en
Feedback
آرنیکا

آرنیکا

Closed channel

#متن #شعر #آهنگ #تیکه_کتاب پیدا کردن سریعتر پیامها در گروه تاپیک آرنیکا https://t.me/topic_arnika عضو شید جالبه 🤍🌱

Show more
192
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-430 days
Attracting Subscribers
May '26
May '260
in 0 channels
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '260
in 0 channels
Get PRO
January '260
in 0 channels
Get PRO
December '25
+1
in 0 channels
Get PRO
November '25
+6
in 1 channels
Get PRO
October '25
+1
in 0 channels
Get PRO
September '25
+3
in 0 channels
Get PRO
August '25
+12
in 0 channels
Get PRO
July '25
+7
in 0 channels
Get PRO
June '25
+14
in 1 channels
Get PRO
May '25
+21
in 0 channels
Get PRO
April '25
+28
in 1 channels
Get PRO
March '25
+8
in 0 channels
Get PRO
February '25
+13
in 0 channels
Get PRO
January '25
+18
in 0 channels
Get PRO
December '24
+11
in 1 channels
Get PRO
November '24
+9
in 0 channels
Get PRO
October '24
+12
in 0 channels
Get PRO
September '24
+10
in 0 channels
Get PRO
August '24
+9
in 0 channels
Get PRO
July '24
+10
in 0 channels
Get PRO
June '24
+7
in 0 channels
Get PRO
May '24
+7
in 0 channels
Get PRO
April '24
+18
in 0 channels
Get PRO
March '24
+22
in 0 channels
Get PRO
February '24
+17
in 0 channels
Get PRO
January '24
+401
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
16 May0
15 May0
14 May0
13 May0
12 May0
11 May0
10 May0
09 May0
08 May0
07 May0
06 May0
05 May0
04 May0
03 May0
02 May0
01 May0
Channel Posts
Ehaam - Ashegh Sho.mp311.40 MB

2
حالیا مصلحتِ وقت در آن می‌بینم که کشم رَخت به میخانه و خوش بنشینم جامِ مِی گیرم و از اهلِ ریا دور شَوَم یعنی از اهلِ جهان پاکدلی بُگزینم جز صُراحی و کتابم نَبُوَد یار و ندیم تا حریفانِ دَغا را به جهان کم بینم سر به آزادگی از خَلق برآرم چون سَرو گر دهد دست که دامن ز جهان دَرچینم بس که در خرقهٔ آلوده زدم لافِ صَلاح شرمسار از رخِ ساقی و مِیِ رنگینم سینه‌ی تَنگِ من و بارِ غمِ او، هیهات مردِ این بارِ گران نیست دلِ مسکینم من اگر رندِ خراباتم و گر زاهدِ شهر این مَتاعم که همی‌بینی و کمتر زینم بندهٔ آصفِ عهدم دلم از راه مَبَر که اگر دَم زَنَم از چرخ بخواهد کینم بر دلم گرد ستم‌هاست خدایا مپسند که مکدر شود آیینه مهرآیینم #حافظ
93
3
Mohsen Chavoshi - To Dar Masafate Barani (320).mp3
33
4
Homayoun Shajarian Dorre Dordaane.mp3
50
5
Googoosh-Daryaei-128.mp3
58
6
Homayoun Shajarian _ Az Dust Dashtan (320) (1).mp3
67
7
حرف بزن آیدا ، حرف بزن! من محتاج شنیدن حرف های تو هستم با من از عشقت ، از قلبت ، از آرزوهایت حرف بزن اگر مرا دوست می داری من نیازمند آنم که با زبان تو آن را بشنوم: هر روز، هر ساعت، هر دقیقه و هر لحظه می خواهم که زبان تو، دهان تو و صدای تو آن را با من مکرر کند افسوس که سکوت تو مرا نیز اندک اندک از گفتن باز می دارد. درخت با بهار و ماهی با آب زنده است و من با حرف های تو... #احمد_شاملو
114
8
Taher Ghoreyshi Man Vojoodam Male To.mp3
66
9
Homayoun Shajarian Mahve Tamasha.mp3
69
10
Sina Sarlak Kojaei Negaram.mp3
68
11
Sina Sarlak Jane Mani.mp3
1
12
Sina Sarlak Jane Mani.mp3
70
13
Fereidoon Foroughi Zendoone Del.mp3
71
14
Sara Naeini Del Yar.mp3
71
15
Shahram Nazeri Masto Divaneh.mp3
70
16
دونوازی_پیانو_و_کمانچه_A_Dance_of_Bow_and_Fingers.m4a
75
17
+1
♥️
88
18
+3
Alireza Ghorbani Bi Gonah (2).mp3
94
19
قرن ما روزگار مرگ انسانیت است سینه ی دنیا ز خوبی‌ها تهی است! صحبت از پژمردن یک برگ نیست وای! جنگل را بیابان می‌کنند.. دست خون‌آلود را در پیش چشم خلق پنهان می‌کنند هیچ حیوانی به حیوانی نمی‌دارد روا آنچه این نامردمان با جان انسان می‌کنند صحبت از پژمردن یک برگ نیست فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرُست فرض کن جنگل بیابان بود از روز نُخست در کویری سوت و کور در میان مردمی با این مصیبت‌ها صبور صحبت از مرگ محبت، مرگ عشق گفت وگو از مرگ انسانیت است... فریدون مشیری
62
20
آن یار کز او خانهٔ ما جای پری بود سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش بیچاره ندانست که یارش سفری بود تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد تا بود فلک، شیوهٔ او پرده‌دری بود منظور خردمند من آن ماه که او را با حسن ادب شیوهٔ صاحب‌نظری بود از چنگ منش اختر بدمهر به در برد آری چه کنم؟ دولت دور قمری بود عذری بنه ای دل، که تو درویشی و او را در مملکت حسن سر تاجْوری بود اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت باقی همه بی‌حاصلی و بی‌خبری بود خوش بود لب آب و گل و سبزه و نسرین افسوس که آن گنج روان رهگذری بود خود را بکش ای بلبل از این رشک که گل را با باد صبا وقت سحر جلوه‌گری بود هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ از یمن دعای شب و ورد سحری بود حافظ
44