en
Feedback
The Notes that are buried

The Notes that are buried

Open in Telegram

شاعری خسته از دیار تاریک پوچی . https://t.me/BiChatBot?start=sc-741253-TtpKouG

Show more
460
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-630 days
Posts Archive
Repost from UpdatesOnBuLBa
ایران:
ایران:

وقتی دوستات یک گند جدید بالا آوردن:

دلتنگ خوابیدن و بیدار شدن‌های دشوار دلتنگ حال و هوای آن روزگار، دلتنگ همان محبت دروغین در آغوش‌های تو دلتنگ آن مرد شاد و مهربان قبل از تو، دلتنگ قدم زدن از صبح تا شب زیر سقف این دنیا دلتنگ هوای سرد پاییز و کتاب خواندن در تریا، دلتنگ درد دل و نگاه به شهر از تراس دلتنگ چایی گرم بعد از هرکلاس، دلتنگ قهر و دعوا‌های دوستانه دلتنگ دوستان و سیگار‌های شبانه، دلتنگ آزادی‌ام دور از خانه دلتنگ زندگی در لحظه و آن مرد دیوانه.

آغوش تو گرم‌تر و لذت‌بخش‌تر از گرمای تریا در زمستان بود.

این گیف رو از من داشته باشید شاید لازم شد.

احتیاج دارم به آغوشی گرم.

:))))))) سریال dark رو حتما ببینید.
:))))))) سریال dark رو حتما ببینید.

The emptiness that we confess @buriednotes🚬

من و دوستم که تلاش کردیم معدل الف شدیم که خوابگاه بدن بهمون:

باید می‌گفتم با صدای بلند گوش نکنید 🥲

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ چرا نگفتی محتوا حاوی الفاظ زیباییه شرفم رفت🫠

وقتی به هیچکدوم از رفیقامون خوابگاه ندادن. هیچکدوم هم دانشجو شبانه نیستیم، ولی حتی دخترای شبانه هم خوابگاه گرفتن.😂 (فانه، جدی نگیرید)

0.89 KB

تو کافی‌ای، تو لایقی و تو دوست‌داشتنی‌ای. رشد از اونجایی شروع می‌شه که دست از سرزنش خودت برداری. یه لحظه متوقف شو و وقتی از خودت عصبانی و ناراحت بودی از خودت بپرس چرا. فکر کن بهترین دوستت تو این وضعیته و دقیقا همونطوری که با اون رفتار می‌کنی، با خودت رفتار کن. ولی درمورد حس ناکافی بودن، می‌فهممت، منم گاهی دچارش می‌شم. فقط لازمه هی به خودم یادآوری کنم تا الآن از پس چه کارایی براومدم و چقدر حماسه آفریدم و قوی بودم. گاهی مرتبا باید تو آینه با خودت صحبت کنی تا یادت نره از کجا به کجا رسیدی و چقدر داری انرژی می‌ذاری. گاهی وقتا همین تمام چیزیه که از دستت برمیاد و باور کن همین هم کافیه. بچه‌ها واقعا زندگی رو شل بگیرین. هیچ‌وقت دیر نیست. هیچ‌وقت. گاهی شما توان انجام کاری رو ندارین ولی خودتون رو مجبور می‌کنین و به اون قوله عمل نمی‌کنین. چون واقعا نمی‌تونین و باید به این توجه کنین که بدنتون و روانتون الآن کشش و گنجایشش رو نداره. گاهی از تخت بلند می‌شین و این یه موفقیته، فرداش دوباره فقط از تخت بلند می‌شین و این همچنان یه موفقیته چون حفظ عادت کردین و جنگیدین. پس‌فرداش علاوه بر اینکه از تخت بلند شدین صورتتون رو هم می‌شورین و این دوباره موفقیته. چون یه کار جدید انجام دادین و تونستین روتین رو عوض کنین. اما خب توجه کنین که دیگه هرروز نگین خب از تخت بلند شدم پس من خیلی قوی‌ام. گاهی هم به عقب برمی‌گردین و باز هم به معنی شکست نیست، چون نمودار زندگی همیشه سینوسیه. نگرانی بخشی طبیعی از این پروسه‌ست و می‌تونه تو رو به سمت جلو ببره. اما نباید افراطی باشه و تبدیل به وسواس شه. اون موقع همه چی خطرناک می‌شه. پس نگران نباش. همه‌ی اینا تموم می‌شن. بهت قول می‌دم. لازمه یه سری تغییرات ایجاد کنی. لازمه خیلی جدی و محکم بایستی. ولی تموم می‌شه. همونطوری که برای من تموم شد و برای خیلی از آدمای دیگه. باید یاد بگیریم گاهی لازمه غم‌هامون رو حس کنیم، یکم که بگذره می‌رن. وقتی به غم‌هاتون توجه می‌کنین و دنبال ریشه‌ش می‌گردین، کم‌کم به خودآگاهی می‌رسین و می‌تونین جلوی پیش اومدن خیلی از این اتفاقات و احساسات رو بگیرین. باقی چیزها از دست شما خارجن. فقط باید کنار بیاین و هنر کنار اومدن رو فرا بگیرین. شما هیچ‌وقت تنها نیستین، بچه‌ها. همیشه کسایی هستن که درکتون کنن و تو اون درد باهاتون شریک باشن. فقط گاهی انقدر بهمون فشار میاد که نمی‌تونیم بپذیریم همچین چیزی واقعیت داشته باشه و ما تنها کسایی نباشیم که داریم تجربه‌شون می‌کنیم.