en
Feedback
کتـابِ ناتمـومِ نویسنده

کتـابِ ناتمـومِ نویسنده

Open in Telegram

دنیای‌ نوشتـه‌های خاکستری دفـن ‌شده ‌زیر خَروارها خاک ‌با عطـر قهــوه و دود سیگار! ... 𝖢𝖺𝖿𝖾́ 𝖦𝗋𝗂𝗌 : @Monsieurgris

Show more
987
Subscribers
No data24 hours
-277 days
-9730 days
Attracting Subscribers
March '25
March '25
+20
in 0 channels
February '25
+43
in 7 channels
Get PRO
January '25
+141
in 19 channels
Get PRO
December '24
+97
in 3 channels
Get PRO
November '24
+38
in 8 channels
Get PRO
October '24
+44
in 14 channels
Get PRO
September '24
+38
in 24 channels
Get PRO
August '24
+62
in 39 channels
Get PRO
July '24
+117
in 42 channels
Get PRO
June '24
+402
in 49 channels
Get PRO
May '24
+842
in 48 channels
Get PRO
April '24
+200
in 46 channels
Get PRO
March '24
+123
in 38 channels
Get PRO
February '24
+212
in 54 channels
Get PRO
January '24
+96
in 51 channels
Get PRO
December '23
+116
in 44 channels
Get PRO
November '23
+89
in 34 channels
Get PRO
October '23
+125
in 26 channels
Get PRO
September '23
+73
in 0 channels
Get PRO
August '23
+44
in 0 channels
Get PRO
July '23
+54
in 0 channels
Get PRO
June '23
+39
in 0 channels
Get PRO
May '23
+33
in 0 channels
Get PRO
April '23
+28
in 0 channels
Get PRO
March '23
+54
in 0 channels
Get PRO
February '23
+59
in 0 channels
Get PRO
January '23
+47
in 0 channels
Get PRO
December '22
+240
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
27 March0
26 March+3
25 March+1
24 March+1
23 March0
22 March+1
21 March+1
20 March+2
19 March+1
18 March0
17 March+1
16 March0
15 March0
14 March+1
13 March0
12 March0
11 March0
10 March+2
09 March+2
08 March0
07 March+1
06 March+1
05 March0
04 March0
03 March+1
02 March0
01 March+1
Channel Posts
• 𝖳𝗁𝖾 𝐀𝗎𝗍𝗁𝗈𝗋'𝗌 𝐂𝗁𝖺𝗅𝗅𝖾𝗇𝗀𝖾 𝖺𝖿𝗍𝖾𝗋 𝖺 𝗅𝗈𝗇𝗀 𝗍𝗂𝗆𝖾 با ارسال این پیام داخل خانه‌های زیباتون و قرار دادن آیدی‌هاتون (میتونید در ناشناس هم بفرستید)؛ بر اساس احساسی که از اکانت‌های شما دریافت میکنم: - ابتدا دو به دو با یکدیگر جفت میشید. - دیالوگی از یک کتاب با توجه به زوجتون تقدیم میکنم. (کتاب شامل تمامی ژانرها و دسته‌های مختلف آن‌ها میشن.)
چالش محدودیت دارد و مقداری زمان‌بر هستش، از صبوریتون سپاسگزارم؛ به وصیت‌نامه عشق سر بزنید.

2
درحال حاضر همونطور که میدونید اکانت قبلی من در دسترس نیست؛ قصد دارم فعلا در این مکان جدید به فعالیتم ادامه بدم تا خودم بتونم با برگه‌ها در ارتباط باشم. ادمین‌های عزیزی که در کتاب حضور دارید، ممنون میشم این پیام رو داخل چنل‌هاتون بفرستید، همینطور در ناشناس جدید بهم اطلاع بدید تا به چنل‌هاتون برگردم. https://t.me/thewilloflove
1 377
3
sticker.webp
642
4
پارت سوم و چهارم وصیت‌نامه عشق؛ امیدوارم از خواندنش لذت ببرید، شنوای نظرات شما برگه‌های عزیز هستم. t.me/HidenChat_Bot?start=5735379785
685
5
sticker.webp
656
6
+1
8f681f1f-f0c2-4cca-b730-abba246ee4dd.mp3
635
7
sticker.webp
594
8
و سونگهون نامی را شنید که تمام بدنش را به رعشه انداخت… - هیسونگ
862
9
+1
No text...
782
10
sticker.webp
533
11
«سونگهون، اگه پریزادها واقعاً افسانه هستن، پس چرا هر بار که تو رو می‌بینم، حس می‌کنم به چیزی بیشتر از یک رویا دست پیدا کردم؟ تو چیزی فراتر از خیال منی، تو همون واقعیتی هستی که زندگی رو برام قشنگ‌تر می‌کنه.» #وصیت‌نامه‌عشق
133
12
از نویسنده اجازه گرفتم شاید یه نامه کوچیک برای این هیسونگ نوشتم
23
13
کنجکاوم ببینم شخصیت‌ها از دید شما چطورین
114
14
@october17_bot برگه‌ها، اگر هستید بیاید عکس/ فیلمی که از نظرتون وایب هر کدوم از کارکتر‌های وصیت‌نامه رو بهتون میده رو برام بفرستید
114
15
sticker.webp
28
16
خواستم یک نما از هیسونگ وصیت‌نامه رو نشونتون بدم.
116
17
No text...
116
18
𝖨 𝗐𝗂𝗅𝗅 𝗇𝖾𝗏𝖾𝗋 𝖻𝖾 𝖺 𝗉𝗈𝖾𝗆, 𝖡𝖾𝖺𝗎𝗍𝗂𝖿𝗎𝗅𝗅𝗒 𝗐𝗋𝗂𝗍𝗍𝖾𝗇 𝖺𝗇𝖽 𝖼𝗈𝗆𝗉𝗈𝗌𝖾𝖽 𝖨 𝗐𝗂𝗅𝗅 𝗇𝖾𝗏𝖾𝗋+1
𝖨 𝗐𝗂𝗅𝗅 𝗇𝖾𝗏𝖾𝗋 𝖻𝖾 𝖺 𝗉𝗈𝖾𝗆, 𝖡𝖾𝖺𝗎𝗍𝗂𝖿𝗎𝗅𝗅𝗒 𝗐𝗋𝗂𝗍𝗍𝖾𝗇 𝖺𝗇𝖽 𝖼𝗈𝗆𝗉𝗈𝗌𝖾𝖽 𝖨 𝗐𝗂𝗅𝗅 𝗇𝖾𝗏𝖾𝗋 𝖻𝖾 𝖺 𝗌𝗈𝗇𝗀, 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝖺𝖻𝗅𝖾 𝖺𝗇𝖽 𝖼𝗁𝖾𝖾𝗋𝖿𝗎𝗅 𝖨 𝗐𝗂𝗅𝗅 𝗇𝖾𝗏𝖾𝗋 𝖻𝖾 𝖺 𝗇𝗈𝗏𝖾𝗅, 𝖢𝗈𝗁𝖾𝗋𝖾𝗇𝗍 𝖺𝗇𝖽 𝖽𝖾𝖼𝖾𝗉𝗍𝗂𝗏𝖾 𝖨 𝗐𝗂𝗅𝗅 𝖻𝖾 𝖿𝗈𝗋𝖾𝗏𝖾𝗋 𝗎𝗇𝗐𝗋𝗂𝗍𝗍𝖾𝗇, 𝖳𝗁𝖾 𝗁𝖺𝗅𝖿-𝖿𝗂𝗇𝗂𝗌𝗁𝖾𝖽 𝗌𝗍𝗈𝗋𝗒, 𝖠 𝖿𝗈𝗋𝗀𝗈𝗍𝗍𝖾𝗇 𝗆𝖾𝗅𝗈𝖽𝗒 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗈𝗇𝗅𝗒 𝗒𝗈𝗎 𝖼𝖺𝗇 𝗌𝖾𝖾; 𝖲𝗁𝖾𝗋𝗅𝗒
75
19
-Ever since u dropped into my life , its like i put on glasses , its just i cant tell if its blurry or ..clear. My Isha+4
-Ever since u dropped into my life , its like i put on glasses , its just i cant tell if its blurry or ..clear. My Isha
109
20
‌‌                      ‌ ‌ ‌ ‌ ‌𐇲 ڪابـوسِ 𝟑𝟏 دسـامبـر 𐇲      ོ   ‌جـانانـم، آخـر چگـونه نامـت را آورم؟ آیا اصلا این بنده گنه‌ڪار و مخدوش اجازه دارد نام معـبود خود را به زبان بـیاورد؟ چه‌شد ڪه به اینجا رسیـده‌ایم جـانم؟ به یاد داری؟ آخـرین دیداری را ڪه دسـتان سـردت پـذیرای نوازش‌های گـاه و بی گـاه من در آن بـوران بودند. زمانے را ڪه به ظـرافـت دانـه‌هایِ سپـید برف بر رخت سفید رنگـِ جنگـل ڪاج‌های سر به فـلڪ ڪشیده به خـواب رفـته و سـرخـےِ وجودت سفیـدیِ برف را از میان می‌برد. هرگـز متوجـه نشـدی ڪه چقـدر صـدایت زدم، چقـدر دویدم، تا به چه میزان دسـتم را به سمـتت دراز ڪردم، تقـلاهایم‌ و اشڪ‌هایم.. هیچ ڪدام را ندیدی جـانـا! ندیدی چـه بر سـرم آمـد، هرگـز ندیدی ڪه چه بـلاها به سرم آوردند و چـگونه عذاب ڪشیدم. آری، ندیدی قـامت بی‌جانـت چـطور آتـش دوزخ را بـرای این گـنه‌ڪار شـوریده حـال شعـله‌ور می‌ڪرد. ‌ ོ ‌’’ ‌ایـستـاده در رویـایـے دروغـین ‌ ‌ ‌ ‌در مـیان امـواج ‘‘ོ
97