحقیر یا سرزنش یک فرد به خاطر داشتن روابط جنسی، پوشش یا رفتارهایی که خارج از چارچوبهای سنتی یا محافظهکارانهست.
بیاین در برابرش بایستیم تا آدما مجبور نباشن دروغ بگن و بتونن راحت در موردش صحبت کنن. چون انتخاب آگاهانه یا ناآگاهانه کسی (مشخصا پس از بلوغ مغزی و جنسی) درباره هر چیزی -در اینجا سکس- به هیچ کسی جز خودش و پارتنرش مرتبط نیست.
Repost from Anarconomy
از لحظاتی که در سالهای گذشته با دوست پسرش گذرونده فیلم گرفته و گزیدهشون رو گذاشته، ازینکه باش ازین شهر به اون شهر، و ازین ایالت به اون ایالت، و حتی ازین کشور به اون کشور نقل مکان کردند، تا بگه همهش پرید چون امروز، بعد ازینهمه مدت، میگه تفاهم نداریم و برنامه ازدواج لغو شد و هرکس به خونه پدری برگشته.
و طبیعتا مردم براش دلسوزی کرده، و پسره رو بیانصاف توصیف میکنند. چون اگه هم مشکلی وجود داشته، باید زودتر پیداش میکرد و یک نفر رو با خودش همهجا نمیکشوند.
اینکه تازه دارند کشف میکنند چرا جوامع انسانی هزاران ساله تعهد تلخی مثل ازدواج رو اختراع کردند، و دلایل خوبی براش داشتهاند، که یکیش همین جلوگیری از تعلق بیپایان بوده، چون نیاز به تولید مثل و نیروی کار داشتند و نمیتونستند بشینند و صبر کنند و ببینند کی آقاپسر وایب شوهر بودن رو پیدا میکنه و برای همین قبل ازینکه بفهمه موضوع چیه مینداختندش تو قفس تعهدات، صحنه سرگرمکنندهایه.
اما این «همهش پرید» هم از جای درستی برنخاسته. چون پیشفرضش اینه که داخل یک پروژهایم و یه سری تسک رو باید انجام بدیم تا به پایان پروژه برسیم. این پایان پروژه دقیقا کجاست؟ بقیه کسانی که به موقع بالغ شدهاند، به موقع ازدواج کردهاند، به موقع بچهدار شدهاند، به موقع بازنشسته شدهاند، در چه ایستگاهی قرار گرفتهاند مگه؟ به نظر میرسه کلا زندگی رو شوخی گرفتهاند. زندگی رو با یک پروژه اشتباه گرفتن، شوخی گرفتنشه. زندگی همون سفرهایی بود که با دوستپسرت داشتی، و همون مهاجرت کردنها، و همون شغل عوض کردنها، و همون آدمهای جدید رو شناختن ها. که خیلیها شانس تجربهش رو ندارند. اگه هم برگردی خونه بابات، برنگشتی به پله اول. این یه مسیر دیگهست. با مارپله فرض کردن زندگی، به اصل حیات و شعور خودتون توهین نکنید.
Repost from میزبان
سگِتو ببر بیرون
میدونستی اگه سگ داشته باشی و تو خونه ازش نگهداری کنی، روزانه کمهکم یک بار باید ببریش بیرون، ترینرهای سگ میگن وگرنه افسرده میشه و به مرور جسمش هم مشکلدار میشه!
حتی اگه سگ نداری سگِتو ببر بیرون.
Repost from Maso Daily
از منی که یه وقتایی از پوستم تعریف میکنن به شما یه پیغام؛ تو زندگیم تا حالا کرم پودر و پنکک و هر نوع کرم آرایشیای نداشتم.
