آنائل
Open in Telegram
آنائل Ānael؛ نامیست با ریشه عبری-فرانسوی به معنایِ؛. پناه دهنده و فرشتهعشق https://t.me/BChatBot?start=sc-caa63406a3
Show more1 091
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-430 days
Posts Archive
1 091
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
از رقیبان کمین کرده عقب میماند
هر که تبلیغ کند خوبی ِ دلبندش را!
مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را
…
مادرم بعد تو هی حال مرا میپرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را
عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
به تو اصرار نکرده است فرآیندش را
قلب ِ من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را
حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
بفرستند رفیقان به تو این بندش را :
«منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را
- کاظم بهمنی
1 091
سوختم در کوچه های بی کسی
مانده ام در کوچه های بی کسی
سنگ قبرم را نمیسازد کسی
سوختم خاکسترم را باد برد
بهترین یارم مرا از یاد برد
کاش بودی تا دلم تنها نبود
تا اسیر غصه ی فردا نبود
کاش بودی تا فقط باور کنم
زندگی بی تو هرگز زیبا نبود
1 091
یک عمر نگرانِ چه میشود ها بودم..
به لبم رسید!
کم کم یاد گرفتم
که دیروز و فردا را ول کنم؛
به جهنم که چه شد!
به درک که چه میشود!
- رضا جولایی
1 091
روي قبرم بنويسيد؛ که از شهر وفا آمده بود
هيچکس هيچ نفهميد چرا آمده بود؟
بنويسيد ؛ نفهميد کسی دَردش را
هيچکس درک نمیکرد ، دل سَردش را
بنويسيد ؛ که يک عمر خدا را کم داشت
در دو چشمش اثر از گمشدهای مبهم داشت
بنويسيد ؛ دمادم دل او اَبری بود
بنويسيد ؛ که اسطورهی بیصبری بود
بنويسيد ؛ دلش مثل ِدل ِشیشه شکست
آن زمانی که دلی بر دل رویاها بست
بنويسيد ؛ که با عدل ِخدا مسئله داشت
بنويسيد ؛ که از خلقتِ خود هم گله داشت
بنویسید ؛ که در بیکسیاش سوخت پرَش
بنويسيد ؛ غمی بود به چشمان تَرش
بنويسيد ؛ که همواره، غمی پنهان داشت
بنويسید ؛ به تقدير خدا ايمان داشت
