364
Subscribers
-124 hours
-27 days
-630 days
Posts Archive
ما که از اول بلی گفتیم با دلدارِ خویش
تا قیامت بر نمیگردیم از گفتارِ خویش
#اهلی_شیرازی
حلقه اطفال بهر اهل سودا بهترست
تنگنای شهر از دامان صحرا بهترست
گوشه گیران ایمن از آفات شهرت نیستند
در میان خلق بودن پیش دانا بهترست
آب و رنگ صورت ظاهر دو روزی بیش نیست
حسن اخلاق جمیل از روی زیبا بهترست
طوطی از حرف مکرر می کند دل را سیاه
پرده زنگار بر آیینه ما بهترست
فعل نیکو زشت می گردد ز نافهمیدگی
بخل در جای خود از احسان بیجا بهترست
پیش ما کز هر نگاهی پی به مضمون می بریم
از لب گویای خوبان، چشم گویا بهترست
کوزه لب بسته از خم پر شراب آید برون
خامشی پیش کریمان از تقاضا بهترست
نیست جفت ناموافق را علاجی جز طلاق
با تو گر دنیا نسازد، ترک دنیا بهترست..
#صائب_تبریزی
همه شب سجده برآرم که بیایی تو به خوابم
و در آن خواب بمیرم که تو آیی و بمانی...
#شهریار
غزل جدید:
روحی شدم که مَرکب تن را ندیده است
آواره ای که روی وطن را ندیده است
یک پیرمردِ زاهد کورم که هیچ وقت
زیبایی و ظرافت زن را ندیده است
یا دختری که گیسوی خود را نبافته
یا شاعری که شعر کهن را ندیده است
شعرم نمیشود که تو را بازگو کنم
گُنگی شدم که رنگ سخن را ندیده است
شاید پرنده ای که پرش را شکسته اند
یا آهویی که دشت و چمن را ندیده است
شاید فرشته ای که به اجبار رانده شد
شاید بُتی که سجده شدن را ندیده است
دنیا هنوز در عجب از خلقت من است
دیوانه ای شبیه به من را ندیده است
#طه_محتشم
از درد ترک خورده و از زخم کبودیم
کوهیم و تماشاگرِ رقصیدنِ رودیم
او میرود و هر وجبش لاله و نسرین
ما سنگ تر سنگ همانیم که بودیم
ما عزتمان بسته به این است بسوزیم
با داغ عزیزیم که خاکسترِ عودیم . . .
پیگیر پریشانیِ ما دیر به دیر است
دلتنگ به یک خندهی او زود به زودیم
بعد از تو اگر هم کسی آمد به سراغم
آمد ببرد آنچه ز تو تازه سرودیم . . .
#حامد_عسگری
میمردم و میخنديد، میديد و نمیديدم
چشمان خمارش را، چشمان خمارم را
تا در دل هم باشيم تاوان بدى داديم
او گيرهى مويش را من ايل و تبارم را…
#سید_تقی_سیدی
من آن آموزگارم که سوال از عشق میپرسم
ولیکن خود نمیدانم جواب امتحانم را...
#سید_تقی_سیدی
روز معلم مبارک
Repost from طه محتشم
آخرین بازدید: خیلی وقت
پیشِ من نیستی نمیدانم
در چه حالی؟ چه میکنی؟ خوبی؟
با خیالت ترانه میخوانم
آخرین حرف ها که یادت هست ؟
گفته بودم که جنگ نامرد است
گفته بودی مگر تو میترسی
گفته بودم تفنگ نامرد است
گفته بودی اگر بمیرم چه؟
نکند طاقتت تمام شود
نکند شاعر کسی بشوی
نکند عشقمان حرام شود
صحبت از انفجار شد آخر
صحبت از ظالمان روی زمین
صحبت از ناتوانی انسان
صحبت از درد های بی تسکین
غصه خوردی و قرص خوابت را
توی لیوان آب حل کردی
شب بخیرت چه بی تفاوت شد
گریه را جای من بغل کردی
ناگهان جنگ شد بدون خبر
ناگهان بمب ناگهان دشمن
من که بیهوده زنده ام بی تو
تو کجایی؟ چه میکنی بی من ؟
راستی سال نو مبارک باد
#طه_محتشم | @Taha_Mohtasham
اینو قبل از این اتفاقات گذاشتم چنل
انگار از امروز حرف زده بود.
تسلیت به هموطنان درد دیده ام.
شوق درون به سوی دری میکشد مرا
من خود نمیروم دگری میکشد مرا
یاران مدد که جذبهی عشق قویکمند
دیگر به جای پرخطری میکشد مرا
از بار غم چو یکشبه ماهی به زیر کوه
شکل هلال مو کمری میکشد مرا
صد میل آتشین به گناه نگاه گرم
در دیدهٔ تیز بین نظری میکشد مرا
من مست آن قدر که توان پای میکشم
امداد دوست هم قدری میکشد مرا
دست از رکاب من بگسل محتشم که باز
دولت عنان کشان بدری میکشد مرا
#محتشم_کاشانی
با دردِ نبودنش که خو میکردم
با دیده تر به جاده رو میکردم
می آمد و خنجری به قلبم میزد
میرفت و دوباره من رفو میکردم.
#نیما_یوشیج
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
