en
Feedback
پرومِته | 𝕻𝖗𝖔𝖒𝖊𝖙𝖍𝖊𝖚𝖘

پرومِته | 𝕻𝖗𝖔𝖒𝖊𝖙𝖍𝖊𝖚𝖘

Open in Telegram

به چنل من خوش اومدین. مطالب از هر آنچه که می‌خوانم و تامل می‌کنم و آن را برمی‌گزینم، برای شما منتشر خواهم کرد.

Show more
559
Subscribers
-124 hours
No data7 days
+530 days
Posts Archive
تا بی نهایت》؛نصرت رحمانی #دکلمه

Siavash-Ghomayshi-Marham-320.mp38.59 MB

اما خودمانیم‌ها (مختار) عجب دماری از روزگار آدمکشان صحرای کربلا درآورد.لابد،هر خوردن زردآلو،پس دادن هم دارد.همسایه‌ها؛احمد محمود

ویگن kofebor80.mp312.39 MB

دوستان عزیز سلام...با بازگشایی مجدد نت بین‌الملل و آنلاین شدن بسیاری از شما دوستانی که در ایران هستیم، امید است که فعالیت چنل نیز اگر با اختلال روبرو نشویم به چرخه‌ی فعالیت برگردد...دوستانی که تونستند وصل بشن لایک بزنند روی این پیام.

Repost from Annamorphin
ما فلک زده‌ها در ماتحت دنیا واقعیم... لذت دنیا و امنیت را راه نبرده‌ایم. نه در دوره‌ی افتخار بودیم، نه در عصر مدنیت و تربیت و عدالت... در دوره‌ی هرج و مرج واقع شده‌ایم. دلیران می‌میرند و حاصل به ترسو‌ها می‌رسد که زنده‌اند.. این ملت غیور به غرش دویست توپ از صدا و حرکت افتادند و دیگر نفس نمی‌کشند... چقدر عبرت در این عروسک‌هاست، و ما از عروسک کمتریم. آن‌ها مرده بودند و زندگی می‌کردند، ما زندگی می‌کنیم و مرده‌ایم! بهرام بیضایی|ندبه

تا وصلیم هر کس هست درود و شب بخیر🌻

تنها شدن در اتاقی چون قبر بدون سیگار و شراب، با فقط یک لامپ و یک اجاق گاز هیزمی، موهایی جوگندمی و شادی‌ای از وجود اتاق... صبحگاه مردم بیرون می‌روند تا پول در بیاورند: قاضی‌ها، نجارها لوله‌کش‌ها، دکترها روزنامه‌فروش‌ها، پلیس‌ها آرایشگرها، ماشین‌شورها دندان‌پزشک‌ها، گل‌فروش‌ها پیش‌خدمت‌ها، آشپزها رانندگان... و تو به سمت چپت میغلتی که نور خورشید به پشتت بتابد نه به صورتت. #چارلز_بوکفسکی برگردان #مهیار_مظلومی از کتاب #اینجا_همه‌چیز_عادی‌ست @Bukowski_Pub

ما تونستیم کم و بیش وصل بشیم.امیدوارم حالتون خوب باشه.هیچ‌جا تلگرام نمیشه❤️

Repost from نشر نی
‌ ‌تراژدی، صحنه‌ای جز مواجهۀ انسان‌ها با خدایان نیست. در این کارزارِ دریغ‌آمیز انسان قربانی سرنوشت خویش است. پرُومِته در اساط
‌ ‌تراژدی، صحنه‌ای جز مواجهۀ انسان‌ها با خدایان نیست. در این کارزارِ دریغ‌آمیز انسان قربانی سرنوشت خویش است. پرُومِته در اساطیر یونان تنها مورد از تراژدی در میان خدایان است. گناه او سرقت آتش مقدّس از اُلَمپ و اعطای آن به انسان می‌باشد، گناهی نابخشودنی که زِئوس را بر آن می‌دارد او را تا ابد در کوه‌های قفقاز زندانی کند. خشم زِئوس چندان است که به این اکتفاء نکرده فرمان می‌دهد تا عقاب‌ها هر روز جگر پرُومِته را دریده او را از پای درآورند. اما شب‌هنگام جگر ترمیم یافته روز بعد دوباره طعمۀ عقاب‌ها می‌گردد... دُوری باطل از توالی زمان که حکایتی است دردناک از برزخ ذاتی انسان، برزخی که مبتنی بر چیزی جز سیر زمان نیست، نوسانی محتوم که سرنوشت آدمیان را از آن جهت که در برزخ ذاتی خویش توطّن دارند قطعیّت بخشیده است. زیرا که تنها انسان درد و شعف انتظار را شناخته اهل زمان یعنی تاریخ است. انتظار از آن رو که حیث زمانی انسان منوط‌ومشروط بدان است. از کتاب «‌انسان منقسم» برزخ به لحاظ روانکاوی (به انضمام تحلیلی از اهل هوا) کرامت موللی و سوسن حاجی‌زاده شاهسوار

"مُشت می‌کوبم بر در پنجه می‌سایم بر پنجره‌ها من دچارِ خفقانم، خفقان! من به تنگ آمده‌ام، از همه چیز بگذارید هواری بزنم: – آی! با شما هستم! این درها را باز کنید! من به دنبال فضایی می‌گردم: لب بامی، سر کوهی، دل صحرایی که در آنجا نفسی تازه کنم. آه! می‌خواهم فریاد بلندی بکشم که صدایم به شما هم برسد! من هوارم را سر خواهم داد! چاره درد مرا باید این داد کند از شما «خفته‌ی چند»! چه کسی می‌آید با من فریاد کند؟" - فریدون مشیری
 -MadcapWrites

دکتر عبدالمجید ارفعی پژوهشگر و متخصص زبان‌های باستانی ایران تولد: ۹ شهریور ۱۳۱۸ وفات: ۶ اسفند ۱۴۰۴ روانش شاد و یادش گرامی
دکتر عبدالمجید ارفعی پژوهشگر و متخصص زبان‌های باستانی ایران تولد: ۹ شهریور ۱۳۱۸ وفات: ۶ اسفند ۱۴۰۴ روانش شاد و یادش گرامی

با درود خدمت همراهان گرامی در خصوص نشر تاریخ فلسفه شاید برخی از شما مطالعه کرده باشید و بازخوانی آن تکرار مکررات باشد.اما هدف از انتشار ساخت آرشیوی از نظرات فلسفی فلاسفه‌ می‌باشد تا اگر روزی در جایی که داریم مطالعه می‌کنیم مواجهه شدیم با فیلسوف خاصی برای خود نظرات آن فیلسوف را یکبار دیگر مرور کنیم...ممکنه از چندین منابع هم تاریخ فلسفه را بررسی کنیم.لذا همراهی شما را می‌طلبد تا بتوانیم این آرشیو را تهیه کنیم و برای روزهایی که نیاز داریم از آن استفاده کنیم...گرچه هوش مصنوعی اومده اما هوش طبیعی همچنان اولویت ما خواهد بود.چه بساکه خودم بیشتر اوقات از گوگل استفاده می‌کنم تا هوش مصنوعی.شاید شما هم اینطور باشید.به هر حال نیاز بود درباره‌ی انتشارات چنل اهداف رو بیان کرد که شما دوستان بزرگوار در جریان این امر قرار بگیرید. ارادتمند🌻 #تاریخ_فلسفه

دست‌هایی شبیه بوسه رضا براهنی

حد وسط، به معنی هندسی آن نیست یعنی نقطه‌ای نیست که درست از دو طرف به یک فاصله باشد،بلکه حد وسط در اخلاق با اوضاع و احوال فرق می‌کند و تنها عقول پخته و قابل انعطاف با اوضاع آن را درک می‌کنند.کمال هنری است که به تجربه و عادت حاصل می‌گردد، اینکه ما کار صحیح می‌کنیم برای آن نیست که کامل و با فضیلت هستیم بلکه چون کار و عمل ما صحیح بوده است فضیلت و کمال به دست آورده‌ایم."این فضایل را انسان با اعمال خویش کسب می‌کند." ما همانیم که همواره و دائما از ما سر می‌زند، پس کمال عمل نیست بلکه عادت است.نیکی انسان در آن است که روح او در تمام زندگیش در راه کمال قدم زند...زیرا همچنان که با یک گل بهار نمی‌شود نیکی یکروزه یا چند روزه شخص را کامل و سعادتمند نمی‌سازد." تاریخ فلسفه؛ ویل‌دورانت؛ ترجمه‌ی عباس زریاب خویی #تاریخ_فلسفه #ارسطو #اخلاق_نیکوماخوس

برای هر خلقی می‌توان سه مرحله قائل شد که مرحله‌ی اول و آخر افراط و تفریط است و عیب شمرده می‌شود و مرحله‌ی وسطی صفت فضیلت و کمال است.بنابراین میان جبن و تهور شجاعت است و میان بخل و اسراف اقتصاد.شرافت‌خواهی میان پست همتی و جاه طلبی است و تواضع میان تکبر و حقارت قرار دارد.حقیقت‌گویی میان لاف‌زنی و کم‌سخنی است.و خوش‌خلقی میان مسخرگی و ترش‌رویی.میان عصبانیت و مداهنه رفق و مجاملت است و میان تردید و دو دلی "هاملت" و جنب‌وجوش بی‌حاصل "دون کیشوت" تسلط بر نفس و خویشتن‌داری.پس "صحیح و درست" در فن اخلاق با "صحیح و درست" در ریاضیات چندان اختلافی ندارد و معنی آن عمل صحیحی است که به نتیجه‌ی صحیح منتهی گردد.
تاریخ فلسفه؛ ویل‌دورانت؛ترجمه‌ی عباس زریاب خویی #تاریخ_فلسفه #ارسطو #اخلاق

پدرش پیشه‌وری باهوش اما بداقبال بود.پرتو هیچ شادی روزهای پر رنج او را روشن نکرده بود.در پنجاه سالگی مرده بود.تمام سال‌های زندگی زیردست اربابان له‌له زده بود، اربابان درنده‌خویی که به زور از او بهای آب، نمک و هوایی را که تنفس می‌کرد، مطالبه کرده بودند؛بر عرق جبین او مالیات بسته بودند و طلبکار خون پسران او بودند.نه حمایتی، نه رهنمودی! جامعه چه داشت که به او بگوید؟مطیع‌باش و شریف باش.اگر عصیان کنی تو را می‌کشم.اگر دزدی کنی به زندانت می‌اندازم.اما اگر رنج بکشی چیزی برای تو ندارم(هیچ چیز مگر شادی تکه‌نانی گدایانه)نه تسلایی برای رنج‌هایت، نه حرمتی برای مردانگی‌ات، نه ترحمی برای غم‌های زندگی فلاکت بارت.
از چشم غربی؛ جوزف کنراد؛ ترجمه‌ی احمد میرعلائی #رمان #جوزف_کنراد #از_چشم_غربی

Moein - Harja Negahio (Iran) 320.mp35.68 MB

#دکلمه‌ای خوندم از اشعار نصرت رحمانی، تقدیم حضورتون...