en
Feedback
آنها نوشتن، ما خواندیم

آنها نوشتن، ما خواندیم

Open in Telegram

گاهی تو زیباتر مینویسی.

Show more
746
Subscribers
No data24 hours
-117 days
-3330 days
Posts Archive
Repost from 🍓 XIX
🎉 قرعه‌کشی ویژه رسیدن به 100k! 🎉 برای جشن گرفتن رسیدن به 100k دنبال‌کننده، یک قرعه‌کشی هیجان‌انگیز برگزار می‌کنیم! 🎁 هدیه ویژه: به 1 نفر خوش‌شانس 25 گیگ کانفیگ + پروکسی به عنوان جایزه میدیم! (شامل 5 کانفیگ و پروکسی با حجم 5 گیگ که می‌تونه خودش استفاده کنه یا به دوستاش هدیه بده) 📢 شرایط مسابقه: این پست باید به 50k ویو برسه! چنل به 100k برسه ✅ این پست رو به اشتراک بگذار و دوستانت رو هم خبر کن! 🍓@xixv2ray

Repost from 🍓 XIX
ایرانی ها حماسه آفریدند. «اینترنت آزاد حق همه مردمه» رستم وی پی ان وصل. « لینک دانلود با نت ملی » روی DNSTT و TOR وصل بشید. �
ایرانی ها حماسه آفریدند. «اینترنت آزاد حق همه مردمه» رستم وی پی ان وصل. « لینک دانلود با نت ملی » روی DNSTT و TOR وصل بشید. 🍓@xixv2ray

Repost from 🍓 XIX
🔴این پست خیلی مهمه حتما انجام بدید!
از اونجایی که هر دفعه دارید به یه کانفینگ وصل میشید و همینطور ایپی تغییر میکنه ممکنه تلگرام به لحاظ امنیتی شما رو از حسابتون بندازه بیرون! (برای خودم همین الان اتفاق افتاد) حالا چه اتفاقی می افته؟
اگه بیوفتید بیرون متاسفانه دیگه پیامک ورود تلگرام براتون ارسال نمیشه چون حکومت بستتش!
راه حل چیه؟
توی جدیدترین آپدیت تلگرام قابلیت Passkey اضافه شده که میتونید از بخش تنظیمات تلگرام، حریم خصوصی و امنیت (Privacy & Security) این گزینه رو فعال کنید. داخل بخش Passkeys روی Add Passkey یا Create Passkey بزنید. ممکنه دستگاه ازت بخواد قفل صفحه، اثر انگشت یا Face ID رو تأیید کنی — این مرحله برای امنیته، وقتی تأیید کردی، Passkey ساخته می‌شه و تو لیست ظاهر می‌شه.
بعد از فعالسازی چطور وارد میشید؟
تو صفحه ورود به تلگرام، گزینه‌ای با نام Log in with passkey ظاهر می‌شه — گاهی زیر کادر شماره یا خودش به‌صورت پیشنهادی نشون داده می‌شه، کافیه انتخابش کنید. سپس از اثر انگشت / Face ID / پین تلفن استفاده کن تا وارد بشی — نیازی به SMS یا رمز دوم نیست.
+ این پست رو برای هرکسی که میتونید بفرستید تا اگه یه وقت اکانتشون پرید دوباره بتونن وارد تلگرام بشن. 🍓@xixv2ray

Repost from Crumb State
دفعه ی دیگه که کسی بخواد فرصت آشنایی با من رو داشته باشه، بهش می‌گم: جرعت حضور رو داشته باش. این خیلی مهمه. تقریبا همه چیز رو در بر می‌گیره. شونه خالی نکردن و تلاش خیلی مهمه. عیبی نداره اگه یک روز قراره دیگه کنار هم نباشیم ولی بذار بدونیم که خواستیم و نشده؛ بهتر از یادآوری کم کاری‌هاست.

Repost from ناپیرو
هر شب نیاز به بغل شدن دارم و هر شب دارم به این نیازم پاسخ نمی‌دم دیگه شورش دراومده. این البته نیازی نیست که خودم بتونم بهش پاسخ بدم بقیه باید احساس مسئولیت کنن یک مقدار. خجالت‌آوره.

Repost from کومه
رفقا اینجا عزیزی هست که پنجشنبه/جمعه/شنبه/یکشنبه و... از مبدأ بندرعباس به مقصد تهرون پرواز داشته باشه؟ اگر بله ممنون می‌شم بهم پیام بدید. خیلی ممنونم 👈🏻👉🏻 @Ava_yousefzad

Repost from Anis
آذر ۱۴۰۴ - خیابان‌های اهواز

Repost from بیگانه
حالا که روز جهانی چاییه وقتشه میتینگ مجازی چایی دوست‌ها شکل بدیم و بزنیم به سلامتی زندگی سختی که توش با چایی دووم میاریم. می‌
حالا که روز جهانی چاییه وقتشه میتینگ مجازی چایی دوست‌ها شکل بدیم و بزنیم به سلامتی زندگی سختی که توش با چایی دووم میاریم. می‌تونید این نوشته رو کوت کنید و عکس چایی امروز رو با ما شریک شید و ما همه‌ی چایی دوست‌هارو توی چایی‌خونه جمع می‌کنیم :) زنده باد چایی.

Repost from ناپیرو
یکی که پست‌های خودم رو کپی کرده پیام داده بهم برای تبلیغ کانالش؛ انگار بری خونه‌ی یکی دزدی بعد برگردی زنگ در رو بزنی چیزهایی که دزدیدی رو بدی به طرف بگی لطفن این‌ها رو برام بفروش. بامزه‌ی وقیح.

Repost from من یافارم|
بغل که فکر کردن نمی‌خواد.

Repost from بیگانه
من؟ من اگر قرار بود درباره نوشته‌هام توضیح بیشتری بدم خب می‌نوشتمشون دیگه.

Repost from من یافارم|
صدای خُرد شدن روحم رو شنیدم، ترسیدم.

Repost from N/a
فردا ، فردا همه چیز تمام خواهد شد.

Repost from N/a
نیاز بود این رو بگم که بدونی، حالا که فکرشو میکنم، موی بلند هم بهم میاد. اونقدرا هم که روش حساس شده بودم تپق نمیزنم، اشکالی نداره اگه بدون اینکه صدای تعلیم دیده ای داشته باشم گاهی یه لالایی با ریتم دست و پا شکسته هم بخونم یا توی حیاط موقع لذت بردن از نور آفتاب با آهنگی همراهی کنم که حتی درست نمیدونم چی میگه. امروز که توی آینه چشمم به خودم افتاد، با خودم گفتم این ظاهر احتمالا چیزی نبوده که وقتی بچه بودم از بزرگ شدن خودم انتظار داشتم. من خیلی اینکار رو میکردم، همش به این فکر میکردم که وقتی بزرگ بشم چه شکلی میشم. مامان میگفت من نینی خیلی زشتی بودم و هرچی بیشتر بزرگ بشم خوشگل تر میشم، حس این رو میداد که هرچی بیشتر از خودم دور بشم خوشگلتر میشم. "من" در معنای خالص خودش همیشه زشت تعریف شده، کلا یاد نگرفتم حس کنم آدم خوشگلی هستم، همیشه منتظر بودم بزرگتر بشم تا خوشگل تر بشم، تپل تر بشم تا خوشگل تر بشم، سفید تر بشم، ال بشم، بل بشم، به سن بلوغ که برسم و سینه هام بزرگ بشه خوشگل میشم، سن بلوغم تموم بشه و بینیم انقدر بزرگ نباشه اون موقع دیگه خوشگل میشم. وقتی اونقدری قد بکشم که بتونم فلان لباس مامانو بپوشم خوشگل میشم. اون موقعی که این حال روحی کیری برطرف بشه و دوباره چشم هام رنگی از اشتیاق به خودشون بگیرن، یا وقتی که دیگه لازم نباشه لباس فرم زشت مدرسه رو بپوشم، وقتی جای جوش های روی کمرم یا بازو هام پاک شه، برم باشگاه دور کمرم لاغر تر شه یا باسنم بزرگ تر شه... همینو بگیر و برو، من 19 سال اینطوری زندگی کردم. به بقیه و مخصوصا دخترایی که خیلی توی مدرسه بخاطر زیباییشون طرفدار داشتن نگاه میکردم و با خودم فکر میکردم یعنی چه حسی داره توی آینه نگاه کنی و ببینی خوشگلی؟ بعد از تو میپرسم باید میکاپ سنگین هم یبار نشونت بدم و بعد بپرسم چه مدل میکاپی بهم میاد و تو ویدیو مسیج قدیمیی که دارم توش از پاکو و کیکو میگم رو نشونم میدی و میگی این، این با میکاپه یا بی میکاپ؟ اونجا تازه خسته و کوفته و عرقی از باشگاه برگشتم مرد:)) یا ویدیو مسیج وقتی که با موهای خیس بعد حموم نشستم دارم ماسک دست گربه ایم رو نشون میدم. اولین باری که نازم کردی گفتی موهات چقدر نرمه. تاحالا هیچ کس دقت نکرده بود ولی آره هست، بعدا بقیه هم بهم گفتن. آخرین دفعه که دیدمت بهم گفتی چطوری خوشگلم و من بهت سیبیلامو نشون دادم^^ گفتی عه سد نانعلی... گفتی دقت نکردی، و فرقی نمی‌کنه بازم خوشگلم. دیت بدون میکاپ و با لباس راحتی هم آنلاک کردم اونجا. اوایل توی میت حتی جلوی دوربین غذا نمیخوردم، موقع خندیدن دستمو میگرفتم جلوی لبام و مخصوصا ببینیم، هی موهامو میبستم و باز میکردم یا عینکم رو میزدم و برمیداشتم چون نمیدونستم در کدوم حالت ظاهر "کمتر زشتی" دارم. الان چی؟ بعد از یه روز کاری خسته کننده میام میت جلوی دوربین خمیازه میکشم:)))) هنوز خیلی راه دارم تا این اینسکیوریتی و شرم درونی رو درستش کنم ولی باید این رو بهت میگفتم. باید بدونی که علاوه بر لبخندِ تازه، تو شکل جدیدی از بودن رو یادم دادی. چیزی که تا دنیا دنیاست و من زنده ام بابتش بینهایت ممنونم...

Repost from m.
تمام عمر به دنبال شاهدی گشتی تا رنجت را تایید کند. خودت مگر آنجا نبودی ؟

Repost from بی‌دِل
اصلا از خودت پرسیدی آدم ناامید باید به کی پناه ببره؟

Repost from «سپیز»
«هرلحظه وداع همدمی باید کرد» این رو از شعر خوندن یک مرد بی‌خانمان یاد گرفتم.

بنویسش. حافظه کاغذ از تو قوی‌تره.

Repost from بیگانه
اینهمه جنگ با چیزهای ساخته‌ی هوش مصنوعی رو نمی‌فهمم. بنظرم در نهایت کسی می‌بره که واقعیتِ عصر جدیدی که واردش شدیم رو بپذیره و بتونه بجای مخالفت و ضدیت، راهی ایجاد کنه که کم کم چیزهای ساخته‌ی هوش مصنوعی هم کتگوری خودشون رو بدست بیارن و بتونن درکنار چیزهای ساخته‌ی دست انسان وجودشون رو ابراز کنن. خیلی وقت‌ها ورود به عصر جدید با کلی آدم محتاط و دلواپس همراهه که دائم می‌خوان همه‌چیز رو به قبل از اون شرایط برگردونن و قبول نمی‌کنن دیگه واردش شدیم و دیگه اتفاق افتاده و این انعطاف ماست که در نهایت برگ برنده‌امون برای بقا و همزیستی می‌شه و نه مخالفت.