Forogh|فروغ
Open in Telegram
تو چه هستی، جز یک لحظه، یک لحظه که چشمان مرا میگشاید در برهوت آگاهی ارتباط با ادمین ( ناشناس) : https://telegram.me/BChatBot?start=sc-992710-e2TjIQd
Show more318
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
318
با نادیده گرفتن این واقعیت که اردوگاه وی در باران های موسمی اوکیناوا غوطه ور شده است و گروهبان نیرو دریایی A.S تا زانو در اب ایستاده تا ریش بتراشد
28 مه 1945/ اوکیناوا، ژاپن
318
افرادی که از تنهایی وحشت دارند معمولاً میکوشند این وحشت را از طریق یک شیوهی بینفردی تسکین دهند. آنها نیازمند حضور دیگرانند تا هستیِ خود را به اثبات برسانند؛ آرزو دارند توسط دیگران بلعیده شوند یا آنکه میخواهند دیگران را ببلعند تا درماندگیِ ناشی از تنهاییِشان را فرو بنشانند؛ در پی روابط جنسیِ متعدد که کاریکاتور یک رابطهیِ اصیل است، هستند.
خلاصه اینکه فردی که در حال غرق شدن در اضطرابِ تنهاییست، مأیوسانه به هر رابطه ای چنگ میزند. این دست انداختن به سوی هر رابطه، چیزی نیست که او بخواهد بلکه از سر ناچاری چنین می کند؛ و رابطهیِ حاصل از چنین شرایطی برای ادامهی بقاست نه برای دستیابی به رشد و تکامل.
طنز تلخ ماجرا اینجاست: آنان که مأیوسانه نیازمند آرامش و لذت حاصل از یک رابطه اصیلند درست همانهایی هستند که کمتر از هر کسی قادر به برقراری چنین ارتباطی هستند.
-اروین د یالوم
318
البته که تنهایی راه حل ندارد! تنهایی بخشی از هستیست، باید با آن رو در رو شویم و راهی برای هضم آن بیابیم. ارتباط با دیگران مهمترین منبع در دسترس ما برای کاستن از وحشت تنهاییست. هر یک از ما کِشتیهایی تنها در دریایی تیره و تاریم. نور کِشتیهای دیگر را میبینیم. کشتیهایی که به آنها دسترسی نداریم ولی حضورشان و شرایط مشابهی که با ما دارند آرامش زیادی به ما میبخشد. ما از تنهایی و درماندگی محضمان آگاهیم ولی اگر بتوانیم سلولهای بی روزنِمان را بشکافیم، متوجه میشویم دیگرانی هم هستند که با وحشتی مشابه دست به گریبانند. احساس تنهایی راهی برای همدردی با دیگران به رویمان میگشاید و به این ترتیب دیگر چندان وحشت زده نخواهیم بود. پیوندی نادیدنی، افرادی را که تجربه ای مشترک دارند به هم میپیوندد. حال چه تجربه ای با اشتراک زمانی یا مکانی باشد، مثل هم مدرسه ای بودن، چه یکی از تماشاگران واقعهای بودن.
-اروین د یالوم
318
انسانهایی که اوقات خلوت خود را به مطالعه و کتاب های مفید اختصاص میدهند و کتاب نسبت به آدمها برایِشان ارجحیت دارد، بهچیزی میرسند که در هیچ معاشرتی به دست نمیآید. کتاب به شما میآموزد چگونه زندگی را بشناسید و با آن کنار بیایید. اما تقریبا انسانها به شما می آموزند چگونه زندگی را تباه کنید.
318
جرأت کنید راست و حقیقی باشید. جرأت کنید زشت باشید!
اگر موسیقیِ بد را دوست دارید، رک و راست بگویید.
خود را همان که هستید نشان بدهید. این بزک تهوعانگیزِ دورویی و دوپهلویی را از چهرهٔروحِ خود بزدایید، با آب فراوان بشویید!
318
🔴فوری!!
درگیری میان ارتش سودان و نیرو های پشتیبانی سریع که امروز صبح اغاز شد خارطوم و چند شهر دیگر تبدیل به صحنه نبرد دو طرف شده
در واقع این نبرد میان عبدالفتاح برهان رییس شورای انتقالی سودان(به پشتیبانی ارتش) و محمد حمدان دقلو معاون شورای انتقالی (به پشتیبانی نیروهای پشتیبانی سریع) است
با نگاهی به اخبار ماه های اخیر سودان تاکنون این گونه به نظر میرسد که حمدان دقلو از سوی روسیه و برهان از سوی مصر و آمریکا مورد حمایت است.
اسرائیل هم با توجه به روابط خوب خود با هر دو طرف، ممکن است منتظر نتیجه نبردها بماند.
عبدالفتاح برهان: ادعا کرد که ارتش سودان کاخ ریاست جمهوری، ستاد ارتش و فرودگاه خارطوم را تحت کنترل دارد.
حمدان دقلو:در مصاحبه ای ادعا کرد که نیروهایش فرودگاه های الابيض، بورتسودان، الفاشر و مروی را تحت کنترل خود درآورده اند.
صاویر منتشره از سیطره نیروهای پشتیبانی سریع بر فرودگاه مروی حاکی است.
318
لذتی بالاتر از این نیست
که در راه خانه،از دست فروشی،
کتابی را بخری که سالها در پیاش بودی
318
دیدار به قیامت
ما رفتیم و دل شما را شکستیم همین
19 فروردین ماه 1402
هفتادودومین سالروز جاودانگی صادق هدایت
یادش گرامی
318
شورای امنیت سازمان ملل ثابت کرد غالب این ارگانها دلقکی بیش نیستند. در جلسهی امروز این شورا، خانم ماریا لوُوا بلِوا که چندی پیش از سوی دادگاه کیفری لاهه به جنایت علیه بشریت محکوم شده بود به عنوان نماینده روسیه، غرب را به دزدیدن کودکان اوکراینی متهم کرد!
از طرفی جانی را محکوم میکنند از طرفی با قبول حضورش و ماندن در جلسه، به او مشروعیت میبخشند؛ نماد واقعی دورویی و بیعملی.
318
ایده آلیسم را میتوان درگرایش به ایسم ها، نحله های سیاسی و مذهبی و گرایش های خرافی و کاذب مختلف دید. درواقع ایده آلیسم پناهگاهی برای جدا شدن فرد برای گسستن از واقعیت ناخوشایندی ست که نمیتواند یا نمیخواهد آن را بپذیرد. بنابراین به یک ایده آل فکری(باید های ایدئولوژیک و ذهنی) پناهنده میشود تا واقعیت و آنچه هست را نادیده بگیرد.
زیرا پذیرش واقعیت مسئولیت میآورد، پذیرش واقعیت دردناک است، اگر بپذیریم که شرایط ایدهآل نیست، ناچارا برای جبران خرابی ها ملزم به پرداخت هزینه میشویم. اگر بپذیریم در مسئلهای ضعف داریم، برای رسیدن به احساس مطلوب میبایست ضعف هایمان را پوشش دهیم.
به همین دلیل است که تعداد معتقدان از متفکران بیشتر است، مردم تقلید را به تفکر ترجیح میدهند و آزادی را برای امنیت قربانی میکنند.
318
فیلم: برادران لیلا
به کارگردانی: سعید روستایی
فیلمی که برنده جایزه فیپریشی کن شد
و در ایران اجازه اکران نگرفت
سیاسی ترین فیلمی که در ایران ساخته شده
کاملا نمادیک سرشار از مفهوم و معنی
فیلمی که واقعیت های زندگی ایرانی هارو به نمایش میزاره توصیه میشه همه این فیلم رو ببینند محشره
تاریکی و درام بودن فیلم ادمو به وجد میاره مو به تن ادم سیخ میشه
318
عمر آدمی لحظهای بیش نیست. وجودش جریانی گذرا، احساساتاش مبهم، جسماش طعمهیِ کِرمها، روحاش گردبادی ناآرام، سرنوشتش نامعلوم و شهرتش ناپایدار است.
آدمی از لحاظ جسمانی همچون آب جاری و از لحاظ روحانی همچون خواب و خیال و بخار است. زندگی چیزی نیست جز نبرد، اقامتی کوتاه در سرزمینی بیگانه و پس از شهرت، گمنامی فرا میرسد.
پس چه چیزی میتواند راهنما و پاسدار آدمی باشد؟ فقط و فقط یک چیز : ''فلسفه''
فیلسوف بودن یعنی پاك و سالم نگه داشتنِ روحِ خود. یعنی روحی فارغ از لذت و درد داشتن، یعنی هدف داشتن و از کذب و ریا مبرا بودن، یعنی در قید کردهها و نکردههای دیگران نبودن، یعنی تن به قضا دادن و از همه مهم تر: یعنی با متانت در انتظار مرگ بودن و مرگ را جز انحلال و تجزیهیِ سادهیِ عناصرِ سازندهیِ موجوداتِ زنده ندانستن.
318
A cup of tea with Nietzsche (Let's get to know Nietzsche better)
یک فنجان چای با نیچه(نیچه را بهتر بشناسیم)
318
OF THE NEW IDOL
" Somewhere there are still peoples and herds, but not with us, my brethren : with us there are states.
The state? What is that? Well! now open your
ears,for now I deliver my sentence on the death of
peoples.
The state is called the coldest of all cold monsters.
And coldly it lieth ; and this lie creepeth out of its mouth : I,the state, a m the people.'
It is a lie! Creators they were who created the peoples and hung one belief and one love over them ; thus they served life.
Destroyers they are who lay traps for many , calling
them the state : they hung a sword and a hundred desires over them.
Wherever a people is left, it understandeth not the state but hateth it as the evil eye and a sin against customs and rights.
This sign I show unto you : every people speaketh its own tongue of good and evil— not understood by itsneighbour. Every people hath found out for itself its own language in customs and rights.
But the state is a liar in all tongues of good and evil; whatever it saith, it lieth, whatever it hath,it hath stolen.
False is everything in it; with stolen teeth it biteth, the biting one. False are even its intestines.
Confusion of languages of good and evil. This
sign I show unto you as the sign of the state. Verily, this sign pointeth to the will unto death ! Verily, it waveth hands unto the preachers of death!
Far too many are born: for the superfluous the state was invented.
Behold, behold, how it allureth them, the much too-many! How itdevoureth,cheweth,and masti
cateth them !
'On earth there is nothing greater than I ; God's regulating finger am I,'thus the monster howleth. And not only those with long ears and short sight sink upon their knees !
Translated by Alexander Tille
دربارهی بت نو
جایی است که هنوز هم مردم و رمه ها در آن جا دارند اما آنجا، جایی نیست که دولتها نیز در آن زندگی میکنند
دولت؟
دولت چیست؟ پس به کلامم گوش فرا دهید تا شما را از مرگ ملتها آگاه سازم. ،دولت نامی برای سردترین هیولاست که به سردی دروغ میگوید و فریاد بر می آورد دولت همان ملت است که این دروغی بیش نیست آن که ملت را ،آفرید این کار را با عشق و ایمان کرد. آنها جز خدمتگزاران انسانها نبودند. پس آن که نام دولت بر خود میگذارد یاوه گویی بیش نیست که هم فریبتان میدهد هم تیغ بر شما میکشد
آنجا که هنوز نشانی از یک ملت باقی ،مانده اثری از هیچ دولتی نیست؛ چراکه ملت ها از نیرنگ بازانی بیزارند که آیینها و سنتهای آنها را زیر پا میگذارند آگاه باشید که هر ملتی برای بیان سخن ،خویش چه خوب و چه بد، زبانی خاص دارد که حتی همسایه اش آن زبان را نمیشناسد؛ چراکه او نیز سنتها و آیینهای خود را دارد که بر پایه باورهای خود پدید آورده
اما دولتها با همۀ آن زبانهای نیک و بد آشنا هستند و به هر زبانی دروغ میگویند و هرچه میگویند چیزی جز دروغ نیست و هر آنچه که دارند دزدی است و جز آن هیچ ندارند.
جانوری است که با دروغ ساخته شده حتی دندانهای تیزش نیز دزدی است و
وجودش از دروغها شکل گرفته اگر در پی یافتن نشانه هایی برای شناسایی آنهایید به شما میگویم دوستان نیک و بد را درهم می آمیزند که این همان نشانۀ مرگ است که پیام آوران مرگ با خود دارند.
پس افراد بسیار پا بر این زمین می.نهند همانا دولت برای طفیلی ها ساخته شده. ببین که چگونه آن بسیاران خام فریب آنان می.شوند چطور آنها را میدزدند
می چرند و نشخوار میکنند أن هيولا فریاد بر می آورد چه کسی را میتوان در این دنیا یافت که از من بزرگتر
باشد؟ من سامان دهنده خالق روی زمینم
و کوته فکران برابرشان پیشانی بر خاک میسایند.
ترجمه از آلمانی به انگلیسی الکساندر تایل
ترجمه از آلمانی به فارسی فرزام حبیبی اصفهانی
(Thus spoke zarathustra . Friedrich nietzsche)
(چنین گفت زرتشت . فریدریش ویلهمم نیچه)
