745
Subscribers
No data24 hours
+67 days
+2530 days
Data loading in progress...
Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
February '25
February '25
+29
in 0 channels
January '25
+51
in 1 channels
Get PRO
December '24
+79
in 1 channels
Get PRO
November '24
+49
in 1 channels
Get PRO
October '24
+32
in 0 channels
Get PRO
September '24
+20
in 0 channels
Get PRO
August '24
+35
in 1 channels
Get PRO
July '24
+49
in 0 channels
Get PRO
June '24
+44
in 1 channels
Get PRO
May '24
+25
in 0 channels
Get PRO
April '24
+32
in 0 channels
Get PRO
March '24
+22
in 2 channels
Get PRO
February '24
+36
in 0 channels
Get PRO
January '24
+44
in 0 channels
Get PRO
December '23
+34
in 0 channels
Get PRO
November '23
+13
in 0 channels
Get PRO
October '23
+17
in 0 channels
Get PRO
September '23
+27
in 0 channels
Get PRO
August '23
+26
in 0 channels
Get PRO
July '23
+33
in 0 channels
Get PRO
June '23
+24
in 0 channels
Get PRO
May '23
+35
in 0 channels
Get PRO
April '23
+34
in 0 channels
Get PRO
March '23
+38
in 0 channels
Get PRO
February '23
+33
in 0 channels
Get PRO
January '23
+32
in 0 channels
Get PRO
December '22
+263
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 18 February | +3 | |||
| 17 February | +3 | |||
| 16 February | +1 | |||
| 15 February | 0 | |||
| 14 February | +5 | |||
| 13 February | +1 | |||
| 12 February | +2 | |||
| 11 February | +2 | |||
| 10 February | +1 | |||
| 09 February | +2 | |||
| 08 February | 0 | |||
| 07 February | +2 | |||
| 06 February | 0 | |||
| 05 February | +1 | |||
| 04 February | +1 | |||
| 03 February | 0 | |||
| 02 February | +5 | |||
| 01 February | 0 |
Channel Posts
سنّت در آغاز میتوانست همه چیز را نگهدارد و به آنها هماهنگی دهد، زمانی که سنّت به پایانش نزدیک گشت، ویرانگر شد .
✍ #هانا_آرنت
📘 #در_میان_گذشته_وآینده
@HanahArendt
| 2 | رومیها، شاید سیاسیترین ملتی باشند که سراغ داشتهایم، در زبانشان عبارات «زندگی کردن» و «میان انسانها بودن» یا «مردن» و «دیگر میان انسانها نبودن» را بر وجه مترادف بکار میبرند.
✍ #هانا_آرنت
📕 #وضع_بشر
@HanahArendt | 530 |
| 3 | مطلوب امپریالیسم توتالیتر آن است که جهان روی آرامش را نبیند و همه جا آشوب برپا شود و از برقراری ثبات و توازن ممانعت بعمل آید.
این امپریالیسم به سادگی می تواند اهداف خود را در پس علایق سنتی و ملی، سیاست خارجی خویش پنهان کند.
حکومت به زور سرنیزه نه تنها شيوهٔ نامطبوع و کهنه شدهای است، بلکه برای قدرت مداران توتالیتر عقب گردی در راه نیل به آرزوهايشان محسوب میشود، قدرت مدارانی که گمان میکنند صرفاً با نیروی ایدئولوژی و رعب و وحشت خواهند توانست (اقتدار خود را حفظ نمایند)...
به سختی می توان خود را از این گمان خلاص کرد که بحران امپریالیسم توتالیتر ، در درجهٔ اول ماحصل مصادف شدن بحران جانشینی با توسعه طلبی تحکیم نیافته خواهد بود.
✍🏻 #هانا_آرنت
📓 #مقاومت_مردمی_علیه_توتالیتاریسم
@HanahArendt | 505 |
| 4 | تبلیغات، هنر تزریق یک عقیده به تودهها نیست، بلکه برعکس، هنر گرفتن یک عقیده از تودهها است ...
در لحظهٔ شکست است که ضعف ذاتی تبلیغات توتالیتر آشکار میشود .
با از دست رفتن قدرت جنبش، اعضای آن ناگهان از باورداشت جزمی که تا دیروز جانشان را برایش فدا میکردند ، روی برمیگردانند.
✍🏻 #هانا_آرنت
📕 #توتالیتاریسم
@HanahArendt | 8 049 |
| 5 |
نظامها و حکومتها و جنبشهای تمامیتخواه، از هـر جنس و از هـر سنخ، برای مقابله با تهدید دشمن خیالی خارجی یا بسیج تودهها و آمادگی برای نبرد، نیاز چندانی به ترویج نفرت ندارند، بلکه بیش و پیش از همه ــ خودآگاه یا ناآگاه ــ برای سرکوب درونی جامعۀ خود است که دست به دامان نفرت میشوند. هدف اصلی تربیت تودهها به نفرتورزی این است که آنان بهلحاظ روحی و روانی تخلیه و تضعیف شوند و از این طریق توانایی ایستادگی در برابر استبدادِ نظام حاکم از آنان سلب شود. توتالیتاریسم، بیوقفه و همواره با صدایی بیصدا، اما صریح و آشکار، به ما میگوید: «شما بیعیب و نقص و کاملاید و دیگران فاسدند و منحرف. شما مدتها پیش از این میتوانستید زندگی بهشتگونهای داشته باشد، اگر دشمنان شرور و فاسد برایتان ممانعت ایجاد نمیکردند». این پیام در پی آن نیست که با نفرت در میان انسانها وحدت و همبستگی ایجاد کند، بلکه بیشتر بر آن است تا احساس خودخواهی و نفرتورزی را در تودهها تقویت کند و از این طریق آنان را به رفتارهایی خلاف اخلاق و عقل ترغیب کند.
📗رویارویی با پاسداران مطلق گرایی
🖋 لِشِک کولاکوفسکی
@HanahArendt | 1 |
| 6 | رابطهٔ میان تبلیغات و تلقین، از یک سو به حجم جنبش توتالیتر بستگی دارد و از سوی دیگر به فشار خارجی .
هرچه که جنبش کوچکتر باشد ، انرژی بیشتری صرف تبلیغات خواهد شد؛ و هرچه که از جهان خارج فشار بیشتری بر رژیمهای توتالیتر وارد شود، دیکتاتورهای توتالیتر فعالانهتر تبلیغ خواهند کرد.
نکته اصلی این است که خود این جنبشها درواقع نه تبلیغ بلکه تلقین مینمایند.
اما تلقینی که بناگزیر با ارعاب همراه است ، بموازات تواناتر شدن جنبشها یا منزوی گشتن حکومتهای توتالیتر و کسب تامین در برابر دخالت خارجی، افزایش مییابد.
باید گفت تبلیغات بخشی از جنگ روانی بحساب میآید اما ارعاب، حتی پس از آنکه رژیمهای توتالیتر به اهداف روانشناختی شان دست مییابند ، همچنان بکار گرفته میشود:
وحشت واقعی ارعاب در این است که بر مردمی یکسره مطیع حاکم میشود .
در جاییکه فرمانروایی ارعاب به کمال خویش میرسد، تبلیغات یکسره ناپدید میشود.
به سخن دیگر تبلیغات یکی از مهمترین ابزارهای توتالیتاریسم در معامله با جهان غیر توتالیتر است ؛ حال آنکه ارعاب، گوهر راستین اینگونه حکومت بشمار میآید .
✍🏻 #هانا_آرنت
📚 #توتالیتاریسم
@HanahArendt | 641 |
| 7 | به گفتۀ گونتر گراس: «این جماعتی که آنقدر تندروست همیشه به دنبال راه گریز میگردد و عاقبت هم آن را پیدا میکند».
این امر خصوصاً در مورد دانشجویان آلمانی و دیگر اعضای جنبش چپ نو محسوس است و باعث خشم میشود.
به گفته یک مورخ جوان در پراگ که گراس از او نقل قول می کند: «اینها هیچ چیز نمیدانند ولی معتقدند همه چیز میفهمند.».
یک دانشجوی چک مینویسد «دوستانم در اروپای غربی اغلب به من میگویند شما فقط به خاطر آزادیهای بورژوا - دموکراتیک میجنگید. اما نمیدانم چگونه است که من نمیتوانم بین آزادیهای سرمایه داری و آزادیهای سوسیالیستی فرق بگذارم. آنچه من میشناسم آزادیهای اساسی انسانی است.»
میتوان تصور کرد که این دانشجو برای فرق گذاشتن میان «خشونت پیشرو و خشونت سرکوبگر» هم دچار اشکال خواهد شد.
از سوی دیگر، خطاست که مانند بسیاری کسان چنین نتیجه بگیریم که مردم در کشورهای غربی در زمینه آزادی هیچگونه شکایت برحق ندارند.
✍ #هانا_آرنت
📘 #خشونت
@HanahArendt | 5 887 |
| 8 | هانا آرنت : قشر خاکستری و عادی سازی شر
@HanahArendt | 6 816 |
| 9 | ویلهلم کوب (Welhelm Kube) کمیسر عالی نازیها در مینک و یکی از اعضای قدیمی حزب نازی در 1941 در آغاز کشتارعمومی، به رئیس خود چنین نوشت: «من يقيناً آدم سرسختی هستم و میخواهم در حل مسئله یهویان همکاری کنم، اما مردمی که در فرهنگ خودمان پرورش یافتهاند با گلههای حیوانی بومی تفاوت دارند.
آیا ما باید وظیفه کشتار یهودیان را در مورد لتونیها و لیتوانیهایی که حتی مردم بومی این جا نیز آنها را متمایز میدانند، اجرا کنیم؟
من اینکار را نمیتوانم انجام دهم من از شما میخواهم که به خاطر حیثیت رایش و حزب ما در این مورد دستورهای روشنی صادر فرمایید تا این قضیه به انسانیترین شیوه در نظر گرفته شود.
این نامه در اثر ماکس وینریچ (Max Weinreich) تحت عنوان Hiler's Professors ، نیویورک 1946، منتشر شده است.
اگرچه کوب در این با درمیانی موفق نشد، اما کوشش همانند دیگری برای نجات جان کلیمیان دانمارکی از سوی دبلیو بست (Best) نازی مشهور و وزیر مختار رایش در دانمارک به عمل آمده بود که از کوشش کوب موفقتر بود.
✍🏻 #هانا_آرنت
📘 #توتالیتاریسم
@HanahArendt | 633 |
| 10 | تعریف منشور نورنبرگ از «جنایت علیه بشریت» عبارت بود از اصطلاحی آلمانی معادل «اعمال غیرانسانی» که گویی نازیها فقط اندکی مِهر انسانی کم داشتهاند، که بیتردید بزرگترین کتمان حقیقت قرن است.
مزیت بزرگ محاکمهای با محوریت جنایت علیه مردم یهود این بود که نه تنها تفاوت میان جنایات جنگی از قبیل شلیک به چریکها و کشتار گروگانها و اعمال «غیرانسانی» مانند اخراج و سربه نیست کردن اقوام بومی با هدف استعمار توسط مهاجم را با شفافیت کافی به رسمیت شناخت تا تبدیل به بخشی از حقوق کیفری بین المللی آینده شود، بلکه تفاوت میان «اعمال غیرانسانی» که با هدف شناخته شده اما مجرمانهای چون کشورگشایی از طریق استعمار انجام میشدند و جنایت علیه بشریت را که نیت و هدف آن بیسابقه بود هم روشن کرد.
اما هیچ گاه چه در جریان رسیدگی و چه در حکم دادگاه کوچکترین اشارهای به این نکته نشد که سربه نیست کردن کل گروههای قومیتی یهودیان، لهستانیها یا کولیها شاید چیزی بیش از جنایت علیه یهودیان یا لهستانیها یا کولیها باشد که نظم بینالمللی و کل بشریت هم شاید به شدت زخم خورده و در معرض خطر باشند.
✍🏻 #هانا_آرنت
📚 #آیشمن_در_اورشلیم
@HanahArendt | 506 |
| 11 | توتالیتاریسم پس از به قدرت رسیدن به زودی دانست که روحیه خطر جو محدود به قشرهای اوباش جامعه نیست؛ در نتیجه چنین ابتکار عملی، از یک سو تنها میتوانست امر چیرگی تام بر انسانها را مختل سازد، و از سوی دیگر بیوجدانی منحصر به اوباش نبود و میشد در یک زمان نسبتاً کوتاه، آن را فرا گرفت.
برای ماشینهای بیرحم چیرگی و انهدام تودههای بیفرهنگ و یکنواخت مواد خام بهتری بودند و استعداد آن را داشتند که به جنایتهایی حتی سهمگینتر از آن جنایتکاران حرفهای دست یازند، مشروط بر آن که این جنایتها به خوبی سازمان داده شوند و ظاهر مشاغل را به خود بگیرند.
✍🏻 #هانا_آرنت
📓 #توتالیتاریسم
@HanahArendt | 467 |
| 12 | آنچه از آدمی موجودی سیاسی میسازد، قوه عمل است که او را قادر میکند با همگنانش گرد هم بیایند، متفقاً عمل کنند و به سوی اهداف و سوداهائی پیش بروند که اگر از این نعمت برخوردار نبودند که به کاری نو دست بزنند، هرگز به ذهنشان هم خطور نمیکرد تا چه رسد به اینکه در زمره خواستهای قبلیشان درآید.
از نظر فلسفی، عمل، پاسخی است که انسان در برابر واقعیت زاده شدن ابراز میکند، چون ما همه هنگامی که زاده میشویم، به عنوان نوآمدگان و آغازگران چشم به جهان میگشائیم، بنابراین میتوانیم به کاری تازه ابتدا کنیم؛ اگر واقعیت تولد نبود، ما حتی نمیدانستیم تازگی چیست و هرگونه عمل یا صرفاً حالت رفتار پیدا میکرد یا برای حفظ آنچه از پیش وجود داشت انجام میپذیرفت.
به استثنای زبان هیچ قوه دیگر در آدمی، اعم از عقل یا آگاهی، موجد چنین تمایزی اساسی میان ما و همه انواع جانوران دیگر نمیگردد.
عمل کردن و آغاز کردن یکی نیستند ولی با هم بستگی متقابل دارند.
✍ #هانا_آرنت
📘 #خشونت
@HanahArendt | 443 |
| 13 | امیدی که الهام بخش مارکس و بهترین افراد جنبشهای گوناگون کارگری شد ـ آن وقت آزادی که سرانجام آدمیان را از قید ضرورت میرهانید و حیوان زحمتکش را زایا و مولد میکرد ـ بر پندار فلسفهای مکانیستی مبتنی است که فرض را بر این میگذارد که نیروی زحمت، مثل هر انرژی دیگری هیچگاه از بین نمیرود، به طوری که اگر در رنج و تقلای زندگی صرف نشود و به انتها نرسد، خود به خود فعالیتهای «والاتر» دیگر را پر و بال میدهد.
سرمشق راهنمای این امید نزد مارکس بیشک آتن روزگار پریکلس بود.
امروزه میدانیم که این استدلال مغالطه آمیز است؛ اوقات فراغت حیوان زحمتکش هرگز صرف چیزی جز مصرف نمیشود؛ و هر چه وقت بیشتری برای او باقی میماند، اشتها و امیالش حریصانهتر و شدیدتر میشود.
اینکه اشتها و امیال او پیچیدهتر و ظریفتر میگردد به طوری که مصرف دیگر به ضروریات و حوایج محدود نمیشود بلکه به عکس، عمدتاً بر امور غیر ضروری زندگی متمرکز میگردد، سرشت و سیرت این جامعه را تغییر نمیدهد بلکه آبستن این خطر عظیم است که دست آخر هیچ شیئی در جهان از گزند مصرف و نابودی از طریق مصرف درامان نماند.
✍ #هانا_آرنت
📓 #وضع_بشر
@HanahArendt | 315 |
| 14 | رزا لوکزامبورگ در 1918 نوشت: «بدون انتخابات سراسری، آزادی بی قید و شرط مطبوعات و اجتماعات و تضارب دیدگاهها و افکار، زندگی در هر نهاد و سازمان عمومی از بین میرود و زندگانیای ساختگی در چارچوب دیوان سالاری حکومت تنها عنصر فعال آن میشود.
زندگی جمعی به تدریج پژمرده میشود..
بنابراین اینجا در اصل نوعی باندبازی در رأس قدرت و نه خودکامگی پرولتاریا یا زحمتکشان، بلکه استبداد یک مشت سیاستمدار در کار است.»
باری هیچ کس انکار نمیکند که کار درست به همان جایی رسید که لوکزامبورگ در نامهاش پیش بینی کرده بود، البته با چشم پوشی از حکومت تمامیت خواه استالین که دشوار میتوان لنین یا سنت انقلابی آن زمان را مسئولش دانست.
شاید کمتر بدیهی به نظر برسد که در آن زمان فقط میبایست چند کلمهٔ نوشتهٔ رزا لوکزامبورگ را تغییر میدادند تا توصیف کاملی از ناهنجاریهای ناشی از تمامیت خواهی جاری پیش از انقلابها به دست بیاید.
✍ #هانا_آرنت
📕 #اختیار_آزاد_زیستن
@HanahArendt | 389 |
| 15 | سقراط اشخاص را از عقایدشان، یعنی از پیشداوریهای انتقادناپذیر پاک میکرد، پیشداوریهایی که به ما القاء میکنند که میدانیم و حال آنکه نه تنها چیزی نمیدانیم بلکه حتی نمیتوانیم بدانیم؛ و ما را از اندیشیدن باز میدارند و چنان که افلاطون مینویسد سقراط به مخاطبان خود یاری میداد تا از هر چیز بدی که در خود دارند -همان عقایدـ رهایی یابند اما البته بی آنکه آنان را بهتر کند یا حقیقتی در اختیارشان بگذارد.
سقراط که میدانست که انسان نمیداند نمیخواست در همین جا متوقف شود.
الكيبادس و کریتیاس شاگردان سقراط خطرهای واقعی برای دولتشهر شناخته شدند نه بدین سبب که اژدرماهی آنان را فلج کرده بود بلکه برعکس به این دلیـل کـه خرمگس آنها را نیش زده بود.
بیداری آنها در کلبی گری و بیبندوباری بود.
ناخشنود از اینکه اندیشیدن را به آنان آموخته بودند، بیآنکه بتوانند آیینی را بیاموزند از تناقضات منطقی آزمونهای انتقادی سقراط نتایج منفی گرفتند و گفتند اگر نمیتوانیم پارسایی را تعریف کنیم پس ناپارسا شویم که عملاً خلاف امید و انتظار سقراط از گفت و شنود درباره پارسایی بود.
✍ #هانا_آرنت
📓 #اندیشیدن_وملاحظات_اخلاقی
@HanahArendt | 393 |
| 16 | در اروپا نازیها اموالمان را مصادره میکردند و در برزیل باید همچون وفادارترین اعضای پیروی قانون ملیت آلمانی سی درصد از اموالمان را به دولت واگذار میکردیم، در پاریس نمیتوانستیم بعد از ساعت هشت خانه هایمان را ترک کنیم چون یهودی بودیم و در لسآنجلس محدودمان میکردند چون دشمنان خارجی محسوب میشدیم.
بدبختانه وقتی با یهودیان ملاقات میکردیم اوضاع بهتر نبود.
یهودیان فرانسه با جزمیت معتقد بودند که تمامی یهودیانی که از آنسوی راین میآیند، «لهستانی» هستند؛ یهودیان آلمان هم یهودیان آنسوی راین را «یهودیان شرقی» مینامیدند.
اما یهودیانی که واقعاً از شرق اروپا میآمدند با برادران فرانسویشان موافق نبودند و آلمانیها را «جیک» مینامیدند.
فرزندان این ضدجیکها یعنی نسل دوم یهودیان اروپای شرقی که در فرانسه به دنیا آمده بودند و چنانکه باید و شاید خود را همانند فرانسویان ساخته بودند، از عقاید طبقات ممتاز یهودی فرانسه تبعیت میکردند، بدین ترتیب ممکن بود که در یک خانواده واحد پدر خانواده شما را [یهودی آلمانی را] جیک خطاب کند و پسر خانواده لهستانی بداندتان.
✍ #هانا_آرنت
📕 #ما_پناهندگان
@HanahArendt | 329 |
| 17 | حتی چیزهای جزئی خوبند زیرا زیبایی قابل تحسین کیهان از تمام آنها تشکیل شده است.
در این کیهان حتی آنچه بدی خوانده میشود به خوبی نظم دارد و در جایگاه مناسب خود قرار دارد و بنابراین به ما به طور اساسیتر خوبی را توصیه میکند تا بلکه ما را بیشتر خوشحال کند و بیشتر مورد ستایش باشد، وقتی که آنها با چیزهای شر مقایسه میشوند.
مگر نه اینکه همه چیز توسط خداوند خلق شده است؟ مگر میشود خداوند بدی خلق کند؟
[خداوند] تمامی طبیعت را ساخت نه فقط آن چیزهایی که در فضیلت و عدالت حفظ کرد که حتی آنانی که قرار بود گناه کنند؛ و این آخری را نیز او ساخت، نه برای اینکه آنها باید گناه کنند، بلکه منظور این است که آنها صرف نظر از اینکه ممکن است به گناه میل کنند یا نکنند و کیهان را با وجود خود مزین کنند.
✍🏻 #هانا_آرنت
📔 #محبت_و_آگوستین
@HanahArendt | 336 |
| 18 | هیچ کس نمیتواند به هستی بیندیشد بی آن که در همان حال به نیستی بیندیشد یا به معنا فکر کند بی آن که به بیثمری، بیهودگی و بیمعنایی فکر کند.
راه خروج از این سرگردانی در این استدلال قدیمی نشان داده شده است که بدون تأیید آغازین هستی چیزی وجود نخواهد داشت که موضوع تفکر قرار گیرد و کسی وجود نخواهد داشت که تفکر کند؛ به عبارت دیگر، خود فعالیت تفکر، فارغ از نوع فکر، پیشاپیش مستلزم وجود است.
اما این قبیل نسبتهای صرفاً منطقی همواره ناموثقند؛ کسی که به این اندیشه محکم میآویزد که «حقیقتی در کار نیست،» اگر به او متذکر شوند که این گزاره خودبرانداز است، هرگز متقاعد نخواهد شد.
راه حلی اگزیستانسیال و فرامنطقی برای این سرگردانی را میتوان نزد هایدگر یافت که، همان طور که دیدیم چیزی شبیه حیرت افلاطونی دیرین را در تکرار این پرسش از خود بروز داد که «چرا به جای نیستی، اصلاً چیزی هست».
به عقیده هایدگر، فکر کردن و شکر کردن اساساً یک چیزند خود این کلمات [to think و to thank] ریشه یکسانی دارند.
روشن است که این پاسخ نسبت به همه پاسخهایی که داده شد به تحسین حیرت آمیز افلاطون نزدیکتر است.
✍🏻 #هانا_آرنت
📘 #حیات_ذهن
@HanahArendt | 353 |
| 19 | انقلابها (که به طور معمول آنها را گسست قطعی در سنّت میدانیم) همچون رخدادهایی پدیدار میشوند که در آنها، کنشهای انسانها هنوز از سرچشمههای سنّت الهام میگیرند و بیشترین نیروی خود را از آنها کسب میکنند.
به نظر میرسد «انقلاب» تنها راه نجاتی است که سنّت رومی-غربی برای موقعیتهای اضطراری فراهم کرده است.
این حقیقت که نه تنها انقلابهای گوناگون قرن بیستم، بلکه همهٔ انقلابهای پس از انقلاب فرانسه یا به اسقرار مجدد نظم پیشین انجامیدند یا به برقراری حکومتهای استبدادی، به ظاهر نشانگر این است که آخرین راه نجاتی که سنّت فراهم کرده بود نیز بی اثر شده است.
✍🏻 #هانا_آرنت
📗 #میان_گذشته_وآینده
@HanahArendt | 336 |
| 20 | تازه جنگ پایان گرفته بود که او را دیدم، جرل به نیویوک آمد تا ویراستاری بخش کتاب مجله نیشن را به عهده بگیرد آنچه به دیدار ما دو تن انجامید، «کار» بود. من خیلی تحت تأثیر برخی از اشعار جنگ او قرار گرفتم و از او خواستم تا شعرهایی آلمانی را برای انتشارات شوکن بوکز به انگلیسی برگرداند و او نیز شماری از جستارهای من در بررسی کتابها را (ترجمه شده به انگلیسی طبعاُ) برای چاپ در بخش کتاب نیشن ویراستاری کند بنابراین مثل آدمهایی که ارتباط کاری دارند، به ناهار خوردن با هم عادت کردیم. پول این ناهارها را مطمئن نیستم ولی فکر میکنم، کارفرمای ما پرداخت می کرد؛ چون آن دوران هنوز همه ما فقیر بودیم. نخستین کتابی که به من داد، «فقدانها» بود که در آغاز آن نوشت: «برای هانا (آرنت) از مترجم اش رندل (جرل)»، و به مطایبه نام کوچک اش را که من به ندرت به کار میبردم به یادم آورد. برخلاف آنچه او فکر می کرد، من نه به دلیل خصومتی اروپایی با کاربرد نامهای کوچک، بلکه به این دلیل جرل صدایش میکردم که به گوش غیرانگلیسی من رندل صمیمانه تر از جرل نبود؛ به واقع هر دو در یک حد صمیمانه بودند.
✍ #هانا_آرنت
📕 #انسانها_در_عصر_ظلمت
@HanahArendt | 226 |
