en
Feedback
𝖠𝖬𝖮́𝖱𝖤

𝖠𝖬𝖮́𝖱𝖤

Open in Telegram

می‌نویسم برای تو. #t.me//VkklunaBot

Show more
299
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-1830 days
Posts Archive
نخستین بار که چهره‌ات را دیدم نمی‌دانستم میشوی جزوی از جان و روحم. تو ثابت کردی با هر انسانی که تا به امروز با او ملاقات کرده
+1
نخستین بار که چهره‌ات را دیدم نمی‌دانستم میشوی جزوی از جان و روحم. تو ثابت کردی با هر انسانی که تا به امروز با او ملاقات کرده‌ام تفاوت داری، وارد زندگی‌ام شدی و عاشق شدن رو بهم آموختی. آموختی که عشق مالکیت نیست که تو برای من باشی و من برای تو! آموختی که عشق اوج یک همدلی زیباست؛آموختی دیوانگی رابطه مستقیمی با عشق دارد و آری اکنون روح‌های ما با آهنگی از جنون می‌رقصند.

Repost from cafuné. (Rest)
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ : ‌𝇑 ‌ 𝖺𝗌 𝗉𝖾𝗍𝖺𝗅𝗌 𝖿𝖺𝗅𝗅 𝗈𝗇 𝗆𝗈𝗌𝗌. ‌ ⁺ 𝅄 ‌
+4
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ : ‌𝇑 ‌ 𝖺𝗌 𝗉𝖾𝗍𝖺𝗅𝗌 𝖿𝖺𝗅𝗅 𝗈𝗇 𝗆𝗈𝗌𝗌. ‌ ⁺ 𝅄 ‌

Repost from N/a
چندنفر اینجارو رند نمیکنه؟

اگر چندین‌ سال پیش از من مےپرسیدند آیا باور دارے مجنون دیوانہ‌ے لیلے بود؟!
مےخندیدم و او را بہ سخره مےگرفتم. مگر مےشد یڪ آدم آنقدر عاشق یڪ آدم دیگر باشد ڪہ براے او دیوانہ‌ترین باشد و بے او یڪ بیگانہ‌اے دور افتاده؟! خیلے دور از ذهن بود. اما اگر با آدمے ڪہ حالا هستم سخن بگویے میبینے ڪہ دنیاے او خلاصہ‌اے از شخصےست ڪہ لیلے نیست اما او بہ اندازه مجنون دیوانہ‌ے اوست. ڪہ تمام چیزے ڪہ بہ یاد دارد نگاه نافذ کسےست ڪہ در اقیانوس چشمانش غرق شده. شاید سخره‌ترین منم تیلہ‌ِمشکین‌ِمن! چون زمان زیادےست ڪہ در خمارے وجودت و بوے حضورت دیوانہ شده‌ام. زمان زیادےست ڪہ براے نگاه کوتاهے از سوے تو در هزاران نگاه‌ پرسہ زدم. زمان زیادےست ڪہ دیگر غم نبودت مرا از پا در آورده.
ـــ تو زیباترین‌ و غم‌انگیز‌ترین خاطره مانده‌اے.

Video message00:13

Repost from N/a
٭ – از او خـواستم کہ مرا ببخشـد. نمـے‌دانستـم بہ خاطر چه گناهـے باید مـرا مي‌بخشیـد، ولـے‌ سرنوشـتِ من این بود. سرنوشـتِ من عذرخواستـن از همـہ بود. من حتـے از خودم هم بہ خاطرِ آنچـہ‌ بودم، بہ خاطر طبیعـت گریز‌ ناپذیرم، تقـاضاے‌ بخشایش مي‌کردم.

چه خوشگله مودبرده

Repost from N/a
+4
` 𝘛𝘩𝘦 𝘧𝘭𝘰𝘸𝘦𝘳𝘴 @.𝘥𝘪𝘦𝘥 𝘣𝘦𝘧𝘰𝘳𝘦 𝘵𝘩𝘦𝘺 𝘣𝘭𝘰𝘰𝘮𝘦𝘥.

𝕴 𝖜𝖆𝖓𝖙 𝖙𝖔 𝖈𝖔𝖓𝖋𝖊𝖘𝖘 𝖒𝖞 𝖘𝖎𝖓
+4
𝕴 𝖜𝖆𝖓𝖙 𝖙𝖔 𝖈𝖔𝖓𝖋𝖊𝖘𝖘 𝖒𝖞 𝖘𝖎𝖓

sticker.webp0.36 KB

Yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes yes

Repost from 𝙑𝙠
انقدر که می‌شه گریه کرد براش

منظورت چیه

خیلی خوشگله😭😭😭

Repost from 𝙑𝙠
«تَهش‌هرچی‌که‌می‌شد‌بغلم‌بودی.»

sticker.webp0.00 KB

ــــ‌ بی‌آنڪہ‌بدانـیم‌قـ‌لب‌بیـ‌چاره‌در‌دسـتانتـ‌مان‌مـ‌چالہ‌شـده‌بود.

ــــ در آن شب سیاه زمستان اشک مانند گوله های برف از آسمان درخشان چشمانش بر زمین گونه‌های سرخش پا می‌گذاشتند و سفری را تا انتهای گردن بلورینش طی می‌کردند.
قلب ماهیچه‌ای دردسرساز و موجودی پراحساس بود، احساساتی متلاطم که اگر آوای‌شان به گوشت می‌رسید مرگ را به چشمانت می‌دیدی و حال او مرده‌ای بیش نبود.
تنهایی مانند پرنده‌ای در درونش لانه و بغض راه گلویش را بند کرده بود.
دنیای کوچکش آنچنان که در گذشته می‌اندیشید رنگارنگ نبود بلکه فقط دو رنگ داشت، سیاه و سفید. دنیایی که همه لبخند می‌زدند و غم در اعماق لبخندشان فریاد می‌زد برای رهایی.
 ـــ بیگانه‌ای‌ازشهر‌مردگان.

sticker.webp0.00 KB

من بوی تنتو یاد گرفتم،من با بوی گردنت که انگار هزار تا گل زیر پوستش دفن کردن زندگی کردم،من تورو نفس کشیدم،من‌ موهای ابریشمیت
+1
من بوی تنتو یاد گرفتم،من با بوی گردنت که انگار هزار تا گل زیر پوستش دفن کردن زندگی کردم،من تورو نفس کشیدم،من‌ موهای ابریشمیت رو نوازش کردم، من لب های سرخ وحشی تورو بوسیدم و به اَتش اون گرفتار شدم. و من جوری عاشق تو شدم که ممکنه ی روزی اسممو یادم بره ولی بوی تنت، دوز دراگ لب هات و پرستیدن تورو نه.