منبعشناسی انسانشناختی
Open in Telegram
در این کانال فعالیتهای کارگروه «منبعشناسی انسانشناختی» انجمن انسانشناسی ایران را منعکس میکنیم. ارتباط با مدیر کارگروه: @yusefsarafraz
Show more328
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+130 days
Data loading in progress...
Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
December '24
December '24
+251
in 1 channels
November '240
in 2 channels
Get PRO
October '240
in 0 channels
Get PRO
September '240
in 4 channels
Get PRO
August '240
in 1 channels
Get PRO
July '24
+81
in 1 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 20 December | 0 | |||
| 19 December | 0 | |||
| 18 December | +1 | |||
| 17 December | 0 | |||
| 16 December | 0 | |||
| 15 December | 0 | |||
| 14 December | 0 | |||
| 13 December | 0 | |||
| 12 December | +1 | |||
| 11 December | +1 | |||
| 10 December | +1 | |||
| 09 December | +1 | |||
| 08 December | 0 |
Channel Posts
گزارش فعالیتهای مرکز مردمشناسی ایران، شماره سوم، 1356
[منبعشناسی انسانشناختی]
| 2 | گزارش فعالیتهای مرکز مردمشناسی ایران، شماره دوم، 1354
[منبعشناسی انسانشناختی] | 125 |
| 3 | گزارش فعالیتهای مرکز مردمشناسی ایران، 1353 تا 1356
مجلهی مردمشناسی و فرهنگ عامهی ایران ارگان مرکز مردمشناسی ایران بوده است. ارگانی به ریاست محمود خلیقی و معاونت علی بلوکباشی در آن سالها.
این مجله در سال 1353، 1354 و 1356 در سه شماره منتشر شده است. علاوه بر مقالات و یادداشتهای مردمشناسان آن زمان، دو گزارش نیز از فعالیتهایی که این سازمان طی این چهار سال انجام داده منتشر شده است. مرور این دو گزارش، بهخوبی تصویر مردمشناسی در آن سالها را نشان میدهد.
در اینجا محتوای این دو گزارش را مرور میکنیم. فایل pdf این دو گزارش نیز در انتها ارسال میشود.
در گزارش اول این مطالب آمده است:
گزارشی از برگزاری نمایشگاههای مردمشناسی در یازده منطقهی کشور، گزارشی از بررسیها و مطالعات روستایی مرکز، گزارشی از شرکت در مجمع فرهنگ و خانواده از سوی تعدادی از اعضای مرکز، گزارشی از آخرین انتشارات مرکز و درنهایت گزارشی از همکاری با محققان خارجی.
در گزارش دوم این مطالب آمده است:
گزارشی از تحقیقات روستایی مرکز (35 گروه اعزامی و بازدید از 327 روستا)، گزارشی از تحقیقات شهری (طرح هویتشناسی شهرهای ایران و مطالعهی 42 شهر)، گزارشی از کنگرهها و سمینارهای داخلی و خارجی و اعضای شرکتکننده در آنها، گزارشی از نمایشگاههای مردمشناسی (118 نمایشگاه روستایی و 14 نمایشگاه منطقهای)، گزارشی از انتشارات مرکز و کتب منتشرشده، گزارشی از همکاری با محققان خارجی، گزارش بزرگداشت بیستمین سالروز مرکز مردمشناسی در سال 1355، گزارش جشن فرهنگ مردم و در نهایت گزارشی از اعزام پژوهشگران به خارج از کشور برای تحصیل.
[منبعشناسی انسانشناختی] | 120 |
| 4 | صوت نشست هفتم «کارها و زندگیها: سنجش و خوانش انسانشناسی ایران»
میهمان: نعمتالله فاضلی
زمان: دوشنبه دوازدهم آذر 1403
موضوع بحث: کتاب مسألهی مدرسه
مدت زمان: 1:49:44
مباحث مطرحشده: انتخاب حوزههای پژوهشی، فعالیت در حوزهی عمومی و نسبت آن با کار تخصصی، پرکاری و انتشار متعدد، نقش انسانشناسی در حوزهی آموزش، معنا و کارکرد سواد، بومیگرایی و نسبت فرهنگ با آن، تأثیرات نهاد آموزش در ایران مدرن، کار میانرشتهای و ویژگیهای آن.
[منبعشناسی انسانشناختی] | 144 |
| 5 | نشستهای آنلاین
کارها و زندگیها
سنجش و خوانش انسانشناسی ایران
نشست هفتم: نعمتالله فاضلی
استاد بازنشسته پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
موضوع بحث با تمرکز بر کتاب مسئلهی مدرسه: بازاندیشی انتقادی در آموزشوپرورش ایران
زمان: دوشنبه دوازدهم آذر 1403
ساعت: 19
برای شرکت در نشست آنلاین در زمان مشخصشده کلیک کنید.
(لینک: https://meet.google.com/fyw-tnmq-byh).
در نشستهای «کارها و زندگیها» تلاش میکنیم متون و کارهای انسانشناختی ایرانی را بررسی و نقد کنیم. در گفتگو با انسانشناس ایرانی به کاری که او انجام داده و متنی که تولید کرده میپردازیم، تا تجربهی انسانشناختی او را بهتر فهم کنیم.
[منبعشناسی انسانشناختی] | 594 |
| 6 | ویراست ششم یادداشتها و پرسشها
[منبعشناسی انسانشناختی] | 341 |
| 7 | ویراست اول یادداشتها و پرسشها
[منبعشناسی انسانشناختی] | 318 |
| 8 | یادداشتها و پرسشها در انسانشناسی برای استفادهی مسافران و ساکنان در سرزمینهای غیرمتمدن
این عنوان طولانی پرسشنامهای بود 180 صفحهای که در دهههای پایانی قرن نوزدهم از سوی انسانشناسان بریتانیایی طراحی شده بود. نخستین ویراست آن در سال 1874 در لندن منتشر شد تا برای مشاهدهگرانی که آموزش قومشناختی ندیده بودند، راهنمایی باشد تا در سفرهایشان اطلاعات موردنیاز انسانشناسان را بهشکلی «استاندارد» جمعآوری کنند. زمانی که خود انسانشناس وارد میدان نمیشد یا دستکم چنین کاری روحیهی غالب نبود.
درمجموع شش ویراست از این کتاب منتشر شد، به ترتیب در سالهای: 1874، 1892، 1899، 1912، 1929 و در نهایت 1951 که ویراست ششم و آخر آن منتشر شد. طی این ویراستها و گذر سالها، بازنگریها و بازنویسیهایی در آن رخ داد تا هم دستورالعملها دقیقتر شوند و هم تغییرات انسانشناسی در آن منعکس شود. چند نسل از انسانشناسان بریتانیایی، از تایلور تا ایوانسپریچارد، در نوشتن و بازنویسی این ویراستها سهیم بودند. مرور فهرست و خواندن این کتاب بهخوبی شکل و دغدغهی انسانشناسی آن سالها را نشان میدهد. مقایسهی ویراست اول و آخر نیز بسیار گویا است.
در نسخهی اول، کتاب به سه بخش تقسیم شده است: 1) سرشت جسمانی انسان؛ 2) فرهنگ و 3) متفرقه. هرکدام نیز به زیربخشهایی تقسیم شدهاند.
در ویراست ششم، کتاب به چهار بخش تقسیم شده است: 1) انسانشناسی جسمانی؛ 2) انسانشناسی اجتماعی؛ 3) فرهنگ مادی و 4) میدانهای باستانی و چند پیوست.
در اینجا ویراست اول و آخر را قرار میدهم.
[منبعشناسی انسانشناختی] | 312 |
| 9 | لوئیز بک و آثارش به فارسی
لوئیز بک ازجملهی انسانشناسان غیرایرانی است که در ایران کار انسانشناختی کرده است. نیز، ازجملهی انسانشناسان غیرایرانی که کتابهایش به فارسی ترجمه شده است؛ این موهبتی است.
او در میان قشقائیها کارمیدانی کرده است و کتابهایش بینشی از کار انسانشناختی و کار و نوشتار قومنگارانه در خود دارد که میتواند سرمشقی برای آموزش اینها نیز باشد. کتابهای او ــ از آنجا که او در بین عشایر ایران کار کرده استــ میتواند بسیاری از نقدهایی را که نسل کنونی انسانشناسی ایران به کارهای انجامشدهی نسلهای گذشتهی انسانشناسان ایرانی در میان عشایر دارد، مرتفع سازد و متونی درخور و معتبر در اختیار علاقهمندان انسانشناسی در ایران قرار دهد.
کتابهای ترجمهشده از بک نکتهی بامزهای نیز در خود دارد. تقریباً همهی این آثار نه از سوی انسانشناسان یا جامعهی انسانشناسی ایران که از سوی جامعهی قشقائی ترجمه شده است. بامزهتر آنکه، قشقائیها او را بیشتر هم میشناسند (در صفحات مجازیشان آشکار میشود). چاپ این آثار هم بیشتر از سوی نشرهایی بوده که آنها بدان آشنا بودهاند.
فهرست کتب ترجمهشدهی لوئیز بک به فارسی:
1. قشقائیهای ایران، ترجمهی حمیدرضا جهاندیده، نشر نظاره، 1396.
بک در این کتاب بیشتر متمرکز بر تاریخ و سیاست قشقائی است. با مقدمهی غنیای که تحلیلی درخشان از مفاهیم ایل و قوم در فرهنگ سیاسی ایران ارائه میدهد.
2. کوچنامهی ایلیاتی، ترجمهی الهوردی بهمنبیگی، نشر همارا، 1398.
بک در این کتاب داستان همراهیاش با طایفهی قرمزی در یک سال (پاییز، زمستان، بهار و تابستان) را شرح میدهد. برعکس کتاب بالا، در اینجا مزهی قومنگارانهی (Taste of ethnographic things) بیشتری حس میشود.
3. قشقائیها در دورهی گذار، ترجمهی میلاد یزدانپناه، نشر نگارستان اندیشه، 1403.
این کتاب که از جدیدترین نشرهای بک است (اصل کتاب 2015 منتشر شده است) به داستان قشقائیها پس از انقلاب میپردازد. با این حال، جز در وبسایت کتابخانهی ملی اثری از آن در اینترنت پیدا نکردم. شاید فرایند توزیع آن هنوز شروع نشده است.
4. زنان در ایران از ظهور اسلام تا 1800، ترجمهی حسن افشار، نشر مرکز، 1389.
اطلاعات کتابشناختی فوق تنها در وبسایت کتابخانهی ملی وجود دارد و از سرنوشت چاپ و انتشار آن بیاطلاعم. با این حال، این کتاب همراه با گیتی نشاط ادیتوری شده است. این کتاب جفت دیگری نیز دارد که با همین ترکیب ادیتوری منتشر شده است:
Women in Iran from 1800 to the Islamic Republic, University of Illinois Press, 2004.
علاوه بر این، بک کتاب دیگری نیز دربارهی زنان در همراهی با نیکی کیدی ادیتوری کرده است:
Women in the Muslim World, Harvard University Press, 1978.
علاوه بر خود بک، دختر او (جولیا هوانگ) که از کودکی تا جوانی همراه با او در میان طایفهی قرمزی قشقائی حاضر بوده، کتاب خاطراتی از بودن در میان آنها منتشر کرده است. این کتاب دو ترجمه به فارسی دارد:
1. زنان ایلات و عشایر ایران (خاطرات در میان کوچنشینان قشقایی)، ترجمه مقصودی و یزدانپناه، نشر اندیشه احسان، 1401.
2. زنان عشایر ایران: خاطرهبافی میان ایل قشقایی، ترجمه مجید منصوری، نشر ندای تاریخ، 1403.
گرچه از کیفیت ترجمهی دو مورد بالا بیاطلاعم، اما عنوان کتاب در ترجمهی دوم دقیقتر است.
[منبعشناسی انسانشناختی] | 402 |
| 10 | #شمارهی_جدید
HAU: Journal of Ethnographic Theory
ژورنالی تخصصی است با تمرکز بر مردمنگاری و هدف آن بازگرداندن مردمنگاری به خطمقدم نظریهپردازی و توسعهی مفاهیم در انسانشناسی است. HAU سالانه در سه شماره منتشر میشود. اولین شمارهی آن در سال 2011 منتشر شد و تا امروز انتشار پیوستهای داشته است.
مرور مقالات این مجله میتواند از منابع مفید و معتبر برای فهم مردمنگاری معاصر در انسانشناسی باشد.
گروه HAU کتاب نیز منتشر میکند. برای دسترسی به فهرست کامل کتابهای آن کلیک کنید. اخیراً کتابی از آرجون آپادورای نیز منتشر کرده است.
شمارهی جدید آن در ماه گذشتهی میلادی منتشر شد.
[منبعشناسی انسانشناختی] | 298 |
| 11 | سخنرانیهای محققان مرکز مردمشناسی ایران
شهریور 1355
[منبعشناسی انسانشناختی] | 830 |
| 12 | سخنرانی محققان مرکز مردمشناسی ایران در هفتمین کنگره تحقیقات ایرانی
این عنوان کتابی است که متن سخنرانی هفت محقق مرکز مردمشناسی ایران را گرد آورده است. هفتمین کنگره تحقیقات ایرانی در سال 1355 (۲۵۳۵ شاهنشاهی در چاپ کتاب) در دانشگاه ملی (شهید بهشتی کنونی) برگزار شد.
عناوین و سخنرانان:
* نقش و موقع زن در جامعهی روستایی ایران l علی بلوکباشی
* [ابوریحان] بیرونی از دیدگاه مردمشناسی l پرویز اذکائی
* بررسی مهاجرت در روستای فوجرد شهرستان گرگان l حسینعلی بیهقی
* گالشها و تقسیم کار l هوشنگ پورکریم
* پویایی قصه در فرهنگ فکری مردمان l محسن میهندوست
* تحلیل بر چل سروهای لری l محمدحسین باجلان فرخی
* پایگاه اجتماعی تعزیهخوانی در تفرش l محمد میرشکرائی
دغدغه و طرز مردمشناسی این نسل از مردمشناسان ایرانی بهخوبی در این کتاب متجلی است. علاوه بر این، کتاب عکسهای متعددی نیز دارد.
[منبعشناسی انسانشناختی] | 797 |
| 13 | خطزمانی از رویدادهای مهم در تاریخ انسانشناسی
[منبعشناسی انسانشناختی] | 387 |
| 14 | گاهشماری نظریه در انسانشناسی
[منبعشناسی انسانشناختی] | 358 |
| 15 | جستاری مهم دربارهی انسانشناسی پیش از انسانشناسی
[منبعشناسی انسانشناختی] | 401 |
| 16 | استدلالی جالب دربارهی پیشرفت در دانش انسانشناسی و درنتیجه اهمیت تاریخ رشتهای در آن
یکم
برای مورخینِ تاریخ انسانشناسی، نقطهی شروع انسانشناسی بحثی جدی است. چند تبار برای آن مشخص کردهاند که در قالب خطهایی زمانی (Timeline) از تاریخ انسانشناسی مطرح شده است. فایل چند مورد از آنها را قرار میدهم.
اما بحثِ تقریباً مورداجماع، تقسیم تاریخ انسانشناسی به دو پاره است: از جایی که رشتهی انسانشناسی بهعنوان فعالیتی مدرن و دانشگاهی شروع میشود (که عمدتاً نیمهی قرن نوزده را مبدأ آن قرار میدهند) و پارهی دوم همهی آنچه پیش از این تاریخ در قالب «پیشرشته» (Proto-disipline) انسانشناسی قابلطرح است. این مورخین برای تشخیص انسانشناسی در این تاریخ گسترده، تعریفی از کار انسانشناختی ارائه میدهند تا تشخیص انسانشناسی از غیر در این پهنهی گستردهی زمانی ممکن باشد.
جستجو برای الگوهای نظاممند تنوع انسانی، در هرجا که آنها را بتوان یافت.
و
مطالعهی نظاممند وحدت-در-کثرتِ انسان.
درنتیجه، در هرجای تاریخ و در هر سنت فکری که بتوان ردی از این نوع فعالیت یافت، میتوان آن را بخشی از سنت پیشرشتهای انسانشناسی دانست، یا به عبارت بهتر: انسانشناسی پیش از انسانشناسی.
دوم
این دوپارهبودن تاریخ انسانشناسی آیا بدین معنی است که به موازات پیش آمدن در تاریخ و رسیدن به تاریخ رشتهای انسانشناسی در قرن نوزدهم توانستهایم از ناآشنایی و خطا در فعالیت انسانشناختی به دانشی دقیق و قطعی برسیم؟ درحقیقت، آیا میتوانیم نوعی پیشرفت را در تاریخ دانش انسانشناسی ترسیم کنیم؟
درصورتی که منظورمان از دانش دقیق و مطمئن دوری از پیشداوریها و شناخت انسانهای دیگر آنچنان که خودشان هستند باشد، مثالها و نمونههای نقض لزوماً کمتر از تاریخ پیشرشتهای نیست. در مشاهدهی فرهنگهای بومی طی قرن نوزده، نویسندگان آموزشدیده پیشداوریهای فاحش و تحریفهای نظاممندی داشتند. درصورتی که همان موقع ملوانان و دریانوردان و مبلغان مذهبی در مواردی قادر بودند مشاهداتی ارزشمند و حتی برتر از یافتههای دانشمندان آموزشدیده ارائه دهند. بحثهای دهههای پایانی قرن بیست درباب بحران بازنمایی نیز بیشترِ مثالهایش را از کارهای انسانشناختی نیمهی اول این قرن میگرفت.
سوم
در همین راستا، جیمز بون استدلالی را مطرح میکند. او نسبت به هر دیدگاهی که انسانشناسی را دارای پیشرفتی پیوسته و خطی بداند هشدار میدهد. به باور او، دورههای فرهنگیای همچون قرون وسطی، رنسانس یا روشنگری چنان پیچیده بودهاند که نمیتوان بهروشنی گفت کدامیک بیشتر اروپامحور یا نسبت به فرهنگهای دیگر گشودهتر بوده است. درنتیجه برچسبزدن به پیشتاریخ انسانشناسی ـ که شناخت این دوره دقت لازم را نداردـ منصفانه نیست. از نظر بون، انسانشناسی بهجای پیشرفت خطی و معمول، درحقیقت، در حال گسترش درک ما از انسانیت است.
درنتیجه، همانطور که در کارمیدانی در سرزمینی ناآشنا بایستی با روحیهای پذیرا پیش برویم، لازم است به پیشتاریخ انسانشناسی نیز دقیقاً با همین رویکرد نزدیک شویم. محروم کردن خود از بینشهای این دوره، بهمعنای محدودکردن خود در زمان است.
✍🏼 یوسف سرافراز
[منبعشناسی انسانشناختی] | 418 |
| 17 | نامه و یادداشتهای روزانهی کریستف کلمب
[منبعشناسی انسانشناختی] | 408 |
| 18 | کریستف کلمب و انسانشناسی
فهم انسانشناسی بهشدت وابسته به فهم تاریخ و زمینهی چندقرنهای است که در آن ابتدا دغدغهی انسانشناختی (در معنای دقیق کلمه انسان + شناختی) و سپس علم انسانشناسی پدید آمد.
این زمینهی تاریخی که دستکم از قرن پانزده میلادی را دربرمیگیرد، مشحون از رویدادها، شخصیتها و متونی است که پیش چشم داشتن آنها از لوازم فهم دقیقتر انسانشناسی است.
ازجملهی این متون، نامهای است که کریستف کلمب پس از رسیدن به «دنیای جدید» خطاب به اربابان سلطنتی خود و مشاورانشان نوشت. کلمب در این نامه نتایج اولین سفر دریاییاش را اعلام میکند. نامه در بهار سال 1493 میلادی (سال 872 شمسی) در بارسلونا منتشر شد و نسخههای اسپانیایی، لاتین، فرانسه و آلمانی آن نیز منتشر شد.
این نامه را اولین سندِ مهمِ مردمنگارانهی دورانِ مدرن میدانند. جایی که قدیم و جدید و خود و دیگری کنار هم قرار میگیرند. جایی که مواجهه با انسانهایی متفاوت و تلاش برای فهم آنها، سلسلهای از رویدادها و افکار را پدید میآورد که نهتنها سرنوشت قارهی «آمریکا» را شکل داد که سرنوشت خود اروپا را نیز تعیین کرد. مطالعهی دیگری نه صرفاً برای فهم دیگری، که برای فهم خود؛ کاری که انسانشناسی میکند.
فایل ضمیمهشده متن این نامه و یادداشتهای روزانهی کلمب است.
[منبعشناسی انسانشناختی] | 392 |
| 19 | صوت نشست ششم «کارها و زندگیها: سنجش و خوانش انسانشناسی ایران»
میهمان: لیلا اردبیلی
زمان: دوشنبه دوم مهر 1403
موضوع بحث: کتاب درآمدی بر انسانشناسی شناختی
مدت زمان: 1:00:21
مباحث مطرحشده: تجربهی پروژهی پژوهشی در انسانشناسی شناختی، تفاوت تجربهی تألیف و ترجمه در انسانشناسی، جایگاه کارمیدانی مردمنگارانه در انسانشناسی شناختی، تجربهی کار میانرشتهای در انسانشناسی شناختی و تفاوت کارمیدانی و کار نظری در این حوزه.
[منبعشناسی انسانشناختی] | 418 |
| 20 | دوگانهی جامعهشناسی - انسانشناسی
انسانشناسی رشتهای در بحران بوده و است. همواره با این پرسش مواجه بوده که خاصبودنش از چیست؟ تفاوتش با جامعهشناسی، روانشناسی، ژورنالیسم و... چیست؟ چه فعالیت و دانش خاصی را تنها انسانشناسان انجام میدهند؟ مرزهای رشتهای و هویت رشتهای همواره برای انسانشناسی و مخاطبان آن سوال بوده است.
آلفرد کروبر در مقالهی ضمیمه (1959) بهدنبال ترسیم «شخصیت» انسانشناسی است. و در این راه بنیادیترین فرضش این است که انسانشناسی، از حیث تاریخی و تباری، تعلقی به علوم اجتماعی ندارد، بلکه بیشتر چیزی مابین علوم طبیعی و انسانیات (Humanities) است. «پدرش علوم طبیعی و مادرش انسانیاتی است که رنگوبوی زیباشناختی دارد». این جملهی معروف او نیز در همین یادداشت میآید: «اگر گاهی شما، مانند خود من، در خانهی علوم اجتماعی احساس ناراحتی میکنید، تعجب نکنید: ما در آنجا غریبهایم؛ اصل و نسب واقعی ما جای دیگری است.».
با این حال، او در این یادداشت به نسبت میان این دو رشته و سایر رشتهها و مؤلفههای سازندهی شخصیت انسانشناسی میپردازد. یادداشتی برای خواندن.
[منبعشناسی انسانشناختی] | 862 |
