دنیـای خاکستـری
Open in Telegram
﹙ 𝖤𝖼𝗁𝗈𝖾𝗌 𝒪𝖿 𝖫𝗈𝗏𝖾’𝗌 𝒲𝗂𝗅𝗅﹚ 𝐀𝗎𝗍𝗎𝗆𝗇 / 𝖠𝗎𝗍𝗁𝗈𝗋 𝟩𝟢𝗌 تلگـرافـخانـه @Authoraparthotelbot
Show more470
Subscribers
-124 hours
-77 days
-1630 days
Data loading in progress...
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+2
in 2 channels
August '26
+27
in 14 channels
Get PRO
July '26
+41
in 19 channels
Get PRO
June '26
+59
in 20 channels
Get PRO
May '26
+13
in 4 channels
Get PRO
April '26
+1
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+10
in 7 channels
Get PRO
January '26
+20
in 40 channels
Get PRO
December '25
+297
in 62 channels
Get PRO
November '25
+99
in 57 channels
Get PRO
October '25
+152
in 69 channels
Get PRO
September '25
+25
in 18 channels
Get PRO
August '25
+145
in 25 channels
Get PRO
July '25
+51
in 30 channels
Get PRO
June '25
+40
in 22 channels
Get PRO
May '25
+82
in 24 channels
Get PRO
April '25
+254
in 26 channels
Get PRO
March '250
in 25 channels
Get PRO
February '25
+7
in 14 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 04 September | 0 | |||
| 03 September | 0 | |||
| 02 September | +1 | |||
| 01 September | +1 |
Channel Posts
| 2 | , #EstherYu ‘s destiny 於
love game in eastern fantasy 🤩 ֪ | 8 |
| 3 | حمایت کنید برگههای زیبام | 22 |
| 4 | سلام ببخشید مزاحم شدم-
میخواستم بگم من تازه چنلمو زدم و الان پک جدیدمو گذاشتم.خوشحال میشم اگه دوست داشتی حمایتم کنی در هرصورت ممنونم💘
https://t.me/fluffyvelvett | 22 |
| 5 |
˙ عکست میـان صفحـات این کتـاب؛
آخریـن میعادگاه عشـق برای مـن شد .
| 26 |
| 6 | No text... | 24 |
| 7 | نظرات، ایدهها و حرفهاتون رو درمورد «وصیتنامه عشق@ شنیدارم. | 23 |
| 8 | امکانش هست سین چپتر ۵ رو همون سمت بالا ببرید؟ (از چپتر ۶ به بعد رو داخل همین چنل قرار میدم)
https://t.me/TheWillofLove/34850 | 36 |
| 9 | sticker.webp | 23 |
| 10 | صدای قطرات بارون روی سقف اتاق هر لحظه بیشتر میشد انگار که آسمون هم دلش برای ستاره اش، خون بود.
چه سورپرایز زیبایی لندنیجان…. | 28 |
| 11 | 𝘈 𝘴𝘩𝘦𝘭𝘵𝘦𝘳? 𝘐𝘵 𝘸𝘢𝘴𝘯’𝘵 𝘵𝘩𝘦 𝘢𝘵𝘵𝘪𝘤 𝘳𝘰𝘰𝘮 𝘢𝘵 𝘵𝘩𝘦 𝘦𝘯𝘥 𝘰𝘧 𝘵𝘩𝘦 𝘨𝘢𝘳𝘥𝘦𝘯, 𝘯𝘰𝘳 𝘵𝘩𝘦 𝘴𝘰𝘶𝘯𝘥 𝘰𝘧 𝘳𝘢𝘪𝘯, 𝘯𝘰𝘳 𝘦𝘷𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘤𝘰𝘭𝘰𝘳𝘧𝘶𝘭 𝘧𝘢𝘪𝘳𝘺 𝘭𝘪𝘨𝘩𝘵𝘴 𝘢𝘯𝘥 𝘵𝘩𝘦 𝘤𝘢𝘵𝘴. 𝘈 𝘴𝘩𝘦𝘭𝘵𝘦𝘳 𝘸𝘢𝘴 𝘰𝘯𝘭𝘺, 𝘰𝘯𝘭𝘺 𝘩𝘪𝘮.
| 21 |
| 12 | برید کنارشون و حمایت کنید برگهها… | 30 |
| 13 | سلام عسلک 🌚 ،
من یه چنلِ شاپ دارم که مدت هاست خوابیده💆🏻♀:)
میشه اگه برات امکان داره شاپمو تو چنلت بزاری تا اگه کسی خواست بیاد و کارامو ببینه:) ..
https://t.me/UUMBRAO | 31 |
| 14 | احساس سرزندگی دارم… | 37 |
| 15 | ممنونم که اهمیت دادید.. | 21 |
| 16 | sticker.webp | 21 |
| 17 | اپیزود اول، تمبر های خیس یک وطن
وطن، یک زخم بی مرز بر تنم بود، راه رهایی نداشت و تو، از همان آغاز کودکی ام برایم شعر وطن خواندی و زخم سرودی و زخم کشیدی و زخم سپردی به دو دست کوچک دنیا ندیده ام. من، فرزندِ کشوری بودم که پیش از آنکه مرا به دنیا بیاورد، کودکیام را از من گرفت و تو، از همان آغاز با من از خدایی که در پس هر گلوله، در شعر مراقب خاک و خون خدایان زمین است حرف میزدی و من، از همان ابتدا سرکشِ کوچک بیدینِ تو. اما دلبندم، حال که دین و گلولهٔ این کشور به تو نیز رحم نکرد، خدای گم شدهات در چند جمله عربی کجاست؟
تو، رفته ای وتن مرا در وطن بیتحاشی جای گذاشته ای و منِ بی من، وطن در آدرس اشتباهست.
برای تو مینویسم در میانه بیخوابی در تمامی شبهای این وطن. امروز که محتاج تو ام جای تو خالیست. فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست.
من بی خوابم در تمامی شبها، تو بیا و بگو بی تو کجا روم ای دوست، که نگاهت مرهمی بر درد آوارگی ام شود. دوری از دیار کبوتریست در آسمان که نقطه ای سپید میشود بر گیسوی مشکی من. دیار روستاییست که رود آب شیرین آن از قلب تو چکه میکرد و آسمان آبیاش در دو چشمت میدرخشید. دیار، جنگلی بود که بیهوا مرا به آن بردی و بر روی چمن، زنده تر از دیروز تا دریا دویدیم و به بوسه هایت، مستم کردی و از فرط ذوقزدگی به تنهایی از خواب بیدار شدم...
و تو میدانی که شب های غمگین این وطن، یک طنز کبود به روزگار سیاه من بود؛
هرچند مرا از شکست شبی میترساندند که بانگ پیروزی از گلویش برخاسته بود؛ روزگاری خون سرخ من از این خاک شور به تو خواهد رسید. و به زلالی شاخه گلی در کف دست های کوچکت مرا لمس خواهی کرد. من بیخوابم در تمامی شبها، و دریا بی خواب است. درخت بیخواب است، شعر بیخواب است، خاک بیخواب است، گلوله بیخواب و من، روزی در همین بیخوابی ها درخت خواهم شد.
و اما تو اگر روزی از این خیابان های سرد گذر کردی، دلبند کوچک من، از یاد مبر برای هر گل سرخ بر سنگفرش خیابانمان صدها جان پر کشید و رفت. و اگر روزی در این کشور گم شدی، احساس غریبگی نکن، چرا که در هر گوشه این خیابان، صدها نفر از هم وطن هایت و من، با دیار خداحافظی کردیم.
و تو، اگر روزی بازگشتی به مزار من، مرا درختی بر بالای سنگ سپیدم بخوان. روزگاری اشک های من، در میان جویبار همین خاک به تو خواهد رسید، به زلالی بوسه ای بر دستان کوچکت خواهم زد و معشوقهٔ وطنی کوچکم، به من قول بده که از سرمای آب بهار، بیزار نشوی. اگر از شب ستارگان و زمین بی رحم بازگشتی به من سری بزن. به بوسه ای مستم کن و دوباره مرا به دریا ببر، به شعری دعوتم کن و شاخه گلی بر مزارم بگذار. شبیه همانانی که میدانستی دوست داشته ام و هرگز بر زبان نیاورده ام. چرا که خواب گل سرخ، در کشور ما بهای چوبه دار داشت.
شبیه سرخی خون یار، شبیه پرچم به خون آغشتهٔ ما. شبیه من، شبیه تو، شبیه...
وطن.
| 20 |
| 18 | 🔤🛐❕ آرشیوِ تابستانهای مرده
ㅤㅤکفنِ سفید برای یک تابستانِ سوخته | 19 |
| 19 | تـاریـڪے را از مـن ربـودهاند، جـانم... | 14 |
| 20 | میتوانست؟ چاره دیگری نداشت. به عزیزکرده اش قول داده بود. | 12 |
