en
Feedback
مهارتستان خلاق📚🎮|طاهره خادمی

مهارتستان خلاق📚🎮|طاهره خادمی

Open in Telegram

زندگی، زمین بازی ماست! 🎲✨ کوچ مهارت‌های زندگی و رشد خلاقانه مدرس خلاقیت، ارتباطات موثر و هیجانات با کمک داستان و بازی خودمان را کشف می‌کنیم، با هیجان‌ها دوست می‌شویم و رابطه‌های سالم می‌سازیم 🔽 www.taherehkhademi.ir ارتباط با من @Khademitahereh

Show more
1 502
Subscribers
-424 hours
-77 days
-1330 days
Posts Archive
دوستان این داستان به روایت اول شخص داستان به نام نرگس و با زبان ادبی محاوره روایت میشه. بنابراین شکسته‌نویسی‌ها و با ابهام بودنش، حس منفی نده بهتون. ان شاالله هر هفته دوشنبه قسمت تازه منتشر میشه

قسمت دوم داستان بلند ماتِ زندگی ❓دیگه باید به چه ناکامی‌ای برسم که واقعاً حرکت کنم؟ ناکامی از این بیشتر که حوصلهٔ هیچ کاری رو ندارم؟ از این بیشتر که هیچ‌چیزی برام لذت‌بخش نیست؟ اصلاً مگه خودِ ناکامی چیه که تا بهش نرسم، تکون نمی‌خورم؟ مثل همیشه که برای انجام هر کاری کلی سود و زیان می‌کنم تا شکست نخورم، انگار ناکامی هم همون جاییه که نمی‌خوام بهش برسم. مدام قبل از رسیدن بهش فرار می‌کنم. به نظرم یه قرار ملاقات توپ با شکست بذارم. شاید دیدمش، ازش خوشم اومد و دلم خواست دوباره ملاقاتش کنم؟ چند سال پیش دلم می‌خواست قالی‌بافی یاد بگیرم و یه کارگاه راه بندازم. اما عذاب وجدانِ نرسیدن به نریمان، همه‌چیز رو کنار زد. مهم نریمان بود، اما خودم چی؟ من مهم نبودم؟ چون مادر شدم، آرزوهام باید خلاصه بشن توی آرزوهای نریمان؟ کارهای اینترنتی این سال‌ها هم فقط پولم رو هدر دادن و بس! از هیچ‌کدوم آبی برام گرم نشد؛ آن‌قدر یخ بودن که حتی نمی‌شد دستم رو باهاشون بشورم. امروز نیلا یه سوغاتی جالب از طرف ماهک با خودش آورد. ماهک، دوست نیلا، تازه از زنجان به همدان برگشته. اونا مدتی به‌خاطر بیماری مادر ماهک توی زنجان زندگی می‌کردن و پدرش فقط آخر هفته‌ها بهشون سر می‌زد. نیلا یه ظرف غذا آورد که با بقیهٔ ظرف‌ها فرق داشت. چند جور باز و بسته می‌شد و جاهای مختلفی برای گذاشتن غذا داشت؛ ویژگی‌هایی که نمی‌تونستم به‌راحتی ازشون بگذرم. از نیلا خواستم به ماهک بگه از مادرش دربارهٔ این ظرف سؤال کنه و اگه می‌تونه، یکی دیگه هم برامون تهیه کنه. نیلا گفت: «چشم» و رفت سراغ تکالیفش. اما من وسط اون ظرف و جذابیت‌هاش گیر کرده بودم. چه کسی طراح این ظرفِ به این زیبایی و شیکی بود؟ 🌱 طاهره خادمی | کوچ مهارت‌های زندگی و رشد خلاقانه #مات_زندگی 🆔 @taherehkhademi 🌐 https://taherehkhademi.ir/

قسمت دوم داستان بلند ماتِ زندگی ❓دیگه باید به چه ناکامی‌ای برسم که واقعاً حرکت کنم؟ ناکامی از این بیشتر که حوصلهٔ هیچ کاری رو ندارم؟ از این بیشتر که هیچ‌چیزی برام لذت‌بخش نیست؟ اصلاً مگه خودِ ناکامی چیه که تا بهش نرسم، تکون نمی‌خورم؟ مثل همیشه که برای انجام هر کاری کلی سود و زیان می‌کنم تا شکست نخورم، انگار ناکامی هم همون جاییه که نمی‌خوام بهش برسم. مدام قبل از رسیدن بهش فرار می‌کنم. به نظرم یه قرار ملاقات توپ با شکست بذارم. شاید دیدمش، ازش خوشم اومد و دلم خواست دوباره ملاقاتش کنم؟ چند سال پیش دلم می‌خواست قالی‌بافی یاد بگیرم و یه کارگاه راه بندازم. اما عذاب وجدانِ نرسیدن به نریمان، همه‌چیز رو کنار زد. مهم نریمان بود، اما خودم چی؟ من مهم نبودم؟ چون مادر شدم، آرزوهام باید خلاصه بشن توی آرزوهای نریمان؟ کارهای اینترنتی این سال‌ها هم فقط پولم رو هدر دادن و بس! از هیچ‌کدوم آبی برام گرم نشد؛ آن‌قدر یخ بودن که حتی نمی‌شد دستم رو باهاشون بشورم. امروز نیلا یه سوغاتی جالب از طرف ماهک با خودش آورد. ماهک، دوست نیلا، تازه از زنجان به همدان برگشته. اونا مدتی به‌خاطر بیماری مادر ماهک توی زنجان زندگی می‌کردن و پدرش فقط آخر هفته‌ها بهشون سر می‌زد. نیلا یه ظرف غذا آورد که با بقیهٔ ظرف‌ها فرق داشت. چند جور باز و بسته می‌شد و جاهای مختلفی برای گذاشتن غذا داشت؛ ویژگی‌هایی که نمی‌تونستم به‌راحتی ازشون بگذرم. از نیلا خواستم به ماهک بگه از مادرش دربارهٔ این ظرف سؤال کنه و اگه می‌تونه، یکی دیگه هم برامون تهیه کنه. نیلا گفت: «چشم» و رفت سراغ تکالیفش. اما من وسط اون ظرف و جذابیت‌هاش گیر کرده بودم. چه کسی طراح این ظرفِ به این زیبایی و شیکی بود؟ 🌱 طاهره خادمی | کوچ مهارت‌های زندگی و رشد خلاقانه #مات_زندگی 🆔 @taherehkhademi 🌐 https://taherehkhademi.ir/

پرونده‌ی جلسه‌ی ششم کارآگاه خلاقیت باز شد! 🔍✨ «خلاقیت در دل ساده‌ترین تجربه‌های هر روز ماست؛ هنر این است که ساده از کنارشان نگذریم.» در ادامه‌ی این مسیر ماجراجویانه، قرار است نقشه‌ی ذهن‌مان را کامل‌تر کنیم و پازل خلاقیت را تکه‌تکه کنار هم بچینیم. در این جلسه: 📍 دو قلمروی تازه از خلاقیت را رونمایی می‌کنیم که زاویه‌ی دیدتان را کاملاً دگرگون می‌کند 💡 ادامه‌ی ویژگی‌های ذهن و رفتار خلاق را رمزگشایی می‌کنیم 🕵️‍♀️ و یک پرونده‌ی جدید و جذاب باز می‌کنیم تا کنجکاوی‌مان را به چالش بکشیم! هر صبحِ سه‌شنبه، دعوتی است به کشف تکه‌های گمشده‌ی توانمندی‌های درون‌تان. کنجکاوی‌ات را با خودت بیاور؛ ببینیم این جلسه چه چیزی رو می‌کند! 🗓 زمان: سه‌شنبه ۷ مهر ⏰ ساعت: ۶ صبح (برای سحرخیزهایی که می‌دانند جادوی خلاقیت در هوای اول صبح بیدار می‌شود!) 🔗 لینک ورود به جلسه: https://meet.google.com/sdt-pnfs-ogj ذره‌بین‌هایتان را آماده کنید؛ فردا صبح در ششمین ایستگاه کارآگاه خلاقیت منتظر حضور گرم و پرانرژی‌تان هستم! ☕️🌱 🌱 طاهره خادمی | کوچ مهارت‌های زندگی و رشد خلاقانه #خلاقیت 🆔 @taherehkhademi 🌐 https://taherehkhademi.ir/

می‌دونستید ذهن ما خیلی شبیه معده‌ست؟ 🧠 ❓️معده رو دیدید؟ اگه یه مدت حجم غذا رو بیشتر کنید، بافتِ ارتجاعی‌ش پیام می‌گیره که باید جا باز کنه و کم‌کم کش میاد و بزرگ‌تر می‌شه. 🧠 ذهن ما هم دقیقاً همین ویژگی رو داره! هرچی ورودیِ فکریِ بیشتری بهش بدید، ظرفیتش بیشتر و گسترده‌تر می‌شه. اما یه تفاوتِ بزرگ و حیاتی هست: ذهن برای اطلاعات، نیاز به «قفسه‌بندی» داره! وقتی ذهنمون رو پر می‌کنیم از ریزه‌اطلاعاتِ پراکنده و فست‌فودیِ اکسپلور، مغز نمی‌دونه این‌ها رو کجای انبارش بذاره؛ در نتیجه تو هوا معلق می‌مونن و بعد از چند روز هم کاملاً پاک می‌شن (مثل خوردن تنقلاتی که فقط حجم می‌گیرن ولی عضله نمی‌سازن!). اما وقتی سراغ اطلاعاتِ پیوسته و ساختارمند می‌ریم: ▫️ خوندنِ یک کتابِ آموزشی ▫️ غرق شدن در یک رمان یا داستانِ بلند ▫️ پیگیری و تدبر در آیه‌های قرآن ▫️ یا حتی حفظ اشعارِ یک شاعرِ مشخص… این‌ها هرکدوم یک قفسه‌ی اختصاصی و محکم در ذهن باز می‌کنن. جالب اینجاست که این خوراک‌های عمیق، نه تنها جا رو برای درس و کار و دانشگاه تنگ نمی‌کنن، بلکه اتفاقاً ظرفیت کلِ ذهن رو بازتر و کارآمدتر می‌کنن! به این ذهنِ شگفت‌انگیز فرصت بدید جا باز کنه.
ذهنِ خلاقِ شما تا دلتون بخواد برای یادگیریِ موضوعاتِ عمیق و موردعلاقه‌تون جا داره؛ فقط کافیه قفسه‌ش رو براش بسازید. 🌱
🌱 طاهره خادمی | کوچ مهارت‌های زندگی و رشد خلاقانه #ذهن_خلاق 🆔 @taherehkhademi 🌐 https://taherehkhademi.ir/

جمله‌ای که مراجع زیبا و نویسنده‌ام را تکان داد، این بود: «اگر قرار است یک روز تمام فعالیت‌های جانبی روانشناسی و کوچینگ را رها کنی و به رسالت مهم و عمیقت برسی، چرا همین حالا شروعش نمی‌کنی؟ حیف نیست وقت و عمر ارزشمندت را صرف آموزش‌هایی کنی که فردا روزی، دیگر نیازی بهشون نداری؟» انگار که از خوابی کابوس‌وار بیدار شده باشد، برقی در نگاهش نشست، نوری در دلش تابید و با همان پیامی که در تصویر بالا می‌بینید، خودش را به مسیری سپرد که برای آن خلق شده بود. او که ماه‌ها در تله‌ی «بیشتر و بیشتر آموختن» (برای به تعویق انداختن شروعِ واقعی) گرفتار شده بود، ناگهان با همین یک سوال عمیق و واگرا به خودش آمد و راه رهایی از این تله را کشف کرد. 🕊کوچینگ خلاقیت یعنی همین: اینکه با یک سوال عمیق و راه‌گشا، دیوارِ بن‌بست‌های ذهنی فرو بریزد؛ تولد یک هویت تازه را جشن بگیری، دوباره با اشتیاق از خواب بیدار شوی و به سوی خلق پروژه‌های پرانرژی و منحصربه‌فردِ خودت حرکت کنی. 🍁 فرصت ویژه آغاز ماه مهر: اگر احساس می‌کنی در تله‌ی نشخوار فکری، سردرگمی یا یادگیری‌های بی‌سرانجام گیر کرده‌ای و می‌خواهی پاییز امسال، ماه رهایی از این اضطراب‌ها و رسیدن به وضوحِ شفاف باشد: ✅برای همراهی عمیق و شخصی، تنها ۲ نفر ظرفیت پذیرش در نظر گرفته‌ام. ✅همچنین تا ۵ مهرماه می‌توانید با ۲۰٪ تخفیف ویژه، این مسیر گشایش را آغاز کنید. برای رزرو نوبت یا دریافت اطلاعات بیشتر، در دایرکت کلمه‌ی «رهایی» را برام بفرست تا با هم گفتگو کنیم. 🍃 @khademitahereh 🌱 طاهره خادمی | کوچ مهارت‌های زندگی و رشد خلاقانه #کوچینگ #خلاقیت 🆔 @taherehkhademi 🌐 https://taherehkhademi.ir/

دیروز در ادامه‌ی پلاک کتاب گپ‌یار با کتاب «تله شادمانی»، هم‌قدم با جمعی از همراهان تازه‌نفس و مشتاق شدیم. میانه‌ی گفت‌وگو، صحبتمان کشیده شد به «استراتژی‌های فرار»؛ ترفندهایی که همه‌ی ما هنگام مواجهه با چالش‌ها و تنگناهای مالی به آن‌ها پناه می‌بریم. همان‌جا جرقه‌ای در ذهنم زده شد که بخش مهمی از جلسه را به خود اختصاص داد: یکی از احساسات ناخوشایندی که گاهی تلاش می‌کردم از آن بگریزم، «نگرانی از بی‌پولی در آینده» بود. مدتی است فرمول ذهنی‌ام را تغییر داده‌ام؛ هربار که این موجِ اضطراب هجوم می‌آورد، بلافاصله یک سوال مشخص از خودم می‌پرسم: «همین حالا برای رشد و افزایش درآمدم، چه اقدامِ مشخصی می‌توانم انجام دهم؟» همین چرخشِ ساده از «نشخوار نگرانی» به سمت «کشف پتانسیل‌های ممکن»، بارِ سنگین اضطراب را تا حد زیادی سبک می‌کند؛ چون فوراً راهکارهایی عملی متولد می‌شوند که می‌توانم در کوتاه‌ترین زمان برایشان آستین بالا بزنم. در ادامه‌ی جلسه هم سراغ «کارت‌های ارزش» رفتیم تا ۵ تا ۱۰ ارزش بنیادین زندگی‌مان را شفاف کنیم و با خودمان صادق باشیم که تصمیم‌های روزمره‌مان چقدر با این ارزش‌ها هم‌راستاست. به باور من، پله‌های اولیه‌ی خودآگاهی و ذهن‌آگاهی از همین جنس است؛ پله‌هایی که ما را از باتلاق انفعال و بی‌پناهی نجات می‌دهند و به سوی «عمل متعهدانه» و حرکت رو به جلو فرا می‌خوانند. ما پله‌ی اول را با شفاف‌سازی ارزش‌هایمان برداشتیم تا در گام‌های بعدی ببینیم با دانش حاصل از شناخت ارزش‌ها، چه گلی به سرِ زندگی‌مان می‌توانیم بزنیم؟ حالا نوبت شماست؛ پله‌های آگاهی افزایی شما چیست؟ ۱) کتاب 📚 ۲) نوشتن ✍️ ۳) پادکست و دوره 🎧 ۴) کلاسِ جمعی 👥 ۵) هنوز پیداش نکردم 🤷‍♂️ کدوم؟ بنویس برام 👇 اگه رشت یا اطرافش هم زندگی می‌کنی، ما هر هفته این جلسات رو برای شنیدن از شما و تجربه‌هاتون برگزار می‌کنیم. خوشحال میشیم همراهمون باشی. 🌱 طاهره خادمی | کوچ مهارت‌های زندگی و رشد خلاقانه #دورهمی 🆔 @taherehkhademi 🌐 https://taherehkhademi.ir/

مرور جلسات گذشته چیستی خلاقیت ویژگی خلاقان 2 قلمرو خلاقیت از 16 قلمرو با مثال‌های جدید پرونده بازی خلاق 🎙️بشنوید: پادکست جلسه پنجم کارآگاه خلاقیت 🕊️ نکات متنوعی درباره‌ی پرورش خلاقیت وجودی 📙لینک تهیه کتاب دیجیتال [«مرگهای کوچک من»](https://taaghche.com/book/296800) 📒 لینک تهیه نسخه چاپی [«مرگهای کوچک من»](http://book.taherehkhademi.ir/) 🌱 عضویت در گروه قبیله خالقان: @creativepeople1405 #پادکست #خلاقیت 🆔 @tahereh_khademi 🌐 www.taherehkhademi.ir

+1
بخش اول پادکست.mp319.79 MB

جلسه پنجم دوره رایگان کارآگاه خلاقیت با حضور دوستان علاقه‌مند ممنونم از حضورتون و اینکه وقت ارزشمندتون به من دادید
جلسه پنجم دوره رایگان کارآگاه خلاقیت با حضور دوستان علاقه‌مند ممنونم از حضورتون و اینکه وقت ارزشمندتون به من دادید

لینک جلسه پنجم کارآگاه خلاقیت ساعت ۶ صبح امروز https://meet.google.com/irj-itsq-jpx

قسمت اول داستان بلند ماتِ زندگی زنگ ساعت، دوباره رسیدن یه صبح دیگه رو خبر می‌داد. هرکی این پیام رو خوش یا ناخوش می‌دونه؛ اما من چطور حسش می‌کنم؟ خوب یا بد؟ امروز صبحانه چی بخوریم؟ تو اداره با کیا باید سر و کله بزنم؟ عصر را چجوری و با چه کارهایی سر کنم؟ دندان‌پزشکی، پارک بازی یا کلاس بچه‌ها؟ همه نشون می‌دادن که روزی پرکار و شلوغی دارم. اما چه فایده؟ وقتی همه‌چیز دارم جز آن لذت و هیجانی که باید داشته باشم؟ انگار میون این‌همه «خوب بودن»، یه چیزی کمه؛ یا اون‌قدر به چشمام نزدیکه که نمی‌بینمش، یا آن‌قدر دوره که بازم از دیدم پنهونه. وقتِ هر کاری رو دارم، جز وقتی برای رسیدن به خودم؛ وقت برای هر چیزی هست، اِلّا نشستن کنار خودم و شنیدن صدای درونم. تکون‌های امیر مرا به خودم آورد: «دیر میشه!» باید بلند شم؛ صبحانه و میان‌وعدهٔ نیلای ۷ ساله و نریمان ۱۲ ساله رو آماده کنم و خودمون هم راهی اداره شیم. کِش دادن خواب و این بلند نشدن‌های هرروزه هم تکراری شده؛ هر روز همین سؤالات تکراری را از خودم می‌پرسم و بعد سراغ بقیه‌ی روزم می‌رم… انگار این سؤال‌ها هم توی مغزم یخ زده‌ان. بقول همکار بغل دستی‌ام که هر روز هُلم میده واسه خودم کاری کنم: هنوز ناکامی‌ام به حد کمال نرسیده که بلندم کنه. شاید راست میگه... 🌱 طاهره خادمی | کوچ مهارت‌های زندگی و رشد خلاقانه #مات_زندگی 🆔 @taherehkhademi 🌐 https://taherehkhademi.ir/

مدت‌ها بود داستانی دنباله‌دار در سرم می‌چرخید؛ دنبال طرح و دست‌آویزی دلخواه می‌گشتم که هر هفته برای نوشتنِ ادامه‌اش بی‌تاب باشم و با اشتیاق پشت میزم بنشینم. وقتی کاملاً اتفاقی جرقه‌ی طرح داستان «ماتِ زندگی» در ذهنم زده شد، فهمیدم دقیقاً همانی است که منتظرش بودم؛ فرصتی ناب برای یک «غرقگیِ تمام‌عیار»… غرق شدن میان دنیای شخصیت‌ها و اتفاقاتی که مدت‌ها در خیالم جا خوش کرده بودند و حالا وقتش رسیده بود که آن‌ها را از عمق جانم روی کاغذ جاری کنم. دوشنبه‌های داستانی از همین امروز کلید می‌خورد! پاییزِ امسال را با فرم و رنگ‌ولعابی تازه در کانال آغاز می‌کنیم تا از این پس، روزهای هفته‌مان نظمی هدفمند و روحی زنده داشته باشد: 🔹 شنبه‌های آگاهی (کوچینگ و بیداریِ ذهن) 🔹 یکشنبه‌های همراهی (اطلاع‌رسانی و دعوت به جلسات) 🔹 دوشنبه‌های داستانی (روایت‌های دنباله‌دار «مات زندگی») 🔹 سه‌شنبه‌های کارآگاهی (پادکست‌های دوره کارآگاه خلاقیت) 🔹 چهارشنبه‌های دانایی (جرعه‌ای خرد و کتاب‌خوانی) 🔹 پنجشنبه‌های خودنگاری (برگی از قصه و تجربه‌های زیسته) 🔹 جمعه‌های خودیابی (سکوت، آرامش و حضور) و اما… برویم سراغ اولین بخش از داستان دنباله‌دار «ماتِ زندگی»؛ تقدیم به نگاهِ خلاق و صبور شما قبیله‌ی عزیزم: 👇 🌱 طاهره خادمی | کوچ مهارت‌های زندگی و رشد خلاقانه #اطلاع‌رسانی 🆔 @taherehkhademi 🌐 https://taherehkhademi.ir/

پرونده‌ی جلسه پنجم کارآگاه خلاقیت باز شد!🔍✨ «ما از ایده‌هایمان نمی‌ترسیم؛ ما از روزی می‌ترسیم که نبضِ خلاقیت در وجودمان از ک
پرونده‌ی جلسه پنجم کارآگاه خلاقیت باز شد!🔍✨ «ما از ایده‌هایمان نمی‌ترسیم؛ ما از روزی می‌ترسیم که نبضِ خلاقیت در وجودمان از کار بیفتد.» در جلسه‌ی پنجمِ دوره‌مان، قرار نیست فقط درجا بزنیم. می‌خواهیم وارد لایه‌های عمیق‌تری شویم. در این جلسه: 📍 دو قلمروی جدید از «خلاقیت» را تعریف می‌کنم که شاید تا امروز از چشمِ ذهنِ آگاه‌تان دور مانده بودند 💡ویژگی‌هایی از خلاقان را بیان می‌کنم 🕵️‍♀️ پرونده‌ی جدید و متفاوتی را بررسی می‌کنم هر جلسه دوره، وعده‌ی دیداریست با بخش‌های ناشناخته‌ی وجودتان. 🗓 زمان: ۳۱ شهریور ⏰ ساعت: ۶ صبح (برای کسانی که می‌دانند صبحِ زود، بهترین زمان برای شکارِ ایده‌هاست!) 🔗 لینک ورود به جلسه: https://meet.google.com/irj-itsq-jpx منتظرِ دیدنِ تک‌تکِ شما هستم؛ جایی که قرار است با هم از «روزهای بی‌ایدگی» عبور کنیم. 🌱 طاهره خادمی | کوچ مهارت‌های زندگی و رشد خلاقانه #خلاقیت 🆔 @taherehkhademi 🌐 https://taherehkhademi.ir/

امروز از آن روزهای پرکار و عجیب است. صبح اداره، ساعت ۲ تا ۵ مشغول یک کار عام‌المنفعه و بعد از آن هم برای خرید لوازم بچه‌ها، روانه‌ی بازار رشت می‌شوم. طبق قراری که در اولین جلسه‌ی «کارآگاه خلاقیت» گذاشتیم، خودم را مقید کرده‌ام که در گزارش روزانه‌ام به یکی از الگوها و اسطوره‌های زندگی‌ام پاسخگو باشم و هر روز رفتار، فعالیت یا کار خلاقانه‌ای را به‌صورت خیالی برایشان تبیین کنم. تعهدم را از همان روز اجرایی کردم؛ البته روزهایی هم بود که جز کارهای روزمره، چیزی برای ارائه نداشتم و در مقابل، روزهایی هم بود -مانند پنجشنبه‌ی پیش- که با فرمی جذاب به سراغ دختران و پسران خیریه رفتم. 🕊هدف اصلی من از این گزارش خیالی، متعهد کردن خودم به ساختن زیستی خلاقانه و الهام‌بخش بود. ❓اما افرادی که به آن‌ها گزارش می‌دهم چه کسانی هستند؟ محمدرضا شعبانعلی: مؤسس سایت «متمم»، نویسنده، سخنران و متخصص حوزه‌ی مذاکره. پیام بهرام‌پور: مؤسس سایت «بیشتر از یک نفر»، نویسنده، سخنران و متخصص حوزه‌ی کارآفرینی و فن بیان. تیم هارفورد: نویسنده، اقتصاددان و مربی خلاقیت. دو نفر اول چندان نیازی به معرفی ندارند؛ اما درباره‌ی نفر سوم که شاید برای ما ایرانی‌ها کمتر شناخته‌شده باشد، باید بگویم که من با «تیم هارفورد» از طریق یکی از سخنرانی‌های بی‌نظیر  تدتاک در مورد خلاقیت ذاتی آشنا شدم. او با همان سخنرانی مرا به سمت موضوع خلاقیت هُل داد و حالا این منم که با گزارش دادن به او، تلاش می‌کنم چراغ خلاقیت را در وجود خودم زنده نگه دارم. و حالا من از همین صبح زود، برای امروز پرکار و شلوغم به دنبال امری خلاقانه می‌گردم که به تیم گزارش دهم. یک سوال مهم: ❓به نظر شما این روشِ «گزارش‌نویسیِ خیالی»، چقدر می‌تواند ایده‌ی جذابی برای ایجاد تعهد در ما باشد؟ اگر قرار باشد شما هر شب چنین گزارشی از کارهای خلاقانه‌تان بنویسید، دوست دارید به چه کسی پاسخگو باشید؟ اسم اسطوره یا الگوی زندگی‌تان را برایم در کامنت‌ها بنویسید تا ببینیم در ذهن‌های شما چه می‌گذرد! 🌱 طاهره خادمی | کوچ مهارت‌های زندگی و رشد خلاقانه #خلاقیت 🆔 @taherehkhademi 🌐 https://taherehkhademi.ir/

مروز همه‌چیز ناگهان تغییر کرد؛ قرار بود فقط در جمع «ماه‌دخترها» باشم، اما روزم به حضور در خیریه و هم‌صحبتی با دختران و پسران آنجا گذشت. قرار بود گزارشی از علایق، برنامه‌ها و آرزوهایشان آماده کنم، اما میان حرف‌هایشان به یک تضاد معنادار رسیدم: دخترها با جسارت و بلندپروازی از رویاهایی می‌گفتند که با تمام وجود طلبش می‌کردند؛ اما پسرها، انگار زیر بارِ سنگینِ ضرورتِ کار و جبرِ یک زندگیِ عادی، زمین‌گیر شده بودند. گویی قرار نبود هیچ هدیه‌ای فراتر از یک زیستِ معمولی به خود یا دیگران ببخشند؛ می‌خواستند بدون پذیرش هیچ رنجِ رشددهنده‌ای و بی‌آنکه زخمی بردارند، فقط زنده بمانند و زندگی را «مُردگی» کنند. چه اندوه‌بار است تماشای آدم‌هایی که رویاهای بزرگشان را خیلی زود به مسلخ «عادی بودن» می‌برند...
🕊زندگی، بدون جسارتِ رویاپردازی و پذیرش زخم‌های مسیر، فقط یک نفس‌کشیدنِ تکراری است؛ حیف از جوانی که در مرزِ امنِ معمولی‌بودن تلف شود.
طاهره خادمی ✍️

دیروز میان ورق‌های کتاب «نوآفرینی» تینا سیلینگ، با یکی از جمله‌هایش شروع به بازی کردم. محتوای جمله همین عکس‌نوشته بود، اما دلم می‌خواست برای اینکه بیشتر جمله به جانم بنشیند، با آن بازی کنم. قدرت تجسم، به گمانم نادیده‌گرفته‌شده‌ترین قدرت ذهن ماست؛ قدرتی که می‌تواند در لحظه ما را به سال‌های دور پرت کند، دوباره برگرداند، به آینده ببرد، در دهانمان طعم و مزه چیزی را که به آن فکر می‌کنیم ایجاد کند، دچار خطاهای مختلف شود و بعد تصمیم هم بگیرد. همین الان لیموترش🍋، نسیم بهاری 🍃و یکی از آشناترین نواهای موسیقی 🎵را تجسم کنید. من که با لیموترش دهانم آب افتاد، با نسیم بهاری حس‌وحال چرتی شیرین به سراغم آمد و نوای فیلم «مادر» علی حاتمی قلبم را لمس کرد. ❓چطور می‌توان این ذهن بازیگوش، توانمند و خلاق را که در لحظه می‌تواند میان این حواس مختلف سفر کند، نادیده گرفت؟ ❓چطور می‌توان به او برچسب ناتوانی و کم‌توانی زد، وقتی این تو هستی که توانمندی‌اش را نادیده، حقیر و بی‌ارزش شمردی؟ یکی از ۴ کلمه‌ای که برای من و ماهدخترهایم ممنوعه است: «نمی‌توانم». (اگه گفتید ۳ تای دیگه چی هستند؟ 😉) زیرا همین یک کلمه می‌تواند تمام رشته‌های ذهن خلاق و بازیگوشم را پنبه کند. از امروز به ذهن خلاقَت این فرصت را بده و تمام «نمی‌توانم»هایش را حذف کن. ❓ببین چگونه تمام آنچه در چنته دارد و تا امروز به تو نشان نداده است، برایت نمایان می‌کند؟ 🌱 طاهره خادمی | کوچ مهارت‌های زندگی و رشد خلاقانه #ذهن_خلاق 🆔 @taherehkhademi 🌐 https://taherehkhademi.ir/