مطالعات استراتژیک ملل ایران Metam
Open in Telegram
این کانال متعلق به همه مردم است. متام ، بدون تعلقات و تعصبات نژادی _ سیاسی و ایدئولوژیک معتقد است که همه انسانها و ملتها بصورت برابر ، حق زندگی و خوشبختی را دارند. ❇️مقالات ، تحلیل ها ، گزارشات روزمره از مسائل و اتفاقات آذربایجان ، ایران و جهان
Show more5 855
Subscribers
+924 hours
+57 days
+430 days
Posts Archive
ناظر بازی نوشته من خودم دیدم
امید عالیشاه در رختکن باز کرده اومده بیرون فحش داده
بعد خداداد برگشته و جواب داده،
#چیرتلان : کسانیکه انتظار دارند خداداد خودشو کنترل میکرد و جواب نمیداد همین فردا بیان باهم بدون اطلاع بریم یک جای شلوغ و من بهشون همون فحش هایی عالی شاه داد را بدم ، اگر تونستن خودشون را کنترل کنند و جواب ندهند ، آنوقت فاز اخلاقیات بگیرند
⏭ Metam
✅ @pishroaz
سال گذشته مهدی تاج اعلام کرد که در هر کدام از مسابقات لیگ، شعار نژادپرستانه سر داده بشه، بازی لغو و نتیجه ۳-۰ به ضرر تیمی میشه که هواداراش شعار دادن.
امروز هوادارای لنگی با شعار «خداداد افغانی» قفل شعار نژادپرستانه رو در لیگ امسال شکستن و طبق معمول هیچ برخوردی از طرف فدراسیون با این تیم و هواداراش نخواهد شد!
⏭ Metam
✅ @pishroaz
دفاع محمد حسن نژاد از خداداد عزیزی:
آزادهای که حاضر شده خودش را فدا کند!/ تراکتور، تیمی که آمده تا جلوی تمامیتخواهی بایستد!
چرا وقتی ۹۰دقیقه به بیرانوند و شجاع فحش ناموسی میدهند کرید و کورید؟
⏭ Metam
✅ @pishroaz
تراختور؛ نماد آزربایجان در برابر مرکزگرایی و استعمار
بیدلیل نیست که سکوهای تراختور بارها فریاد زدهاند «فدراسیون ایران، دشمن آزربایجان». این شعار را نمیتوان صرفاً یک شعار فوتبالی دانست. پشت آن، تجربهای انباشته از احساس تبعیض، افکار راسیستی، مرکزگرایی و بیاعتمادی نسبت به ساختارهایی قرار دارد که هواداران تراختور خود را در برابر آنها نابرابر میبینند.
برای بخش بزرگی از جامعه آزربایجان، تراختور سالهاست از یک باشگاه ورزشی فراتر رفته است. در شرایطی که بسیاری از فعالین، سیاستهای تمرکزگرایانه در حوزه زبان، فرهنگ، اقتصاد و رسانه را مصداق استعمار میدانند، ورزشگاه سهند به یکی از معدود فضاهای عمومی تبدیل شده که هویت ملی و مطالبات اجتماعی و سیاسی آزربایجان میتواند در مقیاسی گسترده و با صدایی جمعی بیان شود.
فریادهایی مانند «یاشاسین آزربایجان» و «تورک دیلینده مدرسه ... » برای هوادار تراختور صرفاً تشویق تیم نیستند. اینها صدای جامعهای هستند که نمیخواهد هویتش در چارچوب سیاستهای مرکزگرا حل و محو شود.
در چنین فضایی، صدور احکام سنگین انضباطی علیه تراختور و عوامل این تیم حساسیت بیشتری ایجاد میکند. در حکم اخیر کمیته انضباطی، خداداد عزیزی به چهار ماه محرومیت از حضور در ورزشگاهها و دو میلیارد تومان جریمه نقدی و برای تراختور نیز یک میلیارد تومان جریمه تعیین شده است.
مسئله فقط رقم جریمهها نیست. پرسش سیاسیتر این است که چرا هر برخورد با تراختور، در ذهن هواداران بلافاصله در چارچوب بزرگترِ رابطه مرکز و آزربایجان معنا پیدا میکند؟
استعمار فقط زمانی معنا پیدا نمیکند که منابع یک منطقه نابرابر توزیع شود. وقتی مرکز درباره زبان، فرهنگ، رسانه و حتی نحوه ابراز هویت یک ملت تصمیم میگیرد، مسئله از اقتصاد فراتر میرود و به ساختار قدرت و هویت میرسد.
تراختور در چنین شرایطی به یک نماد اجتماعی و سیاسی تبدیل شده است نمادی که میلیونها نفر بخشی از هویت و صدای خود را در آن میبینند.
میتوان یک شعار را از آنتن تلویزیون حذف کرد، میتوان یک هوادار یا مسئول را محروم کرد و میتوان باشگاه را جریمه کرد؛ اما نمیتوان هویتی را با حکم انضباطی حذف کرد.
تراختور در زمین فوتبال برای پیروزی میجنگد. اما روی سکوها، آزربایجان برای پایان دادن به نگاه مرکزگرایی و استعمارگرایانه و علیه هر ساختاری که میخواهد هویتش را به حاشیه براند، فریاد میزند.
«ارکین وطن اوغلو» - ۱۴۰۵/۶/۱۶
⏭ Metam
✅ @pishroaz
الهام علیاف نشان «شهرت» را به عزیز سانجار اعطا کرد
🏅 الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان حکم اعطای نشان «شهرت» به پروفسور دکتر عزیز سانجار، دانشمند ترکیهای برنده جایزه نوبل شیمی را امضا کرد
برای آنان که گمان کردهاند تراکتور تنهاست
سال هاست که فوتبال ایران صحنه تصمیمهایی است که برای هواداران تراکتور بوی عدالت نمیدهد. تصمیمهایی که یک روز از فدراسیون فوتبال بیرون میآید، روز دیگر از کمیته انضباطی، و عجیب آنکه نتیجه بسیاری از آنها در نگاه ما همواره به سود همان تیمی تمام میشود که گویی عدهای تمام فوتبال ایران را موظف به خدمت به منافعش میدانند.
ما صریح میگوییم آنچه میبینیم، برای ما شائبهای جدی از تبعیض، فساد و جانبداری سازمانیافته ایجاد کرده است. فدراسیونی که باید خانه عدالت باشد، نباید در نگاه میلیونها هوادار به نهادی تبدیل شود که استقلالش زیر سؤال است و کمیتهای که نام «انضباط» را یدک میکشد، نباید چنان رفتار کند که احکامش برای یک طرف شمشیر و برای طرف دیگر سپر به نظر برسد.
اما یک چیز را فراموش کردهاید:
تراکتور به این خنجرها عادت دارد.
این باشگاه سالها زمین خورده، اما دوباره برخاسته است. سالها زخم خورده، اما تسلیم نشده است. سالها هوادارانش طعم تصمیمهای تلخ، بیعدالتی و شکستن امیدهایشان را چشیدهاند، اما هر بار دوباره ایستادهاند.
اگر تصور میکنید با یک حکم، یک محرومیت یا یک تصمیم میتوانید تراکتور را به زانو درآورید، هنوز تراکتور را نشناختهاید.
تراکتور فقط خداداد عزیزی نیست.
تراکتور فقط محمدرضا زنوزی نیست.
تراکتور فقط یازده بازیکن داخل زمین نیست.
تراکتور پشتوانه میلیونها انسانی است که سالها در سختترین روزها پای این تیم ایستادهاند همانهایی که شکست خوردند و دوباره آمدند، زخم خوردند و دوباره پرچم را بالا بردند، تحقیر شدند و باز هم ورزشگاه را پر کردند.
قدرت تراکتور همین مردمند.
میلیونها هواداری که حافظه دارند و آنچه بر تیمشان گذشته را فراموش نمیکنند.
خطاب ما به فدراسیون فوتبال و کمیته انضباطی روشن است
عدالت را اجرا کنید. نه آن عدالتی که رنگ پیراهن تیمها تعیینش کند، بلکه عدالتی که برای همه یکسان باشد.
و خطاب به تمام کسانی که تصور میکنند میتوانند با نفوذ، فشار یا تصمیمهای ناعادلانه راه تراکتور را سد کنند:
ما سالهاست به جنگیدن عادت کردهایم.
از پشت خنجر خوردهایم و ایستادهایم.
زمینمان زدهاند و برخاستهایم.
امیدمان را هدف گرفتهاند و دوباره امیدوار شدهایم.
تراکتور تا آخر خواهد ایستاد.
نه به خاطر یک مدیر.
نه به خاطر یک بازیکن.
نه به خاطر یک جام.
بلکه به خاطر میلیونها نفری که این نام برایشان چیزی فراتر از فوتبال است.
ما فراموش نمیکنیم.
ما عقب نمینشینیم.
و تا آخر برای حق تراکتور میایستیم.
تراکتور تنها نیست.
پشت تراکتور، میلیونها نفر ایستادهاند.
Tiraxturism
⏭ Metam
✅ @pishroaz
خداداد عزیزی ۴ ماه و عالیشاه ۴ جلسه محروم شد
#متام : زور بیخود میزنید، ما دیگر این بازی را فوت آبیم، نمیتوانید ، یعنی اجازه نمیدهیم تیم را به حاشیه ببرید، آذربایجان پشت هر کسی را که طرف آذربایجان را بگیرد خالی نمیکند ،
سرت را بالا بگیر خداداد خان ، تو حالا محبوب چهل میلیون تورک هستی ،
هشدارمان هم میرسد به فدراسیون و مرکز نشینان ، جمع کنید این بساط را ،
⏭ Metam
✅ @pishroaz
مهندسی فرهنگی و انحصار زبانی در ایران
در ایران امروز، در رسانهها، مطبوعات و فضای مجازی، متونی منتشر میشوند که ظاهرشان شبیه به گفتگوهای دوستانه و مبتنی بر حقوق است، اما در واقع ابزاری برای «مهندسی فرهنگی» هستند.
این نوشتهها با زبانی آرام و به ظاهر حقوقی، تلاش میکنند تا ایدههای اصلی قدرت را ترویج کنند و خواستههای اقوام برای داشتن آموزش به زبان مادری را سرکوب کنند. بررسی دقیق این گفتمانها نشان میدهد که زیر لایههای آنها، مفاهیمی چون مرکزگرایی، برتریجویی زبانی (شوونیسم)، تبعیض سیستماتیک و حتی رویکردهای فاشیستی وجود دارد.
مرکزگرایی و تعریف یکسویه از هویت:
هسته اصلی این تفکر، ملیگراییای است که هویت ملی را فقط در فارسیسازی و یکسانسازی زبان میبیند. مفاهیمی مثل «وحدت ملی» و «امنیت ملی» به شکلی تعریف میشوند که وفاداری به ایده «ایرانشهر» تنها معیار شهروندی خوب است. در نتیجه، هرگونه درخواست برای آموزش به زبان مادری، با اتهام «تجزیهطلبی» روبرو شده و امنیتی میشود. این رویکرد، شهروندان غیرفارسزبان را در جایگاه شهروند درجه دو قرار میدهد.
شوونیسم زبانی و سلسلهمراتب فرهنگی:
این گفتمانها آشکارا از برتری زبان فارسی دفاع میکنند. فارسی را زبان علم و پیشرفت معرفی کرده و زبانهای مادری اقوام را صرفاً متعلق به حوزه احساسات، لالایی مادر و ادبیات محلی میدانند. حتی با استفاده از شخصیتهای تاریخی غیرفارسزبان که به فارسی شعر گفتهاند، سعی میکنند الگویی از «اقلیت خوب» بسازند؛ اقلیتی که زبان مادری خود را کنار گذاشته است. این استدلال، به اقوام توهین میکند و میگوید اگر میخواهند پیشرفته باشند، باید فارسی را بر زبان مادری خود ترجیح دهند. مقایسه ایران با کشورهایی با سابقه ضعیف در حقوق اقلیتها نیز تلاشی برای پنهان کردن تبعیض داخلی است.
نژادپرستی پنهان و ترس از دیگری:
حتی بدون استفاده از کلمات توهینآمیز مستقیم، این متون اغلب آکنده از نژادپرستی نهادینه هستند. اقوام را نه شهروندان صاحب حق، بلکه «تهدیدی بالقوه» میبینند. با امنیتی کردن خواستههای فرهنگی، این فرض را القا میکنند که مردم مناطق غیرفارسنشین ذاتاً وفادار نیستند. ترس از «آلودگی خارجی» و ایدههایی چون «پانترکیسم» نشاندهنده نگاهی تحقیرآمیز است که مردم بومی را فاقد قدرت تشخیص میداند. همچنین، مسئولیت محرومیت زبانی را از دوش سیستم آموزشی برداشته و به خانوادهها میاندازند.
فاشیسم فرهنگی و انکار تنوع:
نشانههای فاشیسم فرهنگی در تلاش برای انحصار چاپ کتابهای درسی و کنترل کامل محتوا توسط دولت مشهود است. دولت خود را قیم فرهنگ و تعیینکننده ادبیات «اصیل» میداند و تنوع را سرکوب میکند. برخورد با منتقدان با برچسبهایی مانند «ایرانستیزی»، نشاندهنده رویکردی بوروکراتیک است که تنوع اندیشه را تحمل نمیکند. اولویت امنیت سیستم بر حقوق شهروندان است و هرگونه تنوع فرهنگی مستقل، یک «عارضه» تلقی میشود.
هدف نهایی:
هدف اصلی این مهندسی فرهنگی، جلوگیری از مطالبات جدی (مانند آموزش همهجانبه به زبان مادری) و محدود کردن هویتهای قومی به چارچوب «فولکلور» و ادبیات کنترلشده است. این گفتگوهای فرمایشی، تبعیض ساختاری را پنهان کرده و مانع دادخواهی واقعی میشوند. این سازوکارها، وحدتی کاذب را تبلیغ میکنند که به قیمت از دست رفتن هویت حقیقی، عدالت و حقوق برابر اقوام تمام میشود.
آراز - آراز
⏭ Metam
✅ @pishroaz
مجلس ترکمنهای سوریه خواستار گنجاندن زبان ترکی در برنامه آموزش ملی شده است.
در بیانیهای به تاریخ ۵ سپتامبر، مجلس ترکمنها
اعلام کرد که از یکسانسازی برنامههای آموزشی در سراسر کشور حمایت میکند، اما این کار نباید به قیمت محدود کردن حقوق زبانی و فرهنگی جوامع در سوریه انجام شود.
مجلس خواستار تضمین حق آموزش به زبان مادری کودکان ترکمن و گنجاندن زبان ترکی در برنامه آموزش ملی شد.
اظهار شد که این خواسته با دولت و تمامیت ارضی سوریه مغایرت ندارد و مبتنی بر اصل تضمین حقوق برابر همه شهروندان است.
⏭ Metam
✅ @pishroaz
♦️دکتر سجاد آیدنلو یا معنای زبان ملی را نمیداند یا عمدا دروغ میگوید
✍️حسن محدثیی گیلوایی
۱۶ شهریور ۱۴۰۵
از دوستان عزیز ترک حاضر در کانال زیر سقف آسمان خواهش می کنم لطفا سخن مرا به گوش ایشان برسانید تا پاسخ بدهند و توضیح بدهند که آیا این سخن را گفته اند؟ و اگر آری، سند یا اسناد مؤیّد آن چیست؟
#زبان_ملی
#زبان_فارسی
#سجاد_آیدنلو
♦️سرکوب هدفمند زبانهای ایران بهخاطر زبان فارسی از زبان استاد زبانشناسی دکتر محمدرضا باطنی
✍حسن محدثیی گیلوایی
بازنشر: ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
استاد زبانشناسی دکتر محمدرضا باطنی در اینجا پردهها را بالا میزند و بیان میکند که چهگونه بهنحو رسمی زبانهای دیگر را در ایران معاصر سرکوب کردند تا زبان فارسی را بالا ببرند.
حالا هر قدر دوست دارید به ما اتهام بزنید و ما را به نادانی و خصومتورزی و تجزیهطلبی متهم کنید. ولی ما ترک و کرد و عرب و گیلک و ترکمن و بلوچ و غیره متحد خواهیم شد و سرکوب سیستماتیک زبانهای ایران و اتنیکهای ایران را در قرن اخیر افشا خواهیم کرد.
#زبان_فارسی
#سرکوب_زبانی
#محمدرضا_باطنی
⏭ Metam
✅ @pishroaz
+1
اولدوزلار خودشان حل و فصل کنند و ایمان داریم که حل و فصل خواهند کرد و دیگر چنین چیزهایی نخواهیم دید
⏭ Metam
✅ @pishroaz
تمام فارسیزبانان عالم را گرد هم بیاورید و از آنان بخواهید برای واژهٔ عربیِ عشق یک واژهٔ فارسیِ جایگزین بسازند؛ شاید بتوانند واژهای پیشنهاد کنند، اما نمیتوانند تضمین کنند که آن واژه همان بار معنایی، تاریخی و عاطفیِ عشق را پیدا کند. گذشته از آن تغییر این واژه یک بدنه بزرگ فرهنگ و ادب فارسی را زخمی میسازد.
کسانی که تمام وقت خود را صرف "سچهسازی" زبان فارسی میکنند، شاید ماهیت زبان را درست نفهمیدهاند. زبان موجودی زنده است، نه انباری از واژههای خالص. زبانها در طول تاریخ از یکدیگر واژه گرفتهاند، آن واژهها را از خود کردهاند و با نیازها و تجربههای تازه تغییر کردهاند.
فارسی امروز حاصل قرنها تماس و دادوستد با زبانهای دیگر است، عربی، ترکی، مغولی، فرانسوی، انگلیسی و زبانهای دیگر بر آن اثر گذاشتهاند. بسیاری از این واژهها آنقدر در فارسی جا افتادهاند که دیگر برای گویندهٔ فارسی بیگانه به نظر نمیرسند.
چند روز پیش یکی از شاعران عزیز و شناخته شده ما بجای هوش مصنوعی نوشته بود "هوشواره". فکر میکنم مسخره تر از این نمیشود.
ترجمه فارسی واژه "مصنوعی" میشود "ساختهگی". آیا واژه ساختهگی میتواند معنای واژه مصنوعی را ادا کند؟ ابدا نه.
ما در زبان فارسی هر واژه را که بجای مصنوعی استفاده کنیم نمیتواند بار معنایی آنرا ادا کند. چون این واژه در اعماق زبان فارسی ریشه دوانده و ما ترکیب های زیاد دیگری از این واژه را داریم. خود این دوست عزیز هم میدانست که اگر بجای هوش مصنوعی بنویسند، هوش ساختهگی، چیزی مسخرهای میشود، اما مسخره تر از آن واژه هوشیانه است.
همینگونه واژه دانش نمیتواند بار معنایی علم را ادا کند. واژه خرد را نمیتوانیم در هر کانکتستی بجای عقل استفاده کرد.
مسئله این نیست که هیچ واژهای را نباید تغییر داد یا هیچ واژهٔ بیگانهای نباید وارد زبان شود. مسئله این است که زبان را نمیتوان با دستور اداری و پروژهٔ مهندسی و تعصب در برابر واژه های بیگانه از نو ساخت.
ما واژه های زیاد عربی یا معرب شده به عربی، در زبان فارسی داریم که اگر بخواهیم با بیل و کلنگ سچه سازی انها را دور بریزیم، کاخ زبان فارسی را مانند زلزله شدیدی تکان خواهد داد. مثلا واژه های چون، جامعه، تمدن، سیاست، عدالت، انصاف، حق، حقیقت، واقعیت، فلسفه، حکمت، حکیم، حکومت، جمهوریت، کتاب، قلم و واژه هاب زیاد دیگری که هیچ معادل فارسی برایشان نداریم که بار معنایی آن ها را بتوانند ادا کنند.
جالب تر اینکه وقتی این دوستان سچه ساز صحبت میکنند اکثرا متوجه نیستند که واژه های عربی را بکار میبرند، چون نمیدانند.
میرعلی رضایی
⏭ Metam
✅ @pishroaz
نعمتی بنام خداداد عزیزی،
کسانی که اندکی از فوتبال ایران مطلع هستند میدانند که حاشیه بر متن برتری دارد و داشتن تیم خوب و بازیکن ومربی و هوادار خوب و بازی زیبا و مالکانه تنها نیمی از مسیر رسیدن به قهرمانیست، نصف دیگر یا شاید هم بیشتر، بستگی به مدیریت وکنترل حاشیه ها و حاشیه سازی ها دارد،
تجربه ما از هفته های آخر لیگ مخصوصاً مواقعی که تیراختور مدعی قهرمانی بود این را بما ثابت کرده که باز ماندن تیراختور از قهرمانی در گذشته بیشتر بخاطر حواشی غیرفوتبالی بوده که تحمیل شده است تا تعداد جامهای حلبی دردانه ها را بیشتر کنند، در لیگ فعلی هم از اول فصل حاشیه سازی ها شروع شده و هرچه به هفته های پایانی نزدیکتر میشویم بیشتر و بیشتر خواهد شد،
خوشبختانه امسال هم تیراختور خداداد عزیزی را دارد که به تنهایی حاشیه سازان را آچمز میکند آنقدر هم اعتبار و شجاعت دارد که مثل مسئولان بومی ما خودسانسوری نکند، و یک تنه دارد تمامی ارکان حاشیه از فدراسیون و وزارت ورزش و ووو به چالش میکشد،
از بقیه اعضای تیم انتظار داریم که به حاشیه ها ورود نکنند و این قسمت را به خداداد بسپارند و خود تمرکزشان را در زمین بازی بگذارند و اسیر حواشی نشوند،
خداداد خان ، نه یاخشی کی وارسان،
#ذکریاحاتمی
⏭ Metam
✅ @pishroaz
🌓
☪️ تُرکی_زُداییِ تاریخی در تاریخی_ترین شهر تُرکان
✍️ :#مختاری_نیا
✍️
#همدان در طول تاریخ و از منظر قدمت و هویت، مقربّترین شهر به تاریخ و فرهنگِ تُرک و آیین و زبانِ تُرکی بوده و هست؛ فلذا دشمنان تُرک؛ جام بلا بیشترش داده اند"؛ چراکه:🔻
هر که در این بزم مقربّتر است
جام بلا بیشترش می دهند
✅️ اگر همدان را مجبور به نوشیدن"جام بلای تُرکی_زُدایی" کرده اند قطعا دلایلی دارد آنهم هویت تُرکی و ریشه تورانی چندهزارساله این شهر و استان است. شاید کمتر شهری در تُرکی_زدایی به پای همدان برسد؛ شهر و استانی که وجب به وجب آن بوی تاریخ و هویت تُرکی می دهد ولی تک_تک سلول های آن نیز به ویروس تُرکی_زُدایی مبتلا گشته است.
✅️ اگر استان همدان را نه براساس تاریخ کهن و نه از زاویه حضور هزاران ساله و تاریخی ترکان در این استان، بلکه طبق مولفه های و عناصر هویتی موجود مانند: ۱_ اوضاع فرهنگی و اجتماعی ۲_ از منظر توپونیم ها، ائتنوتوپونیم ها، هیدرونیم ها و میکرونیم های موجود ، ۳_ جمعیت و۴_ کثرت آثار و ابنیه های باستانی و تاریخی مبتنی بر معماری تُرکی_اسلامی مورد تجزیه و تحلیل ساده هم قرار بدهیم؛ علیرغم اعلامِ علنی و اعمالِ عملی سیاست های شدید ضدترکی در همه ابعاد و طی یکصد سال گذشته، بازهم کفه ترازوی هویت تُرکی این استان بر دیگر اقوام چندگانه آن یعنی دری زبانها، لُر زبانها و اقلیت معدود اکراد و... غالب بوده و تفضُّل دارد.
✅️ جمعیت:
استان همدان از منظر جمعیت، چهاردهمین و از زاویه وسعت، بیست و سومین استان کشور شمرده میشود؛ طبق آخرین آمار مأخوذه، جمعیت کل استان همدان 1,882,123 نفر میباشد که در آن شهرهای همدان، ملایر، و نهاوند، سه شهر پرجمعیت این استان میباشند.
✔️ شهرستان همدان: 676,105 نفر
✔️شهرستان ملاير 288,685 نفر
✔️شهرستان نهاوند: 178,787 نفر
✔️شهرستان كبودرآهنگ: 126,062 نفر
✔️شهرستان بهار: 119,082 نفر
✔️شهرستان رزن: 107,587
✔️شهرستان تویسرکان: 101,666
✔️شهرستان اسدآباد: 100,901 نفر
✔️شهرستان فامنين: 39,359
✅️ اگر از جمعیت 676,105 نفری همدان حداقل۵۰ درصد تُرک باشند که قطعا بیشتر از این تعداد هستند، جمعیتی بالغ بر 338,052 نفر تُرک، خواهد بو و اگر این آمار را + جمعیت شهرستان های 100٪ تُرک کبودراهنگ با جمعیت 126,062 نفر + شهرستان بهار با جمعیتی بالغ بر119,082 نفر + شهرستان رزن: 107,587 + شهرستان فامنين: 39,359 نفر محاسبه کنیم می شود :
1,068,195 نفر
در حالیکه جمعیت غالب شهرستان اسدآباد نیز تُرک می باشد و در شهرستان ملایر و تویسرکان نیز ترکان حضور تاریخی داشته و دارند و اگر ۵۰ درصد جمعیت اسدآباد را ترک حساب کنیم یعنی نزدیک به ۵۰ هزار نفر؛ حتی در این صورت جمعیت تُرک استان همدان حتی منهای ترکان ملایر، تویسرکان و نهاوند جمعیتی بالغ بر ۱ میلیون ۱۰۰ هزار نفر خواهد بود یعنی نزدیک به ۶۰ درصد جمعیت استان همدان تُرک و الباقی لک ، لُر، دری زبان، سورانی، کلهر و...می باشد؛ معنا و مفهوم این آمار، یعنی همان فریاد دردناک و هویتخواهانه جناب آقای #یوسف_محقق و دهها شاعر، محقق، مولف، فعال فرهنگی و مدنی و هزاران هویتخواه تُرک استان همدان است.
✅️ هر صدایی، هر سخنی، هر عبارتی، هر کانالی، هر فضایی، هر شخص حقیقی و حقوقی و هر سیاستی که حقوق حقه، انسانی و الهی دهها میلیون تُرک جغرافیای امروزی ایران را کتمان، انکار، تحقیر، تهدید و تحدید، تمسخر نموده و مورد ریشخند قرار دهد که می دهند قطعا صدای کپی برابر با اصل انگلیس و یهود است که از گلوی اجاره ای، وطنی ها شنیده می شود؛ و هر تُرکی که در هر نقطه ای از این مرز و بوم به عشقِ تاریخ، فرهنگ، ادبیات و آیین تُرک و زبان تُرکی نفس می کشد حرمت دارد، قداست دارد و مایه افتخار و غرور تمام ترکان خواهد بود.
⏭ Metam
✅ @pishroaz
به اطلاع کلیه علاقمندان و دوستداران زبان تورکی میرساند:
✅ چهارمین جلسه سری جدید آموزش نوشتار زبان تورکی آذربایجانی
🔹 توسط استاد ارجمند:
«جناب مهندس حسن راشدی»
🔹 در گروه تلگرامی:
«مطالبات حامیان پرزیدنت»
⬅️ زمان برگزاری :
از ساعت ۱۹:۰۰ لغایت ۲۰:۰۰
⬅️ روزهای یکشنبه هر هفته
✅ شرکت برای عموم علاقمندان آزاد است.
از طریق لینک زیر:
https://t.me/dr_pezeshkiyan1403
⏭ Metam
✅ @pishroaz
✳️ ناصر دفتر روایي آتش بیار معرکۀ کسروی ۱۲
روایی تلاش می کند به مانند دیگر آذری بازان روزگار خود، ترکی آذربایجانی را به لحاظ لغوی مدیون آذری کهن مورد ادّعای خود معرّفی کند:
« از جمله دلائلی که ما در بودن آن [زبان آذری] داریم؛ لغت هائی است از آن، که امروز همۀ مردم آذربایجان در تکلمات ترکی خود استعمال می نمایند و جز معدودی از اهل دانش و تتبع، همۀ مردم آنها را لغت ترکی تصور می کنند، در حالتی که غالب این لغات در فرهنگ های فارسی مدون است و در فارسی امروزی مستعمل نیستند. قسمتی از این لغات را استاد دانشمند آقای کسروی در مهنامۀ «پیمان» ذکر و نویسندۀ دانشمند مهتاب [محمدامین ادیب طوسی] نیز شرحی دائر بدان نگاشته، ولی شمارۀ آنها بسیار است و در اثر مطالعه شبهه باقی نمی ماند، که همین زبان تاتی همان زبان آذری قدیم و یا نوعی از آن است. » (خاطرات و اسناد ناصر دفتر روایی: 284)
آذری بازان در یک دورۀ زمانی کوتاه، در بارۀ زبان اختراعی سیداحمد کسروی مهملاتی به هم بافتند، سپس به مدد نقل قول از یکدیگر نوشته های صد من یک غاز همدیگر، به آن نوشته های پریشان سندیت هم دادند و این رویه در صد سال اخیر استمرار یافت، تا امروزه با خیل کثیری از متون مربوط به آذری باری دارای مختصات مشترک از نوع بی سند بودن، تخیّلی بودن، تکراری بودن، دروغ آمیز بودن و متناقض بودن مواجه باشیم، که با وجود اشکالات فراوان همچنان دست به دست گشته و مورد استناد قرار می گیرند. بافته های کسروی و ادیب طوسی هم از همان نوع بودند و فجایع لغوی خلق شده از جانب کسروی، ادیب طوسی، ماهیارنوابی، ابراهیم پورداود و همانندان آنها اشک و آه علم و پژوهش را درآورد. هدف اصلی این کرامات لغوی تلقین دو نکته بود. نخست قصد داشتند با ادّعای توخالی باقی ماندن لغات آذری در ترکی آذربایجانی اصل وجود آذری در گذشته را به درجۀ قبول نزدیک سازند و در مرتبۀ دوم با ادعای مدیون بودن ترکی آذربایجانی به زبان آذری موهوم، ترکی را زبانی فقیر و وابسته به زبان های دیگر معرفی کنند.
روایی برای اینکه دقیقه ای از اصول و فروع روش کار و نوع اندیشۀ آذری بازان را فرونگذارد، نام های جغرافیایی آذربایجان را هم به ریش زبان نبودۀ آذری می بندد:
« بسیاری از نام های چشمه سارها و مزارع و کوه ها و قراء آذربایجان اکنون نیز با همین زبان معروف مشهور و بالقطع از همان زبان آذری باقی مانده اند، که اگر بعضی از آنها در اینجا ذکر شود، مطلب به طول خواهد انجامید. » (همان: 284)
بسیاری از نام های جغرافیایی مورد اشارۀ روایی معانی روشنی در ترکی و فارسی و به ندرت عربی داشتند، لیکن معانی نمونه های ادعایی آذری اعم از شعر و لغت و نثر برای هیچ ترک زبان و تاتی زبان و حتی فارسی زبانی قابل درک نبود، تا آذری بازان آن اسامی را به زبان اختراعی خود منتسب کرده و برای اثبات امری ناحق به این ادعای تو خالی فاقد شاهد مثال دامن بزنند.
ادامه دارد.
✍️ علی بابازاده
⏭ Metam
✅ @pishroaz
دور از حضور شما خواننده فهیم و همراه همیشگی نوشته های اینجانب؛ این حیوانیت هم چیز خوبی بوده هآااا !
یک ویدئو دیدم در اینستاگرام، طرف بالای منبر دارد ادای مسعود پزشکیان، رئیس دولت کشورش را درمی آورد و رفتار و طرز برخورد و گفتمان صمیمی او با رئیس جمهور آذربایجان، الهام علیف، را مسخره می کند.
شنیده بودم چنانچه عقل تعطیل گردد، دهان آدمی به شیوه ای دیگر باز می شود؛ لیکن، قبول نمی کردم.
البته خودم هم بر قدرت طوفانی خشم و نتایج فراباور عصبانیت واقفم و بارها گرفتارش شده ام و تمام تلاشم آن بوده که از شرِّ آن سگی و حیوانیت مُنبعث از غلیان درونی خلاص بشوم؛ لیکن، چرا این جماعت آن توان و قدرت را ندارند که جلوی خشم و غیظ و عصبانیت منتج به حیوانیت خود را بگیرند، چیزی برای نوشتن نمی یابم.
یعنی، تسویه حسابهای انتخاباتی و عقده گشایی ریاست جمهوری، هنوز که هنوز است، به سرانجام نرسیده؟!
تا کِی می خواهید این مملکت را در آتش دُگم خود بسوزانید و هزینه هایش را مردم بپردازند؟!
در گذشته های دور و نزدیک، چندین نفر از طایفه همین قُماش آدمیان فحاش و بددهن و تندرو هر چه خواسته با مملکت کرده، کسی جرات ندارد نقدی علیه شان بنویسد و یا چند عبارت تند منتشر کند؛ آنوقت این تریبون سواران کینه توز و بداخلاق هر چه حرف نالایق و ناسزاگویی است، نثار مخالفان خود می کنند!
خوانده ایم و شنیده ایم و گشته ایم کل کتابهای تاریخی-دینی را...
مصداقی، حتی یک مورد، پیدا نشده است در صدر اسلام، که یک نفر در کسوت شریعت و مُبلِّغِ دینی، آنقدر دهان چاک باشد که صغیر و کبیر از نیش و زخم زبانش در امان نمانند!
🔖✍ آرغین
⏭ Metam
✅ @pishroaz
