en
Feedback
کوچه‌ی بی‌نام

کوچه‌ی بی‌نام

Open in Telegram

نگار؛ همین!

Show more
592
Subscribers
No data24 hours
+27 days
-130 days
Posts Archive
برام دعا کنین دوستان.

امیدوارم شاخ این غول مرحله آخرِ این مسیر رو هم بشکنم و بعدش بشینم به سختی مسیری که طی کردم فکر کنم و به خودم حق خسته شدن بدم.

Repost from دو در یک
دوست داشتن خودت، توی هر شرایطی خیلی سخته. : مه‌گل.

Repost from دوات
او تنها یک خاطره است. خاطره‌ها دلتنگ نمی‌شوند.

Repost from N/a
بی گدار به آب نزن! تا منبع درآمد نداری از شغلت انصراف نده. تا پشتوانه نساختی مستقل نشو. تا با خودت بی حساب نشدی عاشق نشو.

فکر کنم تا اینجای زندگی، جواب سوال "بدن و زندگی‌ات را در چه راهی صرف کردی؟" رو بدونم؛ در راه تموم‌شدن و نرسیدن.

نوشته بود: امید، شاید در صفحه ی بعدی باشد، کتاب را نبند.

Repost from N/a
تنهایی آدمو کافر می‌کنه محب، خودت می‌گی، خودت می‌شنوی، شیطونم برات دست می‌زنه. [پوست شیر]

ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده در شـب ظـلـمــانی ام، مـاه نــشـانـم بـده يوسـف مصری ز چـاه، گـشت چنـان پادشـاه گـر کـه طـريـق ايـن بُـود، چـاه نـشـانـم بـده.

Repost from ناگفته
حرف زدن هیچ فایده‌ای نداره. یه وقت گول نخوری خودتو واسه آدما اسپویل کنی!

Repost from دوات
ببین زندگی تغییر میکنه. زندگی در کسر ثانیه عوض می‌شه. عین فوتباله. از دور یه ۹۰ دقیقه‌ی قابل پیش‌بینی به نظر میرسه اما کسی که سال‌ها این مستطیل سبز رو میشناسه میدونه که هیچی، هیچی، هیچی توی این بازی قابل پیش‌بینی نیست‌!

چوب خدا واقعا وجود داره؟

Repost from بیگانه
همیشه قبل اینکه تابستون بره و پاییز بیاد، چندروزی خورشید خیلی تند و تیز می‌شه. این برای من همیشه یادآور پایان‌هاست. هرچیزی وقتی قراره به پایان برسه، درست قبل از به پایان رسیدن، انگار حسابی تند و تیز می‌شه. می‌سوزونه و ویرون می‌کنه. جوری که کسی باور نکنه فردا روز می‌تونه تموم شه. ولی می‌شه. مهم نیست چقدر سختش کنه، بالاخره به رفتن مجبوره.

Repost from بیگانه
آدم‌ها تشویقت می‌کنن اعتماد به نفس داشته باشی، بعد وقتی داریش بینیشون رو چین می‌دن و چشم نازک می‌کنن و بهت می‌گن: مغرور!

"یک فنجان چای تقریبا همه چیز را حل می‌کند."

نمیشه هر آدمی راهنمای ارتباطی داشته باشه؟ که از اول بدونیم باهاش رابطه برقرار کنیم خوبه یا نه؟

گیر افتادیم توی یه بازی، یه دکمه‌ی دسته‌ی کنسول خرابه، این بچه هم که گیمره، یادش میره این دکمه خرابه، بازی هم پیشرفته‌ست، همین مرحله‌ی کوفتی هربار یه شکل میگیره و بازی این بچه دهن ما رو صاف میکنه.

گاهی مشکل حجم کار نیست، ترس از شروعه. دست به کار که می‌شی، می‌بینی بیشترش سایه‌ست. یه قدم کوچیک، گاهی همه‌ی راهو روشن می‌کنه.

ما بلد نبودیم از هر راهی لقمه بذاریم دهنمون، وگرنه که این مملکت گلستون میبود واسمون.

نوشته بود: "هیچ‌وقت دنبال انتقام نیستم؛ چون آدم‌هایی که باطن‌شون فاسده توسط خودشون نابود می‌شن."