02:08
رفتن به کانال در Telegram
865
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+2030 روز
آرشیو پست ها
865
بعد از اینکه من این متن رو نوشتم رفقام برام چندتا از واکنش هایی که به این پیام ها داده شده رو فرستادن
تقریبا همه چیزایی که رفقام فرستادن مثبت بود و توشون دیدم که حتی کانال نویس های خانوم هم از این صحبت ها دفاع کرده بودن. یکی دو نفر هم دیدم که با ادبیات خیلی تهاجمی، کلمات بسیار قلمبه سلمبه و تاکید افراطی روی دوگانه مرد و زن و البته با برداشت های کاملا متفاوت و نادرست از متن و کلماتم؛ حرفاشونو زدن و البته اونقدر به آزادی بیان معتقد بودن که حتی واکنش های منفی رو روی پیامشون باز نذاشتن که خب همین نشون میده گوینده چطور آدمیه. من هم چون اینجا هیچوقت با کسی جدالی نداشتم و فعالیتم منحصر به عکاسی بوده و اینجا رو از این حواشی همیشه دور نگه داشتم و خیلی نادر فقط روی بعضی مسائل مهم یه اظهار نظری میکنم -که این حق منه- و باز میرم روی فعالیت اصلیم؛ بنا ندارم بهشون پاسخ بدم. چون مخاطب خودش فهم داره و میدونه من از چی صحبت کردم و بین حرفها و نقدها و واکنشها خودش جمعبندی میکنه و با خوندن صحبتها میفهمه که کی چه حرفی زده.
از توجه رفقام و نظراتی که شما نسبت به متنم داشتین ممنونم
مخلص
قلب
865
بندها و قفس هایی که در ذهن هامون برای مردان وجود داره بقدری شدیدن و حتی بدیهی انگاشته میشن که حتی متوجهشون نیستیم. البته من این موضوع رو جهانی میدونم و نه محدود به ایران. حوصله خیلی طولانی حرف زدن ندارم. بطور کلی اونقدر این هجمه فکری و بندهای ذهنی دست و پای ما مردا رو بسته که با تمام ظاهر سختمون، جرات ابراز و بیان خیلی چیزها رو نداریم. این قضیه اونجایی برای من دردناکتر میشه که ما برای این وضعیت فکری که بهش دچار میشیم حتی اسم خاص علمیای هم نداریم و بهش میگیم پریودِ مردانه! 😂😂💔💔 ینی تو یه حالتی داری که ما اصلا نمیدونیم چیه فقط به شبیهترین چیزی که به ذهنمون میرسه برات تشبیهش میکنیم که یه اسمی داشته باشه که بتونی صداش کنی و اونم پریود زنانه اس که با اقتباس از اون بیا بگو چته! و یه جایی این موضوع دیگه عملا به رنج و هویت ما توهین میکنه که بریم ببینیم اسم علمی این دوره نوسان خلقی دوتا جنسیت چیه؟ برای زنان میشه pms یعنی premenstrual syndrome سندروم پیش از قاعدگی اما برای مردان میشه Irritable Male Syndrome به معنای سندروم بدخلقی مردانه! 😂😂😂😂😂😂 آها ممنون. پس ما ناراحتیمون میشه "بدخلقی" و اینطور اسم مشمئزکننده و معنادار روش گذاشته میشه و بعد هم به نوعی این کلمات کنار هم قرار میگیرن که ترکیبشون باهم چنین معنایی میده که کلا بدخلقی و بداخلاقی یه چیز مردونه اس و مختص اونهاست که یه دوره هایی ماه میگیره و مردا تبدیل به هیولا میشن. اما برای زنان یه اسم خیلی خنثی و بدون بار معنایی گذاشته میشه که "خب این واسه پریوده داداش". ما حتی دردمون اسم درست و حسابی ای نداره! حتی اون ims هم که یه اصطلاح معروفیه رو مثل pms به رسمیت نشناختن. یه دردی هم که به رسمیت شناخته نمیشه هم تحقیقات درست و درمونی دربارش وجود نداره و هم اسمی که روشه، یه اسمیه که اگر نگیم مغرضانه اس؛ میتونیم بگیم معناداره. از همین تریبون از دوستان سازمان بهداشت جهانی، پزشکان بدون مرز، صلیب سرخ و تمام عزیزانی که مارو در غم خودمون تنها گذاشتن تشکر میکنم.
مساله اصلاً این نیست که مردها هم "پریود" دارن یا نه. مسئله اینه که چرا وقتی یک مرد از نظر روانی به هم میریزه، اولین چیزی که باید ثابت کنه اینه که اونم انسانه و حق ناراحتی و غمگین بودن و ضعیف بودن داره.
865
سلام
مخاطبای قدیمی و موندگار اینجا میدونن که من گاهی درباره مشکلاتی که ما مردان توی زندگی و جامعه باهاشون دست و پنجه نرم میکنیم صحبت میکردم و چندباری هم اینجا و اینجا و اینجا از چندتا موضوع و معضل، مفصل حرف زده بودم.
چیزی که باعث شد این پیام رو بنویسم تجربه این چندروزمه. چند روزه که خلق و خوی پایینی دارم و دچار چیزی شدم که بهش میگن پریود مردانه. چیزی که متاسفانه خودم از اسم بردنش به این نام اکراه دارم چون خیلی ها هنوز این موضوع رو به تمسخر نگاه میکنن و حق ناراحتی فکری رو برای مردان قائل نیستن. چیزی که باعث میشه ما حتی از گفتن حرفامون، دردامون، دغدغه هامون، ناراحتی هامون و سنگینی های افکار و خلأهای احساسی ای که تجربه میکنیم حرفی نزنیم و حتی جلوی عزیزترین کسانمون سکوت کنیم.
الانی که اینو مینویسم روز چهارمیه که دارم این رو تجربه میکنم. مطلقا هیچ احساسی ندارم. نه احساس بی حوصلگی نه احساس خشم نه ناراحتی نه هیچی. فقط ملالت محض و دیگر هیچ. اینطور نیستم که به همه چیز گیر بدم اما بشدت تحریک پذیرم و نسبت به محرک های احساسی واکنش نشون میدم. هر واکنشی که متناسب با اون باشه. یعنی با دیدن یه کلیپ بنزین دادن یه راننده ماشین سنگین توی یزد به یه آدمی که راه مونده و دعاهاش به لهجه یزدی در کسری از ثانیه شونه هام از شدت گریه میلرزید یا نسبت به یک صدا مثل صدای در همسایه اعصابم بهم میریزه. توی تخت خوابمم و تمام روز برق خاموشه و پرده اتاق کشیده اس و منتظرم که روز تموم شه و بره روز بعدی و فقط توی گوشی میچرخم یا با لپتاپم pes 13 بازی میکنم که اونم وسط نیمه اول حوصلمو سر میبره و خاموش میکنم و میلم به غذا درحدیه که 22 ساعت چیزی نمیخورم ولی احساس گرسنگی ندارم.
این منم. این میتونه وضع چند نفر دیگه بین شما در همین لحظه باشه ولی ما حرفی نمیزنیم. نمیتونیم که بزنیم. حتی برای افراد نزدیکمون ممکنه غریب بنظر برسه که "تو که اینجوری نمیشدی" ! ما همیشه محکومیم که پشت ریش و سیبیل بلند یا صدای کلفتمون برای قوی بودن بجنگیم و حتی فرصتی برای خسته بودن یا خسته شدن هم نداریم. این رنج دیده نمیشه. جامعه ما در سالهای گذشته دچار تحولات فرهنگی شد که بصورت همزمان چندین لایه ازش پیش رفت که یکی از مواردی که به صحبت های من مربوطه؛ عادی سازی قضیه پریود زنان، خرید بدون عار نوار بهداشتی از مغازه ها بود که به درستی هم چنین شد. اما آیا این راحتی که زنان الان از pms یا پریود و دردهای بارداری و نوسانات خلقی و هورمونی توی این دوران ها صحبت میکنن و حتی تبدیل به یه انتظار هم از مردان برای آگاهی ازش شده؛ برای همین رنج درجاییکه مربوط به خود مردها باشه هم وجود داره؟ احتمالا کسی بگه: "این همه محدودیت برای زنان هست حالا تو به یه مورد که عادی شده اشاره میکنی؟" اتفاقا نکته همینجاست. کسی منکر برخی خرده فرهنگ ها یا فرهنگ های کلان در محدودیت ها برای زنان نیست اما بسیاری از دردها دقیقا جایی نادیده گرفته میشن که نسبت بهش سکوت وجود داره و هیچ صحبتی ازش نیست. زنان امروز تبدیل به دغدغه جامعه شدن. از موتورسواری تا برابری جنسیتی و امثال اینها. اما در همین جامعه ای که گفته میشه مردسالاره و برای زنان محدودیت وجود داره؛ شدیدترین محدودیت های "فکری" که در ذهن های ما وجود داره و قوی تر از هر فرهنگ و قانونیه؛ برای مردهاست! مردی که باید کار کنه تا زندگی بسازه، مسوولیت دختر مردمو خوشبخت کنه، تکیه گاه و پشت باشه برای همسرش و جامعه حتی بخشی از خود مردان اینارو وظیفه همجنس هاشون میدونن و از چشم اون میبینن. درحالیکه اگر برابری جنسیتیه؛ در اینها هم باید باشه.
865
بندها و قفس هایی که در ذهن هامون برای مردان وجود داره بقدری شدیدن و حتی بدیهی انگاشته میشن که حتی متوجهشون نیستیم. البته من این موضوع رو جهانی میدونم و نه محدود به ایران. حوصله خیلی طولانی حرف زدن ندارم. بطور کلی اونقدر این هجمه فکری و بندهای ذهنی دست و پای ما مردا رو بسته که با تمام ظاهر سختمون، جرات ابراز و بیان خیلی چیزها رو نداریم. این قضیه اونجایی برای من دردناکتر میشه که ما برای این وضعیت فکری که بهش دچار میشیم حتی اسم خاص علمیای هم نداریم و بهش میگیم پریودِ مردانه! 😂😂💔💔 ینی تو یه حالتی داری که ما اصلا نمیدونیم چیه فقط به شبیهترین چیزی که به ذهنمون میرسه برات تشبیهش میکنیم که یه اسمی داشته باشه که بتونی صداش کنی و اونم پریود زنانه اس که با اقتباس از اون بیا بگو چته! و یه جایی این موضوع دیگه عملا به رنج و هویت ما توهین میکنه که بریم ببینیم اسم علمی این دوره نوسان خلقی دوتا جنسیت چیه؟ برای زنان میشه pms یعنی premenstrual syndrome سندروم پیش از قاعدگی اما برای مردان میشه Irritable Male Syndrome به معنای سندروم بدخلقی مردانه! 😂😂😂😂😂😂 آها ممنون. پس ما ناراحتیمون میشه "بدخلقی" و اینطور اسم مشمئزکننده و معنادار روش گذاشته میشه و بعد هم به نوعی این کلمات کنار هم قرار میگیرن که ترکیبشون باهم چنین معنایی میده که کلا بدخلقی و بداخلاقی یه چیز مردونه اس و مختص اونهاست که یه دوره هایی ماه میگیره و مردا تبدیل به هیولا میشن. اما برای زنان یه اسم خیلی خنثی و بدون بار معنایی گذاشته میشه که "خب این واسه پریوده داداش". ما حتی دردمون اسم درست و حسابی ای نداره! حتی اون ims هم که یه اصطلاح معروفیه رو مثل pms به رسمیت نشناختن. یه دردی هم که به رسمیت شناخته نمیشه هم تحقیقات درست و درمونی دربارش وجود نداره و هم اسمی که روشه، یه اسمیه که اگر نگیم مغرضانه اس؛ میتونیم بگیم معناداره. از همین تریبون از دوستان سازمان بهداشت جهانی، پزشکان بدون مرز، صلیب سرخ و تمام عزیزانی که مارو در غم خودمون تنها گذاشتن تشکر میکنم.
مساله اصلاً این نیست که مردها هم "پریود" دارن یا نه. مسئله اینه که چرا وقتی یک مرد از نظر روانی به هم میریزه، اولین چیزی که باید ثابت کنه اینه که اونم انسانه و حق ناراحتی و غمگین بودن و ضعیف بودن داره.
865
سلام
مخاطبای قدیمی و موندگار اینجا میدونن که من گاهی درباره مشکلاتی که ما مردان توی زندگی و جامعه باهاشون سروکله میزنیم صحبت میکردم و چندباری هم اینجا و اینجا و اینجا از چندتا موضوع و معضل مفصل حرف زده بودم.
چیزی که باعث شد این پیام رو بنویسم تجربه این چندروزمه. چند روزه که خلق و خوی پایینی دارم و دچار چیزی شدم که بهش میگن پریود مردانه. چیزی که متاسفانه خودم از اسم بردنش به این نام اکراه دارم چون خیلی ها هنوز این موضوع رو به تمسخر نگاه میکنن و حق ناراحتی فکری رو برای مردان قائل نیستن. چیزی که باعث میشه ما حتی از گفتن حرفامون، دردامون، دغدغه هامون، ناراحتی هامون و سنگینی های افکار و خلأهای احساسی ای که تجربه میکنیم حرفی نزنیم و حتی جلوی عزیزترین کسانمون سکوت کنیم.
الانی که اینو مینویسم روز چهارمیه که دارم این رو تجربه میکنم. مطلقا هیچ احساسی ندارم. نه احساس بی حوصلگی نه احساس خشم نه ناراحتی نه هیچی. فقط ملالت محض و دیگر هیچ. اینطور نیستم که به همه چیز گیر بدم اما بشدت تحریک پذیرم و نسبت به محرک های احساسی واکنش نشون میدم. هر واکنشی که متناسب با اون باشه. یعنی با دیدن یه کلیپ بنزین دادن یه راننده ماشین سنگین توی یزد به یه آدمی که راه مونده و دعاهاش به لهجه یزدی در کسری از ثانیه شونه هام از شدت گریه میلرزید یا نسبت به یک صدا مثل صدای در همسایه اعصابم بهم میریزه. توی تخت خوابمم و تمام روز برق خاموشه و پرده اتاق کشیده اس و منتظرم که روز تموم شه و بره روز بعدی و فقط توی گوشی میچرخم یا با لپتاپم pes 13 بازی میکنم که اونم وسط نیمه اول حوصلمو سر میبره و خاموش میکنم و میلم به غذا درحدیه که 22 ساعت چیزی نمیخورم ولی احساس گرسنگی ندارم.
این منم. این میتونه وضع چند نفر دیگه بین شما در همین لحظه باشه ولی ما حرفی نمیزنیم. نمیتونیم که بزنیم. حتی برای افراد نزدیکمون ممکنه غریب بنظر برسه که "تو که اینجوری نمیشدی" ! ما همیشه محکومیم که پشت ریش و سیبیل بلند یا صدای کلفتمون برای قوی بودن بجنگیم و حتی فرصتی برای خسته بودن یا خسته شدن هم نداریم. این رنج دیده نمیشه. جامعه ما در سالهای گذشته دچار تحولات فرهنگی شد که بصورت همزمان چندین لایه ازش پیش رفت که یکی از مواردی که به صحبت های من مربوطه؛ عادی سازی قضیه پریود زنان، خرید بدون عار نوار بهداشتی از مغازه ها بود که به درستی هم چنین شد. اما آیا این راحتی که زنان الان از pms یا پریود و دردهای بارداری و نوسانات خلقی و هورمونی توی این دوران ها صحبت میکنن و حتی تبدیل به یه انتظار هم از مردان برای آگاهی ازش شده؛ برای همین رنج درجاییکه مربوط به خود مردها باشه هم وجود داره؟ احتمالا کسی بگه: "این همه محدودیت برای زنان هست حالا تو به یه مورد که عادی شده اشاره میکنی؟" اتفاقا نکته همینجاست. کسی منکر برخی خرده فرهنگ ها یا فرهنگ های کلان در محدودیت ها برای زنان نیست اما بسیاری از دردها دقیقا جایی نادیده گرفته میشن که نسبت بهش سکوت وجود داره و هیچ صحبتی ازش نیست. زنان امروز تبدیل به دغدغه جامعه شدن. از موتورسواری تا برابری جنسیتی و امثال اینها. اما در همین جامعه ای که گفته میشه مردسالاره و برای زنان محدودیت وجود داره؛ شدیدترین محدودیت های "فکری" که در ذهن های ما وجود داره و قوی تر از هر فرهنگ و قانونیه؛ برای مردهاست! مردی که باید کار کنه تا زندگی بسازه، مسوولیت دختر مردمو خوشبخت کنه، تکیه گاه و پشت باشه برای همسرش و جامعه حتی بخشی از خود مردان اینارو وظیفه همجنس هاشون میدونن و از چشم اون میبینن. درحالیکه اگر برابری جنسیتیه؛ در اینها هم باید باشه.
865
بندها و قفس هایی که در ذهن هامون برای مردان وجود داره بقدری شدیدن و حتی بدیهی انگاشته میشن که حتی متوجهشون نیستیم. البته من این موضوع رو جهانی میدونم و نه محدود به ایران. حوصله خیلی طولانی حرف زدن ندارم. بطور کلی اونقدر این هجمه فکری و بندهای ذهنی دست و پای ما مردا رو بسته که با تمام ظاهر سختمون، جرات ابراز و بیان خیلی چیزها رو نداریم. این قضیه اونجایی برای من دردناکتر میشه که ما برای این وضعیت فکری که بهش دچار میشیم حتی اسم خاص علمیای هم نداریم و بهش میگیم پریودِ مردانه! 😂😂💔💔 ینی تو یه حالتی داری که ما اصلا نمیدونیم چیه فقط به شبیهترین چیزی که به ذهنمون میرسه برات تشبیهش میکنیم که یه اسمی داشته باشه که بتونی صداش کنی و اونم پریود زنانه اس که با اقتباس از اون بیا بگو چته! و یه جایی این موضوع دیگه عملا به رنج و هویت ما توهین میکنه که بریم ببینیم اسم علمی این دوره نوسان خلقی دوتا جنسیت چیه؟ برای زنان میشه pms یعنی premenstrual syndrome سندروم پیش از قاعدگی اما برای مردان میشه Irritable Male Syndrome به معنای سندروم بدخلقی مردانه! 😂😂😂😂😂😂 آها ممنون. پس ما ناراحتیمون میشه "بدخلقی" و اینطور اسم مشمئزکننده و معنادار روش گذاشته میشه و بعد هم به نوعی این کلمات کنار هم قرار میگیرن که ترکیبشون باهم چنین معنایی میده که کلا بدخلقی و بداخلاقی یه چیز مردونه اس و مختص اونهاست که یه دوره هایی ماه میگیره و مردا تبدیل به هیولا میشن. اما برای زنان یه اسم خیلی خنثی و بدون بار معنایی گذاشته میشه که "خب این واسه پریوده داداش". ما حتی دردمون اسم درست و حسابی ای نداره! حتی اون ims هم که یه اصطلاح معروفیه رو مثل pms به رسمیت نشناختن. یه دردی هم که به رسمیت شناخته نمیشه هم تحقیقات درست و درمونی دربارش وجود نداره و هم اسمی که روشه، یه اسمیه که اگر نگیم مغرضانه اس؛ میتونیم بگیم معناداره. از همین تریبون از دوستان سازمان بهداشت جهانی، پزشکان بدون مرز، صلیب سرخ و تمام عزیزانی که مارو در غم خودمون تنها گذاشتن تشکر میکنم.
مساله اصلاً این نیست که مردها هم "پریود" دارن یا نه. مسئله اینه که چرا وقتی یک مرد از نظر روانی به هم میریزه، اولین چیزی که باید ثابت کنه اینه که اونم انسانه و حق ناراحتی و غمگین بودن و ضعیف بودن داره.
865
سلام
مخاطبای قدیمی و موندگار اینجا میدونن که من گاهی درباره مشکلاتی که ما مردان توی زندگی و جامعه باهاشون سروکله میزنیم صحبت میکردم و چندباری هم اینجا و اینجا و اینجا از چندتا موضوع و معضل مفصل حرف زده بودم.
چیزی که باعث شد این پیام رو بنویسم تجربه این چندروزمه. چند روزه که خلق و خوی پایینی دارم و دچار چیزی شدم که بهش میگن پریود مردانه. چیزی که متاسفانه خودم از اسم بردنش به این نام اکراه دارم چون خیلی ها هنوز این موضوع رو به تمسخر نگاه میکنن و حق ناراحتی فکری رو برای مردان قائل نیستن. چیزی که باعث میشه ما حتی از گفتن حرفامون، دردامون، دغدغه هامون، ناراحتی هامون و سنگینی های افکار و خلأهای احساسی ای که تجربه میکنیم حرفی نزنیم و حتی جلوی عزیزترین کسانمون سکوت کنیم.
الانی که اینو مینویسم روز چهارمیه که دارم این رو تجربه میکنم. مطلقا هیچ احساسی ندارم. نه احساس بی حوصلگی نه احساس خشم نه ناراحتی نه هیچی. فقط ملالت محض و دیگر هیچ. اینطور نیستم که به همه چیز گیر بدم اما بشدت تحریک پذیرم و نسبت به محرک های احساسی واکنش نشون میدم. هر واکنشی که متناسب با اون باشه. یعنی با دیدن یه کلیپ بنزین دادن یه راننده ماشین سنگین توی یزد به یه آدمی که راه مونده و دعاهاش به لهجه یزدی در کسری از ثانیه شونه هام از شدت گریه میلرزید یا نسبت به یک صدا مثل صدای در همسایه اعصابم بهم میریزه. توی تخت خوابمم و تمام روز برق خاموشه و پرده اتاق کشیده اس و منتظرم که روز تموم شه و بره روز بعدی و فقط توی گوشی میچرخم یا با لپتاپم pes 13 بازی میکنم که اونم وسط نیمه اول حوصلمو سر میبره و خاموش میکنم و میلم به غذا درحدیه که 22 ساعت چیزی نمیخورم ولی احساس گرسنگی ندارم.
این منم. این میتونه وضع چند نفر دیگه بین شما در همین لحظه باشه ولی ما حرفی نمیزنیم. نمیتونیم که بزنیم. حتی برای افراد نزدیکمون ممکنه غریب بنظر برسه که "تو که اینجوری نمیشدی" ! ما همیشه محکومیم که پشت ریش و سیبیل بلند یا صدای کلفتمون برای قوی بودن بجنگیم و حتی فرصتی برای خسته بودن یا خسته شدن هم نداریم. این رنج دیده نمیشه. جامعه ما در سالهای گذشته دچار تحولات فرهنگی شد که بصورت همزمان چندین لایه ازش پیش رفت که یکی از مواردی که به صحبت های من مربوطه؛ عادی سازی قضیه پریود زنان، خرید بدون عار نوار بهداشتی از مغازه ها بود که به درستی هم چنین شد. اما آیا این راحتی که زنان الان از pms یا پریود و دردهای بارداری و نوسانات خلقی و هورمونی توی این دوران ها صحبت میکنن و حتی تبدیل به یه انتظار هم از مردان برای آگاهی ازش شده؛ برای همین رنج درجاییکه مربوط به خود مردها باشه هم وجود داره؟ احتمالا کسی بگه: "این همه محدودیت برای زنان هست حالا تو به یه مورد که عادی شده اشاره میکنی؟" اتفاقا نکته همینجاست. کسی منکر برخی خرده فرهنگ ها یا فرهنگ های کلان در محدودیت ها برای زنان نیست اما بسیاری از دردها دقیقا جایی نادیده گرفته میشن که نسبت بهش سکوت وجود داره و هیچ صحبتی ازش نیست. زنان امروز تبدیل به دغدغه جامعه شدن. از موتورسواری تا برابری جنسیتی و امثال اینها. اما در همین جامعه ای که گفته میشه مردسالاره و برای زنان محدودیت وجود داره؛ شدیدترین محدودیت های "فکری" که در ذهن های ما وجود داره و قوی تر از هر فرهنگ و قانونیه؛ برای مردهاست! مردی که باید کار کنه تا زندگی بسازه، مسوولیت دختر مردمو خوشبخت کنه، تکیه گاه و پشت باشه برای همسرش و جامعه حتی بخشی از خود مردان اینارو وظیفه همجنس هاشون میدونن و از چشم اون میبینن. درحالیکه اگر برابری جنسیتیه؛ در اینها هم باید باشه.
