Ethno.Anthro
Open in Telegram
تیـمِ اِتنــو؛ دربارهٔ انـسانشـناسـی ارتباط با ما: https://zil.ink/ethno.anthro @Ethnooo
Show more1 972
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-1530 days
Posts Archive
1 972
Repost from Ethno.Anthro
+9
جنگیدن برای صلح؟ چه مزخرفی!
تا الان شده سه هفته: چهلوچهارهزار حملۀ هوایی. یک نشتی دیگر در شبکۀ آبرسانی پیدا کردهام. باید کل خانه را بررسی کنم. بوش میگوید ما برای صلح میجنگیم. چه مزخرفی! چه صلح ویرانگری است! برای یک نظم نوین جهانی دیگر؟ من به این میگویم بینظمی.
یادداشتهای بغداد؛ نها الراضی
نها الراضی | ترجمۀ مریم مومنی
نشر چشمه
| اِتــنـو |
1 972
Repost from شَک
در این گفتوگوی جمعی این پرسشها را به بحث میگذاریم؛
- چه کارهایی برای زندهماندن در جنگ کردیم؟
- چه شکلی از ارتباطها، پیوندها و داراییهای را برای محافظت از خودمان بهجریان انداختیم؟
- نسبت میان مردم و سازمانهای غیررسمی چه تغییری پیدا کرد؟
- این تجربیات راهی برای تخیل آیندهای متفاوت میگشاید؟
- چه کارهای دیگری برای بهبود وضعیت خود میتوانستیم انجام دهیم؟
حضور در این نشست برای عموم آزاد است.
به دلیل دسترسی محدود به اینترنت، دوستان خود را برای شرکت در نشست باخبر کنید.
آدرس: ابتدای خیابان بهشتی، نرسیده به مترو قدوسی، پلاک ۵، طبقه ۴.
1 972
Repost from دموس demos
دورهی "ایدهی جمهوری" را از هفتهی پیشِ رو با جدیت بیشتری پی خواهیم گرفت. منابع اصلی و ثانوی، مباحث محوری و فرعی، و نیز دورههای جانبی و مکمل را میتوانید در این کانال دنبال کنید:
https://t.me/republiclessons
@demos1402
1 972
جلسهی اول کلاس «ایدهی جمهوری» دیشب، سهشنبه، ۲۱ بهمن ماه، برگزار شد. از دوستانی که در جلسه حاضر بودند سپاسگزارم. رئوس مباحثی که مطرح شد از این قرار است:
🔺 وضعیت آستانهای ایران، یا ایران در وضعیت بحران ارگانیک
🔺نیاز به ایدهی راهنما همچون یک قطبنمای سیاسی-اخلاقی
🔺کارکردهای سهگانهی ایده:
الف. جهتدهندگی و مسیریابی
ب. انسجامبخشی و ساختن همبستگی
ج. تنظیمگری و نسبتیابی
🔺جمهوریخواهی در مقام ایدهی دورهی بحران
🔺جمهوری نه فقط در مقام یک فرم حکومت یا نظام حکمرانی بلکه همچون نوعی ساماندهی اجتماعی و نوعی جامعه
🔺رئوس پنجگانهی ایدهی جمهوری:
اول. نفی سلطنت و ستیز با هر شکلی از سلطه
دوم. آزادیخواهی؛ منفی و مثبت
محورهای چهارگانهی آزادیخواهی مثبت و ایجابی:
🔻پرورش قابلیتها
🔻افزایش فرصتها
🔻 بسط حقها
🔻 گسترش مشارکتها
سوم. خودحکمرانی دموکراتیک و خودگردانی مردمی
چهارم. خیر عمومی و مشترک
پنجم. فضیلتهای مدنی شهروندان
@demos1402
1 972
+3
میهن تنها یک امر انتزاعی نیست...
-در دفاع از فهم؛ آلبر کامو | ۱۹۳۷
ترجمۀ محمدمهدی شجاعی | نشر چشمه
| اِتــنـو |
1 972
+3
سیاست برای آدمها خلق شده است، نه آدمها برای سیاست.
-در دفاع از فهم؛ آلبر کامو | ۱۹۳۷
ترجمۀ محمدمهدی شجاعی | نشر چشمه
| اِتــنـو |
1 972
سلام؛
در سوگ کشتهشدن هموطنان عزیزمان، دلهایمان با شماست و این حادثهٔ تلخ را از صمیم قلب به خانوادههای داغدیده تسلیت میگوییم.
در گذر روزها و هفتههای آینده، اگر بتوانیم، تلاش خواهیم کرد تا فعالیت این کانال را آرامآرام از سر گیریم؛ اما میدانیم که پس از این مصیبت بزرگ، هیچچیز به گذشته بازنخواهد گشت.
مراقب خود و عزیزانتان باشید.
به امید روزهای آرامتر🌿
1 972
«هی دفن میکنم و دفن میکنم و دفن میکنم امیدهای رفته پی روز رفته را. هی قرض میکنم و قرض میکنم و قرض میکنم از فردای خود امید.»استاد بهرام بیضایی در روز تولدش درگذشت.
[ ۱۳۱۷ - ۱۴۰۴ ]1 972
Repost from Ethno.Anthro
مردمشناسیِ صادق هدایت
تازهترین گفتوگوی بهرام بیضایی با رادیوفــردا
قسمت اول نمایش «داشآکُل به گفتهٔ مرجان» تازهترین اثر بهرام بیضایی، چهره شناختهشده ادب و فرهنگ و هنر ایران با حمایت مرکز مطالعات ایرانشناسی دانشگاه استنفورد در روزهای ابتدایی مهرماه ۱۴۰۳ در سالن رودای شهر برکلی ایالت کالیفرنیای آمریکا به روی صحنه رفت. این نمایش داستان کوتاه معروف «داشآکل» نوشته صادق هدایت را رویکردی تازه و از نگاه شخصیت مرجان روایت میکند. مژده شمسایی، عامر مسافر، دینا ظریف، علی زندیه و مهدی حافظیمنشادی بازیگران نقشهای اصلی این نمایش هستند.
فایل کامل این گفتوگو
| اِتــنـو |
1 972
Repost from منبعشناسی انسانشناختی
کتابشناسی جواد صفینژاد
جواد صفینژاد (1404 - 1308) درگذشت. موقعیتی منحصربفرد در انسانشناسی ایران داشت. یادگاری بود از سالهای تأسیس و شکوفایی اولیه که همچون روزهای اول تا امروز فعال باقی مانده بود. نه انقلاب و جنگ بر او کارساز شد، نه مرگ زودرس، نه سکوت و در حاشیهماندن و نه چندان پیری.
او بیشتر نمایندهی سنت پژوهشگاهی انسانشناسی ایران بود گرچه آغاز همکاریاش و بهترین کارهایش را در همکاری با سنت دانشگاهی انجام داد. نظریه و روششناسی دانشگاه نمیدانست و دنبالش هم نبود. درعوض تکهسندی او را به پژوهشی دامنهدار میکشاند. همکار و همراه و دانشجوی افشارنادری بود، گرچه افشارنادری «خاننامهپژوهی» را نمیپسندید و صراحتاً چنین پژوهشی را خوار میشمرد. بخت آن داشت که در پهنهی وسیعی از ایران حضور داشته باشد و واقعیتها را لمس کند. کتابهایش را مراکز پژوهشی دولتی چاپ میکردند و این بخت را داشت که کارهایش برای این موسسات «کاربردی» و «قابل سرمایهگذاری» باشند.
او پژوهشگر ایدهآل بنیانگذاران انسانشناسی در ایران بود. آن «مردم»شناسی را که آنها تئوریزه کردند و برای ایران مفید دانستند به بهترین شکلی عملیاتی ساخت: شناخت مردم ایران و جمعآوری اسناد و مدارک زندگی آنها (ر.ک: سخنرانی م. فروغی).
فهرست متشرشدههای او از سالهای دانشجوییاش آغاز میشود، تا سال مرگش میرسد و بدونشک تا سالها پس از مرگش نیز. مزیت دیگر کارنامهی او تمرکز آهنین بر تألیف و پژوهش بود. گرچه از عدم آشناییاش با زبان اروپایی نیز میآمد، اما دوریاش از ترجمه و جازدن آن بهعنوان رزومهای علمی، و هر اثری جز پژوهش اورجینال، چشمگیر است. او را گاه در کلاس درس که استاد مهمان بود یا در سخنرانی و همایشی یا در نوشتهای تحبیبآمیز، دکتر صفینژاد خطاب میکردند. او دکتر نبود ولی در معنای حقیقی ایرانی کلمه «استاد» بود. با نقدها و بزرگراههایی که نسل جدیدتر باید برای عبور از جهان «استادان» ترسیم کنند؛ یاد و خاطره استاد صفینژاد گرامی باد.
فهرست زیر منبعشناسی چاپشدههای او است که در پایگاههای داده قابلجمعآوری بوده است. این منبعشناسی کامل نیست و میتوان با دسترسی بهتر کاملتر و غنیترش کرد.
[منبعشناسی انسانشناختی]
1 972
داستان عروس قنات | جواد صفینژاد
[ ۱۳۰۸ - ۱۴۰۴ ]
روز سهشنبه، دوم دیماه ۱۴۰۴، استاد جواد صفینژاد، انسانشناس و جغرافیدان برجسته و چهره ماندگار ایران، در سن ۹۶ سالگی درگذشت. در ادامه، بخشی از مستند «زندهام به جستجو» را مشاهده میکنید که به روایت زندگی این استاد فقید، ملقب به «پدر قنات ایران» و مروری بر پژوهشهای ارزشمند ایشان میپردازد.
| اِتــنـو |
1 972
پوپولیستها، علاوه بر نخبهستیز بودن، همیشه کثرتستیز هم هستند. پوپولیستها ادعا میکنند که آنها، و فقط آنها، نمایندۀ مردم هستند. مثلاً رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، را در نظر بگیرید که در کنگرۀ حزبش در مخالفت با منتقدان پرشمار داخلیاش گفته بود «ما مردم هستیم. شما که هستید؟» شکی نیست که او میداند مخالفانش هم تُرک هستند. ادعای نمایندگیِ انحصاری ادعایی تجربی نیست، بلکه همیشه بهنحوی آشکار ادعایی اخلاقی است. پوپولیستها در جریان انتخابات رقبای سیاسیشان را در زمرۀ نخبگان فاسد بیاخلاق تصویر میکنند و وقتی قدرت را بهدست آوردند، هیچ اپوزیسیونی را مشروع نمیدانند.
منطقِ پوپولیستها تلویحاً به این معنا هم هست که هر آنکه هوادار احزاب پوپولیست نیست، بهراستی به مردم تعلق ندارد؛ مردمی که همواره برحق و بهلحاظ اخلاقی بیغش تعریف میشود. به بیان ساده، پوپولیستها ادعا نمیکنند که «ما نود و نُه درصد هستیم.»، بلکه تلویحاً میگویند که «ما صد درصد هستیم.» این معادله همیشه به کار پوپولیستها میآید: هرکسِ دیگری را میتوان بیاخلاق خواند و ادعا کرد که بهراستی به مردم تعلق ندارد. بهعبارت دیگر، پوپولیسم همیشه قسمی از سیاستِ هویت است. (هرچند همۀ انواع سیاستِ هویت پوپولیستی نیست.) نتیجۀ منطقیِ این دریافت و تعریف از پوپولیسم، در معنایِ قسمی محرومساز از سیاستِ هویت، این است که پوپولیسم تهدیدی برای دموکراسی است، چراکه دموکراسی مستلزمِ کثرتگرایی و اذعان بر این واقعیت است که باید شرایط منصفانهای برای زندگی در کنار یکدیگر، در مقامِ انسانهای آزاد و برابر، و نیز متنوع و متفاوت از هم، بیابیم. ایدۀ مردمِ واحد، همگن و اصیل خواب و خیالی بیش نیست؛ بهقولِ یورگن هابرماسِ فیلسوف، «مردم» فقط میتواند در صورتِ جمع وجود داشته باشد.
از کتاب پوپولیسم چیست؟
یان ورنر مولر | ترجمۀ بابک واحدی
نشر بیدگل
| اِتــنـو |
1 972
رویای ناتمام دهۀ چهل
دهۀ چهل را باید آغاز دوران جدیدی برای بلوار دانست. تغییر نام شاید رویدادی نمادین بود، اما خبر از تغییراتی واقعی میداد. تهرانِ در حال رشد به زمینهای بیشتری احتیاج داشت. طبقۀ متوسط جدید، متأثر از رشد دولت و صنایع، شکل گرفته و نیازمند مسکن بود. کشاورزانِ ازکاربیکارشده به خاطر اصلاحات ارضی، راه تهران را در پیش گرفتند. کارخانهدارها، تاجران و سرمایهداران ایرانی و خارجی با ولع بیشتری به زمینهای تهران چشم دوختند. حالا بلوار دیگر مرز شمالی شهر نبود. زعفرانیه و تجریش و امانیه و دیگر محلات شمالی در حال تبدیل شدن به ییلاقاتی متصل به شهر بودند. یوسفآباد محلهای تازهتأسیس بود و جادهی نظامی شمال اسپریس جلالیه هم خیابانی مهم و پرتردد. دیگر اثری از زمینهای بایر وسیع در بخشهای شمالی بلوار به چشم نمیخورد. کارکرد نظامی برای جلالیه توجیهپذیر نبود.
بار دیگر تهران چشم به تجربههای جهانی دوخته بود و این بار شاید آمریکا و فرانسه اصلیترین منابع الهام بودند. ملکه که در پاریس معماری خوانده بود، گویا بیش از بقیۀ دولتمردان بر کارکرد اجتماعی بلوار آگاه بود؛ به همین دلیل دستور طراحی پارکی به نام خودش را به معماران فرانسوی داد. ارادۀ ملوکانه و فرۀ ایزدی به بلوار گوشهچشمی نشان دادند. این معبر آمادهی تبدیل شدن به نمادی از تحولات تهران جدید بود؛ نه ریشۀ قجری و بافت محلی داشت، نه از شهر دور بود و نه چندان نیازمند ملاحظات امنیتی.
در مقابل این صفات سلبی، بلوار ویژگیهای ایجابی زیادی هم داشت: خوشمنظره و به سبکوسیاق بلوارهای اروپایی بود، هم از سبزینگی بهره برده بود هم از آب. هم بافت اجتماعی تحصیلکرده و موجهی داشت و هم زمینهایی که بتوان در آنها طرحهای بلندپروازانه اجرا کرد. هم دسترسی به شاهراههای مهمی چون خیابان پهلوی (ولیعصر امروز) و پارکوی را فراهم میکرد و هم از خدمات شهری بهره میبرد. مگر در شمال همین بلوار نبود که در آبان ماه ۱۳۳۴ شخص اول مملکت اولین تصفیهخانۀ پایتخت را افتتاح کرد تا مردم برای اولین بار طعم داشتن آب لولهکشی در منزل را بچشند؟ پس چرا نتواند به بستری برای دیگر تحولات تبدیل شود؟ حالا بلوار ابتدا و انتها داشت. بخش غربی آن هم در دهۀ چهل احداث شد تا آغاز بلوار از بیمارستان پانصدتختخوابی باشد. انتهای آن دیگر به «انبار اجناس آمریکایی» نمیرسید، بلکه به میدانی فراخ و چشمنواز با آبنمایی بزرگ میرسید که نام ولیعهد را بر پیشانی داشت و سینما «پولیدور» با معماری متمایزش چیدمان شکوه را تکمیل میکرد.
از متن «داستان مختصر زندگی بلوار»
امیرضا اسماعیلی | فصلنامۀ دالان
بلوار کشاورز؛ زلال سبز جاری
| اِتــنـو |
1 972
👣 کارگاه شهری
علیه بینایی؛ تجربه شهری بدنمند
از پارک دانشجو تا پل کریمخان؛ روایتی تازه از شهر نه فقط با چشمها، بلکه با تَن، صدا، بو و لمس…
امروز دیگر بوی شهر، تَنِ شهر، صدای شهر و طعم شهر، تحتالشعاع «تصویر شهر» قرار گرفتهاند؛ خاطراتمان از شهر به تصاویر مسحورکننده و حافظهمان به نمادهای چشمگیر و معماریهای خیرهکننده محدود میشود.
در این کارگاه میخواهیم شهر را بهشکلی دیگر تجربه کنیم. میکوشیم دیگر قوای حسّانیمان را در طول مسیر بهکار گیریم. میخواهیم بفهمیم سروریِ بینایی، کدام تجربیات را از دسترس شهروندانِ امروز خارج کرده است و پیامد بصریشدن تجربه شهری چیست.
این کارگاه به صورت عملی از پارک دانشجو تا پل کریمخان با همراهی ایمان واقفی، پژوهشگر مطالعات شهری و دارای دکترای جغرافیای انسانی برگزار میشود.
پس از تمرین عملی در این مسیر به مدرسه خواهیم رفت و در آنجا از تجربه و کارهایی که در مسیر اموزش دیده و انجام داده ایم صحبت خواهیم کرد و انها را ارائه خواهیم داد.
زمان:۲۶ اذر از ساعت ۱۶ تا ۲۰
برای اطلاعات بیشتر و ثبت نام به ایدی کانال
و یا به شماره ۰۹۱۲۲۵۷۴۵۷۰ در واتس اپ یا تلگرام پیام دهید.
1 972
Repost from مدرسه مستندسازی روایت
👣 کارگاه شهری
علیه بینایی؛ تجربه شهری بدنمند
از پارک دانشجو تا پل کریمخان؛ روایتی تازه از شهر نه فقط با چشمها، بلکه با تَن، صدا، بو و لمس…
امروز دیگر بوی شهر، تَنِ شهر، صدای شهر و طعم شهر، تحتالشعاع «تصویر شهر» قرار گرفتهاند؛ خاطراتمان از شهر به تصاویر مسحورکننده و حافظهمان به نمادهای چشمگیر و معماریهای خیرهکننده محدود میشود.
در این کارگاه میخواهیم شهر را بهشکلی دیگر تجربه کنیم. میکوشیم دیگر قوای حسّانیمان را در طول مسیر بهکار گیریم. میخواهیم بفهمیم سروریِ بینایی، کدام تجربیات را از دسترس شهروندانِ امروز خارج کرده است و پیامد بصریشدن تجربه شهری چیست.
این کارگاه به صورت عملی از پارک دانشجو تا پل کریمخان با همراهی ایمان واقفی، پژوهشگر مطالعات شهری و دارای دکترای جغرافیای انسانی برگزار میشود.
پس از تمرین عملی در این مسیر به مدرسه خواهیم رفت و در آنجا از تجربه و کارهایی که در مسیر اموزش دیده و انجام داده ایم صحبت خواهیم کرد و انها را ارائه خواهیم داد.
زمان:۲۶ اذر از ساعت ۱۶ تا ۲۰
برای اطلاعات بیشتر و ثبت نام به ایدی کانال
و یا به شماره ۰۹۱۲۲۵۷۴۵۷۰ در واتس اپ یا تلگرام پیام دهید.
1 972
Repost from مدرسه مستندسازی روایت
👣 کارگاه شهری
علیه بینایی؛ تجربه شهری بدنمند
از پارک دانشجو تا پل کریمخان؛ روایتی تازه از شهر نه فقط با چشمها، بلکه با تَن، صدا، بو و لمس…
امروز دیگر بوی شهر، تَنِ شهر، صدای شهر و طعم شهر، تحتالشعاع «تصویر شهر» قرار گرفتهاند؛ خاطراتمان از شهر به تصاویر مسحورکننده و حافظهمان به نمادهای چشمگیر و معماریهای خیرهکننده محدود میشود.
در این کارگاه میخواهیم شهر را بهشکلی دیگر تجربه کنیم. میکوشیم دیگر قوای حسّانیمان را در طول مسیر بهکار گیریم. میخواهیم بفهمیم سروریِ بینایی، کدام تجربیات را از دسترس شهروندانِ امروز خارج کرده است و پیامد بصریشدن تجربه شهری چیست.
این کارگاه به صورت عملی از پارک دانشجو تا پل کریمخان با همراهی ایمان واقفی، پژوهشگر مطالعات شهری و دارای دکترای جغرافیای انسانی برگزار میشود.
پس از تمرین عملی در این مسیر به مدرسه خواهیم رفت و در آنجا از تجربه و کارهایی که در مسیر اموزش دیده و انجام داده ایم صحبت خواهیم کرد و انها را ارائه خواهیم داد.
زمان:۲۶ اذر از ساعت ۱۶ تا ۲۰
برای اطلاعات بیشتر و ثبت نام به ایدی کانال
و یا به شماره ۰۹۱۲۲۵۷۴۵۷۰ در واتس اپ یا تلگرام پیام دهید.
1 972
بدیهی است که خودِ خوردن، عملِ جنسی، دفع کردن، مریض شدن و... اموری اجتماعی-تاریخی نیستند. این فرایندهای بدنی به خودی خود چیزی جز منطقِ عملِ رانهها و غرایز بیولوژیک نیستند. اجتماعیشدن آنجا آغاز میشود که چیزی همچون خوردن با مقولاتِ حیات اجتماعی گره میخورد و امری نوظاهر میشود.
خوردن اگر صرفاً در سطح رانهای بدنی باقی بماند طبعاً امری پیشاتاریخ است، ولی آن زمان که خوردن همچون نسبتی بین بدن و مقولات حیات اجتماعی ظاهر میگردد واجد خصیصهای نوظهور میگردد؛ این خصیصه همان اجتماعمندی و تاریخمندی است.
حول خوردن شعائر و مناسکی شکل میگیرد، حلال و حرام وارد میشود، ظروف، صنایع غذایی، رستورانها، اقتصاد سیاسیِ خوردن، تفاوتهای فرهنگی در خوردن و... همه و همه خوردن را به چیزی نوپدید تبدیل میکنند که تاریخمند است. خوردن در پیوند خوردنش با دیگر چیزها (از اشیاء گرفته تا ایدهها) به چیزی بیش از خوردن بدل میشود.
دفع کردن وقتی با منطق زیست شهری، سیاستهای دفع فاضلاب، معماری و شکلبندی خانه، شهر، منطق کشاورزی و... گره میخورد دیگر صرفاً رانهای بدنی نیست بلکه چیزی تاریخمند است و موضوع تاریخنگاری و فهمِ اجتماعی-سیاسی خواهد
1 972
بدن عرصۀ عمل قدرت است!
آرش حیدری | کتاب «درآمدی بر تاریخِ کرونا و بیماریهای همهگیر»
میتوانیم سیاست را در اندیشههای بلند جستوجو کنیم و یا آن را الگوی آرایش بدنها در فضاها بدانیم. اگر اینطور باشد آنگاه استراتژیهایی وجود دارند که بدنها را در فضاها آرایش میدهند، مستقر میکنند، شکل میدهند، حذف میکنند، ادغام میکنند، جهت میدهند.
از این حیث بدن نه صرفاً یک ابژۀ بیولوژیک که عرصهٔ عمل قدرت است و فهم نسبتی که بدن با سیاست و قدرت دارد جز از خلال تاریخ و فهمی تاریخمند ناممکن است. اگر بدن چیزی بیش از ابژهای بیولوژیک باشد آنگاه همۀ فرایندهای بدنی نیز بالقوه میتوانند وارد قلمرو سیاست شوند.
1 972
Repost from منبعشناسی انسانشناختی
هفتاد منظره، هفتاد مجله
فایل ضمیمهشده فهرستی شامل 70 ژورنال علمی رشتهی انسانشناسی است.
این مجلات در زمرهی مهمترین انتشارات انسانشناسی هستند که دسترسی به آنها و شناخت آنها میتواند از قدمهای ضروری برای تماس با انسانشناسی و نزدیکشدن به آن باشد.
در این فهرست علاوه بر نام هر مجله، اطلاعاتی همچون نهاد منتشرکننده، تاریخچهی تأسیس و آهنگ انتشار و آدرس وبسایت مجله آمده است.
با این حال، این فهرست کامل نیست. تکمیل آن نیازمند تشریک مساعی سایر دوستان است. میتوان نسخههای بعدی آن را اینچنین ارتقا داد.
گردآوری و تدوین: یوسف سرافراز
[منبعشناسی انسانشناختی]
1 972
🎥 مدرسه مستندسازی روایت با همکاری وزارت علوم و تحقیقات برگزار میکند:
دوره اموزشی مستندسازی اجتماعی؛ ویژه دانشجویان علوم اجتماعی و علوم انسانی
مدرسین:
مستندسازی اجتماعی:یاسر خیر، کارگردان مستندهای کابین،آهستگی، فراموشی و…
فیلمبرداری با موبایل: فرهادطالبی نژاد، فیلمبردار مستندهای زنانگی،جایی برای زندگی،خسوف و…
دورهی مستندسازی اجتماعی، فرصتی است برای دیدن دوبارهی جهان از دریچهی دوربین. ما یاد میگیریم چگونه لحظههای سادهی زندگی روزمره را به روایتهای بزرگ اجتماعی تبدیل کنیم؛ چگونه تصویر میتواند زبان مقاومت، پرسشگری و تغییر باشد. در این کلاس، مستند تنها یک هنر نیست، بلکه ابزاری است برای فهم ساختارهای قدرت، تجربهی زیستهی مردم، و بازآفرینی تاریخ در قابهایی که فراموش نمیشوند. هر دانشجو با دوربین خود نه فقط شاهد، بلکه راوی جامعه خواهد بود.
این دوره شامل شش جلسه مستندسازی اجتماعی و سه جلسه مستندسازی با موبایل و کارگاه عملی خواهد بود.
برای اطلاع از شروع دوره،سرفصل ها و جزئیات دوره به شماره ۰۹۱۲۲۵۷۴۵۷۰ و یا به ایدی زیر پیام دهید.
@Aylinderakhshandeh
