Written by M
الذهاب إلى القناة على Telegram
.Beyond words, beyond noise. 💬:http://t.me/HidenChat_Bot?start=6193418647
إظهار المزيد822
المشتركون
+124 ساعات
-117 أيام
-7030 أيام
أرشيف المشاركات
822
خیلی از همه چیز خسته ام، از دکمهی گوشیم، از مجازی، از آدما، از خواب و بیداری، از درسم، از این روزا، از محیط، از هر گونه یکنواختی! دوست دارم یه طوری خالی بشه این هیجان، ولی همش سرکوب میشه توی خودم و کِسل ترم میکنه.
822
تا یه چند وقت دیگه اصلاً آدمی که حالش خوب باشه وجود نداره که بخواد بیاد حالمون رو خوب کنه.
822
قاعده همینه انگار، وقتی بهش میرسی که دیگه شوقی براش نداری، ولی به جاش طرز استفادهاش رو خوب یاد گرفتی.
822
چیه این زندگی؟! میخوای اینجاشو درست کنی، اونجاش خراب میشه. اونجا رو میری درست کنی، اینجاش خراب میشه. بعد این دوجا رو درست میکنی، یه جای دیگهش خراب میشه … بسه دیگه.
822
دیگه خیلی چیزا این مدلی شده برام که؛ اگه بود چه بهتر، اگه نبودم که دیگه خب نیست، چیکار کنم؟!
822
حسوحالم یکجوریه که اگر الآن که شبه بگی روزه، میگم چه آفتاب قشنگی، روز باشه بگی شبه میگم چه آسمون پُرستارهی زیبایی. اصلا هرچی تو بگی، توان اعتراض نیست.
822
به من نگو: "دیدی تونستی"، "دیدی گفتم میتونی"، بیا بغلم کن لعنتی. تو حتی نمیدونی من چه خونی ریختم تا اتفاق افتاد. تواناییهای من رو به رُخم نکش، ناتوانیهای من رو درآغوش بگیر.
