کانال ثبات
Open in Telegram
785
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
June '26
June '260
in 1 channels
May '260
in 0 channels
Get PRO
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '260
in 2 channels
Get PRO
January '260
in 0 channels
Get PRO
December '250
in 1 channels
Get PRO
November '250
in 0 channels
Get PRO
October '250
in 2 channels
Get PRO
September '250
in 5 channels
Get PRO
August '250
in 9 channels
Get PRO
July '250
in 0 channels
Get PRO
June '250
in 0 channels
Get PRO
May '250
in 0 channels
Get PRO
April '250
in 0 channels
Get PRO
March '250
in 0 channels
Get PRO
February '250
in 0 channels
Get PRO
January '250
in 0 channels
Get PRO
December '240
in 0 channels
Get PRO
November '240
in 1 channels
Get PRO
October '240
in 0 channels
Get PRO
September '24
+72
in 8 channels
Get PRO
August '24
+360
in 0 channels
Get PRO
July '240
in 4 channels
Get PRO
June '240
in 10 channels
Get PRO
May '240
in 12 channels
Get PRO
April '240
in 7 channels
Get PRO
March '240
in 13 channels
Get PRO
February '24
+142
in 5 channels
Get PRO
January '24
+298
in 3 channels
Get PRO
December '23
+85
in 3 channels
Get PRO
November '23
+514
in 5 channels
Channel Posts
✅ اما تلخ تر از این سخنان، حال و روز برخی خودباختگان داخلی است. کسانی که خیال میکنند آمریکا قرار است برای رفاه آنان، سربازش را قربانی کند و سرمایهاش را خرج کند. مگر سیاست خارجی میدان خیریه است؟ مگر دولتها برای خوشبخت کردن ملتهای دیگر لشکرکشی میکنند؟ تاریخ جنگهای چند دهه اخیر را نگاه کنید؛ کدام ورود نظامی بدون محاسبه سود و قدرت بوده است؟
سادهلوحی تا کجا؟ کدام قدرت جهانی برای اشک مردم کشوری دیگر، میلیاردها دلار هزینه میکند بیآنکه چند برابرش را در قالب نفوذ و منابع و بازار و سلطه و تجاوز و جنایت بازپس بگیرد؟ در هر مداخلهای، اولویت منافع خودشان بوده نه کرامت ملتها. و همیشه هم عدهای دستنشانده و مشتاق قدرت پیدا شدهاند که بر ویرانهها حکومت کنند و نامش را نجات بگذارند.
از همه دردناکتر، اپوزیسیونی است که برای بازگشت به کشور، حتی اگر کشور بسوزد و زیرساختها ویران شود، ابایی ندارد. و تأسفبارتر مردمی که با هیجان از حمله آمریکا استقبال میکنند. گویی جنگ یک بازی رایانهای است نه آتشی که اول از همه خانه خودشان را میسوزاند.
اختلاف داخلی و مطالبه اصلاح همه حق مردم است. اما آویزان شدن به بیگانه و آرزوی لشکرکشی خارجی نه شجاعت است و نه عقلانیت بلکه اوج خودکمبینی و بیسوادی و حماقت است. ملتی که عزت میخواهد، باید به توان و ارادهی خودش تکیه کند؛ نه اینکه سرنوشتش را به تصمیم و محاسبهی قدرتهایی گره بزند که در عرصه سیاست جهانی، پیش از هر چیز منافع خودشان را میسنجند.
@Sabat_2023 | ثبات
| 2 | ٰ
✅ چند خط جدی برای تأمل … | 232 |
| 3 | ٰ
جزاکم الله خیرا ماموستای بهریز؛ این نوشته شما یادآور یک واقعیت تلخ اما ضروری است. واقعیتی که از دل تجربهی تاریخی و آزمونهای سیاسی و مواجههی صریح با نصوص به دست آمده است. مسئلهی ما در اصل مخالفت با طرح دولت کردی نیست؛ بلکه اشکال اساسی آنجاست که این مفهوم، غالبا بدون تعریف دقیق و با واژگان مجمل مطرح میشود و در عمل به ابزاری برای توجیه سازش در زمان ضعف تبدیل میگردد.
اسلام، دینی نیست که قواعد پیروزی و شکست و عزت و ذلت و نسبت با دشمن را به ذوق سیاسی افراد واگذار کرده باشد. هنگامی که امت در موضع ضعف قرار دارد، پناه بردن به کافر محارب، نه امنیت میآورد و نه استقلال و نه آینده. این مسئله نه نیازمند اجتهادی پیچیده است و نه استنباطهای عجیب؛ آیات قرآن با صراحت این مسیر را مردود دانستهاند. مشکل آنجاست که برخی هنوز طبیعت این دین را درک نکردهاند و گمان میکنند میتوان با تعطیل اصول به نام مصلحت، به نتیجه رسید.
از همین رو پرسش اساسی همچنان بیپاسخ مانده است. مراد از دولت کردی دقیقاً چیست؟ آیا منظور، دولت حزبی پارتی و یکیتی است؟ یا ساختاری وابسته به غرب و همپیمان با صهیونیسم؟ یا الگویی همچون دولت ملحدان قسد؟
تا زمانی که این مفاهیم بهصورت شفاف تعریف نشوند، این شعارها نه راهگشا هستند و نه صادقانه؛ بلکه تنها افکار عمومی را دچار ابهام و انحراف میکنند.
تجربهی جنبشها و احزاب اسلامی در کردستان بهروشنی نشان داد که احزاب سکولار حاضرند سرزمین را در بازار قدرتهای خارجی معامله کنند، اما هرگز حاضر نیستند آن را به دست اسلام بسپارند. این یک تحلیل ذهنی نیست؛ این تاریخ معاصر ماست. سازش با چنین جریاناتی، آن هم در موضع ضعف، چیزی جز تکرار شکست و حذف تدریجی هویت اسلامی بههمراه نداشته است.
در چنین شرایطی، سکوت یا ابهامگویی عالم و ماموستای کرد، خود نوعی مسئولیت گریزی است. عالم دین موظف است موضع خود را با صراحت بیان کند. نسبت ما با دین چیست؟ نسبت ما با ناسیونالیسم سکولار چیست؟ و حد و مرز ما با پروژههای کفرآلود کجاست؟ اگر این شفافیت نباشد، تاریخ بار دیگر تکرار میشود و عالمان دین به ابزار دست جریانهای لائیک بدل خواهند شد.
کردستان ملک شخصی احزاب سکولار و آزمایشگاه ایدئولوژیهای وارداتی نیست. همانگونه که آنان برای تثبیت حاکمیت کفر تلاش میکنند، ما نیز وظیفه داریم با صراحت و بدون شرم اعلام کنیم که تنها حکمی که عدالت، عزت و برادری واقعی میآورد، حکم اسلام است.
برادری ملتها با شعارهای قومی و پروژههای سکولار شکل نمیگیرد. تنها دینی که توانسته و میتواند میان اقوام، نژادها و ملتها پیوند حقیقی برقرار کند، اسلام است. حقیقتی که حتی دشمنان فکری اسلام نیز ناخواسته به آن اعتراف کردهاند، هرچند بسیاری دوست ندارند این واقعیت را بپذیرند. | 490 |
| 4 | ✅ مرشد خزنوی
_ مرشد خزنوی (مفتی گروهک ملحد قسد) میگوید: از اسرائیل میخواهم به دادمان برسد؛ تا کی ما قربانی مسلمانان باشیم؛ اگر اسرائیل "روژآوا" را آزاد کند و نجات دهد، برای اسرائیل جاسوسی میکنم.
چند ماه پیش با فردی که لباس ملا بر تن دارد، بر سر شخصی بحثم شد که امروز دیگر تردیدی در ارتداد فکری و کفر آشکارش باقی نمانده است؛ کسی که الحاد و دشمنیاش با اسلام نه در خلوت، بلکه در مصاحبههای رسمیاش با شبکه روداو علنا بیان شده است. سخنانش چنان صریح و بیپرده است که اگر اندک بصیرتی باشد، نیاز به تأویل و توجیه ندارد. اما شگفتی آنجاست که آن ملا، بهجای انکار این کفر روشن، تمام قد به دفاع از خزنوی برخاست؛ تا آنجا که مرا به خارجی و تندروی متهم کرد. این همان وارونگی خطرناک مفاهیم است؛ کسی که با دشمنان دین هم پیمان میشود، مظلوم و مصلح جلوه داده میشود، و کسی که بر مرز ایمان ایستاده افراطی نام میگیرد.
امروز اما پردهها کنار رفته است. همان شخص صریحا میگوید: «از اسرائیل خواهش میکنم بیاید ملت ما و کردها را آزاد کند.»
این جمله را باید بارها خواند. نه از سر احساسات، بلکه با عقل و ایمان. آزادی را از چه کسی میطلبد؟ از رژیمی که قبله اول مسلمانان را اشغال کرده، کودکان را به خاک و خون کشیده و ده ها فرمانده بزرگ و امام مانند ابو عبیده و سنوار رحمهم الله را شهید کرده و دشمنیاش با اسلام و مسلمانان نه پنهان است و نه تازه. چه میزان کفر، حقد و سقوط فکری لازم است تا انسانی، عزت و سربلندی خود را از یهود گدایی کند؟ کسی که آزادی خود را از یهود صهیونیست میطلبد، پیش از آنکه اشغال شود، در درون تسخیر شده است.
میگوید: «تا کی ما باید قربانی مسلمانان باشیم؟» این سخن را باید آینه گرفت جلوی خودش، تو خودت چه هستی؟ اگر از مسلمانان بیزاری، اگر هویتت را در تقابل با اسلام تعریف میکنی، پس چرا هنوز در پوشش دینی سخن میگویی؟ این دیگر نقد سیاسی نیست؛ اعلان دشمنی اعتقادی است.
و اوج فاجعه آنجاست که میافزاید: «اگر اسرائیل مناطق ما را آزاد کند، آمادهام جاسوس و همکارش باشم.» این فقط یک انحراف نیست؛ بیعت آشکار با دشمن اسلام است. نه استعاره است، نه لغزش زبانی؛ تصریح به همکاری، جاسوسی و ولاء است.
در فقه و عقیده، این سخنان چه نام دارد جز کفر بواح؟ جز اعلان وفاداری به جبههای که با اسلام در حال جنگ است؟
اینجاست که پرسش اصلی متوجه آن ملا میشود؛ کسی که دیروز از چنین فردی دفاع میکردی، امروز کجایی؟ آیا هنوز هم میگویی این سخنان فقط برداشتی نادرست است و تمام؟ آیا هنوز هم منتقدان را «تندرو» مینامی؟
و ننگ این ماجرا تنها بر پیشانی او نیست،
بلکه بر پیشانی هر کسی است که دیروز، با عنوان اعتدال و میانهروی و عقلانیت از او دفاع کرد.
خطر فقط در زبان این خزنوی مرتد خلاصه نمیشود؛ خطر واقعی آنجاست که کسانی با لباس علم، به وکیل مدافع او تبدیل میشوند.
ملاهایی که نه با ضابطه سخن میگویند، نه با علم و نه با مراجعه به اصول؛ بلکه سالهاست با نوعی تفکر ارجائی و تساهلزده، مرزهای ایمان و کفر را در هم ریختهاند و آن را به نام «فقه مصلحت» و «عقلانیت دینی» به خورد مردم دادهاند. این جماعت، عادت کردهاند در هر موضوعی نظر بدهند؛ بیآنکه تخصصش را داشته باشند، بیآنکه اقوال اهل علم را جمع کرده باشند، و بیآنکه لوازم سخن خود را بسنجند.
اینها همانهایی بودند و هستند که کفر صریح را تحلیل سیاسی مینامند. ولاء به دشمن را واکنش احساسی توجیه میکنند
و انکار بدیهیات دین را قرائت متفاوت جا میزنند. در قاموس آنان، هر که بر نص و اجماع بایستد تندرو است و هر که با دشمنان اسلام نرم بگوید عاقل، معتدل و زمانشناس است. این تفکر ارجاء شدید در لباس دین است. جایی که عمل و موضع و ولاء، از ایمان جدا میشود و انسان میتواند در کنار دشمن اسلام بایستد اما همچنان داخل دایره تلقی شود؛ فقط چون ادعا میکند نیتش خوب است! اما دین با نیتهای بیضابطه حفظ نمیشود. ایمان، خطوط قرمز دارد. ولاء دارد، براء دارد و مواضعی دارد که اگر فرو بریزد، دیگر چیزی از دین باقی نمیماند جز اسمش.
اوج فاجعه آنجاست که این ملاها، سالهاست تساهلات فقهی خودساخته را به نام دین تزریق کردهاند؛ نه از سر اجتهاد معتبر، بلکه از سر ترس و مصلحتاندیشی دنیوی، یا شیفتگی به مقبولیت اجتماعی.
پس این دفاعها سادهلوحی نیست؛ خیانت علمی و اعتقادی است. و بدتر از همه آنکه اینان، هر نقدی را با برچسب تندروی خفه میکنند؛ بیآنکه یکبار با معیار اهل سنت جماعت پاسخ دهند که آیا این سخن کفر است یا نه؟ آیا این ولاء مشروع است یا نه؟ اگر جواب ندارند، سکوت کنند؛ و اگر دارند با علم سخن بگویند، نه با احساس و سیاست.
@Sabat_2023 | ثبات | 548 |
| 5 | دونالد ترامپ گفت: (ما از مسیحیان در همه جای دنیا حمایت خواهیم کرد) و دستور داد (دفتر ایمان) تأسیس شود. هیچکدام از سکولارهای غربی حتی حرفی نزدند، چون حمایت از دین برایشان موضوعی طبیعی و پذیرفته شده است.
تصور کن اگر حاکم یک کشور مسلمان میگفت: (ما از مسلمانان در همه جای دنیا حمایت خواهیم کرد) و دفتری برای پیگیری وضعیت مسلمانان جهان راه میانداخت. فکر کن واکنش جنایتکاران کاهنان سکولاریسم عربی چه میشد؟ تصور کن واکنش آن ملحدان جنایتکار چه بود؟ تصور کن واکنش اعضای مرتد مرکز (تکوین) و احزاب و جماعات روشنکفر چه بود؟
در حقیقت، در دنیای اسلام نه سکولاریسم واقعی وجود دارد و نه الحاد واقعی. بلکه گروههایی جنایتکار و مزدورند که برای جنگ با اسلام تأسیس و تأمین مالی شدهاند و هیچ ربطی نه به سکولاریسم دارند و نه به الحاد.
این مواقف دوگانه، پرده از نفاق عمیق جریان سکولار مناطق اسلامی برمیدارد. غرب وقتی از دین خود سخن میگوید، آن را آزادی مینامند، اما وقتی مسلمانی از دفاع از امت سخن بگوید، او را متعصب و افراطی میخوانند. این معیار دوگانه ریشه در کینهی دیرینه نسبت به اسلام دارد. آنچه امروز در کشورهای اسلامی به نام سکولاریسم یا آزادی اندیشه ترویج میشود، چیزی جز پوششی برای جنگ با ایمان و هویت امت نیست. اینها نه متفکرند و نه آزاداندیش، بلکه مزدورانیاند که به هزینهی دشمنان اسلام کار میکنند. هرگز نباید گول شعارهای فریبندهی آنان را بخورید؛ آنان آزادی را فقط برای کفر میخواهند. اسلام دینی جهانی است و دفاع از مسلمانان در هر نقطه از زمین وظیفهای شرعی است و جرم نیست. اگر ترامپ به خود حق میدهد از مسیحیان حمایت کند، پس چرا حاکم مسلمانی نتواند از امت محمد ﷺ دفاع کند؟ زمان آن رسیده که مسلمانان بیدار شوند و این بازیهای رسانهای و فکری را بشناسند. سکوت در برابر این جنگ نرم، خیانت به اسلام و امت است.
@Sabat_2023 | ثبات | 1 190 |
| 6 | No text... | 643 |
| 7 | ✅ این ابیات از قصیده نونیه امام ابن القیم مرا به وجد آورد؛ ترجمه کردم تا معنا برسد، اما هیچوقت حس و طعم زبان عربی را منتقل نمیکند.
أُمِرَ الْيَهُودُ بأَنْ يَقُولُوا حِطَّةً
فَأَبُوا وَقَالُوا حِنْطَةً لِهَوانِ
به یهود فرمان داده شد بگویند (حِطّة) اما از خواری و سرکشی گفتند (حِنطة)
وَكَذلِكَ الْجَهْمِيُّ قِيلَ لَهُ اسْتَوَى
فَأَبَى وَزَادَ الْحَرْفَ لِلْنُقْصَانِ
و همچنین به جهمی گفته شد (استوى)، اما سر باز زدند و حرفی افزودند تا معنا را نقصان دهد؛ (یعنی گفتند استولی)
قَالَ اسْتَوَى اسْتَوْلَى وَذَا مِنْ جَهْلِهِ
لُغَةً وَعَقْلًا مَا هُمَا سیانِ
او گفت (استوى یعنی استولى) و این از جهالت اوست؛ و از جهت زبان و عقل هرگز این دو یکسان نیستند.
عِشْرُونَ وَجْهًا تُبْطِلُ التَّأْوِيلَ باسـ
... تَولى فَلَا تَخْرُجْ عَنِ الْقُرْآنِ
بیست دلیل وجود دارد که این تأویل باطل را نقض میکند؛ پس از قرآن خارج نشو.
قَدْ أُفْرِدَتْ بِمُصَنَّفٍ هُوَ عِنْدَنَا
تَصْنِيفُ حَبْرٍ عَالِمٍ رَبَّانِيٍّ
این موضوع در کتابی مستقل آمده است، که تألیف امام و عالِمی ربانی است. (منظورش شیخ الاسلام ابن تیمیه است)
وَلَقَدْ ذَكَرْنَا أَرْبَعِينَ طَرِيقَةً
قَدْ أَبْطَلَتْ هَذَا بِحُسْنِ بَيَانٍ
و ما چهل روش و دلیل آوردهایم که این تأویل باطل را با بیانی روشن و قاطع، باطل میکند.
هِيَ فِي الصَّوَاعِقِ إِن تُرَدَّ تَحْقِيقَهَا
لَا تَخْتَفِي إِلَّا عَلَى الْعُمْيَانِ
این چهل دلیل در کتاب الصواعق المرسلة آمده است و تنها بر نابینایان (جاهلان) پنهان میماند.
نُونُ الْيَهُودِ وَلَامُ جَهْمِيّ هُمَا
فِي وَحْيِ رَبِّ الْعَرْشِ زَائِدَتَانِ
نون یهود و لام جهمی، هر دو در وحی خداوند افزوده و اضافی هستند.
📚 الكافية الشافية في الانتصار للفرقة الناجية | أبو عبدِ الله شَمْسُ الدِّينِ مُحَمَّدُ بنُ أبِي بَكرِ بنِ أيُّوبَ الدِّمَشقِيُّ الحَنبَلِيُّ الجَوزِيّة
@Sabat_2023 | ثبات | 1 056 |
| 8 | ✅ ترجمه فارسی
@Sabat_2023 | ثبات | 827 |
| 9 | ✅ اهمیت و جایگاه جهاد رسانهای
رسول الله ﷺ فرمودند: «جاهدوا المشرکین بأموالكم وأنفسكم وألسنتكم» یعنی: با مالها و جانها و زبانهایتان با مشرکان جهاد کنید.
اگر مغز امت را بگیرند، بدنش خود به خود خواهد افتاد. جامعهای که رسانهاش در دست اهل حق نباشد، ناچار به دست اهل باطل میافتد؛ ترک میدان رسانه، ترک سنگری از سنگرهای اسلام است. دعوت به مفهوم جهاد رسانهای به این علت است که رسانه ابزار کنترل و جایگاه قدرت شده است. نمونه عینی این است که قویترین قدرت نظامی جهان (آمریکا) رسانهها را نیز در اختیار دارند و از طریق آن، اخبار و اطلاعات، شایعهپراکنی، جهتدهی افکار عمومی و نشر فرهنگ غربی را کنترل میکند. معرکه امروز، معرکه رسانهای است؛ ابزارش کلمه و تصویر و صوت در همه اشکال خود است؛ کسی که امروز قدرت رسانهای دارد قادر است افکار عمومی را هدایت کند و بر ملت ها تأثیر بگذارد، و این کار بسیار آسانتر و کمهزینهتر از نبرد نظامی است که غالباً پرهزینه و مخاطرات منفی دارد.
ما شاهد هستیم که ماهواره، اینترنت و شبکههای اجتماعی، آرام و بیصدا وارد خانهها شدهاند و مفاهیمی مثل آبرو، غیرت و حیا را کمرنگ کردهاند؛ میبینید که چگونه از غرب و منجلاب اخلاقی و روانی آنان، برای ما الگو ساختند، برایمان تعیین کردند چه بپوشیم، چه بگوییم و چه فکر کنیم و چه کسی را تایید و رد کنیم. همه اینها با هدف تخریب فرهنگ اسلامی و باورها انجام میشود. دشمن میداند که اگر رسانه را در دست گیرد، بدون جنگ نظامی، بدون خونریزی، میتواند امت را تضعیف کند و مسیر فرهنگ و هویت ما را تغییر دهد. این واقعیت تلخ را باید پذیرفت؛ جهاد امروز بدون رسانه، ناتمام است. هر لحظهای که در این میدان غفلت کنیم، دشمن با همان ابزار، روح و فکر ما را فتح میکند و نسل بعدی را بیحس و بیهویت بار میآورد.
در عجبم از بعضی برادران صاحب علم و فضل که هنوز به قناعت و یقین درباره اهمیت رسانه نرسیدهاند؛ هنوز نمیفهمند که امروز میدان، تنها نبرد حقیقی نیست؛ میدان واقعی ذهن و دلهاست. اگر کسی در مسجد برای بیست، صد یا دویست نفر سخنرانی کند، از آن طرف یک جاهل خبیث و محارب، به راحتی با یک پیام بیارزش و بیمایه خود، ذهن میلیونها نفر را تسخیر میکند. و ما باز هم خیال میکنیم که فقط سخنرانی در مسجد کافی است؟
واقعاً جای سؤال است؛ چگونه هنوز نمیدانند و درک نکردهاند که دشمن با رسانههایش چه بلایی بر سر فرهنگ، اخلاق و ایمان امت آورده است؟ کسی که رسانه را دستکم بگیرد، از نصفی از جهاد خود غافل مانده است.
مگر رسول الله ﷺ به کعب نفرمود: «إن المؤمن يجاهد بسيفه ولسانه، والذي نفسي بيده، لكأنكم تنضحونهم بالنبل» یعنی: «مؤمن با شمشیرش و با زبانش جهاد میکند، و قسم به آنکه جانم در دست اوست، گویا با زبان و سخنتان، دشمن را با تیر میزنید». و همچنین مگر رسول الله ﷺ به حسان بن ثابت نفرمود: «اهجهم وجبريل معك». یعنی: «آنان را هجو کن (پاسخشان را بده) و جبرئیل با توست». و باز ﷺ فرمود: «أجب عني، اللهم أيِّده بروحِ القدُس». یعنی: «از جانب من پاسخ بده، پرودگارا او را با روح القدس یاری کن». و مگر عایشه رضی الله عنها روایت نکرد که پیامبر ﷺ برای حسان در مسجد منبری قرار داد تا در برابر هجویات دشمنان اسلام بایستد و از رسول خدا دفاع کند، و فرمود: «إنَّ روح القدسِ مع حسَّان ما دام ينافحُ عن رسول الله». یعنی: «روح القدس با حسان است مادامی که از رسول خدا ﷺ دفاع میکند!»
اگر در زمان پیامبر ﷺ شعر، سلاح مؤمن بود، امروز رسانه سلاح است. تیرها عوض شدهاند، ولی هدف همان است؛ یعنی دفاع از دین، پاسخ به دشمن، و پاسداری از امت.
چگونه میتوان گفت جهاد رسانهای بیاهمیت است، در حالی که رسول خدا ﷺ زبان را کنار شمشیر آورده؟
اصل میدان دعوت، میدان حقیقی است و این را انکار نمیکنیم. اما این دلیل ترک میدان مجازی نیست. همانطور که دشمن با جسارت از راه رسانه وارد شد و از آن برای تغییر ذائقهها، تغییر پوشش، و تغییر هنجارها استفاده کرد، ما هم نباید از آن دست بکشیم یا آن را به او واگذاریم.
ای برادر اهل مطالعه و قلم؛ که کلیات دین را میفهمی و از جزئیات عقیده و آثار متفکران معاصر چیزی خواندهای؛ اگر توان بیان داری، وارد شو. بنویس؛ سخن بگو؛ کلیپ کوتاه بساز؛ روایتها را شرح کن؛ شبهات را با سند و منطق پاسخ بده؛ فساد را مستند افشا کن؛ با زیبایی بیان و قوت علمی، قلبها را بیدار ساز اما چارچوب داشته باش.
و ای برادران و خواهرانی که با نقشه و ضابطه در فضای مجازی کار میکنید، بدانید که والله در سنگرهای اسلام ایستادهاید. کار شما مصداق جهاد فی سبیل الله است. دلگرم باشید، صبر کنید و احتساب اجر کنید؛ هر پست مستدل، هر ویدیوی سنجیده و هر تلاش منظم، بار اخروی دارد. نگهبان این میدان باشید و بدانید که الله اجرتان را خواهد داد.
نویسنده: شعیب صیادی
@Sabat_2023 | 1 305 |
| 10 | ✅ غزه؛ تازیانهای بر وجدان بیخردان
اگر قوانین بینالملل و حقوق بشر و تمام این شعارهای فریبنده غربی، به اندازه پوست پیاز ارزش داشت، امروز غزه اینگونه غرق در خون نبود. اگر منشور سازمان ملل و شورای امنیت و قطعنامههایشان اندکی وزن داشت، کودکان فلسطین با موشک و آتش و محاصره کشته نمیشدند، و آوارگان با نگاه سرد جهان مدعی عدالت، روبهرو نمیگردیدند.
در اقصای زمین، از لندن و پاریس تا نیویورک و واشنگتن، مردم جهان با میلیونها نفر به خیابانها ریختند؛ در دانشگاههای آمریکا و اروپا جوانان فریاد زدند؛ و چه کردند؟ هزاران نفر از خود غربیها را به جرم دفاع از حق، بازداشت و شکنجه و جریمه کردند. این همان آزادی بیان دروغین و انسان دوستی پوشالی غرب است.
غزه با خون و صبر و ایمانش، چهره واقعی این جهان منافق را رسوا کرد. پرده را کنار زد و نشان داد که حقوق بشر و قوانین بینالملل چیزی جز جوهری بیارزش بر کاغذی آلوده به نفاق نیست.
و این باید تازیانهای باشد بر وجدان آن بیخردان خودباخته و بی غیرتی که حتی به نام دین و احزاب اسلامی، دل به ارزشهای سازمان ملل و دموکراسی و سکولاریسم بستهاند.
آیا قرآن و سنت برای شما کافی نبود تا بفهمید که قدرت و جهاد و تمکین ستونهای عزت این امتاند؟ آیا ندیدید که وقتی زور و سلاح در دست باطل باشد، چون اسرائیل و آمریکا، تمام خطوط قرمز را زیر پا میگذارند و منشور و قطعنامه و تظاهرات برایشان هیچ معنا ندارد؟
و عجبا از جماعتی که به نام دین و دعوت و اصلاح، همین نیرنگهای غرب را به خورد امت میدهند. در حالی که دشمنان لحظه به لحظه در حال تقویت و ارتقای توان نظامی خودند، اینان ما را با سخنان نرم و خوابآور حقوق بشر و گفتوگو و اصلاح مسالمتآمیز و دگرپذیری فریب میدهند.
غزه امروز با بهای خون فرزندانش فریاد میزندای امت محمد، به خود آیید که عزت در شمشیر مجاهدان است، نه در لبخند به قوانین کفار.
🔻چنانکه سخنگوی قسام، ابوعبیده (رحمهالله) فرمود: «جهان وارد مرحلهای تازه شده است؛ حق را جز با قدرت نمیتوان گرفت، و قوانین بینالملل، عاجز و منسوخاند.»
✍ شعیب صیادی
@Sabat_2023 | ثبات | 1 084 |
| 11 | صفحه ۲ : ادامه 🔻
سپس شیخ میفرماید: «و این از جمله مسائلی است که امت، با وجود اختلاف مذاهب و طوائف در طول تاریخ، بر آن اجماع داشتهاند و هیچکس در آن مخالفت نکرده است. تمامی فرقههای موجود امروز نیز در کفر یهود و نصاری و هر کس که پیام محمد صلیاللهعلیهوسلم را نپذیرفته، هیچ شکی ندارند.»
در اینجا اجماع امت را نقل میکند. هر کسی که حتی اندکی علم شرعی داشته باشد، جایگاه اجماع را میداند. و انکار آن، همانطور که شیخالاسلام ابنتیمیه تصریح کرده، موجب خروج از دین و کفر است.
و شیخ در ادامه میگوید: (این یکی از مسلمات دینی است که در نظر و عمل مورد اتفاق است، و همچنین از جمله مسائلی است که به «معروف از دین به طور ضروری» شناخته میشود؛ یعنی چیزی که همگان، خواص و عوام، در شناخت آن اتفاق دارند و نیازی به ارائه دلیل جزئی برای اثبات صحت آن وجود ندارد)
شیخ به صراحت تأکید میکند که کفر یهود و نصاری جزو مسائل مسلم و قطعی دین است. این بدان معناست که خواص و عوام در شناخت آن برابرند و هر مسلمانی، حتی با کمترین دانش دینی، باید آن را بداند. هیچ کسی نمیتواند این حکم را انکار کند یا نیاز به دلیل و برهان جزئی برای اثبات آن داشته باشد، زیرا این یک حقیقت روشن و مورد اتفاق دین است. به بیان دیگر، این حکم همچون اصول مسلم دین است که فهم آن برای همه مسلمانان لازم و واجب است و انکار آن، انکار مسلمات دین محسوب میشود.
جدا از اینکه ۱۵ اجماع معتبر نقل شده از سلف صالح را مطالعه کردهام که به صراحت کسانی را که یهود و نصاری را کافر نمیدانند، تکفیر کرده و همگی بر این حقیقت قطعی اتفاق دارند.
قصدم این نبود که قضیه را بیش از حد علمی کنم و وارد بعد طولانی اثبات از قرآن و سنت، اجماع و اقوال علما شوم. فقط خواستم این خودباختگان مجرم را متذکر کنم، کسانی که با اوهام و تخیلات ذهنی خود، در باتلاقی عمیق فرو رفتهاند و حتی حس نمیکنند که چه گناه بزرگی مرتکب شدهاند. کسانی با اعتماد به نفس کامل خود را پرچمدار دین رسول الله صلیاللهعلیهوسلم میدانند، با جهل خود نه تنها حقایق مسلم دین را انکار میکنند، بلکه امت را نیز از مسیر هدایت بازمیدارند. باید بیدار شوند، پیش از آن که دیر شود و متوجه شوند علم شرعی فراتر از تصورات و تخیلات آنان است.
✍ نویسنده: شعیب صیادی
@Sabat_2023 | ثبات | 972 |
| 12 | ✅ فتوای شیخ یوسف قرضاوی در حکم کسانی که یهود و نصاری را کافر نمیدانند.
🔺توجه : نقل این فتوا به معنای تأیید کامل منهج شیخ یوسف قرضاوی (غفر الله له) نیست، بلکه هدف آن اقامه حجت بر کسانی است که به علم و فتواهای او اعتراف دارند. اما متأسفانه امروز همان افراد تحت تأثیر عدهای رویبضه و ناآگاه قرار گرفتهاند و از مسیر حق منحرف شدهاند.
برخی از جهال بدون علم و بصیرت و متاثر از چند جاهل رویبضه، تخیلات ذهنی و اوهامات خود را علم شرعی پنداشته اند و یهود و نصاری را کافر نمیدانند و با اجماع سلف و خلف مخالفت میکنند.
📚 شیخ یوسف در کتاب (فتاوى معاصرة) میگوید : والليالي من الزمان حُبالَى مُثْقَلاتٌ، يَلِدْنَ كُلَّ عَجِيبِ. ومما ولدتْه الليالي الحاملة بالعجائب، ما يذهب إليه بعض الناس الذين أقحموا أنفسهم على الثقافة الإسلامية، دون أن يتأهَّلون لها بما ينبغي من علْم القرآن والسنة ولغة العرب وعلومها، وأصول الفقه، وتراث السلف، فدخلوا فيما لا يُحسنون، وخاضوا فيما لا يعرفون، وأفتوا بغير علم، وحكموا بغير بَيِّنَةٍ، ودعوا على غير بصيرة، وقالوا على الله ما لا يعلمون ... و كُفر اليهود والنصارى من أوضح الواضحات بالنسبة لأي مسلم عنده ذرَّة من علم الإسلام، وممَّا أجمعتْ عليه الأمة على اختلاف مذاهبها وطوائفها، طوال العصور، لم يُخالف في ذلك أحد، وكل طوائف الأمة الموجودة اليوم لا يَشُكُّون في كفر اليهود والنصارى وكل مَن لا يُؤمن برسالة محمد ـ عليه الصلاة والسلام. فهذا من المسلمات الدينية المتَّفق عليها نظرًا وعملاً، بل هي مِن (المعلوم من الدين بالضرورة) أي ممَّا يتفق على معرفته الخاص والعام، ولا يحتاج إلى إقامة دليل جزئي للبَرْهَنَةِ على صحته.
ترجمه: شبها و روزگاران، چون زنان آبستن و سنگینبارند که هر شگفتی را میزایند. از جمله آن شگفتیها و عجایبی که در این زمانه به وجود آمده، افرادی هستند که خود را وارد علوم شرعی و اسلامی کردهاند، در حالی که هیچ اهلیتی ندارند؛ نه علم قرآن و سنت دارند، نه زبان عربی و علوم آن را میدانند، نه اصول فقه و تراث سلف را میشناسند. این افراد وارد مسائلی شدهاند که از آن سررشتهای ندارند، درباره آنها حکم میدهند در حالی که نمیدانند، بدون علم فتوا میدهند، بدون دلیل حکم میکنند، بدون بصیرت ادعا میکنند ... کفر یهود و نصاری یکی از واضحترین حقایق است برای هر مسلمانی که حتی ذرهای از علم اسلام دارد. این حقیقت مورد اتفاق همه امت بوده است، با وجود اختلاف مذاهب و طوائف در طول تاریخ هیچکس در آن مخالفت نکرده است. تمامی فرقههای موجود امروز هم در کفر یهود و نصاری و هر کس که پیام محمد صلیاللهعلیهوسلم را نپذیرفته، هیچ شکی ندارند. این یک از مسلمات دینی است که در عقل و عمل مورد اتفاق است و به آن «معلوم من الدین بالضرورة» میگویند، یعنی چیزی که همگان، خاص و عام، بر شناخت آن اتفاق دارند و نیازی به ارائه دلیل جزئی برای اثبات آن نیست.
برای یک ملا که گرفتار این عقاید بی اساس شده، این فتوا را نقل کردم. او در پاسخ مدلول کلام شیخ را تاویلی فاحش و انکار میکرد. واقعاً نمیدانستم بخندم یا گریه کنم که چه کسانی پرچمدار دین رسول الله صلیاللهعلیهوسلم شدهاند؛ کسانی که بدون کوچکترین علم در اصول فقه سخن میگویند و فرق بین عام و خاص، مطلق و مقید را نمیدانند.
_ اکنون توضیح میدهم که این فتوا به صراحت، تکفیر کسانی است که کفر یهود و نصاری را انکار میکنند، و این سخن، روشن، مقید و مشخص است. هیچ ابهامی در آن وجود ندارد.
شیخ میگوید: «کفر یهود و نصاری از واضحترین حقایق است برای هر مسلمانی که حتی ذرهای از علم اسلام دارد.»
دقت کنید که شیخ این سخن را با یک قید مهم بیان میکند «برای هر مسلمانی که ذرهای از علم اسلام دارد». این قید نشان میدهد که حکم مقید و معین است. یعنی هر کسی که حتی کمترین دانش دینی را داشته باشد، باید کفر یهود و نصاری را بداند و انکار نکند.
ادامه مقاله 🔻 | 612 |
| 13 | ِ
✅ جزاکم الله خیرا ماموستای بەڕێزم خالد عزیزی
این مقاله استاد نورالدین قوطیط، واقعاً عمیق و قابل توجه است. در این مقاله نویسنده بهطور دقیق نقدی به جریانهای مختلف اصلاح طلبی در صد سال گذشته دارد که سعی کردهاند از طریق دعوت مردمی، امت اسلامی را به مفهومی که در گذشته داشت، بازگردانند. نکات برجسته این مقاله از زبان شما بهخوبی به چالش کشیده شده است. نویسنده به وضوح نشان میدهد که بیشتر این تلاشها در یک چارچوب سکولار انجام شده که هیچگونه پشتوانهای برای تقویت جامعه اسلامی در دنیای واقعی ندارد. طرح اینکه دعوت مردمی تنها میتواند اسلام مردمی را حفظ کند، نه یک اسلام امتساز؛ نقدی عمیق بر این روش است که تنها به سطحینگری و ظاهر دین توجه دارد و نمیتواند به عمق تغییرات اجتماعی، فکری و سیاسی که امت اسلامی به آن نیاز دارد برسد.
اگر فردی در جامعهای رشد کند که در آن بیحیایی، فساد و بیتوجهی به ارزشهای اسلامی رواج دارد، هرچقدر هم که از نظر فردی آموزش ببیند، تحت فشارهای محیطی ممکن است نتواند به درستی آنچه را که آموخته است در زندگیاش به کار ببندد.
در واقع بسیاری از مشکلات روانشناختی انسان ها مانند اضطراب و بحران هویت ناشی از تضاد بین آموزههای فردی و محیط اجتماعی است. اگر جامعه ارزشهای اسلامی را در سطح کلان نپذیرد، فرد نمیتواند بهطور کامل با آموزههای دینی خود ارتباط برقرار کند و در درازمدت این تضاد باعث از بین رفتن اثر تربیت دینی میشود.
بنابراین تأکید استاد قوطیط بر اینکه دعوت مردمی در یک فضای آلوده نمیتواند به تغییر اساسی منتهی شود، کاملاً معتبر است. چرا که هیچگاه نمیتوان فردی را در فضای آکنده از فساد و فریب تربیت کرد و تغییرات جزئی در رفتار فردی به سرعت تحت تأثیر محیط تغییر میکنند.
اگر بخواهیم به جریانهایی که راه دعوت مردمی و تربیت را پیش گرفتهاند نگاه کنیم، نمیتوانیم بفهمیم بر اساس کدام دلیل شرعی چنین مسیری را انتخاب کردهاند. این منهج که بهطور واضح سست و متساهلانه در برابر انحرافات جامعه عمل میکنند، همیشه در حالت مجامله و تسامح قرار دارند، بهراستی چگونه میتوانند عزت از دست رفته امت اسلامی را بازگردانند؟
متاسفانه همین تساهلها و سازشها باعث شده که نسلهایی که در دامن همین جریانها تربیت شدهاند، بهمرور از اصول اولیه دعوت خود فاصله گرفته و دچار انحرافات شدید شوند. اکنون میبینیم که بسیاری از این نسلها به لطف دعوت جاهلانه و ناشیانه این جماعات، در وادی انکار سنت و طعن در عقاید اسلامی و غرق شدن در منجلاب الحاد و سکولاریسم و فرهنگ غربی غوطهور شدهاند. این نتیجه طبیعی حرکتهایی است که بهجای استحکام در اصول، بیشتر به مجامله و سازش با شرایط متغیر اجتماعی پرداختهاند.
نکتهای که استاد به آن اشاره کرد بسیار حیاتی است. اگر دعوت مردمی میتوانست به تنهایی تحولی اساسی در امت اسلامی به وجود آورد، پس چرا پیامبر ﷺ از مکه هجرت کرد؟ ایشان در مکه با جامعهای مواجه بود که بر اساس کفر، ظلم و فساد بنا شده بود. او در این محیط شروع به دعوت کرد؛ اما شرایط برای رشد چنین دعوتی مهیا نبود. تا زمانی که جامعهای مؤمن و حامی از نظر ساختاری وجود نداشته باشد، تلاشهای فردی و پراکنده نمیتوانند نتیجه پایدار و عمیقی داشته باشند. هجرت به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی، اساساً نقطه عطفی در تاریخ اسلام بود که نشان داد تنها از طریق حمایت سیاسی و امنیتی از ارزشهای اسلامی است که تربیت دینی میتواند شکوفا شود.
در دنیای امروز هم، دولت به عنوان حامی برای ترویج و نگهداری از ارزشها، از مهمترین ارکان یک جامعه اسلامی است. بدون وجود یک دولت اسلامی که از مکتب و احکام اسلامی دفاع کند و آن را به نهادهای اجتماعی، قوانین و سیستم آموزشی منتقل کند، هر تلاشی که در زمینه تربیت و دعوت مردمی صورت گیرد، بهشدت با چالشهای جدی روبرو خواهد شد.
بگذارید این نکته را بیشتر توضیح دهم؛ در دنیای کنونی که نظامهای سکولار حاکم هستند، تمام ابزارهای قدرت در دست دشمنان اسلام است. از رسانههای فراگیر که پیامهای ضداسلامی را منتشر میکنند، تا سیستمهای آموزشی که در جهت تخریب باورهای دینی گام برمیدارند. حتی در بسیاری از کشورها، قوانین بهگونهای تدوین شدهاند که خود میتوانند مستقیماً مانع از تبلیغ ارزشهای دینی و تربیت صحیح شوند.
برای مثال وقتی فردی در فضای اجتماعی یا از طریق رسانهها با پیامهایی مواجه میشود که برخلاف اصول دینی و اخلاقی او هستند، طبیعی است که آن پیامها بهطور ناخودآگاه بر ذهن و قلب او تأثیر بگذارد. حتی اگر در جلسات دینی و تربیتی شرکت کند، قدرت این رسانهها و فرهنگ ضداسلامی آنقدر زیاد است که تأثیرگذاری این جلسات به شدت کاهش مییابد. امیدوارم این تجربه تلخ درس عبرتی برای این جماعت شود که به مبادئ و اصول خود بازگردند.
✍ شعیب صیادی
@Sabat_2023 | ثبات | 866 |
| 14 | ✅ تناقضات آشکار در مذهب اشعری
با آنکه اشاعره در میان فرقههای بدعی کلامی، نزدیکترین فرقه به اهل سنت و جماعت به شمار میآیند، اما واقعیت تاریخی و علمی نشان میدهد که این مکتب دچار تناقضات آشکار و ضعفهای جدی در اصول اعتقادی خویش است. مذهب اشعری در حقیقت مذهبی ترکیبی و التقاطی است؛ بخشی از اصول خود را از معتزله گرفته و بخشی را از جهمیه و بخشی را از فلاسفه و بخشی دیگر را از اهل حدیث یا همان منهج سلف. همین آمیختگی ناهمگون سبب شده است که در مباحث اصولی و مهم گرفتار تضاد و اضطراب شوند.
اختلافات ائمه بزرگ آنان نیز گواه روشنی بر این بیثباتی است. باقلانی در اصولی سخنی گفته که غزالی یا جوینی در همان مسائل قولی دیگر آوردهاند و فخر رازی مسیری کاملاً متفاوت پیموده است؛ در یک مسئله، اثبات میکنند و انکار میکنند و حتی گاهی اوقات توقف میکنند!! این تضاد داخلی به قدری عمیق است که میتوان گفت هر یک از سرشناسان اشعری خود یک شاخه مستقل محسوب میشوند.
از اینرو، اشعریهای متأخر در مواجهه با نقدهای علمی، به جای پاسخ صریح و اعتراف به خطای گذشتگانشان، رویکردی مغالطی در پیش گرفتهاند. هنگامی که قولی از یکی از امامانشان نقل میشود، بلافاصله قول مخالف او را از امام دیگری مطرح میکنند تا مخالف را متهم به بدفهمی سازند. چنین روشی نه تنها مشکل تناقض را حل نمیکند، بلکه آن را برجستهتر میسازد و نشان میدهد که مکتب اشعری اساساً فاقد انسجام و یک خطمشی ثابت است.
در مقابل، منهج سلف و اهل سنت و جماعت در طول قرون بر یک اصل واحد و روشن باقی مانده است؛ ایمان قول و عمل است، زیاد میشود و کم میشود و نصوص صفات همانگونه که وارد شدهاند اثبات میگردند، بیتحریف و تاویل و تعطیل و تمثیل و تکییف. این ثبات و انسجام منهج سلف در برابر آن تناقض و اضطراب اشاعره، حجتی روشن است بر اینکه حق با اهل سنت و جماعت است و التقاط و تناقض سهم فرقههای بدیل خواهد بود. امام شهرستانی اشعری در مقدمه الملل و النحل میگوید:
لعمري لقد طفت المعاهد كلهـا
وسيرت طرفي بين تلك المعالم
به جانم (تاکیید)، همه محافل و مدارس را گشتم و دیدگانم را در میان آن مجالس گرداندم.
فلم أر إلا واضعاً كف حائرٍ
على ذقن أو قارعاً سن نادم
اما ندیدم جز سرگشتهای که دست بر چانه نهاده یا پشیمانی که دندان بر دندان میکوبد.
و امام صنعانی در جواب شهرستانی میگوید:
لعلك أهملتَ الطوافَ بمعهدِ
الرسولِ ومن لاقاهُ من كلِ عالمٍ
شاید تو از گردش در مکتب رسول الله ﷺ غافل ماندهای و نزد کسانی نرفتهای که از هر دیاری با او دیدار کردند.
فما حارَ من يُهدي بهدي محمدٍ
ولست تراه قارعاً سن نادم
که هر کس به هدایت محمد ﷺ راه یابد، هرگز سرگردان نمیشود و او را نمیبینی که دندان پشیمانی بر هم زند.
امامانشان در مسائل اعتقادی دچار نوعی حیرت و سرگردانی بودند و نتوانستند ضوابط و اصولی روشن و منسجم برای تقریر و تحریر مذهب خود ارائه دهند، به همین سبب در میان اقوالشان اختلافات و ناهماهنگیهای آشکاری دیده میشود.
انشاءالله تلاش خواهم کرد مقالاتی کوتاه و پیوسته در باب تبیین تناقضات مذهب اشعری منتشر کنم؛ مقالاتی که هم علمی و مستدل باشد و هم روان و قابل فهم برای عموم عزیزان، تا حقیقت اضطرابها و اختلافات درونی این مذهب برای همگان روشن گردد.
✍ نویسنده: شعیب صیادی
@Sabat_2023 | ثبات | 1 086 |
| 15 | ✅ یحیی سنوار؛ امامی مجاهد یا اخوانی مبتدع؟!
عدهای بر مزاجشان خوش نیامد که او را (امام مجاهد) نامیدم. گمان بردند این مدح، بزرگنمایی است. اما حقیقت جز این نیست که او امامی مجاهد، صابر، صادق و محتسب بود. امامی که در میدان خون و آتش، نه با شعار بلکه با عمل جایگاه خود را تثبیت کرد. حمله به اسرائیل در این دوران ذلت و سکوت امت، کاری نبود که از هر کسی برآید. این تصمیم نشانه یقینی عمیق و ایمانی راسخ بود؛ یقینی که بر پایه توکل بر الله استوار است و جرأتی که یادآور شجاعت صحابه در بدر و احد است. در زمانی که بسیاری به عافیتطلبی و سازش خو گرفتهاند، او پرچم جهاد را بر دوش گرفت و با کمترین امکانات در برابر غول تکنولوژی غرب و صهیونیسم و آمریکا ایستاد. این اقدام، او را در ردیف پیشوایان صادق جهاد قرار میدهد. چراکه مقام امامت در جهاد، نه با القاب و مناصب بلکه با خون و صبر و صدق ساخته میشود. و او در همه اینها صادق بود.
گفتند او یک اخوانی مبتدع است. این سخن در حقیقت نشانهای از جهل آنان و ناتوانی شان در فهم طبیعت این دین است. علم شرعی مجموعهای از الفاظ خشک و قالبهای ماشینی نیست که هر جا واژهای دیدند، بیدرنگ حکم بر انحراف کنند. این نگاه سطحی و مکانیکی، انسان را از فهم روح شریعت محروم میکند. آنان قواعد شرعی را چنان تطبیق میکنند که گویی بر الفاظی خاص کوک شدهاند، نه اینکه عمق مقاصد و ثمرات دین را درک کنند. اگر اخوانی بودن به معنای نشستن در پارلمانها و دست شستن از جهاد باشد، بله این نقد جای خود داشت. اما اگر اخوانی بودن یعنی ایستادن در برابر یهود و نصاری، یعنی اقتدا به کسی چون حسن البنا رحمهالله یا سید قطب که جان خویش را در راه کلمه حق فدا کردند، آیا این افتخار نیست؟ سنوار در میدان نشان داد که اگر تعلقی به اخوان داشته باشد، به معنای جهاد و مقاومت است؛ نه سازش و مماشات. او با خون و صبر و یقین خود شهادت داد که اخوانی بودن اگر در مسیر مقابله با طاغوت و صهیونیسم باشد، نه تنها نقص نیست بلکه مایه عزت است.
مشکل از آنانی است که دین را در حصار واژهها خلاصه کردهاند و قدرت درک این حقیقت را ندارند که در منطق قرآن، (أَشِدّاءُ عَلَى الْكُفّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ) معیار صدق و سلامت منهج است.
دست هر برادری را میبوسم که در برابر ظلم و اشغال یهود و نصاری، برای اعلای کلمه الله و دفاع از کرامت امت، صادقانه در میدان بایستد. اما هر کسی که مسیر امت را از منهج صحیح منحرف کند، زبان به تخریب مجاهدان بگشاید و امت را هر روز بیش از پیش به وادی ذلت فرو ببرد، چه آنکه به نام مدخلی سرسپردگی به ظالمان مزدور اسرائیل را دین بداند و چه آنکه در هیئت نئو اخوانی دموکراسی و پارلمان را یگانه راه نجات معرفی کند و یا به اسم خوارج مسلمانان را قتل عام کند و هرکسی که مبادئ و ثوابت دین را هدم کند و قواعد این دین را به هم بزند، او را از کفشهایم کمتر میدانم و باور دارم که مایه خواری و ضعف امت است. این از ثوابت است؛ از آن منحرف نخواهم شد و در این موقف هیچگونه مجاملهای نخواهم پذیرفت باذن الله تعالی.
درضمن اخوان المسلمین جرقهای بود که در تاریکی قرنها غفلت، شعله عزت را در جان امت برافروخت. حرکتی مبارک که روح ایمان را در کالبدی خسته از استعمار و استبداد دمید و نسلهایی را از بیهدفی و فساد و خانههای لهو و شرابخانه ها به سوی مساجد و حلقات قرآن و ساحه جهاد کشاند. اخوان توانست نسل تازهای از مردان و زنان تربیت کند که هم به علم آراسته بودند و هم به ایمان و جهاد؛ نسلی که بزرگان امت در قرن اخیر از میان آنان برخاستند و با خون، قلم و عمل خویش مسیر بیداری را ترسیم کردند.
مگر چه اشکالی دارد که مردی در امت، خود را ادامهدهندهی راه اخوان حقیقی و شاگرد مکتب سید قطب بداند؟ اگر نام اخوان به چنین حقیقتی پیوند خورده باشد، این نام نه عیب نیست، بلکه شرافت و عزت است. مشکل امت در نامها و برچسبها و اصطلاحات نیست؛ مشکل امت در منهجها و موقفها و اقدامهاست. بسیاری هستند که نامهای بزرگ بر خود نهادهاند اما در عمل خوار و ذلیلاند؛ و بسیار کسانی که شاید برچسبی ساده بر پیشانیشان باشد اما در موقف و عمل، صدق ایمان و توکل میدرخشد. نامها تغییر میکنند، اما حقیقت ثابت است و منهج است که باقی میماند. اگر اخوان یا هر جماعتی، مردم را به کتاب و سنت و جهاد و عزت میکشاند، این راه مبارک است. و اگر نامی هرچند زیبا، به سازش و ذلت منجر شد، همان نام وبالی بر گردن صاحبانش خواهد بود.
ای امت اسلام؛ عبرت بگیرید و درگیر الفاظ نشوید؛ فردا در پیشگاه الله از تو نمیپرسند نامت چه بود بلکه میپرسند موقفت چه بود؟ گام در کدام صف برداشتید؟ و خونت در کدام راه ریخته شد. نامها خاموش میشوند و تنها حقیقت ایمان و جهاد است که چون چراغی روشن در نامهی عمل میدرخشد.
✍ نویسنده: شعیب صیادی
@Sabat_2023 | ثبات | 1 989 |
| 16 | 🔺جواب این دلقک مدخلی مبتدع ضال، بماند برای ماموستا کریکار
@Sabat_2023 | ثبات | 1 925 |
| 17 | ابوعبیده 🩶
ابوعبیده نه از ترس و نه از ناتوانی صورتش را پوشاند؛ و نه از روی بزدلی نقاب بر چهره زد. او چهرهاش را پنهان ساخت تا تنها حق پرچم بماند، کلمه استوار بایستد و رسالت چون عَلمی بلند در اهتزاز باشد. میخواست به مردم بفهماند که قضیه بزرگتر از یک فرد است، و منهج برتر از کسی است که آن را میپیماید.
پس مردم باید به هیبت کلی و نماد مقاوم، به معنای مجاهد بودن و رمزش دل ببندند؛ نه اینکه خود را به دنبال جزئیات چهره خسته کنند. ابوعبیده شخصی نیست که چهرهاش جستجو شود یا خطوط صورتش دیده شود؛ او زبان یک امت و صدای یک راه و پرچم یک عقیده است. اگر چهرهاش پنهان شود، صدایش حاضر است؛ و اگر خودش نماند، معنا باقی است و رسالت همچنان پیش میرود و هرگز متوقف نخواهد شد.
صهیب الکحلوت (داعی غزهای)
ترجمه : کانال ثبات
@Sabat_2023 | ثبات | 1 116 |
| 18 | ✅ حکم دف زدن در مسجد
▪️امام سیوطی شافعی رحمهالله در کتاب الأمر بالاتباع والنهي عن الابتداع (صفحه ۱۹۱) میفرماید : ومن ذلك الرقص، والغناء في المساجد، وضرب الدف أو الرباب، أو غير ذلك من آلات الطرب. فمن فعل ذلك في المسجد، فهو مبتدع، ضال، مستحق للطرد والضرب؛ لأنه استخف بما أمر الله بتعظيمه، قال الله تعالى: (في بيوت أذن الله أن ترفع - أي تعظم - ويذكر فيها اسمه)، أي يتلى فيها كتابه. وبيوت الله هي المساجد؛ وقد أمر الله بتعظيمها.
یعنی : و از جمله آن، رقص و آواز در مساجد است، و دف زدن یا رَباب یا هر چیز دیگری از آلات موسیقی. پس هر کس این کار را در مسجد انجام دهد، او مبتدع و گمراه و سزاوار بیرون کردن و زدن است؛ زیرا او چیزی را که خداوند فرمان داده است بزرگ داشته شود، سبک شمرده است. خداوند متعال فرمود: ﴿فِي بُيُوتٍ أَذِنَ ٱللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا ٱسْمُهُ﴾ «در خانههایی که خدا اجازه داده است رفعت یابند (یعنی بزرگ داشته شوند) و نام او در آنها یاد شود.» یعنی در آن خانهها کتاب او تلاوت گردد. و خانههای خدا همان مساجداند، و خداوند فرمان داده است که آنها بزرگ داشته شوند.
▪️شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمهالله در (مجموع الفتاوى 11/565) میفرماید: رُخِّصَ للنساءِ أن يَضْرِبْنَ بالدُّفِّ في الأعراسِ والأفراحِ، وأمَّا الرِّجالُ على عَهدِه فلم يَكُنْ أحدٌ منهم يَضرِبُ بدُفٍّ، ولا يُصَفِّق بكَفٍّ.
یعنی : برای زنان رخصت داده شده است که در عروسیها و شادیها دف بزنند. اما مردان در زمان رسول خدا صلی الله علیه وسلم هیچیک از آنان نه دف میزد و نه با دست کف میزد.
▪️و همچنین فقیه شافعی؛ امام ابن حجر هیتمی در (كف الرعاع 2/292) میفرماید : حكى الإمامُ البيهقيُّ عن شيخِه الإمام الحليمي- ولم يخالِفْه- أنَّا إذ أبَحْنا الدُّفَّ، فإنَّما نبيحُه للنِّساءِ خاصَّةً. اهـ. وعبارة منهاجه: وضربُ الدُّفِّ لا يحِلُّ إلَّا للنِّساءِ؛ لأنَّه في الأصل مِن أعمالهنَّ، وقد لعن رسولُ الله صلَّى اللهُ عليه وسلَّم المتشَبِّهينَ مِن الرِّجالِ بالنِّساءِ.
یعنی : امام بیهقی از شیخ خود، امام حُلیمی نقل کرده است ـ و او با وی مخالفتی نکرده است ـ که هرگاه ما دف را مباح بدانیم، تنها برای زنان به طور خاص مباح میدانیم. إنتهى. و عبارت منهاج چنین است: «نواختن دف حلال نیست مگر برای زنان؛ زیرا در اصل از کارهای ویژه آنان است. و پیامبر صلی الله علیه وسلم مردانی را که خود را به زنان شبیه سازند، لعنت کرده است.»
✍ کانال ثبات
@Sabat_2023 | ثبات | 1 595 |
| 19 | ✅ «ریش بگذاریم یا مولود برگزار کنیم؟»
عجیب است؛ کسانی که یازده حدیث صحیح و روشن از رسول الله ﷺ را در باب وجوب گذاشتن ریش میبینند (ششتای آنان متفق علیه است که بالاترین درجهی صحت است) اما گوش و دلشان را میبندند. گویا با رسول الله ﷺ دشمنی دارند؛ ریش که میبینند، حالشان به هم میخورد، نگاه تحقیر میکنند و طعنه میزنند، و آن را نشانهی عقبماندگی میدانند. همین جماعت، وقتی شب مولود میرسد ناگهان یاد رسول الله ﷺ میافتند. در حالیکه یک حدیث ضعیف و حتی موضوع هم در فضیلت این بدعت یافت نمیشود
محبت واقعی در تبعیت است، نه در دشمنی با سنت. آنان که از دیدن ریش مؤمن بیزار میشوند، در حقیقت از دیدن نوری که پیامبر ﷺ به جا گذاشت، نفرت دارند.
این دیگر جهل نیست؛ این انحراف و بغض نسبت به سنت است. و هرکه با سنت پیامبر ﷺ بغض بورزد، چگونه میتواند ادعای محبت کند؟
سنتهای آشکار و قطعی رسول الله ﷺ را ترک کردهاند، چسبیدهاند به بدعتهای ساختگی. این فقط جهل نیست؛ لجاجت است و نادانی نیست، بلکه دشمنی با حق است؛ بیماری و انحراف در خونشان است. گویا سوگند خوردهاند که در هر مسألهای با اهل سنت و جماعت و با حقیقت اسلام و با منهج سلف مخالفت کنند.
عمر بن خطاب رضیاللهعنه وقتی خواست برای امت مبنای تاریخ اسلامی تعیین کند، روز ولادت رسول الله ﷺ را برنگزید؛ بلکه هجرت را معیار قرار داد؛ چرا؟ چون اسلام دین عمل است نه شعار؛ دین فداکاری و هجرت و جهاد است نه جشن و چراغانی.
اما این افراد ولادت را علَم کردهاند و سالانه بدعت میسازند، بیآنکه یک سطر حجت شرعی در دست داشته باشند. این کار بیشتر شبیه دین نصاری است؛ همانان که ولادت عیسی را جشن گرفتند و در همان حال شریعت او را ترک کردند. و این چیزی جز تشبه به کفار نیست. حتی اگر اینان به جای شب ولادت، شب بعثت را گرامی میداشتند باز از این کار بیاساسشان بهتر بود؛ چراکه بعثت آغاز رسالت و نزول وحی بود.
افسوس بر این مغزهای فرسوده که جز تعصب چیزی نمیشناسند، و بر این قلبها که جز لجاجت نمیفهمند. بیزارم از افرادی که حقیقت را میبینند و پشت میکنند، سنت را میشنوند و مسخره میسازند، بدعت را زنده میکنند و آن را دین میپندارند.
بیزارم… و تنها به وعدهی الله آرام میگیرم که میفرماید: «وَاللهُ مُتِمُّ نُورِه».
✍ نویسنده: شعیب صیادی
🗓 پنجشنبه ۱۲ ربیع الأول ١٤٤٧
@Sabat_2023 | ثبات | 1 369 |
| 20 | sticker.webp | 579 |
