350
Subscribers
-124 hours
-37 days
-530 days
Posts Archive
ماتم چه گویم از وطن، کز برگ برگِ این چمن
من خونِ چشمِ شاعران، دیوان به دیوان دیدهام
#معین_کرمانشاهی
ندانم کان مه نامهربان، یادم کند یا نه؟
فریب انگیز من، با وعدهیی شادم کند یا نه؟
خرابم آنچنان، کز باده هم تسکین نمییابم
لب گرمی شود پیدا، که آبادم کند یا نه؟
صبا از من پیامی ده، به آن صیاد سنگین دل
که تا گل در چمن باقی است، آزادم کند یا نه؟
من از یاد عزیزان، یک نفس غافل نیستم اما
نمیدانم که بعد از این، کسی یادم کند یا نه؟
رهی، از نالهام خون میچکد اما نمیدانم
که آن بیدادگر، گوشی به فریادم کند یا نه؟
#رهی_معیری
مجال من همین باشد
که پنهان عشق او ورزم ...
کنار و بوس و آغوشش
چه گویم چون نخواهد شد
#حافظ
میبینمت از دور و زیاد است همین هم
این سوختهدل ساخته با کمتر از این هم
صدبار صدایت زدم اما نشنیدی
یک چشم بگردان به من گوشهنشین هم
عشقی که زمینی نشود فایدهاش چیست؟
ای ماه بینداز نگاهی به زمین هم
گفتی که ز خود بگذر و دیدی که گذشتم
از روح و روان هم، تن و جان هم، دل و دین هم
از پیچ و خم رود گذشتیم و رسیدیم
از چشمهی تردید به دریای یقین هم
ای زاهد اگر منکر عشقی به جهنم!
ما با تو نیاییم به فردوس برین هم
#فاضل_نظری
نزنم نمک به زخمی که همیشگیست، باری
که نه خستهی نخستین، نه خرابِ آخرینم
#حسین_منزوی
گفته بودی کز توام بگرفت دل
من نخواهم در جهان جز کام تو
منتظر بنشستهام تا در رسد
از پی جان خواستن پیغام تو
#مولانا
همیشه کنجِ خیالی
نه بودنی، نه وصالی
چگونه از تو بگویم
که آرزوی محالی
#مریم_قهرمانلو
میشود از فکر من چند ساعتی بیرون روی؟
درس دارم بخدا، این ترم مشروط میشوم!
#شاهین_شیخاسلامی
آن کسی را که تو میجویی
کِی خیال تو به سر دارد؟
بس کن این ناله و زاری را
بس کن او یارِ دگر دارد
#فروغ_فرخزاد
ذکر تو از زبان من، فکر تو از خیال من
چون برود؟ که رفتهای، در رگ و در مفاصلم
#سعدی
Repost from سيد تقى سيدى
من بدون دلیل و بیعلت
بی توجه به عشق و بیدقت
خارج از عرف رایج ملت
مثل یک بچه دوستت دارم
تو به دور از گناه و گمراهی
مطمئنی مرا نمی خواهی
کاش می شد فقط تو را گاهی
میروم گرچه…
