en
Feedback
سیمین کاظمی

سیمین کاظمی

Open in Telegram

مترجم و ویراستار زبان‌های خارجی هستم، عاشق یادگیری، دنبال پیداکردنِ ظرایف و جزئیات! اینجا از کتاب‌هایی که خوندم می‌نویسم و از فیلم‌ها و سریال‌هایی که دیدم و از زندگی! #TED_Translator

Show more
226
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+1330 days
Posts Archive
مثل باقی ایرانیا، تلویزیون ما توی هال بود و چون خونه‌مون هال‌مرکزیه وقتی روشن می‌شد از سروصداش اعصاب ما که تو اتاقمون کار می‌کردیم هم داغون می‌شد. پس مامان و بابا مجبور بودن ساعت‌های خیلی کمی روشنش کنن و با ولوم خیلی پایین. چند ماهه به‌خاطر سرما و صرفه‌جویی در مصرف گاز، تلویزیون رو بردن توی اتاق خودشون. این چند ماهه از کله‌سحر که بیدار می‌شن، دیگه هر موقع بخوان می‌تونن با هر ولومی تلویزیون ببینن و صداش به ما هم نمی‌رسه که توی اتاقامونیم اعصابمون خرد بشه. اینا همه رو گفتم که برسم به #حال‌خوب‌کن این روزهام: مامان و بابا بدون عذاب وجدان تلویزیون می‌بینن و کِیف می‌کنن و من هم از کِیف‌کردن اونا کِیف می‌کنم. خدا رو شکر اعصابای همه‌مون هم از نظر این یک متغیر 😅 آروم‌تر شده و جروبحثامون کمتر! پیشنهاد می‌شود! 😁

من حدوداً ۵ ساله اینستاگرام رو پاک کردم و این کار رو به‌شدت پیشنهاد می‌کنم! توییتر هم شاید کلاً نیم ساعت بودم و پاکش کردم😂 ملت سلامشون رو هم با طلبکاری و خشونت می‌دادن! در حد همین توییت‌هایی که توی تلگرام می‌خونم از توییتر خبر دارم. 😁

خوش به حال تمام کسایی که مهم‌ترین استفاده‌شون از اینترنت بین‌الملل، خوندن اخبار و چک‌کردن اینستاگرام و توییت‌خوندن/زدن و چرخیدن توی کانالای تلگرامه و درآمدشون (تازه درآمد ریالی!) به اینترنت بین‌الملل گره نخورده. :)

#کتاب راهنمای مردن با گیاهان دارویی نوشته‌ی عطیه عطارزاده نشر چشمه در یک کلمه: سیاه! راوی داستان دختر نابیناییه که با مادرش ز
#کتاب راهنمای مردن با گیاهان دارویی نوشته‌ی عطیه عطارزاده نشر چشمه در یک کلمه: سیاه! راوی داستان دختر نابیناییه که با مادرش زندگی می‌کنه و کارگاه تولید داروهای گیاهی دارن توی خونه‌شون. دختر به‌وضوح مشکلات روانی داره و خودزنی هم می‌کنه و توهم می‌زنه. سِیر زمانی صاف و مرتب‌منظمی هم نداره و خیلی جاها نمی‌دونی الان با واقعیت روبه‌رو هستی یا با توهمات دختر. سوال مهمی هم برات پیش نمیاره که بخوای برای رسیدن به جوابش ادامه بدی. صحنه‌های حال‌به‌هم‌زن باجزئیات هم داره. ریتمش هم خیلی کُنده! اما با این‌همه نکات منفی، وقتی شروع کردم به خوندنش نتونستم بذارمش کنار و برم سراغ یه کتاب بهتر. انگار از همون صفحه‌ی اول مثل یه بوته‌ی رز سیاه رونده می‌پیچه دور دست‌وپات و با تیغ‌هاش زخمی‌ات می‌کنه و نمی‌ذاره از دستش فرار کنی! در واقع، روزهای قطعی اینترنت که حالم بد بود می‌خوندمش و حالم رو بدتر هم می‌کرد ولی نمی‌تونستم ادامه‌اش ندم! خلاصه که نمی‌دونم بگم بخونیدش یا نه. فقط می‌تونم بگم اگه حالتون خوب نیست و سرحال نیستین درش رو باز نکنین و شروع به خوندن نکنین! یعنی آدم حالش خوب باشه هم انقدر با این کتاب حالش بد می‌شه؟

#کتاب شاه (۱۲۹۸ تهران، ۱۳۵۰ شیراز) نوشته‌ی حنانه سلطانی نشر چشمه پشت جلد کتاب نوشته: «اما ناگهان همه‌چیز به هم می‌ریزد. محمدرضا پهلوی در آغاز جشن [۲۵۰۰ساله] ترور می‌شود». من از داستان‌هایی که میان واقعیت رو به هم می‌ریزن و یه سناریوی «اگر فلان می‌شد چه می‌شد» خوشم میاد پس این کتاب رو خریدم. اما این دستکاری واقعیت که من رو جذب کرد بخش حاشیه‌ای داستان بود! یعنی معلوم نشد اگه محمدرضا پهلوی اون سال و اون روز ترور شده بود، سرنوشت مملکت به کجا رسیده بود. داستان اصلی درباره‌ی یه فیلمبرداره که نه عاشق سینه‌چاک شاه و پهلویه و نه ضد اون‌ها. یه شخصیت خاکستری سیاسی مثل اکثریت مردم مملکت. اما چون شاه ترور می‌شه، اتفاقی متوجه یه خرابکاری در دربار می‌شه و صرف همین خبردارشدن حتی اگه نخواد کاری هم بکنه براش دردسر می‌شه. پایان کتاب هم تمام‌کننده نیست یعنی ته تمام ماجراها باز می‌مونه اما نه باز رو هوا که مخاطب بگه «خب حالا که چی مثلاً؟!» نثر خوبی داشت. با تاریخ و شخصیت‌های تاریخی قشنگ بازی کرده بود، هرچند خیلی موضوعاتش واقعیت نداشت. ریتم تندی هم داشت. ولی من دلم می‌خواست ادامه پیدا می‌کرد و ماجرای ترور شاه و سرنوشت مملکت و حتی سرنوشت شخصیت اصلی بیشتر از این مشخص می‌شد. خلاصه که خوب بود. می ارزه خوندنش صرف سرگرمی که وقت بگذره و اعصابت از بی‌اینترنتی و عقب‌افتادن پروژه‌هات لِه نشه.

(این کتاب رو در دوران قطعی اینترنت خوندم. چند ماه پیش در دورانی که در آرامش بودیم هم خریدمش.) #کتاب شاه (۱۲۹۸ تهران، ۱۳۵۰ شیر
(این کتاب رو در دوران قطعی اینترنت خوندم. چند ماه پیش در دورانی که در آرامش بودیم هم خریدمش.) #کتاب شاه (۱۲۹۸ تهران، ۱۳۵۰ شیراز) نوشته‌ی حنانه سلطانی نشر چشمه توضیحات در پست بعد

باز هم به روزگار «ای بابا مجبورم خاموش کنم برم اپ بانک» و «لامصب وصل شو باید تایید پرداختشو براش بفرستم» خوش آمدید! از نظر روحی که همه داغونیم، امیدوارم از نظر جسمی خودتون و عزیزانتون خوب باشین. پ.ن.: اینجا بحث سیاسی ممنوعه. هرچی می‌کشیم از همین دعواهاست! لطفاً خودتون پیامای این مدلی نذارین، منم به فلاکت وصل می‌شم نمی‌تونم تندتند بیام پیام پاک کنم.

کاری به بخش یه‌ذره سیاسی‌اش ندارم. همیشه برام سوال بود اون موقعا هدف زندگی رو چی می‌دیدن و چرا انقدر که ما نسل‌های جدیدتر به بی‌هدفی می‌رسیم، بزرگترامون نمی‌رسن!

دلم می‌خواد می‌تونستم از اول تا آخر هر کتابی رو که در لحظه برام جذاب می‌شه، یکی‌دوروزه بخونم!

دلم می‌خواد می‌تونستم از اول تا آخر هر کتابی رو که در لحظه برام جذاب می‌شه، یکی‌دوروزه بخونم!

کاش همه‌ی مردممون هنوز یادشون باشه توی اون ۱۲ روز جنگ تحمیلی خرداد همین امسال کیا سکوت کردن، کیا جشن گرفتن، و کیا پشت «مردم» ایران دراومدن...

کمتر از ۲۰ سال پیش هم داشتیم! من اون سال دانشجوی کارشناسی بودم، ساعت ۸ امتحان پایان‌ترم رمان داشتیم با استاد طهماسبیان، رسیدیم دم دانشگاه ساعت ۷:۳۰ اینا بود رادیوی اتوبوس اعلام کردم به‌علت برف تعطیله! ما هم رفتیم تو محوطه‌ی دانشگاه با بچه‌هایی که اومده بودن برف‌بازی🥹. دوستام که سپاهان‌شهر بودن که اصلاً نه اتوبوس نه ماشین گیرشون نیمده بود بیان و بی‌خیال امتحانشون شده بودن می‌خواستن برگردن خونه زنگشون زدیم گفتیم تعطیله خیالتون راحت!

به تعداد انگشت‌های یک دست با ایرانی فارسی‌نویس connect شده بودم توی لینکدین و پشیمون شدم! لینکدین فارسی تفاوت چشمگیری با اینستاگرام نداره! تازه من از ۵-۶ سال پیش دیگه اینستا فعالیت نداشتم. و این connectionهای من در لینکدین هم بعضاً پست‌های خودشون اینستاگرامی نبود اما امان از پست‌هایی که مدام لایک و کامنت می‌کردن!🤦🏻‍♀ چند روز هی به لینکدین گفتم من از author خوشم نمیاد، من از topic خوشم نمیاد ولی دیدم نه خیر! فایده نداره! کلا خود connectionها رو حذف کردم. بعد ببخشیدا چرا ملت رو خر فرض می‌کنین؟! یعنی توی لینکدین فارسی ملت واقعاً نمی‌فهمن اون علامتی که کنار عکس پست اومده یعنی این عکس با AI ساخته شده؟! طرف فروشگاه داره و از همین عکسا گذاشته بعد تو پستش نوشته عکس هم عکس محصول کار دست خودمه!

#کتاب زمانی برای انقراضِ خاندانِ فخرِ ملکی نوشته‌ی سحر شریف‌نیک انتشارات کتاب کوله‌پشتی خیلی قشنگ بود، خیلی! طنز بود و واقعاً
#کتاب زمانی برای انقراضِ خاندانِ فخرِ ملکی نوشته‌ی سحر شریف‌نیک انتشارات کتاب کوله‌پشتی خیلی قشنگ بود، خیلی! طنز بود و واقعاً هم طنز بود! فکر نکنم داستانی داشت که باهاش قهقهه نزده باشم! کتاب ظاهراً مجموعه‌ی داستان‌های کوتاه بی‌ربط از خانواده‌های بی‌ربطه اما در اصل داستان‌های خانواده‌های یک محله است. هرازگاهی هم توی هر داستان یه اشاره‌ی ریزی به داستان‌های قبل‌ترش می‌کنه. فضای داستان‌ها و خانواده‌ها هم در دهه‌ی ۶۰-۷۰ هست. نثر نویسنده هم واقعاً فارسیه و ادای فارسی‌نویسی درنیورده. اسم کتاب هم اسم یکی از داستان‌هاست. اما اگر پشت‌سرهم نخونین و داستان‌های قبل رو یادتون هم بره، همچنان حسابی لذت خواهید برد و کل داستان رو هم متوجه می‌شین. خلاصه که به‌شدت پیشنهاد می‌شود! من اسم نویسنده رو گذاشتم تو لیستم تا بازم کتاب بخرم ازش. 😁

سورتمه‌ی بابانوئل هستن ایشون روی نقشه‌ی flight radar 😂 توی اپ یا سایت flight radar سرچ کنین SANATA1 میاد و تازه پاهای گوزناش
سورتمه‌ی بابانوئل هستن ایشون روی نقشه‌ی flight radar 😂 توی اپ یا سایت flight radar سرچ کنین SANATA1 میاد و تازه پاهای گوزناش تکون هم می‌خوره!😂 بامزه!

#حال‌خوب‌کن هنوز توی میدون نقش‌جهان می‌شه برف دید😍
+2
#حال‌خوب‌کن هنوز توی میدون نقش‌جهان می‌شه برف دید😍

کاش اسنپ و تپسی یه گزینه اضافه می‌کردن برای مسافر که بزنی «علاقه‌ای به گفت‌وگو درباره‌ی مسائل سیاسی را ندارم!»

#حال‌خوب‌کن یکی اینجا رفته بعد دیده فایده نداره برگشته😂 🐦
#حال‌خوب‌کن یکی اینجا رفته بعد دیده فایده نداره برگشته😂 🐦

#حال‌خوب‌کن می‌شنوین صدای بچه‌های توی کوچه رو؟😍 صدای زندگیه! زمستون روزا باید این صدا بیاد، شبا هم صدای سکوت و خش‌خش آروم بارش برف🥰 شدت بارش خیلی کمتر از اینیه که توی فیلم معلومه. در واقع پراکنده‌ان دونه‌های برف، تو فیلم هم مشخصه بعضیا نزدیک دوربینن و بعضیا دور. بچه بودم از شب تا صبح برف میومد یک متر هم می‌شد! ولی بازم خدایا شکرت! بیشترش کن لطفاً 😁

نکته‌ی کنکوری: اگر کتابی چاپ اول نیست، احتمالاً ارزون‌ترش رو می‌تونین توی سایت بازارکتاب یا حتی کتاب‌فروشیای شهرتون پیدا کنین. حتی سایتای فروش آنلاین کتاب مثل سی‌بوک و ایران‌کتاب و... هم ممکنه هنوز چاپ قدیمی‌تر اون کتاب رو داشته باشن. چون قیمت کاغذ و هزینه‌های توزیع و... هی می‌ره بالا، هر چی چاپ یه کتاب تازه‌تر باشه قیمتش هم بالاتره! پ.ن: سایت بازارکتاب دیگه ارسال رایگان نیست! حداقل پنجاه هزار تومن پول پست می‌گیره. تخفیف یارانه‌ی کتاب هم که فعلاً نداره! صرفاً قیمت کتاب ممکنه پایین‌تر باشه چون کتاب‌فروشی اون سر ایران داره ارزون‌تر از کتاب‌فروشی شهرتون می‌فروشه.