Forogh|فروغ
Open in Telegram
تو چه هستی، جز یک لحظه، یک لحظه که چشمان مرا میگشاید در برهوت آگاهی ارتباط با ادمین ( ناشناس) : https://telegram.me/BChatBot?start=sc-992710-e2TjIQd
Show more318
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
318
The top of creation in any taste and viewpoint, and any pleasant feeling and kenning is based on that person's mindset and thoughts. To put it simply, the level of people's comprehensive tastes depends on their thinking level and depth of rationality. People's pattern of tastes, senses of satisfaction and good feelings is exactly related to their amount of intellect and inner experience.
سرآمد خلق هر سلیقه و دیدگاهی،هر نوع نگاه و احساس خوشنودی،مبنی بر اذهان و افکار آن فرد هست.
ساده تر بگویم، سطح سلایق جامع افراد مبتنی بر سطح فکری و عمق عقلانیت آن هاست.
سرلوحه سلیقه و احساس رضایت و حس خوب دقیقا مرتبط به اندازه عقل و تجربه درونی شخصی افراد است.
318
ناخودآگاه، همان پسماندهیِ آرزوهایِ ابتداییای که به دلیل ناسازگاریشان با نور خورشید در سردابِ ذهن، دفن و به بوتهی فراموشی سپرده شدهاند.
318
طنز بشری در این است که ژرفترین نیاز، رهایی از اضطراب مرگ و نابودیست؛ ولی چون خودِ زندگی برانگیزانندهی این اضطراب است، ناچاریم از به تمامی زیستن اِبا کنیم.
318
آدم باید کتابهایی بخواند که گازش میگیرند و نیشش میزنند.
اگر کتابی که میخوانیم مثل یک مُشت نخورَد به جمجمهمان و بیدارمان نکند، پس چرا میخوانیمش؟
که بهقول تو حالمان خوش شود؟
بدون کتاب هم که میشود خوشحال بود.
318
تقلا و اضطراب و زحمت و وحشت، خمیرهی اصلی زندگی اکثر انسانها است. اما اگر تمامی آمال انسان به سرعت بر آورده میشد، وی زندگی خود را صرف چه می کرد؟ با زمان و فرصت خود چه می کرد؟ اگر جهان بهشتی مملو از نعمت و التذاذ و آسایش میبود، سرزمینی با جویهای شیر و عسل، آنجا که هر مجنونی لیلی خود را بی دردسر و به سهولت مییابد، مردمان یا از کسالت و یکنواختی دق میکردند و یا خود را حلقآویز میساختند، یا آن اندازه جنگ و جنایت و کشتار به راه میافتاد که عاقبت بشر رنجی به مراتب بیش از آنچه اکنون باید از دست طبیعت متحمل شود بر خود روا میداشت.
318
شما هیچوقت نمیتوانید یک احمق که در حین تمسخر کردن شماست را متقاعد نمایید.
زیرا آن شخص تمسخرکننده در افکارِ خودش به حماقتی که از شما ساخته است درحال خندیدن است و گمان می کند که حق با اوست.
و البته شما برای کنترل خشم در برابر تمسخر های پر سر و صدا نیازمند اراده و صبری آهنین هستید که خشم در چهره و رفتار خود را کنترل کنید.
318
چرا از آخرین روز زندگیات میهراسی؟
بیش از روزهای دیگر در مرگت سهیم نیست.
آخرین گام خستگی نمیآوَرَد، تنها خستگی را آشکار میکند.
318
از امیدی تازه و هدفی جدید برای زندهبودن آکنده شده ام. این ورای درک بسیاری از آدمهاست.
قدر معجزهی زندگی را حتی در تماشای پرواز یک پرنده میدانم، وقتی از دستدادن چیزی نزدیک است، معنی دار تر میشود.
من حس یکی شدن با همهچیز و یگانگی با همهکس را تجربه کردم. بعد از نوزایی روانی ام، درد دیگران را هم حس میکنم. همه چیز روشن و درخشان است.
318
تیکه ای از فیلم پاپیون
شدیداً پیشنهاد میشه این فیلمو کامل ببینید
جز بهترین فیلم های تاریخ سینماست
318
خوشبختانه در میانِ آب های طغیانیِ این زندگی،
چند جزیره کوچک هست که بتوان به آن پناه برد:
کتاب های زیبا،شاعران،موسیقی...
318
امّا، به حقیقت، آنچه دشوار است تاب آوردنِ انسان است و بس! زیرا بعضی چیزهایِ شگفت بر دوش میکشد: او چون شتر زانو میزند و میگذارد که خوب بار-اش کنند.
به ویژه انسانِ نیرومندِ بُردباری که در او شکوهیدن خانه کرده است. او بسی کلام ها و ارزش هایِ شگفت بر خویش بار میکند. تو گویی زندگی در چشماش بیابانیست!
و به راستی، با چیزها ما راست و تاب آوردناش دشوار! و ای با چیز ها در درونِ انسان که همچون درونهیِ صدف تهوّع انگیر است و لغزان و لیز، چندان که پوستهای شاهوار با نقش-و-نگاری شاهوار میباید پوزش خواهِ آن باشد.
باری، داشتنِ پوسته و ظاهرِ آراسته و کوریِ زیرکانه نیز هنریست که میباید آموخت!
318
آدمها سه دستهاند:
آنها که مُردهاند، آنها که زندهاند.
و آنهایی که هنوز نمردهاند.
به خیابان بنگر،
خیابانها مالامال از آدمهایی است که هنوز نمردهاند.
