Written by M
Open in Telegram
.Beyond words, beyond noise. 💬:http://t.me/HidenChat_Bot?start=6193418647
Show more867
Subscribers
-324 hours
-207 days
+2130 days
Posts Archive
867
در اوج نااُمیدی به چیز یا چیزهایی چنگ میزنم که شاید بتونن در ثانیههای آخر نجاتم بدن. درست مثل یک صخرهنورد درحال سقوط که حین سقوط دائم در تلاشه که بتونه به یک تیکه تختهسنگ بچسبه، حتی وقتی دستش از تکتک تختهسنگها سُر میخوره و بیشتر پایینتر میره.
867
غم مثه اکلیله. یه مشت اکلیل میریزی تو هوا، تمام تلاشتم میکنی که بعدش همشو جمع کنی، ولی هیچوقت تمیز نمیشه، همیشه یه گوشه ای، روی لباسی، زیر فرشی، تو قفسه ای، وقتی مشغول معمولیترین کارای روزمره ای یهو یه دونه اکلیل میبینی.هیچوقت تموم نمیشه.
867
ما همه تنهاییم و فقط گاهی در یه قسمت مشخص از دنیا باهم هممسیر میشیم.
باقی راه، باز خودمونیم و خودمون.
867
اون چیزی که میبینی، همون چیزیه که واقعا هست. تفسیر و داستان ساختن ازش قرار نیست اونو شکل چیزی کنه که دنبالشی. قرار نیست عوضش کنه.
867
در قلب من ماندی؛ مثل زخمی نجیب که درد دارد، اما هنوز یاد آور زیباترین روزهای زندگی ست.
