en
Feedback
“شاعرِ تمام شده”

“شاعرِ تمام شده”

Open in Telegram

طیفونی که در سفید کاهگلی‌های بوشهر مدفون‌ست. فرزندِ به ثبت نرسیده‌ی فروغ، و اشکِ خشک نشده‌ی انقلاب. “دست‌هایم را در باغچه می‌کارم” پیج اینستا: https://instagram.com/tifoon_12?igshid=OGQ5ZDc2ODk2ZA==

Show more
2 575
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
October '23
October '23
+395
in 21 channels
September '23
+588
in 0 channels
Get PRO
August '23
+536
in 0 channels
Get PRO
July '23
+584
in 0 channels
Get PRO
June '23
+862
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
26 October+4
25 October+10
24 October+5
23 October+20
22 October0
21 October+9
20 October+1
19 October+4
18 October+4
17 October+11
16 October+5
15 October+19
14 October+9
13 October+37
12 October+27
11 October+24
10 October+16
09 October+7
08 October+19
07 October+22
06 October+26
05 October+9
04 October+18
03 October+54
02 October+23
01 October+12
Channel Posts
در شعر جا نمی‌شوند عدس‌های پاک نشده و یا کاپ قاعدگی‌ بعضی چیزها شاعرانه نیستند انگار ما نمی‌بینیم‌شان گرچه جای انگشت تو بر لیوانت کتاب تاریخی که با ملال روی میز می‌گذاری اشک‌هایت که در دستمال می‌میرند شعر می‌شوند نه دست من است و نه تو بغضی چیزها جا نمی‌شوند همچو تو که تما‌م‌ات در شعر جا نخواهد شد.

2
[در چشم‌هایم، تو را پنهان خواهم کرد]
611
3
@tifooon☕️
543
4
سلام فرهاد عزیزم. حالت چطور است؟ جمعه‌های آن دنیا هم همانقدر خونین‌ است؟ آنجا نیز آیینه‌ها تورا مسخ می‌کنند؟ عیدها چطور؛ برایم از ماهی دودیِ کودکی‌ات بگو! هنوز می‌توانی خستگی‌ات را با بوی یاس برهانی؟ اصلا مگر آن ورِ مرگ، هنوز خستگی‌ای هست؟ ولی داییِ عزیزم، من بی‌اندازه خسته‌ام. روز تولدم را با بغض سپری کردم و تنهایی را جرعه جرعه پایین دادم. کاش مستی نیز موسیقی بود که هر شبم را با آن بگذرانم. دایی جان، این دنیا تنها با مستی زیباست. اینجا برف است. باورت می‌شود امشب برف را بر روی گونه‌هایم احساس می‌کردم؟ فرهاد عزیزم، اینجا زردها بیهوده قرمز می‌شود، و سیاهی تمامِ سرخ‌هارا در خود حل کرده. به نیمای مهربانم بگو، من نیز دلم بسی گرفته‌ست. کاش میهمان دنیای پس از مرگ‌تان می‌شدم. می‌آمدم، شما و نیما و مادرم را در آغوش می‌کشیدم، و باز به روزمرگینگی‌ام پناه می‌بردم. چندتن؟ تنها چندتن؟ اینجا همه ناهشیار و خواب‌آلودند! اینجا مرگ هم ناهموار است. راستش را بخواهی دایی جان، به ناگهان گریستم، از درون. فروغ این را خوب می‌داند. کاش می‌توانستی جواب نامه‌ام را بدهی، کاش می‌توانستم مانند عکست که هر روز بر بالای تختم می‌بینم، تورا نیز هر روز در آغوش می‌کشیدم. من از شمایانم، من نیز کودکی گریانم. من نیز روحی پاک و رنگی دارم. دایی، روح من آبی‌ست! روح تو چه رنگ است؟ کاش می‌توانستی برایم عکس دسته جمعی‌ای بفرستی. کاش می‌شد روز تولدم را با شماها بگذرانم. آری! در رویاهایم زیست می‌کنم. این نیز گناهی‌ست که روح رنگی به من داده. مگر خودت نگفتی که زردها بیهوده قرمز نمی‌شوند؟ من هم بیهوده سبز نیستم! من میوه‌ی دستانِ فروغم. دایی جان، من دلم سخت گرفته‌ست.
547
5
No text...
497
6
آنقدر تنهایم که می‌توانم گریه کنم.
624
7
@tifooon☕️
606
8
@tifooon☕️
603
9
“به او نگاه می‌کنم سبز می‌شوم.”
629
10
از لحاظ روحی نیاز دارم برگردم به نسخه‌ی مهدی کوچولو
659
11
No text...
649
12
No text...
636
13
اکانت توییتر.
645
14
@tifooon☕️
737
15
روز من است، پوچیِ مزمن از اشک پرم‌، و پُرِ خواهان امروز هم تولّد من بود یک گریه‌ی دوباره: دو آبان این قرص را بکوب به سردرد من بسته‌ی کدام طلسمم؟! از «انتظار» خسته‌ترینم! طنزی‌ست توی معنیِ «اسمم»!! . از سال‌های وسوسه دورم از روزهای تجربه دیرم -مهدی!... صدام کن که بمانم -مهدی!... صدام کن که بمیرم حرفی‌ست عاشقانه‌تر از من در حرکتِ منظّمِ نبضم طوفان زده به کلّ وجودم اما هنوز هستم و سبزم امسال هم گذشت عزیزم در حسرتِ تصوّرِ لبخند با خنده‌های ممتدِ در شک با خواهرانِ مانده‌ی در بند بر چادر قدیمی مادر بگذار مثل ابر ببارم شاید خدات معجزه‌ای کرد با اینکه اعتقاد ندارم! در فهم مرگِ ساده‌ی نیکا یا شکِ پیچیده به هستی در خواب‌های شبانه‌ی مستی تا انتهای من، تو… تو هستی! فرهادِ در انتظار گودو ای یا تیر که در ادامه‌ی آرش تو زاده‌ترین شرحِ فروغی انجیر، در تولدِ کال‌اش شاعری تمام شده در خود الگوی تمامیِ رندان! امسال هم گذشت عزیزم نزدیک‌تر شدیم به پایان امروزِ سوختن، تهِ آتش فردای محو، در وسط دود امروز هم تولّد من بود امروز هم تولّد من بود... -مهدی موسوی، با تغییراتِ طیفون!
770
16
No text...
92
17
عه اخ جون
92
18
كادوت شيرازه عزيزم.
92
19
اومدم شیراز نشونت میدم😒
457
20
بله میدونم همتون میوت و آرشیوم کردید
182