en
Feedback
02:08

02:08

Open in Telegram

‌همه چیز از 02:08 شروع شد بدون دوربین | همون که ناشناسه ‌

Show more
865
Subscribers
+124 hours
-37 days
+2630 days
Posts Archive
photo content

بندها و قفس هایی که در ذهن هامون برای مردان وجود داره بقدری شدیدن و حتی بدیهی انگاشته میشن که حتی متوجهشون نیستیم. البته من این موضوع رو جهانی میدونم و نه محدود به ایران. حوصله خیلی طولانی حرف زدن ندارم. بطور کلی اونقدر این هجمه فکری و بندهای ذهنی دست و پای ما مردا رو بسته که با تمام ظاهر سختمون، جرات ابراز و بیان خیلی چیزها رو نداریم. این قضیه اونجایی برای من دردناکتر میشه که ما برای این وضعیت فکری که بهش دچار میشیم حتی اسم خاص علمی‌ای هم نداریم و بهش میگیم پریودِ مردانه! 😂😂💔💔 ینی تو یه حالتی داری که ما اصلا نمیدونیم چیه فقط به شبیه‌ترین چیزی که به ذهنمون میرسه برات تشبیهش میکنیم که یه اسمی داشته باشه که بتونی صداش کنی و اونم پریود زنانه اس که با اقتباس از اون بیا بگو چته! و یه جایی این موضوع دیگه عملا به رنج و هویت ما توهین میکنه که بریم ببینیم اسم علمی این دوره نوسان خلقی دوتا جنسیت چیه؟ برای زنان میشه pms یعنی premenstrual syndrome سندروم پیش از قاعدگی اما برای مردان میشه Irritable Male Syndrome به معنای سندروم بدخلقی مردانه! 😂😂😂😂😂😂 آها ممنون. پس ما ناراحتیمون میشه "بدخلقی" و اینطور اسم مشمئزکننده و معنادار روش گذاشته میشه و بعد هم به نوعی این کلمات کنار هم قرار میگیرن که ترکیبشون باهم چنین معنایی میده که کلا بدخلقی و بداخلاقی یه چیز مردونه اس و مختص اونهاست که یه دوره هایی ماه میگیره و مردا تبدیل به هیولا میشن. اما برای زنان یه اسم خیلی خنثی و بدون بار معنایی گذاشته میشه که "خب این واسه پریوده داداش". ما حتی دردمون اسم درست و حسابی ای نداره! حتی اون ims هم که یه اصطلاح معروفیه رو مثل pms به رسمیت نشناختن. یه دردی هم که به رسمیت شناخته نمیشه هم تحقیقات درست و درمونی دربارش وجود نداره و هم اسمی که روشه، یه اسمیه که اگر نگیم مغرضانه اس؛ میتونیم بگیم معناداره. از همین تریبون از دوستان سازمان بهداشت جهانی، پزشکان بدون مرز، صلیب سرخ و تمام عزیزانی که مارو در غم خودمون تنها گذاشتن تشکر میکنم. مساله اصلاً این نیست که مردها هم "پریود" دارن یا نه. مسئله اینه که چرا وقتی یک مرد از نظر روانی به هم می‌ریزه، اولین چیزی که باید ثابت کنه اینه که اونم انسانه و حق ناراحتی و غمگین بودن و ضعیف بودن داره.

سلام مخاطبای قدیمی و موندگار اینجا میدونن که من گاهی درباره مشکلاتی که ما مردان توی زندگی و جامعه باهاشون دست و پنجه نرم میکنیم صحبت میکردم و چندباری هم اینجا و اینجا و اینجا از چندتا موضوع و معضل، مفصل حرف زده بودم. چیزی که باعث شد این پیام رو بنویسم تجربه این چندروزمه. چند روزه که خلق و خوی پایینی دارم و دچار چیزی شدم که بهش میگن پریود مردانه. چیزی که متاسفانه خودم از اسم بردنش به این نام اکراه دارم چون خیلی ها هنوز این موضوع رو به تمسخر نگاه میکنن و حق ناراحتی فکری رو برای مردان قائل نیستن. چیزی که باعث میشه ما حتی از گفتن حرفامون، دردامون، دغدغه هامون، ناراحتی هامون و سنگینی های افکار و خلأهای احساسی ای که تجربه میکنیم حرفی نزنیم و حتی جلوی عزیزترین کسانمون سکوت کنیم. الانی که اینو مینویسم روز چهارمیه که دارم این رو تجربه میکنم. مطلقا هیچ احساسی ندارم. نه احساس بی حوصلگی نه احساس خشم نه ناراحتی نه هیچی. فقط ملالت محض و دیگر هیچ. اینطور نیستم که به همه چیز گیر بدم اما بشدت تحریک پذیرم و نسبت به محرک های احساسی واکنش نشون میدم. هر واکنشی که متناسب با اون باشه. یعنی با دیدن یه کلیپ بنزین دادن یه راننده ماشین سنگین توی یزد به یه آدمی که راه مونده و دعاهاش به لهجه یزدی در کسری از ثانیه شونه هام از شدت گریه میلرزید یا نسبت به یک صدا مثل صدای در همسایه اعصابم بهم میریزه. توی تخت خوابمم و تمام روز برق خاموشه و پرده اتاق کشیده اس و منتظرم که روز تموم شه و بره روز بعدی و فقط توی گوشی میچرخم یا با لپتاپم pes 13 بازی میکنم که اونم وسط نیمه اول حوصلمو سر میبره و خاموش میکنم و میلم به غذا درحدیه که 22 ساعت چیزی نمیخورم ولی احساس گرسنگی ندارم. این منم. این میتونه وضع چند نفر دیگه بین شما در همین لحظه باشه ولی ما حرفی نمیزنیم. نمیتونیم که بزنیم. حتی برای افراد نزدیکمون ممکنه غریب بنظر برسه که "تو که اینجوری نمیشدی" ! ما همیشه محکومیم که پشت ریش و سیبیل بلند یا صدای کلفتمون برای قوی بودن بجنگیم و حتی فرصتی برای خسته بودن یا خسته شدن هم نداریم. این رنج دیده نمیشه. جامعه ما در سالهای گذشته دچار تحولات فرهنگی شد که بصورت همزمان چندین لایه ازش پیش رفت که یکی از مواردی که به صحبت های من مربوطه؛ عادی سازی قضیه پریود زنان، خرید بدون عار نوار بهداشتی از مغازه ها بود که به درستی هم چنین شد. اما آیا این راحتی که زنان الان از pms یا پریود و دردهای بارداری و نوسانات خلقی و هورمونی توی این دوران ها صحبت میکنن و حتی تبدیل به یه انتظار هم از مردان برای آگاهی ازش شده؛ برای همین رنج درجاییکه مربوط به خود مردها باشه هم وجود داره؟ احتمالا کسی بگه: "این همه محدودیت برای زنان هست حالا تو به یه مورد که عادی شده اشاره میکنی؟" اتفاقا نکته همینجاست. کسی منکر برخی خرده فرهنگ ها یا فرهنگ های کلان در محدودیت ها برای زنان نیست اما بسیاری از دردها دقیقا جایی نادیده گرفته میشن که نسبت بهش سکوت وجود داره و هیچ صحبتی ازش نیست. زنان امروز تبدیل به دغدغه جامعه شدن. از موتورسواری تا برابری جنسیتی و امثال اینها. اما در همین جامعه ای که گفته میشه مردسالاره و برای زنان محدودیت وجود داره؛ شدیدترین محدودیت های "فکری" که در ذهن های ما وجود داره و قوی تر از هر فرهنگ و قانونیه؛ برای مردهاست! مردی که باید کار کنه تا زندگی بسازه، مسوولیت دختر مردمو خوشبخت کنه، تکیه گاه و پشت باشه برای همسرش و جامعه حتی بخشی از خود مردان اینارو وظیفه همجنس هاشون میدونن و از چشم اون میبینن. درحالیکه اگر برابری جنسیتیه؛ در اینها هم باید باشه.

بندها و قفس هایی که در ذهن هامون برای مردان وجود داره بقدری شدیدن و حتی بدیهی انگاشته میشن که حتی متوجهشون نیستیم. البته من این موضوع رو جهانی میدونم و نه محدود به ایران. حوصله خیلی طولانی حرف زدن ندارم. بطور کلی اونقدر این هجمه فکری و بندهای ذهنی دست و پای ما مردا رو بسته که با تمام ظاهر سختمون، جرات ابراز و بیان خیلی چیزها رو نداریم. این قضیه اونجایی برای من دردناکتر میشه که ما برای این وضعیت فکری که بهش دچار میشیم حتی اسم خاص علمی‌ای هم نداریم و بهش میگیم پریودِ مردانه! 😂😂💔💔 ینی تو یه حالتی داری که ما اصلا نمیدونیم چیه فقط به شبیه‌ترین چیزی که به ذهنمون میرسه برات تشبیهش میکنیم که یه اسمی داشته باشه که بتونی صداش کنی و اونم پریود زنانه اس که با اقتباس از اون بیا بگو چته! و یه جایی این موضوع دیگه عملا به رنج و هویت ما توهین میکنه که بریم ببینیم اسم علمی این دوره نوسان خلقی دوتا جنسیت چیه؟ برای زنان میشه pms یعنی premenstrual syndrome سندروم پیش از قاعدگی اما برای مردان میشه Irritable Male Syndrome به معنای سندروم بدخلقی مردانه! 😂😂😂😂😂😂 آها ممنون. پس ما ناراحتیمون میشه "بدخلقی" و اینطور اسم مشمئزکننده و معنادار روش گذاشته میشه و بعد هم به نوعی این کلمات کنار هم قرار میگیرن که ترکیبشون باهم چنین معنایی میده که کلا بدخلقی و بداخلاقی یه چیز مردونه اس و مختص اونهاست که یه دوره هایی ماه میگیره و مردا تبدیل به هیولا میشن. اما برای زنان یه اسم خیلی خنثی و بدون بار معنایی گذاشته میشه که "خب این واسه پریوده داداش". ما حتی دردمون اسم درست و حسابی ای نداره! حتی اون ims هم که یه اصطلاح معروفیه رو مثل pms به رسمیت نشناختن. یه دردی هم که به رسمیت شناخته نمیشه هم تحقیقات درست و درمونی دربارش وجود نداره و هم اسمی که روشه، یه اسمیه که اگر نگیم مغرضانه اس؛ میتونیم بگیم معناداره. از همین تریبون از دوستان سازمان بهداشت جهانی، پزشکان بدون مرز، صلیب سرخ و تمام عزیزانی که مارو در غم خودمون تنها گذاشتن تشکر میکنم. مساله اصلاً این نیست که مردها هم "پریود" دارن یا نه. مسئله اینه که چرا وقتی یک مرد از نظر روانی به هم می‌ریزه، اولین چیزی که باید ثابت کنه اینه که اونم انسانه و حق ناراحتی و غمگین بودن و ضعیف بودن داره.

سلام مخاطبای قدیمی و موندگار اینجا میدونن که من گاهی درباره مشکلاتی که ما مردان توی زندگی و جامعه باهاشون سروکله میزنیم صحبت میکردم و چندباری هم اینجا و اینجا و اینجا از چندتا موضوع و معضل مفصل حرف زده بودم. چیزی که باعث شد این پیام رو بنویسم تجربه این چندروزمه. چند روزه که خلق و خوی پایینی دارم و دچار چیزی شدم که بهش میگن پریود مردانه. چیزی که متاسفانه خودم از اسم بردنش به این نام اکراه دارم چون خیلی ها هنوز این موضوع رو به تمسخر نگاه میکنن و حق ناراحتی فکری رو برای مردان قائل نیستن. چیزی که باعث میشه ما حتی از گفتن حرفامون، دردامون، دغدغه هامون، ناراحتی هامون و سنگینی های افکار و خلأهای احساسی ای که تجربه میکنیم حرفی نزنیم و حتی جلوی عزیزترین کسانمون سکوت کنیم. الانی که اینو مینویسم روز چهارمیه که دارم این رو تجربه میکنم. مطلقا هیچ احساسی ندارم. نه احساس بی حوصلگی نه احساس خشم نه ناراحتی نه هیچی. فقط ملالت محض و دیگر هیچ. اینطور نیستم که به همه چیز گیر بدم اما بشدت تحریک پذیرم و نسبت به محرک های احساسی واکنش نشون میدم. هر واکنشی که متناسب با اون باشه. یعنی با دیدن یه کلیپ بنزین دادن یه راننده ماشین سنگین توی یزد به یه آدمی که راه مونده و دعاهاش به لهجه یزدی در کسری از ثانیه شونه هام از شدت گریه میلرزید یا نسبت به یک صدا مثل صدای در همسایه اعصابم بهم میریزه. توی تخت خوابمم و تمام روز برق خاموشه و پرده اتاق کشیده اس و منتظرم که روز تموم شه و بره روز بعدی و فقط توی گوشی میچرخم یا با لپتاپم pes 13 بازی میکنم که اونم وسط نیمه اول حوصلمو سر میبره و خاموش میکنم و میلم به غذا درحدیه که 22 ساعت چیزی نمیخورم ولی احساس گرسنگی ندارم. این منم. این میتونه وضع چند نفر دیگه بین شما در همین لحظه باشه ولی ما حرفی نمیزنیم. نمیتونیم که بزنیم. حتی برای افراد نزدیکمون ممکنه غریب بنظر برسه که "تو که اینجوری نمیشدی" ! ما همیشه محکومیم که پشت ریش و سیبیل بلند یا صدای کلفتمون برای قوی بودن بجنگیم و حتی فرصتی برای خسته بودن یا خسته شدن هم نداریم. این رنج دیده نمیشه. جامعه ما در سالهای گذشته دچار تحولات فرهنگی شد که بصورت همزمان چندین لایه ازش پیش رفت که یکی از مواردی که به صحبت های من مربوطه؛ عادی سازی قضیه پریود زنان، خرید بدون عار نوار بهداشتی از مغازه ها بود که به درستی هم چنین شد. اما آیا این راحتی که زنان الان از pms یا پریود و دردهای بارداری و نوسانات خلقی و هورمونی توی این دوران ها صحبت میکنن و حتی تبدیل به یه انتظار هم از مردان برای آگاهی ازش شده؛ برای همین رنج درجاییکه مربوط به خود مردها باشه هم وجود داره؟ احتمالا کسی بگه: "این همه محدودیت برای زنان هست حالا تو به یه مورد که عادی شده اشاره میکنی؟" اتفاقا نکته همینجاست. کسی منکر برخی خرده فرهنگ ها یا فرهنگ های کلان در محدودیت ها برای زنان نیست اما بسیاری از دردها دقیقا جایی نادیده گرفته میشن که نسبت بهش سکوت وجود داره و هیچ صحبتی ازش نیست. زنان امروز تبدیل به دغدغه جامعه شدن. از موتورسواری تا برابری جنسیتی و امثال اینها. اما در همین جامعه ای که گفته میشه مردسالاره و برای زنان محدودیت وجود داره؛ شدیدترین محدودیت های "فکری" که در ذهن های ما وجود داره و قوی تر از هر فرهنگ و قانونیه؛ برای مردهاست! مردی که باید کار کنه تا زندگی بسازه، مسوولیت دختر مردمو خوشبخت کنه، تکیه گاه و پشت باشه برای همسرش و جامعه حتی بخشی از خود مردان اینارو وظیفه همجنس هاشون میدونن و از چشم اون میبینن. درحالیکه اگر برابری جنسیتیه؛ در اینها هم باید باشه.

بندها و قفس هایی که در ذهن هامون برای مردان وجود داره بقدری شدیدن و حتی بدیهی انگاشته میشن که حتی متوجهشون نیستیم. البته من این موضوع رو جهانی میدونم و نه محدود به ایران. حوصله خیلی طولانی حرف زدن ندارم. بطور کلی اونقدر این هجمه فکری و بندهای ذهنی دست و پای ما مردا رو بسته که با تمام ظاهر سختمون، جرات ابراز و بیان خیلی چیزها رو نداریم. این قضیه اونجایی برای من دردناکتر میشه که ما برای این وضعیت فکری که بهش دچار میشیم حتی اسم خاص علمی‌ای هم نداریم و بهش میگیم پریودِ مردانه! 😂😂💔💔 ینی تو یه حالتی داری که ما اصلا نمیدونیم چیه فقط به شبیه‌ترین چیزی که به ذهنمون میرسه برات تشبیهش میکنیم که یه اسمی داشته باشه که بتونی صداش کنی و اونم پریود زنانه اس که با اقتباس از اون بیا بگو چته! و یه جایی این موضوع دیگه عملا به رنج و هویت ما توهین میکنه که بریم ببینیم اسم علمی این دوره نوسان خلقی دوتا جنسیت چیه؟ برای زنان میشه pms یعنی premenstrual syndrome سندروم پیش از قاعدگی اما برای مردان میشه Irritable Male Syndrome به معنای سندروم بدخلقی مردانه! 😂😂😂😂😂😂 آها ممنون. پس ما ناراحتیمون میشه "بدخلقی" و اینطور اسم مشمئزکننده و معنادار روش گذاشته میشه و بعد هم به نوعی این کلمات کنار هم قرار میگیرن که ترکیبشون باهم چنین معنایی میده که کلا بدخلقی و بداخلاقی یه چیز مردونه اس و مختص اونهاست که یه دوره هایی ماه میگیره و مردا تبدیل به هیولا میشن. اما برای زنان یه اسم خیلی خنثی و بدون بار معنایی گذاشته میشه که "خب این واسه پریوده داداش". ما حتی دردمون اسم درست و حسابی ای نداره! حتی اون ims هم که یه اصطلاح معروفیه رو مثل pms به رسمیت نشناختن. یه دردی هم که به رسمیت شناخته نمیشه هم تحقیقات درست و درمونی دربارش وجود نداره و هم اسمی که روشه، یه اسمیه که اگر نگیم مغرضانه اس؛ میتونیم بگیم معناداره. از همین تریبون از دوستان سازمان بهداشت جهانی، پزشکان بدون مرز، صلیب سرخ و تمام عزیزانی که مارو در غم خودمون تنها گذاشتن تشکر میکنم. مساله اصلاً این نیست که مردها هم "پریود" دارن یا نه. مسئله اینه که چرا وقتی یک مرد از نظر روانی به هم می‌ریزه، اولین چیزی که باید ثابت کنه اینه که اونم انسانه و حق ناراحتی و غمگین بودن و ضعیف بودن داره.

سلام مخاطبای قدیمی و موندگار اینجا میدونن که من گاهی درباره مشکلاتی که ما مردان توی زندگی و جامعه باهاشون سروکله میزنیم صحبت میکردم و چندباری هم اینجا و اینجا و اینجا از چندتا موضوع و معضل مفصل حرف زده بودم. چیزی که باعث شد این پیام رو بنویسم تجربه این چندروزمه. چند روزه که خلق و خوی پایینی دارم و دچار چیزی شدم که بهش میگن پریود مردانه. چیزی که متاسفانه خودم از اسم بردنش به این نام اکراه دارم چون خیلی ها هنوز این موضوع رو به تمسخر نگاه میکنن و حق ناراحتی فکری رو برای مردان قائل نیستن. چیزی که باعث میشه ما حتی از گفتن حرفامون، دردامون، دغدغه هامون، ناراحتی هامون و سنگینی های افکار و خلأهای احساسی ای که تجربه میکنیم حرفی نزنیم و حتی جلوی عزیزترین کسانمون سکوت کنیم. الانی که اینو مینویسم روز چهارمیه که دارم این رو تجربه میکنم. مطلقا هیچ احساسی ندارم. نه احساس بی حوصلگی نه احساس خشم نه ناراحتی نه هیچی. فقط ملالت محض و دیگر هیچ. اینطور نیستم که به همه چیز گیر بدم اما بشدت تحریک پذیرم و نسبت به محرک های احساسی واکنش نشون میدم. هر واکنشی که متناسب با اون باشه. یعنی با دیدن یه کلیپ بنزین دادن یه راننده ماشین سنگین توی یزد به یه آدمی که راه مونده و دعاهاش به لهجه یزدی در کسری از ثانیه شونه هام از شدت گریه میلرزید یا نسبت به یک صدا مثل صدای در همسایه اعصابم بهم میریزه. توی تخت خوابمم و تمام روز برق خاموشه و پرده اتاق کشیده اس و منتظرم که روز تموم شه و بره روز بعدی و فقط توی گوشی میچرخم یا با لپتاپم pes 13 بازی میکنم که اونم وسط نیمه اول حوصلمو سر میبره و خاموش میکنم و میلم به غذا درحدیه که 22 ساعت چیزی نمیخورم ولی احساس گرسنگی ندارم. این منم. این میتونه وضع چند نفر دیگه بین شما در همین لحظه باشه ولی ما حرفی نمیزنیم. نمیتونیم که بزنیم. حتی برای افراد نزدیکمون ممکنه غریب بنظر برسه که "تو که اینجوری نمیشدی" ! ما همیشه محکومیم که پشت ریش و سیبیل بلند یا صدای کلفتمون برای قوی بودن بجنگیم و حتی فرصتی برای خسته بودن یا خسته شدن هم نداریم. این رنج دیده نمیشه. جامعه ما در سالهای گذشته دچار تحولات فرهنگی شد که بصورت همزمان چندین لایه ازش پیش رفت که یکی از مواردی که به صحبت های من مربوطه؛ عادی سازی قضیه پریود زنان، خرید بدون عار نوار بهداشتی از مغازه ها بود که به درستی هم چنین شد. اما آیا این راحتی که زنان الان از pms یا پریود و دردهای بارداری و نوسانات خلقی و هورمونی توی این دوران ها صحبت میکنن و حتی تبدیل به یه انتظار هم از مردان برای آگاهی ازش شده؛ برای همین رنج درجاییکه مربوط به خود مردها باشه هم وجود داره؟ احتمالا کسی بگه: "این همه محدودیت برای زنان هست حالا تو به یه مورد که عادی شده اشاره میکنی؟" اتفاقا نکته همینجاست. کسی منکر برخی خرده فرهنگ ها یا فرهنگ های کلان در محدودیت ها برای زنان نیست اما بسیاری از دردها دقیقا جایی نادیده گرفته میشن که نسبت بهش سکوت وجود داره و هیچ صحبتی ازش نیست. زنان امروز تبدیل به دغدغه جامعه شدن. از موتورسواری تا برابری جنسیتی و امثال اینها. اما در همین جامعه ای که گفته میشه مردسالاره و برای زنان محدودیت وجود داره؛ شدیدترین محدودیت های "فکری" که در ذهن های ما وجود داره و قوی تر از هر فرهنگ و قانونیه؛ برای مردهاست! مردی که باید کار کنه تا زندگی بسازه، مسوولیت دختر مردمو خوشبخت کنه، تکیه گاه و پشت باشه برای همسرش و جامعه حتی بخشی از خود مردان اینارو وظیفه همجنس هاشون میدونن و از چشم اون میبینن. درحالیکه اگر برابری جنسیتیه؛ در اینها هم باید باشه.

Repost from 02:08
photo content

Repost from 02:08
photo content

photo content

photo content

photo content

photo content

photo content

photo content

photo content

photo content

photo content

photo content

photo content