مُحِب
Open in Telegram
1 014
Subscribers
-224 hours
-67 days
-1230 days
Posts Archive
1 014
عجیبترین اتفاقی که برای آدم رخ میده و هنوز نتونستم خوب بفهممش اونجایی که یه چیزی از یه جایی به بعد درون آدم میمیره..
و تو یه روز از خواب بیدار میشی بدون اینکه اون نشاط یا ذوقه ، انرژی یا شاید نوری در درونت خاموش شده..
1 014
تهش میرسیم به حرف نزار قبانی:
هرکس به اندازهای که دوستت دارد، تو را میبیند.
تلاش بیهوده نکن.
1 014
عانقت الشمس و عانقتني
لمن أشتاق،
حین یکون قلبي ملیئا بک؟
خورشید را به آغوش کشیدم و مرا به آغوش کشید..
دلتنگ که شوم،
وقتی قلبم پر است از تو؟
1 014
یکی از فضاهایی که پارتی و آشنا بازی خیلی هست، سازمان بسیجه.
یعنی شما هرچقدر بیشتر به اونا که کارهای ان وصل باشید.
هرچقدر بله قربانگو تر مستفیض شدنت بیشتره.
بیشتر هم بت خوشمیگذره/
1 014
به حرمت نان و نمکی که با هم خوردیم،
نان را تو ببر،
که راهت بلند است و طاقتت کوتاه،
نمک را بگذار برای من!
میخواهم این زخم تا همیشه تازه بماند…
1 014
من در تنهایی آدم بهتریام. همونطور که درخت در تنهایی درختتره، بهنظر من آدم در تنهایی آدمتره.
1 014
انسان،
رها نمیکنه و تحمل میکنه چونکه تحمل کردن راحتتره.
اما به محض رها کردن میبینی تحمل کردن چقدر سخت بوده..
