2 830
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-1430 days
Posts Archive
۱۵. سفارش امیرالمؤمنین به سربازانش
قَالَ أَبُو مخنف: حدثني عبد الرحمن بن جندب الأزدي، عَنْ أَبِيهِ، أَنَّ عَلِيًّا كَانَ يَأْمُرُنَا فِي كل موطن لقينا فيه معه عدوا فيقول: لا تُقَاتِلُوا الْقَوْمَ حَتَّى يَبْدَءُوكُمْ، فَأَنْتُمْ بِحَمْدِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ على حجه، وترككم إياهم حتى يبدؤكم حُجَّةً أُخْرَى لَكُمْ، فَإِذَا قَاتَلْتُمُوهُمْ فَهَزَمْتُمُوهُمْ فَلا تَقْتُلُوا مُدْبِرًا، وَلا تُجْهِزُوا عَلَى جَرِيحٍ، وَلا تَكْشِفُوا عَوْرَةً، وَلا تُمَثِّلُوا بِقَتِيلٍ، فَإِذَا وَصَلْتُمْ إِلَى رِحَالِ الْقَوْمِ فَلا تَهْتِكُوا سِتْرًا وَلا تَدْخُلُوا دَارًا إِلا بِإِذْنٍ، وَلا تَأْخُذُوا شَيْئًا مِنْ أَمْوَالِهِمْ إِلا مَا وَجَدْتُمْ فِي عَسْكَرِهِمْ، وَلا تُهَيِّجُوا امْرَأَةً بِأَذًى، وَإِنْ شَتَمْنَ أَعْرَاضَكُمْ، وَسَبَبْنَ أُمَرَاءَكُمْ وَصُلَحَاءَكُمْ، فَإِنَّهُنَّ ضِعَافُ الْقُوَى وَالأَنْفُسِ.📚تاريخ الطبري، ۵/ ۱۰-۱۱ از جندب ازدی روایت است که گفت:
در هر نبردی که با دشمن روبرو میشدیم، علی (ع) به ما میفرمود: - با آنها نجنگید تا آنها جنگ را آغاز کنند؛ زیرا شما بحمد الله، حجت دارید و این که از آنها دست بکشید تا خودشان جنگ را آغاز کنند، حجت دیگری برای شما است. - پس هر گاه با آنان جنگیدید و شکستشان دادید، فراریان را نکشید؛ - و کار مجروحان را تمام کنید؛ - و عورتی را مکشوف نکنید؛ - و کشتهای را مُثله نکنید. - پس هر گاه به منزلگاه دشمن رسیدید، پردهای را ندرید؛ - و به خانهای بدون اجازه وارد نشوید؛ - و چیزی از اموالشان را نگیرید؛ مگر آن چه در لشکرشان بیابید؛ - و هیچ زنی را با آزار، نشورانید؛ اگر چه به شرف و ناموستان ناسزا گویند و به فرماندهان و نیکانتان دشنام دهند؛ زیرا زنان، بدن و روحیه ضعیفی دارند.#لسان_صدق @Bandani1
۱۴. خدا به خاطر ظلمشان، یاریتان کرد.
قَالَ أَبُو مخنف: وَحَدَّثَنِي يُوسُف بن يَزِيدَ، عن عَبْد اللَّهِ بن عوف بن الأحمر، أن صعصعة رجع إلينا فحدثنا عما قَالَ لمعاوية، وما كَانَ مِنْهُ وما رد، فقلنا: فما رد عَلَيْك؟ فَقَالَ: لما أردت الانصراف من عنده قلت: مَا ترد علي؟ قَالَ معاويه: سيأتيكم رأيي، فو الله مَا راعنا إلا تسريته الخيل إِلَى أبي الأعور ليكفهم عن الماء قَالَ: فأبرزنا علي إِلَيْهِم، فارتمينا ثُمَّ أطعنا، ثُمَّ اضطربنا بالسيوف، فنصرنا عَلَيْهِم، فصار الماء فِي أيدينا، فقلنا لا وَاللَّهِ لا نسقيهموه، فأرسل إلينا علي: أن خذوا من الماء حاجتكم، وارجعوا إِلَى عسكركم، وخلوا عَنْهُمْ، فإن اللَّه عَزَّ وَجَلَّ قَدْ نصركم عَلَيْهِم بظلمهم وبغيهم. 📚تاريخ الطبري، ۴/ ۵۷۲ از عبد الله بن عوف بن الأحمر روایت شده است که گفت: [بعد از آن که معاویه حاضر نشد آب را برای سپاه امیرالمؤمنین ع بگشاید]
علی (ع) ما را به جنگ آنها فرستاد. ابتدا با تیر و کمان، سپس با نیزه و در نهایت با شمشیر با هم جنگیدیم. بر آنها پیروز شدیم و آب به دست ما افتاد. گفتیم: به خدا سوگند نمیگذاریم از این آب بنوشند. علی (ع) برای ما پیام فرستاد: به قدر نیاز آب بردارید و به لشکرگاهتان برگردید و آب را برای آنها باز بگذارید؛ زیرا خداوند به خاطر ظلم و سرکشی آنها، شما را بر آنها پیروزی داد.[یعنی شما مثل آنها سرکشی نکنید تا همچنان خدا یاریتان کند.] #لسان_صدق @Bandani1
۱۳. مبادا جنگ را آغاز کنی!
فَقَالَ: يَا مالك، إن زيادا وشريحا أرسلا إلي يعلماني أنهما لقيا أبا الأعور السلمي فِي جمع من أهل الشام، وأنبأني الرسول أنه تركهم متواقفين، فالنجاء إِلَى أَصْحَابك النجاء، فإذا قدمت عَلَيْهِم فأنت عَلَيْهِم وإياك أن تبدأ القوم بقتال إلا أن يبدءوك حَتَّى تلقاهم فتدعوهم وتسمع، ولا يجرمنك شنآنهم عَلَى قتالهم قبل دعائهم، والإعذار إِلَيْهِم مرة بعد مرة.📚تاريخ الطبري، ۴/ ۵۶۷ [طلیعه سپاه علی (ع) با مقدمه سپاه معاویه به فرماندهی ابوالأعور سُلَمی رودررو شد. زیاد بن النضر و شریح بن هانئ، برای امیرالمؤمنین علیه السلام پیام فرستادند و از او کسب تکلیف کردند. حضرت، برای مالک اشتر پیغام فرستاد] و فرمود:
ای مالک! زیاد و شریح به من پیام دادند که با ابوالأعوَر سُلَمی در میانِ گروهی از شامیان، روبرو شدهاند. پیک به من خبر داد که وقتی آنها را [به سوی من] ترک میکرد، روبروی هم صف کشیده و آماده جنگ بودند. به سرعت به سوی یارانت بشتاب و هر گاه به آنها رسیدی، تو فرمانده آنهایی. مبادا با دشمنان، جنگ را آغاز کنی؛ مگر این که آنها جنگ را آغاز کنند؛ تا آنها را ملاقات کنی و دعوتشان کنی و [سخنشان را] بشنوی. [یا "حجتت را به گوش آنها برسانی"] مبادا کینه آنها تو را به جنگ با آنها برانگیزد قبل از آن که دعوتشان کرده و حجت را چند بار بر آنها تمام کنی.#لسان_صدق @Bandani1
۱۱. مُصحف خونین
حَدَّثَنِي عُمَرُ بْنُ شَبَّةَ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو الحسن، قال: حدثنا بشير ابن عَاصِمٍ، عَنِ الْحَجَّاجِ بْنِ أَرْطَاةَ، عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُعَاوِيَةَ الدُّهْنِيِّ- حَيٌّ مِنْ أَحْمُسِ بَجِيلَةَ- قَالَ: أَخَذَ عَلِيٌّ مُصْحَفًا يَوْمَ الْجَمَلِ، فَطَافَ بِهِ فِي أَصْحَابِهِ، وَقَالَ: مَنْ يَأْخُذْ هَذَا الْمُصْحَفَ، يَدْعُوهُمْ إِلَى مَا فِيهِ وَهُوَ مَقْتُولٌ؟ فَقَامَ إِلَيْهِ فَتًى مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ عَلَيْهِ قِبَاءٌ أَبْيَضُ مَحْشُوٌّ، فَقَالَ: أَنَا، فَأَعْرَضَ عَنْهُ، ثُمَّ قَالَ: مَنْ يَأْخُذْ هَذَا الْمُصْحَفَ يَدْعُوهُمْ إِلَى مَا فِيهِ وَهُوَ مَقْتُولٌ؟ فَقَالَ الْفَتَى: أَنَا، فَأَعْرَضَ عَنْهُ، ثُمَّ قَالَ: مَنْ يَأْخُذْ هَذَا الْمُصْحَفَ يَدْعُوهُمْ إِلَى مَا فِيهِ وَهُوَ مَقْتُولٌ؟ فَقَالَ الْفَتَى: أَنَا، فَدَفَعَهُ إِلَيْهِ، فَدَعَاهُمْ فَقَطَعُوا يَدَهُ الْيُمْنَى، فَأَخَذَهُ بِيَدِهِ الْيُسْرَى، فَدَعَاهُمْ فَقَطَعُوا يَدَهُ الْيُسْرَى، فَأَخَذَهُ بِصَدْرِهِ وَالدِّمَاءُ تَسِيلُ عَلَى قِبَائِهِ، فَقُتِلَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، فَقَالَ عَلِيٌّ: الآنَ حَلَّ قِتَالُهُمْ، فَقَالَتْ أُمُّ الْفَتَى بَعْدَ ذَلِكَ فِيمَا تَرْثِي: لاهُمَّ إِنَّ مُسْلِمًا دَعَاهُمْ يَتْلُو كِتَابَ اللَّهِ لا يَخْشَاهُمْ وأمهم قائمة تراهم يأتمرون الغي لا تنهاهم قَدْ خُضِّبَتْ مِنْ عَلَقٍ لِحَاهُمْ📚تاريخ الطبري، ۴/ ۵۱۱ روايت كردهاند که در روز جمل، علی (ع) مصحفی را به دست گرفت و در میان اصحابش گرداند و فرمود:
چه کسی این مصحف را میگیرد -و با این که کشته خواهد شد- آنها را به آن چه در کتاب خدا است، دعوت میکند؟جوانی از کوفیان [به نام مسلم] برخاست که قبای سفید و ضخیمی بر تن داشت؛ گفت:
من!حضرت از او روی برگرداند و دوباره فرمود:
چه کسی این مصحف را میبرد -و در حالی که کشته میشود- آنها را به حکم قرآن دعوت میکند؟آن جوان دوباره گفت:
من!امام دیگر بار از او روی گرداند و فرمود:
چه کسی این مصحف را میگیرد -و با این که کشته خواهد شد- آنها را به آن چه در آن است دعوت میکند؟آن جوان دوباره گفت:
من!پس امام (ع) قرآن را به دست او داد. آن جوان، رفت و دشمنان را به قرآن دعوت کرد. پس دستِ راست او را بریدند. قرآن را به دست چپ گرفت و باز دعوتشان کرد. دست چپش را قطع کردند؛ قرآن را به سینه [و سر] گرفت؛ در حالی که خون بر قبایش جاری بود. سپس کشته شد. علی (ع) فرمود:
اکنون جنگ با آنان روا است.مادر آن جوان، بعد از آن در سوگ پسرش میسرود:
خدایا مسلم آنها را دعوت کرد؛ در حالی که کتاب خدا را تلاوت میکرد و از آنها نمیترسید؛ و مادرشان [=عایشه] ایستاده بود و نگاه میکرد؛ و در گمراهی با یدیگر تبانی میکردند؛ ولی [عایشه] آنها را بازنمیداشت؛ و ریشهایشان از خون خضاب شده بود.#لسان_صدق @Bandani1
۱۱. گوش و چشمت روزه باشد!
عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِذَا صُمْتَ فَلْیَصُمْ سَمْعُکَ وَ بَصَرُکَ وَ شَعْرُکَ وَ جِلْدُکَ وَ عَدَّدَ أَشْیَاءَ غَیْرَ هَذَا وَ قَالَ لَا یَکُونُ یَوْمُ صَوْمِکَ کَیَوْمِ فِطْرِکَ.📚الکافی، ج۴، ص۸۷ از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود:
هر گاه روزه گرفتی، باید گوش و چشم و مو و پوستت هم روزه باشدو چیزهای دیگری هم برشمرد و سپس فرمود:
روزی که روزه میگیری مانند روزی که روزه نمیگیری نباشد.#لسان_صدق @Bandani1
۱۰. مسجد برای این چیزها ساخته نشده!
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: نَهَى رَسُولُ اللَّهِ ص عَنْ سَلِّ السَّيْفِ فِي الْمَسْجِدِ وَ عَنْ بَرْيِ النَّبْلِ فِي الْمَسْجِدِ قَالَ إِنَّمَا بُنِيَ لِغَيْرِ ذَلِكَ.📚الكافي، ج۳، ص۳۶۹
روایت شده است: رسول خدا (ص) از بیرون کشیدن شمشیر از غلاف در مسجد و تراشیدن تیر در مسجد نهی کرد و فرمود مسجد برای غیر این کارها ساخته شده است.#لسان_صدق @Bandani1
۹. ما تلافی نمیکنیم!
... فَلَمَّا غَلَبَ عَلِيٌّ عَلَى الْمَاءِ فَطَرَدَ عَنْهُ أَهْلَ الشَّامِ بَعَثَ إِلَى مُعَاوِيَةَ: «إِنَّا لَا نُكَافِيكَ بِصُنْعِكَ هَلُمَّ إِلَى الْمَاءِ فَنَحْنُ وَ أَنْتُمْ فِيهِ سَوَاءٌ» فَأَخَذَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا بِالشَّرِيعَةِ مِمَّا يَلِيهِ ...📚وقعة صفين، ص۱۹۳
[در جنگ صفین، لشکر معاویه راه آب را بر لشکر امیرالمؤمنین ع بستند. با سخنرانی امیرالمؤمنین ع، سپاه حضرت به دشمن حمله کرده و پس از جنگی سخت، آنها را از آب دور راندند.] هنگامی که علی (ع) بر آب مسلط شد و اهل شام را از آن راند، برای معاویه پیغام فرستاد: «ما کار تو را تلافی نمیکنیم. به سمت آب بیا تا ما و شما در آن برابر باشیم.» پس هر یک از آن سپاه، بخشی از رود را که طرف خودشان بود، گرفتند ... #لسان_صدق @Bandani1
شماره ۳۳۹
بندانی نیشابوری، روز هفتم محرم ۱۴۴۶ ق (= سال گذشته)، هیئت ام ابیها (س) قم، هیئت خادمین حضرت زینب(س) قم
«آن شخص به امام گفت: آقا من چند تا پسر دارم؛ هی همهاش دعا میکنم دختر دختر. چند سال است؛ نتیجه [ندارد.] فرمود یک روزی اگر خدای نخواسته دختری داشتی عمل خلافی انجام داد چی میگفتی؟ میگفتی: کاش به دنیا نیامد. گفت: بله. گفت: از پس پرده که بیخبری! بگو: خدایا صلاحم است بده.»
باز هم بندانی نیشابوری حدیثی را به امامان علیهم السلام بسته است که در منابع حدیث یافت نمیشود و با ادبیات امامان علیهم السلام هم شباهتی ندارد؛ بلکه به طرز تفکر و موهومات ذهنی خودش شبیهتر است.
برخی احادیث مربوط به طلب دختر در باب «اسْتِحْبَابِ طَلَبِ الْبَنَاتِ وَ إِکْرَامِهِنَ» و بابهای بعدی آن در وسائل الشیعة و مستدرک آن گرد آمده است که نه چنین حدیثی و نه شبیه آن در آنها نیست؛ بلکه فضای کلی آنها از جهاتی برعکس است.
#ام_ابیها
@Bandani1
روشن است که تعیین تاریخ ولادت برای حضرت رقیه - مانند اکثر امامزادگان دیگر - هیچ اساسی ندارد.
@Bandani1
شماره ۳۳۸
بندانی نیشابوری، چهارشنبه ۲۸ خرداد ماه ۱۳۹۹، غمخانه بیبی شهربانو
درباره منبع داستان شیعه تنوری میگوید:
«معالم الزلفی، بحار، کتب پر است؛ بصائر الدرجات ابن فروخ ...»
این نقل در مناقب ابن شهرآشوب و از آن جا در بحار آمده است. در معالم الزلفی و بصائر الدرجات صفار خبری از این داستان نیست.
آیا این صرفا یک اشتباه ذهنی و بیاهمیت است؟
خیر بندانی عادت دارد برای هر حدیثی که منبعش را نمیداند، نام تعدادی کتاب مشهور را ردیف کند و این یک اشتباه موردی نیست؛ بلکه سبک خاص او است که دهها شاهد برای آن میتوان آورد.
اساساً «معالم الزلفی» درباره مرگ و قیامت است و ربطی به این موضوعات ندارد.
نمونه دیگر از انتساب به معالم الزلفی:
https://t.me/Bandani1/242
#معالم_الزلفی
@Bandani1
۸. راستگویی و امانتداری؛ کلید وسعت رزق
أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ قُرْطٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) امْرَأَةٌ بِالْمَدِینَةِ کَانَ النَّاسُ یَضَعُونَ عِنْدَهَا الْجَوَارِیَ فَتُصْلِحُهُنَّ وَ قُلْنَا مَا رَأَیْنَا مِثْلَ مَا صُبَّ عَلَیْهَا مِنَ الرِّزْقِ فَقَالَ إِنَّهَا صَدَقَتِ الْحَدِیثَ وَ أَدَّتِ الْأَمَانَةَ وَ ذَلِکَ یَجْلِبُ الرِّزْقَ. قَالَ صَفْوَانُ وَ سَمِعْتُهُ مِنْ حَفْصٍ بَعْدَ ذَلِکَ.📚الكافي، ج٥، ص١٣٣
صفوان بن یحیی از اسحاق بن عمار از حفص بن قُرط روایت کرده است که گفت: به امام صادق (ع) عرض کردم در مدینه زنی بود که مردم کنیزان خود را به او میسپردند تا آنها را تربیت کند و گفتیم کسی را ندیدهایم که مانند او برایش روزی بریزد. امام فرمود: او راستگو و امانتدار بود و همین ویژگی روزی را جلب میکند. صفوان گفت: بعداً این حدیث را مستقیماً از خود حفص شنیدم. #لسان_صدق @Bandani1
۷. هراس روز قیامت
أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: كَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا قَامَ آخِرَ اللَّيْلِ يَرْفَعُ صَوْتَهُ حَتَّى يُسْمِعَ أَهْلَ الدَّارِ وَ يَقُولُ اللَّهُمَّ أَعِنِّي عَلَى هَوْلِ الْمُطَّلَعِ وَ وَسِّعْ عَلَيَّ ضِيقَ الْمَضْجَعِ وَ ارْزُقْنِي خَيْرَ مَا قَبْلَ الْمَوْتِ وَ ارْزُقْنِي خَيْرَ مَا بَعْدَ الْمَوْتِ.
📚الكافي، ج۲، ص۵۳۸
از عبد الرحمن بن حجاج روایت شده است که گفت: امام صادق علیه السلام هر گاه آخر شب [برای عبادت] برمیخاست صدایش را بالا میبرد تا اهل خانه بشنوند و میگفت:
اللَّهُمَّ أَعِنِّي عَلَى هَوْلِ الْمُطَّلَعِ وَ وَسِّعْ عَلَيَّ ضِيقَ الْمَضْجَعِ وَ ارْزُقْنِي خَيْرَ مَا قَبْلَ الْمَوْتِ وَ ارْزُقْنِي خَيْرَ مَا بَعْدَ الْمَوْتِ.
خدایا مرا بر هراس موقف قیامت یاری کن و تنگی آرامگاهم را برایم گشاده گردان و خیر پیش از مرگ را روزیم گردان و خوبی پس از مرگ را به من عطا کن.
#لسان_صدق
@Bandani1
Repost from غلوپژوهی
🔵 پدر یتیمان
مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ حَبِيبِ بْنِ أَبِي ثَابِتٍ قَالَ: جَاءَ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع عَسَلٌ وَ تِينٌ مِنْ هَمْدَانَ وَ حُلْوَانَ فَأَمَرَ الْعُرَفَاءَ أَنْ يَأْتُوا بِالْيَتَامَى فَأَمْكَنَهُمْ مِنْ رُءُوسِ الْأَزْقَاقِ يَلْعَقُونَهَا وَ هُوَ يَقْسِمُهَا لِلنَّاسِ قَدَحاً قَدَحاً فَقِيلَ لَهُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ مَا لَهُمْ يَلْعَقُونَهَا فَقَالَ إِنَّ الْإِمَامَ أَبُو الْيَتَامَى وَ إِنَّمَا أَلْعَقْتُهُمْ هَذَا بِرِعَايَةِ الْآبَاءِ.📘الكافي، ج١، ص٤٠٦ از حبیب بن ابی ثابت روایت شده است که گفت: عسل و انجیری از همدان و حلوان برای امیرالمؤمنین (ع) آورده شد؛ پس به نمایندگان قبائل دستور داد که یتیمان [هر قبیله] را بیاورند. در حالی که عسل را میانِ [همه] مردم، قدح قدح تقسیم میکرد، [به طور ویژه] به یتیمان اجازه داد که سر مشکها را بلیسند. برخی گفتند: ای امیرالمؤمنین (ع) چرا باید [فقط] این بچهها آنها را بلیسند؟ علی (ع) فرمود: امام پدر یتیمان است و من این عسل را به آنها دادم تا برایشان پدری کنم. ---------------------
أخبرني علي بن محمد بن الحسين عن إبراهيم بن مسلم الفساطيطي مولى بني أسد قال رأيت أبا بكر بن عياش يوما ذكر عليا فبكى حتى رأيت دموعه في الأرض وجعل يقول يجمع اليتامى ويلعقهم العسل.📙المتفق والمفترق، ١/ ٢٢٦ روایت شده است که روزی ابوبکر بن ابی عیاش، علی (ع) را یاد کرد؛ پس گریست تا اشکهایش بر زمین ریخت و گفت: او یتیمان را جمع میکرد و به آنها عسل میداد. 🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹 🔵 ای کاش یتیم بودم!
أنا الْمُؤَمَّلُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ، أنا سُفْيَانُ، أنا سَعِيدُ بْنُ عُبَيْدٍ الطَّائِيُّ، عَنْ رَجُلٍ مِنْ قَوْمِهِ يُقَالُ لَهُ الْحَكَمُ قَالَ: لَقَدْ رَأَيْتُ عَلِيًّا قَسَمَ رُمَّانًا، فَأَصَابَ أَهْلُ مَسْجِدِنَا سَبْعَ رُمَّانَاتٍ، وَلَقَدْ رَأَيْتُ عَلِيًّا جَاءَهُ عَسَلٌ، فَدَعَا الْيَتَامَى ، فَقَالَ: «ذُبُّوا وَالْعَقُوا» قَالَ الْحَكَمُ: حَتَّى تَمَنَّيْتُ أَنِّي يَتِيمٌ، فَقَسَمَهُ حَتَّى بَقِيَ مِنْهُ زِقٌّ، فَأَمَرَ أَنْ يُسْقَاهُ أَهْلُ الْمَسْجِدِ، ثُمَّ قَالَ: «إِنَّهُ يَأْتِينَا أَشْيَاءُ، إِذَا رَأَيْنَاهَا اسْتَكْثَرْنَاهَا، فَإِذَا قَسَمْنَاهَا اسْتَقْلَلْنَاهَا، وَإِنِّي قَاسِمٌ فِيكُمُ الْقَلِيلَ وَالْكَثِيرَ.📗الأموال لابن زنجويه، ٢/ ٥٦١؛ و نیز نک: أنساب الأشراف، ٢/ ١٣٥ از حکم طائی روایت شده است که گفت: دیدم علی (ع)، مقداری انار را تقسیم کرد؛ پس به اهل مسجد ما هفت انار رسید! و دیدم برای علی (ع) عسل آمد؛ پس یتیمان را صدا زد و فرمود: بلیسید. حکم گفت: تا جایی که من آرزو کردم ای کاش یتیم بودم! آن عسل را تقسیم کرد و یک مشک باقی ماند. پس دستور داد که آن را به اهل مسجد بنوشانند. سپس گفت: چیزهایی برای ما می آید که وقتی میبینیمش زیاد به نظر میرسد و وقتی تقسیمش میکنیم، کم به نظر میرسد و من بین شما کم و زیاد را تقسیم میکنم. -------------------------
أبو الطفيل: رأيت عليا كرم الله وجهه يدعو اليتامى فيطعمهم العسل، حتى قال بعض أصحابه: لوددت أني كنت يتيما.📔ربيع الأبرار ونصوص الأخيار، ٢/ ٣٠٥؛ مناقب آل أبي طالب، ج٢، ص٧٥ از ابو الطفیل روایت شده است که گفت: دیدم علی (ع) یتیمان را صدا میزد و به آنها عسل میداد تا جایی که برخی از اصحابش گفتند: دوست داشتم که یتیم بودم! در میلاد مولا امیرالمؤمنین (ع) به یاد یتیمان باشیم: https://t.me/abasmofid69/460 #حدیث @Gholow2
۶. زینت هر قبیله
أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي أُسَامَةَ زَيْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع... فَوَ اللَّهِ لَحَدَّثَنِي أَبِي ع أَنَّ الرَّجُلَ كَانَ يَكُونُ فِي الْقَبِيلَةِ مِنْ شِيعَةِ عَلِيٍّ ع فَيَكُونُ زَيْنَهَا آدَاهُمْ لِلْأَمَانَةِ وَ أَقْضَاهُمْ لِلْحُقُوقِ وَ أَصْدَقَهُمْ لِلْحَدِيثِ إِلَيْهِ وَصَايَاهُمْ وَ وَدَائِعُهُمْ تُسْأَلُ الْعَشِيرَةُ عَنْهُ فَتَقُولُ مَنْ مِثْلُ فُلَانٍ إِنَّهُ لآَدَانَا لِلْأَمَانَةِ وَ أَصْدَقُنَا لِلْحَدِيثِ.📚الكافي، ج۲، ص۶۳۶ از امام صادق -علیه السّلام- روایت است که فرمود:
... به خدا سوگند پدرم (ع) میفرمود: پيش از اين اگر در ميان قبيلهای یک تن از شيعيان علىّ (ع) بود، زینت آن قبيله بود. از همه امانتدارتر، حقشناستر و راستگوتر بود. همه او را وصى خود مىكردند و امانات خود را به او مىسپردند. وقتی از آن قبیله درباره او سؤال مىكردند، همه پاسخ میدادند: چه کسی مانند او است؟! به راستی او امانتدارترین و راستگوترینِ ما است. #لسان_صدق @Bandani1
+2
مجموعه خیراندیش بیانیه داده که حواشی اخیر از سوی رسانههای خبری معاند خارج از کشور که خارج از قوانین ایران فعالیت میکنند، منتشر شده است!
این در حالی است که خبر حکم بازداشت حسین خیراندیش به اتهام کلاهبرداری و تأسیس دانشگاه جعلی، چند بار در خبرگزاری تسنیم که یک خبرگزاری رسمی داخلی است، آمده است:
حکم جلب سیار "ح.خ" از مدعیان طب سنتی صادر شد/ کلاهبرداری دلاری با تأسیس دانشگاه جعلی
سرنوشت دانشجویان دانشگاه جعلی طب سنتی «ح.خ.» چه شد؟
صداوسیما با بیدقتی به برخی مداخلهگران پزشکی و طب سنتی تریبون میدهد
ماجرای پذیرش دانشجو در دانشگاه جعلی طب سنتی در ایران/ وزارت بهداشت پاسخگو باشد
بنابراین نسبت دادن این اتهام به رسانههای خارجی معاند، چیزی جز فرافکنی نیست.
بامزهتر این که در این بیانیه نوشتهاند هیچ نفع شخصی در این کار نداشتهاند!
@Bandani1
Repost from متعلم آل محمّد ص
۵۴۰. زینب و رقیه دختران رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بودند، و کسی که خلاف این را بگوید، سخنش شاذّ (نادر و غیرقابلپذیرش) است.
دیدگاه مرحوم...
شماره ۳۳۷
بندانی نیشابوری، سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۴، مسجد گیاهی، هیئت ریحانة النبی (ص)
«میفرماید: وقتی کسی وارد منزلتان شد، لباس عیالت را جمع کن.»
کی میفرماید؟ گذشته از موارد متعددی که بندانی به دروغ ادعا میکند حدیث است، موارد متعددی نیز با تعبیر «فرمود» و «میفرماید» ردیف میکند که به شنونده القا میکند حدیث است.
@Bandani1
شماره ۳۳۶
بندانی نیشابوری، سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۴، مسجد گیاهی، هیئت ریحانة النبی (ص)
«فرمود: خدا ولدی به شما داد تا به دنیا نیامده، کسی نفهمیده، اعلام نکنید. این روایت است. اینها را کنار هم بگذار بعد ببینیم چهجور میشود.»
کجا چنین روایتی هست؟! اینها را کنار هم بگذاریم جز این معلوم نمیشود که بندانی علاوه بر دروغگویی و حدیثسازی مبتلا به مشکلات روانی جنسی نیز هست که در چنین موضوعاتی جعل حدیث میکند.
@Bandani1
شماره ۳۳۵
بندانی نیشابوری، سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۴، مسجد گیاهی، هیئت ریحانة النبی (ص)
«در باب کربلا، حضرت فرمود: اگر عیالت را بردی، شب ببرش زیارت؛ کسی نشناسدش! نه قاطی جمعیتش کنی. این، روایات است. مال ما، حرف شیخ نیست. کامل الزیارات ابن قولویه علیه الرحمة، استاد شیخ مفید، محمد بن نعمان رضوان الله تعالی علیه.»
❌⁉️کجای کامل الزیارات؟
بلکه این دقیقاً حرف شما است که بیپروا به امام نسبت میدهید و در کامل الزیارات ابن قولویه چنین حدیثی وجود ندارد.
البته بعضی علما چنین توصیهای کردهاند (الدروس الشرعیة، ج۲، ص۲۵) ولی روایت نیست. ضمنا این قصه مشهور هم که حضرت زینب شبانه به زیارت قبر پیامبر (ص) میرفت و امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین (ع) جلو و راست و چپ ایشان راه میرفتند و چراغها را خاموش میکردند (جعفر نقدی، زینب الکبری، ص۲۲)، هیچ منبعی ندارد و منبریهای متأخر، جعل کرده و به یحیی مازنی بستهاند. درهمریختگی زمان و مکان و مخالفتش با سیره نیز که مخفی نیست. ظاهرا اسم یحیی مازنی را هم از رجزی که ابن شهرآشوب به او در واقعه کربلا نسبت داده گرفتهاند. (مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۱۰۲)
@Bandani1
شماره ۳۳۴
بندانی نیشابوری، سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۴، مسجد گیاهی، هیئت ریحانة النبی (ص)
«حدیث داریم برآمدگی شکم زن آبستن را نامحرم نداند، نبیند؛ روی بچه اثر میگذارد.»
کجا حدیث داریم؟! چرا هر چیزی به ذهن خودتان میرسد، روی منبر به اهل بیت (ع) نسبت میدهید؟!
@Bandani1
